داستان کوتاه

در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر
توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز
نکنند .

در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد . ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود . سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد : ♥ چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!

فقط کامنت    

ایجاد کننده

یک فرد بزرگسال ،حدود هشت ساعت در شبانه روز می خوابد . در کودکی به 16 ساعت خواب نیاز داریم . اما این رقم با افزایش سن کاهش می یابد.

ضرب المثل

خاک در توبره کشیدن ( تهدید شدید در حد ویران کردن خانه یا دکان که حتی مصالح آن را به جا نگذاردن)

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 9714 تأیید کننده: زئوس11011
این شعر از کیست ؟ علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
(1) رهی معیری
(2) شهریار
(3) مولانا
(4) حمیده رئیس زاده
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 9714:1
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا
کافه.شعر
پرنسس
عاشقانه
الناز33
مشاهیر معاصر ساوه
♥حجت فاتح ♥
بغض بوم
الناز33
گیـسو
الناز33
شعر درباره ساوه
♥حجت فاتح ♥
احمدبیگ درگذرزمان
♥حجت فاتح ♥
قشقای
بازارلوله و اتصالات ایران