شازده کوچولو – قسمت بیستم

شهریار کوچولو گفت: – سلام.
سوزن‌بان گفت: – سلام.
شهریار کوچولو گفت: – تو چه کار می‌کنی این‌جا؟

سوزن‌بان گفت: – مسافرها را به دسته‌های هزارتایی تقسیم می‌کنم و قطارهایی را که می‌بَرَدشان گاهی به سمت راست می‌فرستم گاهی به سمت چپ. و همان دم سریع‌السیری با چراغ‌های روشن و غرّشی رعدوار اتاقک سوزن‌بانی را به لرزه انداخت.
– عجب عجله‌ای دارند! پیِ چی می‌روند؟
سوزن‌بان گفت: – از خودِ آتش‌کارِ لکوموتیف هم بپرسی نمی‌داند!
سریع‌السیر دیگری با چراغ‌های روشن غرّید و در جهت مخالف گذشت .
شهریار کوچولو پرسید: –

فقط کامنت    

ایجاد کننده

نوزاد لمور ماداگاسکار هفت ماه اول زندگی خود را روی کول مادرش به طور آویزان به سر می برد . او خود را محکم به مادرش می چسباند و با او در تمام جنگل از این سو به آن سو می پرد.

ضرب المثل

ذاتش خراب است ( بدجنس،نااهل و بد طینت است)

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 7958 تأیید کننده: فریدون
برای تولید ۱ لیتر بنزین .... تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
(1) 32.5
(2) 31
(3) 41
(4) 10
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 7958:4
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا