اورداپ > ادبیات، شعر و داستان صفحات: ١۴٩٣٨، ارسال: ١٣١۴٧٩، پاسخ: ١۴۶٧۶٧

هدف از ایجاد گروه ادبیات، ایجاد فضایی مناسب برای فعالیت کاربران در زمینه ادب، تاریخ و فرهنگ ایران پارسی است.
از این رو فعالیت های شما کاربران را در زمینه های یادشده در قالب صفحات یا بحث های ایجادی با موضوعات مرتبط پذیراییم.
پس منتظریم...

توسط: پینار ٢٧ مرداد ٩٨ - بازدید: ٣۵ - ارسال: ٣ - پاسخ: ٨

# مشاعره
سلام
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی. نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
سنایی
دوست عزیز بعدی با ی لطفا!
28 مرداد 98
موفق باشید

توسط: فاطمه 1381 ٢٧ مرداد ٩٨ - بازدید: ٢١ - ارسال: ١٣ - پاسخ: ٢٠

•●تک بیتی ها●•
سلام عزیزانم
به صفحه((•●تک بیتی ها●•))خوش اومدید
امیدوارم از تک بیتی هایی که میزارم لذت ببرید
اگه تک بیت زیبایی داشتید ارسال کنیدعزیزانم
خوش اومدید
27مرداد98

توسط: الناز33 ۶ مرداد ٩٨ - بازدید: ٧٧ - ارسال: ٧ - پاسخ: ٧

 قدرت زبانِ ترکیِ آذری
بیشترین تعداد فعلها در زبان ترکی
وسعت کلمات در زبان آذری
بهترین و شیرین ترین زبان ، آذری

توسط: پینار ١ مرداد ٩٨ - بازدید: ٧٨ - ارسال: ٣ - پاسخ: ٨

 # نقطه سر خط
سلام
زندگی زیباست!
اشعار بسیار زیبای زندگی رو در این صفحه بیابید.
موفق باشید
1 مرداد 98

توسط: maryam p r ٣٠ تير ٩٨ - بازدید: ١٩۴ - ارسال: ١٢ - پاسخ: ۵٨

  عاشقانه ها۲



























توسط: maryam p r ١٩ تير ٩٨ - بازدید: ۴٧ - ارسال: ١ - پاسخ: ٢

گلچین اهنگهای شاهکار بینش پژوه
.......

توسط: محمدرضاا ٣ تير ٩٨ - بازدید: ١۶۵ - ارسال: ٣٣ - پاسخ: ٢٠

  من در هوای تو / تو در هوای دگری
1398/04/03

لطفا اگه به این صحفه میاین فقط کامنت بدین و پست نزارید ممنون

توسط: مدیریت سایت ١٠ خرداد ٩٨ - بازدید: ١٠٢ - ارسال: ۴ - پاسخ: ٠

 ‍ عذر بدتر از گناه !
‍ عذر بدتر از گناه !

روزی ناصرالدین شاه در یک مجلس خصوصی به کریم شیره ای دلقک دربارش گفت کریم تو می دانی عذر بدتر از گناه چیست؟
کریم گفت: قربان این همه آدم فاضل و عالم اینجاست بنده ی ناچیز چه بگویم؟
ده روزی از این ماجرا گذشت و روزی شاه در راهروی کاخ قدم میزد که یکمرتبه کریم از پشت ستونی بیرون پرید و انگشتی به ناصرالدین شاه زد و از پشت بغلش کرده و مشغول بوسیدنش کرد.
خون به چشم شاه دوید و فریاد زد پدر سوخته چکار می کنی؟
کریم دستپاچه گفت: ببخشید قبله عالم فکر کردم خانم میباشد...
شاه گفت مردک عذر ب

توسط: مدیریت سایت ١٠ خرداد ٩٨ - بازدید: ۶٢ - ارسال: ١ - پاسخ: ٣

 داستانی از شاه عباس

شاه عباس از وزیر خود پرسید:
"امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟"
وزیر گفت:"الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانستند به زیارت کعبه روند!"

شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست کفاشان به مکه می رفتند نه پینه دوزان، چون مردم نمی توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم"!

توسط: مدیریت سایت ١٠ خرداد ٩٨ - بازدید: ٩٨ - ارسال: ٣ - پاسخ: ٢

 حکایت عقاب و کلاغ بیشه
آورده اند که عقابی بود.
بر بچه گوسفند حمله آورد و او را به چنگال صید کرده، در ربود.
کلاغی که شوق تقلید داشت ، این احوال را دید.
خواست که زور خود بر گوسفندی بیازماید و لیکن پنجه اش در پشم گوسفند چنان اسیر ماند که بیچاره خود را از آن خلاص دادن نتوانست.
شبان آمد و او را اسیر یافته ، بگرفت و به خانه برد تا از بهر بازیچه به فرزندان خود دهد.
چون فرزندان شبان کلاغ را دیدند، از پدر خود پرسیدند که این پرنده چه نام دارد؟
راعی گفت این پرنده ای است که پیش از یک ساعت خود را عقاب تصور کرده بود، اکنون خوب دانس

سایر گروه های اورداپ
پرطرفدارترین صفحات