abedi

یادش بخیر قبلنا اینجا نوشته بودم بهم اعتماد نکن الانم همونه ها هوای بد خوب میشه ولی ادم بد نه

چت کردن با abedi
abedi از مازندران دیروز


چت اورداپ


مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهان‌الدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او می‌توان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
abedi ۴ ساعت قبل

طنین کلا از بچگیات مشکل داشتی نعمه اول مشقاتو بنویس بعد حفظش کن اوا

آوای بهار دیروز

چه خوشم اومد.یاد تاریخ ادبیات افتادم مادرم بخت بود و پدرم ابن فرح...فرح ابن فرح ابن فرح

نعمه دیروز

یه حسی اومد سراغم که باید این متنو حفظ کنم چون تو امتحان میاد.یادش بخیر

طنینم دیروز

من هر درسو دوس نداشتم میخابیدم ی بار معلم گف درس میدم دوستم بیدارم میکرد معلم گف ن خدا خیرت بده بزار بخابه اون خابیدنش از احیا نگه داشتنش بهتره

abedi دیروز

اره والا باید نماز شکرانه هم میخوندن

طنینم دیروز

پ ن پ انتظار داشتی برم جلو معلم کنفرانس بدم؟؟؟؟همین ک میرفتم مدرسه براشون خیلی بود

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢۴ مهر ٩٧


چت اورداپ


میخواهم طلوع کنم
جایی میان شرق چشمانت
تو نگاهم کنی
من صبح میشوم
abedi دیروز

دوستای خوبم

طنینم ٢۴ مهر ٩٧

پسرک معتاد ٢۴ مهر ٩٧

سامان اندی ٢۴ مهر ٩٧

من و تو 123 ٢۴ مهر ٩٧

سلطان مسعود ٢۴ مهر ٩٧

کویر تشنهی عشقم، تداوم عطشم»« دگر بس است،ز باران مگوی باران باش.

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران دیروز
عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بخش اول
بشنوید ای دوستان این داستان
خود حقیقت نقد حال ماست آن
بود شاهی در زمانی پیش ازین
ملک دنیا بودش و هم ملک دین
اتفاقا شاه روزی شد سوار
با خواص خویش از بهر شکار
یک کنیزک دید شه بر شاه‌راه
شد غلام آن کنیزک جان شاه
مرغ جانش در قفس چون می‌طپید
داد مال و آن کنیزک را خرید
چون خرید او را و برخوردار شد
آن کنیزک از قضا بیمار شد
آن یکی خر داشت و پالانش نبود
یافت پالان گرگ خر را در ربود
کوزه بودش آب می‌نامد بدست
آب را چون یافت خود کوزه شکست
شه طبیبان جمع کرد از چپ و راست
گفت جان هر دو در دست شماست
جان من سهلست جان جانم اوست
دردمند و خسته‌ام درمانم اوست
هر که درمان کرد مر جان مرا
برد گنج و در و مرجان مرا
جمله گفتندش که جانبازی کنیم
فهم گرد آریم و انبازی کنیم
هر یکی از ما مسیح عالمیست
هر الم را در کف ما مرهمیست
گر خدا خواهد نگفتند از بطر
پس خدا بنمودشان عجز بشر
ترک استثنا مرادم قسوتیست
نه همین گفتن که عارض حالتیست
ای بسا ناورده استثنا بگفت
جان او با جان استثناست جفت
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض چون موی شد
چشم شه از اشک خون چون جوی شد
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می‌نمود
از هلیله قبض شد اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچو نفت
مثنوی معنوی از مولانا
abedi دیروز

نفس طنین اجی عسل

asal24 دیروز

طنینم دیروز

نفس-60 دیروز

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٢ مهر ٩٧


چت اورداپ


ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…
آوای بهار ٢۴ مهر ٩٧

abedi ٢٣ مهر ٩٧

هر که در عاشقی قدم نزده است بر دل از خون دیده نم نزده است او چه داند که چیست حالت عشق که بر او عشق، تیر غم نزده است

سلطان مسعود ٢٣ مهر ٩٧

همین که گفتم اگر خستهای نمان با من ؛ ،،،، سریع بارِ سفر بست ،از خدایش بود ...!

abedi ٢٣ مهر ٩٧

اگر باغ نگاهم پر ز خار است، گلم تاراج دست روزگار است به چشمانت قسم، با بودن تو، زمستانی ترین روزم بهار است

سلطان مسعود ٢٣ مهر ٩٧

و چـه زیبـا و غـریبانه بـِهم می آینـد .... دستهــای "تُ" و تـنهــایی انگـشـتانم ....

abedi ٢٣ مهر ٩٧

ممنون دوستان عشقی داش مسعود تو که احساس مرا این همه باور داری می شود دست از این فاصله ها برداری من از این فاصله در حد جنون دلگیرم تو هم انگار از این فاصله ها بیزاری گفته بودی که می آیی و منم منتظرم وعده ات را به فراموش شدن نسپاری من به اندازه یک عمر برایت مردم تو هم انگار نه انگار که ما را داری

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٣ مهر ٩٧


چت اورداپ


بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من
بده پیغام خود از دور اشارت کردنش با من

بسوزان هرچه میخواهی ولی دل را نوازش کن
بپا کن آتش عشقت، سیاوش بودنش با من

رها کن دود آتش را ولی یاد مرا هرگز
سیه کن آسمان با دود، نیلی کردنش با من

تو و دل دادن دریا، من و دنیایی از رؤیا
بزن کشتی به طوفانها به ساحل بردنش با من

ز هر دردی دری بگشا به هر آهنگ شادی کن
بزن بر تار و پود دل، مرتب کردنش با من

بگو از دل، دل از دلواپسی کم کن
تو وا کن سفرهء دل را صبوری کردنش با من
abedi ٢۴ مهر ٩٧

ای تو روحتون یکم روحیه بدین خب طنین پولم کجا بود شارژ بدم

طنینم ٢٣ مهر ٩٧

رو ک رو نیس ماشاالله سنگ پای قزوینه خجالت هم خوب چیزیه ن شارژمیخرن ن چیزی حالا منتظره ک اون زنگ بزنه

آوای بهار ٢٣ مهر ٩٧

اخه آزاده کم هم نمیکنه ازش که منتظر طرف زنگ بزنه

آزاده هستم ٢٣ مهر ٩٧

عاوا ن بابااز دس رف

parnya ٢٣ مهر ٩٧

اوخی الهی

آوای بهار ٢٣ مهر ٩٧

عابدی ازدست رفتی هاا شایدم تازه بدست اومدی

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١ مهر ٩٧
بی هوا زنگ بزن

بگو دلتنگی بگو

میخواهی ببینی مرا

بگذار یکبار هم که شده

جمله ی

دل به دل راه دارد را

با تمام وجود احساس کنم !
abedi ٢۴ مهر ٩٧

دوستان عزیز پرنیا نرگس اشتباهی زنگ زدی به یکی دیگه

نرگس23 ٢٣ مهر ٩٧

الو۱۲۳ الو۱۲۳امتحان میکنیم

desperado ٢٣ مهر ٩٧

اقا عابدی گل

آوای بهار ٢٣ مهر ٩٧

هستی1 ٢٣ مهر ٩٧

سارا 890 ٢٣ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٣ مهر ٩٧
کاش می شد تا افق پرواز کرد
حل مشکل را به عشق آغاز کرد
کاش می شد شعرماندن را سرود
با ظهورت یک غزل اعجاز کرد
کاش می شد لحظه های عشق را
بی ریا و با نگاه ابراز کرد …
abedi ٢٣ مهر ٩٧

شاعر چشمت شوم یا شاهد خندیدنت ای فدای لحظه ی، در ماه شاید دیدنت در دو چال گونه ات، دنیای من جامی شود عاشق دنیای خویشم، لحظه ی خندیدنت

سلطان مسعود ٢١ مهر ٩٧

معجزه تويی ...! که پيچک ميشوى ، و از تنِ قلبم بالا ميروى ! و خنده هاى توست ...! که ساعتِ گنجشک هاست ! می خندى ، صبح می شود ...!

abedi ٩ مهر ٩٧

قبل از آنی که بیایی چه کویری بودم زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم

الناز33 ٨ مهر ٩٧

تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد جز زلف کسی پیش رخش تاب ندارد ...

abedi ٧ مهر ٩٧

ستی سلامتی زنده ای هنوز؟ از دختر کوچولوت درسا چه خبر خوبه؟

ستایش ٧ مهر ٩٧

عبدی چه خبر

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٧ مهر ٩٧


چت اورداپ

abedi ٢٢ مهر ٩٧

ای بابا داش مسعود کاش به همین راحتیا بود دگری بوی این یکی رو نداره بارانا لیاقتشو نداشتم همین پسرک به راه حلت فکر میکنم ترنم توام مثل من شکست عشقی خوردی ای بابا یلدا چندتا اف

yaldaffffff ٢١ مهر ٩٧

t a r a n o m ٢١ مهر ٩٧

من ڪ نتونستم

پسرک معتاد ٢١ مهر ٩٧

با جایگزین کردن فردی بهتر و خوشگلتر

بارانا 444 ٢١ مهر ٩٧

اگه واقعا عاشق باشی فراموش نمیکنی

سلطان مسعود ٢١ مهر ٩٧

ولی گاهی بایدزد به درِبی عاری سر زلف او نباشد،،،،سر زلف دگری

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١٠ مهر ٩٧
به بعضیام باس گفت :
یادت باشه گلم
وقتی که داری گنده تر از دهنت حرف می زني
منتظر جر خوردن دهنتم باش !!
abedi ١٠ مهر ٩٧

داش مسعود داش کامی همش برا خودته

کامی سیتی ١٠ مهر ٩٧

قلبا برا منه اشتباه تایپیه بجای ک نوشته ت

سلطان مسعود ١٠ مهر ٩٧

تاجی

کامی سیتی ١٠ مهر ٩٧

abedi ١٠ مهر ٩٧

فدایی داری داش مسعود

سلطان مسعود ١٠ مهر ٩٧

جر ،خوردوم،،آخ

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٢ شهريور ٩٧


چت اورداپ


چقدر هوسِ پاییز کرده ام؛
چقدر دلم،
خیابان هایِ نارنجی می خواهد؛
پس کِی این شهریورِ بی قواره ، تمام می شود
سلطان مسعود ٢١ مهر ٩٧

یا به بیدار بودنش شک دارد »«یا میخواهد از خواب هایش، نهایت استفاده را ببرد »«کسی که پس از بوسیدنت، مکثی میکند »؛ و دوباره تو را میبوسد ... وااااااااااااای الهم الرزقنا

پسرک معتاد ١٩ مهر ٩٧

abedi ١٩ مهر ٩٧

داش مسعود معتاد

پسرک معتاد ١٧ مهر ٩٧

عکسش خیلی نازه باید اسمش رو بزاری بهارخانوم

سلطان مسعود ١٧ مهر ٩٧

هوا گرفته و ابری، هوا غمانگیز است تو نیستی که ببینی چقدر پاییز است مگر به قهر نگفتی که از تو بیزارم چرا هنوز نگاهت محبتآمیز است؟ دلت درخشش یک سرزمین بی فاتح دلم خرابهی بعد از هجوم چنگیز است مرا چگونه فراموش کردهای ای دوست؟ ببین گذشتهات از خاطرات لبریز است امید دیدن رویت تمام هستم بود تمام هستی ما را ببین چه ناچیز است

abedi ١٧ مهر ٩٧

اره اجی گلم ولی پاییزم بهم ارامش نمیده دیگه داش مسعود فدایی داری

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١ مهر ٩٧


چت اورداپ

abedi ٢١ مهر ٩٧

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارم بهترین دوست دنیا

سلطان مسعود ٢١ مهر ٩٧

تو بخواه تا من برایت بمیرم به طمع یک بوسه با طعم نارنجی یا هر رنگی تو بخواهی. هرچقدر هم که عاشقت باشم نمی توانم عاشقی ام را به تو ترجیح دهم هر چقدر که عاشقی بلد باشم خرج تو می کنم آقای من! به جاش تو برای من لبخند بزن. می شود؟

abedi ٢١ مهر ٩٧

بانو عزیزی داش مسعود فدایی داری

سلطان مسعود ١٩ مهر ٩٧

خدانکنه عشقم

banoo_18 ١٩ مهر ٩٧

خدا نکنه ان شا الله ارامش کامل بگیری دوست خوبم

abedi ١٩ مهر ٩٧

پینار علی

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢۶ شهريور ٩٧
همسایه تان بودیم

تو می خندیدی

و من

دیوار به دیوار

گریه می کردم.
abedi ٢١ مهر ٩٧

متن زیبا برای دوست صمیمی و با مرام تو من را بهتر می شناسی وقتی لبخند می زنم یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام یعنی آنقدر دوستت دارم که هیچ سنگریزه ای آرامشم را به هم نمی زند!

سلطان مسعود ٢١ مهر ٩٧

طوافت میکند هر دم ، » نگاهم آن نگاهت را ، » نخوردم می ولی مستم ، » شنیدم آن صدایت را »، قسم خوردم به ایمانم ، » به آن چشمان زیبایت ، » که تو ای خوب این قصه ،» وفا دارم به دنیایت

banoo_18 ١٩ مهر ٩٧

آوای بهار ١٨ مهر ٩٧

گل برای شما

abedi ١٠ مهر ٩٧

ممنونم دوستان دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ دوستی تلفیق شعور من و توست دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا دوستی حس عجیبیست میان من و تو

نسرین سلطان ١٠ مهر ٩٧

گاهی وقتا باید دست بزاری رو قلبتو بگی خفه شو احمق اون دیگه نمی خوادت

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١ مهر ٩٧


چت اورداپ

آوای بهار ١٢ مهر ٩٧

سلطان مسعود ١٢ مهر ٩٧

دلت شاد عزیزم آمیییییییین

abedi ١٢ مهر ٩٧

ممنون دوستان

parnya ١١ مهر ٩٧

دلت آروم مشنگ

طنینم ١١ مهر ٩٧

asal24 ١١ مهر ٩٧

دلت اروم داداش عابدی

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٧ شهريور ٩٧


چت اورداپ


گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست

چشمه آرامشم پایین ابروهای توست

خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی

بهترین محصول‌ها مخصوص کندوهای توست
abedi ٣١ شهريور ٩٧

الناز داش مسعود هم چاقه هم سبزه اجی عسل خوشحالم میبینمت

asal24 ٣١ شهريور ٩٧

داداش عابدی

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

چاق،،سبزه،،حتی سیاسوخته اگه توپولی سلام اگه نیستی اصنم ن سلام

الناز33 ٢٧ شهريور ٩٧

چشمه آرامشم پایین ابروهای توست

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

ستایش سبزه ای مسعود بیا یه سبزه برات پیدا کردم

ستایش ٢٧ شهريور ٩٧

عه! سلطانمون سبزه می پسندن؟!

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٢ شهريور ٩٧


چت اورداپ


داش مسعود به دلت بد راه نده
درسته رو اعصابت به طور زیرکانه ای اسکی رفتن و باعث شدن از کوره در بری
ولی اینو بدون هنوز برامون عزیزی
تقدیم به دوست خوبم سلطان مسعود
abedi ٣١ شهريور ٩٧

چرا کامنتا پاک شده همش؟

ساناز بوشهر ٣٠ شهريور ٩٧

ی خورده؟؟؟؟؟ اگ خیلی رژه میرفتن ک فک کنم آورداپ رو از ریشه نابود میکرد

exchange ٣٠ شهريور ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١٠ شهريور ٩٧
خر_سلطان_جنگل_شد!

خر همه ی حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.
کارها خوب پیش می رفت و خر قوانین ششگانه یی وضع کرد
در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
قوانین ما از همه قوانین دیگران کامل تر است و خروج از اینها و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همه ی حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود.
شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُز اطاعت کردید؟
رها5495 ٣٠ شهريور ٩٧

یادبگیرم این هم نمونه ای مصداق قیام امام حسین جالب بود

الناز33 ٣٠ شهريور ٩٧

abedi ٢٢ شهريور ٩٧

امیر ممنون از بقیه دوستان

ماه کوچولو ٢١ شهريور ٩٧

amirrr ٢١ شهريور ٩٧

خیلی از مردم ایران باور هایی دارن که ترس دارن کنار بذارن یا به وضوح بهشون فکر کنن . دینشون رو که باید بش برسن به ارث میبرن در حالی که ارثشون که از پیشینیانشون بوده (ایران) بقیه دارن به تاراج میبرن . اینکه 6 صبح پاشیم اصلا بد نیس ولی اینکه مجبور شیم 6 صبح پاشیم یعنی ظلم

hilday22 ٢١ شهريور ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٧ شهريور ٩٧


چت اورداپ


مسعود من هر وقت به این جیگر نگا میکنم اب قند لازم میشم
abedi ٢٧ شهريور ٩٧

حسودا چشم دیدن از خودتون خوشگلتر رو ندارین

بارانا 444 ٢٧ شهريور ٩٧

اصن من میخام منطقی بهش نگا کنم بدون حسودی والا هر چی بیشتر نگا میکنم میبینم خوشم نمیاد

yeganam ٢٧ شهريور ٩٧

والا من حسود نیسم سلیقه شما اوجل نی

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

یگانه چقدر حسودین شما

yeganam ٢٧ شهريور ٩٧

این کجا اوجله اونوقت پس خوب نگاش کنید اب قند لازم شید

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

مسعود اونکه کوتولست نغمه چقدر حسودین شما از خودتو خوشگلتر میبینین حسودی میکنین

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ١٠ شهريور ٩٧
کافری را نزد خلیفه آوردند که درباره او حکم کند.خلیفه گفت: به من خبر داده اند که کافری و کفر می گویی.
مرد گفت: حاشا و کلا.من نماز می گزارم و روزه می گیرم و جز خدا را نمی پرستم.
خلیفه گفت: دروغ می گویی ! سخن راست بگو, وگرنه فرمان می دهم که تو را آنچنان تازیانه بزنند که به بی دینی ات اقرار دهی.
مرد گفت:شگفتا؛ این چه حالت است؟!
محمد شمشیر می زد که به مسلمانی اقرار کنید و تو که بر جای او نشسته ای,تازیانه می زنی که به کافری اقرار دهید!

آوای بهار ٢٧ شهريور ٩٧

محمد شمشیرمیزد که به مسلمانی اقرارکنی؟یجوریه..ولی خوب بودمرسی

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

دم همتون گرم کمیم ولی با همیم

سلطان مسعود ٢۶ شهريور ٩٧

ببند،،،،فعلا سیاسی موضوع

crazy girl ٢۶ شهريور ٩٧

فعلانکه از وقت خواب تو گذشته شاشوک اره فراموش کردم پیر پسری ایزیلایفتو ببند حتما

سلطان مسعود ٢۶ شهريور ٩٧

کوارک برخیز

کوارک ٢۶ شهريور ٩٧

آهان مرسی حواسم نبود لطف داری سلطان .

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٠ خرداد ٩۶
با دختره رفتیم کافه، ازم پرسید تو چرا چایی سفارش دادی؟ گفتم بیشتر پول ندارم. گفت من یه دقه برم دستشویی الان میام







هنوزم منتظرم بیاد
abedi ٢٧ شهريور ٩٧

من همون تو کافه منتظر بمونم بهتره

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

با فولکسم میام

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

با ماشین المانیت بیا

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

موخامت هوارتا

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

بجون مهدی اگه اهن پرست باشم من فقط تورو بخاطر خودت میخوام

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

ای آهن پرست

عضو چت اورداپ
چت کردن با abedi
abedi از مازندران ٢٧ شهريور ٩٧


چت اورداپ

الناز33 ٢٧ شهريور ٩٧

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

اوخ اوخ نگو مسعود منم اب قند لازم شدم

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

من فقط در مورد لپه پز آب قند لازم میشم

abedi ٢٧ شهريور ٩٧

خانم گل بیا اب قند بهت بدم داش مسعود

سلطان مسعود ٢٧ شهريور ٩٧

عابدی

عضو چت اورداپ
abedi
abedi
چت اورداپ
یادش بخیر قبلنا اینجا نوشته بودم بهم اعتماد نکن الانم همونه ها هوای بد خوب میشه ولی ادم بد نه
تاریخ عضویت: 8 فروردين 94
تولد: 8 خرداد
محل زندگی:مازندران
جنسیت:آقا، مجرد
تحصیلات:علوم انسانی، مشغول به کار (مدیریت)
عضو ویژه
abedi
اسرار خوراکی ها
موزیک مورد علاقه abedi


تشکر و قدردانی رسمی abedi

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 8 خرداد 97

یک تکه بلور از جنس حضور / یک یاس سپید از رنگ امید با هرچی وفاست از سوی خدا / همه تقدیم تو باد .. تولدت مبارک

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 8 خرداد 96

روز تولد تو روز نگاه باران// بر شوره زار تشنه بر این دل بیابان//روز تولد تو گویی پر از خیال است //یاس و کبوتر و باد در حیرت تو خواب است//تولدت مبارکƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 14 مهر 95

سپاس بابت حضور فعال و مطالب زیبای شما

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 9 تير 95

abedi خیلــــــــی حامدی/بازم تولدت مبارک:D
/اظهار احساسات از طرف دخترافغان به شما/

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 8 خرداد 95

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد. قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم// تولدت مبارکƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 8 ارديبهشت 95

تبریک ویژه بابت قاطی شدن با مرغا

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 21 دي 94

تشکر بابت عرق ریزی شبانه در اورداپ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 8 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی abedi

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 1 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی abedi

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 20 آبان 94

تشکر و ثدر دانی از abedi بابت حضور گرم و صمیمی

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 24 شهريور 94

BI ▀ ▄ G ▄ L ▀ ▄ I ▄ K ▀ E ▀ BI ▀ ▄ G ▄ L ▀ ▄ I ▄ K ▀ E

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 1 تير 94

تشکر و قدردانی رسمی abedi فعالیت مفید و پر محتوا

تصاویر ارسال شده abedi