چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٣١ ارديبهشت ٩۶
شبیه یک کابوس بود. رویای خوبی نبود. پر از صدای زجه ، داد و فغان بود. پر بود از حس و حال وحشت، چنان واقعی بود که تک تک لحظاتش را مثل یک فیلم، جلوی چشمانم پخش می شود.
برای رسیدن به یک سیرک، در خیابانی آشنا در شهر، قدم می زدم. گویا چند سال بعد بود. شاید دهه ها بعد ...
یکی از کسانی که میدانم یک دوست بود؛ ولی گویا هنوز در زندگی من وارد نشده بود را دیدم. بعد از سلام و احوال پرسی مقصد هر دوی ما همان سیرک شد. با شوق و ذوق به سمت سیرک می رفتیم و از گذشته هایی که برای من نا آشنا بود، می گفتیم. درختان آن خیابان از نهال هایی کوچک تبدیل به درختانی بزرگ با سایه ای گسترده شده بودند.
هوایی سرد و سوزی دلنواز فضای رویا را پر کرده بود. که صدای وحشت انگیز یک گاو فضای خواب را پر کرد. به سمت منبع صدا دویدیم. بر خلاف تصور ما، یک کفتار در حال دریدن یک فیل بود. از دم فیل، خون فواره می زد. فیل بی خیال، مشغول جویدن غذایش بود. دم فیل کنده شده بود. صدای وحشت زده گاو هر لحظه ، از فاصله ای نزدیک تر می آمد.
کفتار بی رحمانه فیل را می درید. ما به مغازه ای پناه بردیم که کفتار توسط گاوِ وحشت زده از فیل دور شد. فیل فرار کرد. دوست من به سمت آنها رفت. رفتاری شبیه به میانجی گران داشت، ولی از رویا حذف شد... دیگر یار و یاوری نداشتم.
کفتار بی رحمانه گاو را می درید پوشت بدنش را جدا کرده بود. از خانه ای عده ای از کودکان بیرون آمدند. از طرفی قلبم از شدت هیجان ، وحشت و نگرانی برای دوست ناشناسم می تپید و ورود کودکان به صحنه نبرد مرگ و زندگی بین کفتار و گاو نگرانی من را دو چندان کرده بود.
مدام سر بچه ها فریاد می زدم ولی گویی صدای من را نمی شنیدند. صدای خنده ها و عشوه گری کودکان از سویی و از سویی دیگر صدای وحشتانک جنگ بر سر زندگی بین گاو و کفتار و فریاد های من بر سرکودکان حالتی خستگی به من داده بودند. باید کاری می کردم. توجه کفتار به سمت کودکان شاد جلب شده بود. گاو قهرمانانه می جنگید و از جان خودش و کودکان دفاع می کرد.
در آن رویا دیگر صدایم در گلویم خفه شده بود. کودکان در خطری جدی بودند. گاو دیگه نای مقابله نداشت. یک گوش و دمش را از دست داده بود و بخش بزرگی از پوستش روی زمین کشیده میشد. از مغازه خارج شدم. به سمت کودکان دویدم و با زمین خوردنم ... از خواب پریدم
اشکمهر ١ خرداد ٩۶

ممنون آیت خواب بود دیگه

آیت ٣١ ارديبهشت ٩۶

انصافا آخرش غافلگیر شدم

اشکمهر ٣١ ارديبهشت ٩۶

ممنون

مهسا 29 ٣١ ارديبهشت ٩۶

الناز ممنون ..خودتم خسته نباشی

الناز33 ٣١ ارديبهشت ٩۶

مهسا خسته نباشی واقعا وحشتناکه.. بعصی وقتا خابای بد ک می بینی .. هی داد میزنی و کمک میخای ولی صدات در نمیاد.. یا نشستی نمیتونی پاشی... خیلی بده ... قبلا صدای کفتار شنیدم الان اینو تصور میکردم خیلی وحشتناکه

اورداپ155 ٣١ ارديبهشت ٩۶

با عرض معذرت! بعدا میخوانم ..

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۵ ارديبهشت ٩۶


چت اورداپ


اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

کنت دراکولا ٢۵ ارديبهشت ٩۶

https://t.me/joinchat/aaaaaejdklrjc-ehbwvlfg

الناز33 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

شاید

sara34 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢١ ارديبهشت ٩۶
وقتی که ستاره ها خیلی سرد هستند
و دیگر نمی درخشند و یخ زدند
جایی در لبه ی شب
ما آنجاییم ... ما میتونیم روشنایی آنها باشیم
پس من را بیشتر لمس کن و عجله کن
فقط به گرفتن دستهام ادامه بده
رویایت را می سازم همانطور که داریم اوج میگیریم
من میدانم که به کجا برویم و کجا فرود بیایم
ما میتونیم در خوشبختی بالا و بالاتر برویم
در جایی مثل بهشت و نیروانا
جایی که همه آرزویش را دارند
من تو را انجا میبرم
جایی امن والا تر از بهشت در اوجی بلند
در اقامتگاه نیروانا
جایی که دیگر ما مجبور نیستیم پنهان بشویم
ما میتونیم هر شب رویا ببینیم
پس از درون آسمان به دنبالم بیا
و اقیانوس ها رو تماشا کن که چطور به هم میخورند
همانطور که ما اوج میگیریم فقط دستم را محکم بگیر
و من تو را به انجا خواهم برد
و من تو را به انجا خواهم برد
ما به الماس یا طلا نیاز نداریم راز های پنهان رو آشکار ببین
همانطور که ما داریم به بالا پرواز میکنیم
من تو را به انجا خواهم برد
در اقامتگاه نیروانا
و من تو را به انجا خواهم برد
من تو رو به اونجا خواهم برد
من تو رو به اونجا خواهم برد
...
♥♥♥
اشکمهر ٣٠ ارديبهشت ٩۶

ma00089 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ٢٢ ارديبهشت ٩۶

آیت رضا وحید / ممنون بقیه

رضا210 ٢٢ ارديبهشت ٩۶

♥وحید♥ ٢٢ ارديبهشت ٩۶

بانوی دی ٢٢ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٢ ارديبهشت ٩۶
I have often told you stories about the way
I lived the life of a drifter Waiting for the day

When I"d take your hand and sing you songs
Then maybe you would say "Come lay with me and love me"

And I would surely stay But I feel I"m growing older
And the songs that I have sung Echo in the distance
Like the sound
Of a windmill going round
Guess I"ll always be a soldier of fortune
Many times I"ve been a traveller
I looked for something new
In days of old when nights were cold
I wandered without you
But those days I thought my eyes had seen you standing near
Though blindness is confusing
It shows that you"re not here
Now I…
این بهترین آهنگی بوده که شنیدم ... بهترین اهنگی که شنیدم ...
آهنگی عاشقانه ... هر کی خواست بگه اسمش رو بگم دانلود کنه
اشکمهر ٣٠ ارديبهشت ٩۶

soldier of fortune ارسلان حتما دانلود کن داداش / من می خواستم کارتون راحت بشه که گفتم بیایین کانالم

7833 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

اشکی..خب اسمشو بگو دان کنیم دیگه...الان نیستی بگی ماتوکف میمونیم

اشکمهر ٢٢ ارديبهشت ٩۶

فوق العاده اس ... اهنگ عاشقونه یعنی ایـــــــــــــــــــن نه این چرت و پرتایی که ملت گوش میددن / ممنون آیت

آیت ٢٢ ارديبهشت ٩۶

فوق العاده س این آهنگ برای تو داستان هایی درباره ی راهی گفتم ، که مثل یک انسان بی هدف زندگیم را پیش بردم ، منتظر روزی بودم deep purple

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۴ ارديبهشت ٩۶
روزی روزگاری در قلمرو پادشاهی خیلی خیلی دور
رخدادی بزرگ روی داد ... و پادشاه از ترس جان، نه جان خودش بلکه جان مردمش از قلمرو خارج شد.
آن شاه صدر اعظمی داشت که 13 سال بر ثروتمند ترین کشور دنیا حکومت کرده بود.
خیلی از دوستان پادشاه از کشور گریختند.
آن صدر اعظم، توسط آنانی که رخداد بزرگ را شکل داده بودند. دستگیر شد و در دادگاه حاضر شد ...
در دادگاه...
قاضی: آقای صدراعظم؛ شما چرا فرار نکردید مثل شاهتون ...
صدر اعظم: چون پول نداشت ...
خنده حضار ...
قاضی: اقای صدر اعظم دوباره می پرسم... چرا فرار نکردید؟
صدراعظم: دو ماه حقوق بازنشستگیمو نگرفته بودم، پول خرید بلیط هواپیما نداشت ...
قاضی: به دلیل فساد اخلاقی، مالی و جنگ علیه خدا ؛ اعدامش کنید ...
صدر اعظم در اوج فقر اعدام شد ولی ... معلوم شد که صدر اعظم واقعا پولی برای فرار نداشت.

پ.ن: داستانی آشناست ... البته اگر تاریخ را خوانده باشید ...
اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

درسته من می خواستم به جایی برسم که پشیمون شدم ... ♥ ♥♥

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر در تاریخ ایران بعداز امیر کبیر و مصدق امیر عباس هویدا یکی از شریفترین وپاکترین و کاری ترین نخست وزیرای ایران بوده البته باید بگم اعدامش نکردن بلکه تو راه رو دادگاه ترورش کردن

حسینhossen ٢۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

ممنون سینا ♥♥♥ / دیکتاتور

دیکتاتور متواضع ٢۶ ارديبهشت ٩۶

سینا

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

امیر عباس هویدا

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۶ ارديبهشت ٩۶
Playground school bell rings again
Rain clouds come to play again
?Has no one told you she"s not breathing
Hello I"m your mind
Giving you someone to talk to
"Hello"
If I smile and don"t believe
Soon I know I"ll wake from this dream
Don"t try to fix me I"m not broken
"Hello"
I"m the lie living for you so you can hide
Don"t cry
Suddenly I know I"m not sleeping
Hello
I"m still here
All that"s left of yesterday
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه آهنگ بسیار عالی با داستانی فوق العاده از گروه افسانه ایِ evanescence
با سولوی های باور نکردینی پیانو، ارگ کلیسا و چلو ...
واقعا باور نکردنیه پیشنهادمی کنم همه دانلود کنن/ برای دانلود هم به کانالم مراجعه کنید


چت اورداپ

اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

https://t.me/joinchat/aaaaaejdklrjc-ehbwvlfg ارسلان این ادرس تلگرامه ممنون بقیه ♥ ♥♥

سامان اندی ٢۶ ارديبهشت ٩۶

7833 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

کانالت چیه ادرسش اشکی

asal24 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

چشم گلللل تقدیمتون

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

عالینevanescence

sara34 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

باشه مرسی

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٠ ارديبهشت ٩۶
من نوشتن رو دوس دارم ...
دنیایی که از خیال خودت می سازی ... پیش می بری و به بهترین شکل ممکن تموم می کنی
دنیایی که رهبرش خودتی موسیقی متنش، توی سرت مــُــدام تکرار می شه ...
دنیایی که مقصد کمی و کاستی هاش خودتی ...
خودتی و خودت ... شخصیت اصلی داستان رو خودت بزرگ می کنی اونم توی زمانی که همه فکر می کنن اینننننننننننن دیگه شخصیت اصلی داستانه ...
دنیای نویسندگی دنیای جالبیه ... سازه های بلند، در کسری از زمان می سازی ...
در کسری از زمان نابود می کنی ...
در کسری از زمان زیبا می کنی ... در کسری از زمان زشت ...
خوب بودن و بد بودن رو القا می کنی ...
شبیه یک جادوگر میشی که ذهن همه رو با ورد های به تسخیر می کنی ...
همه از جمله خودت می خوایی اخرشو بفهمی ...
می خواد به کجا بره رو نمی دونی ... فقط می دونی میری تا جایی که تخیلت فرمان می ده
توی دنیات پرواز می کنی ... توی جادو می کنی ... قدرت های ماورایی داری
کسی نیست بهت پوزخند بزنه ... کسی نیست بگه دیوونه ... کسی نیست بگه این چرندیات چیه ؟
همه عاشقش میشن ...
من نویسندگی رو دوس دارم ... نویسنده بودن به ادم احساس ازادی میده ... بهم خودمو نشون میده ... کسی هم نیست ...


چت اورداپ

اشکمهر ٢١ ارديبهشت ٩۶

ممنون عسل جان ♥ ♥ ♥/ فشفشه عالی عالی / باران خانم

باران099 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

طولانی بود

فشفشه1 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

منم نويسنده ام

asal24 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

افرین افرین اشکمهر اقا عالی، نوشتن خیلی خوبه

اشکمهر ٢٠ ارديبهشت ٩۶

هیلدا 2004 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

منم شعر رو دوست ندارم .چون میگم تا حرف ساده و زیبا هست چرا قافیه و ابهام

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢١ ارديبهشت ٩۶
سهمت در دنیا بسیار است ...
بسیار بیشتر از آن چیزی که دل خوش کرده ای ...
بترس از روزی که سهمت از این دنیا شمع نیم سوخته ای همراه با سنگی غبار گرفته باشد ...
زیرا ((ناگهان خیلی زود دیر می شود))
@khiyallli
telegram.me/khiyallli
عاشقانه های خیالی


چت اورداپ

اشکمهر ٢١ ارديبهشت ٩۶

لیلیوم ٢١ ارديبهشت ٩۶

بانوی دی ٢١ ارديبهشت ٩۶

setare00 ٢١ ارديبهشت ٩۶

عه همون کانال معروف

سامان اندی ٢١ ارديبهشت ٩۶

telegram.me/khiyallli

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٣ اسفند ٩۵
یک پست از روی دلسوزی گذاشتم ... فقط از روی دلسوزی
یک نفر - که حس می کنم می دونم چه کسی هست- من رو با الفاظ زیبایی بدرقه کردن
امیدوارم درد دوریشو نکشی دوست من ...
سخته ... واقعا سخته ...
شب رو روزتون بخیر ♥ ♥ ♥


چت اورداپ

اشکمهر ٢٠ ارديبهشت ٩۶

ممنون ♥

مهسا77 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

سلام خیلی خوش اومدین

اشکمهر ١۶ ارديبهشت ٩۶

♥وحید♥ ١۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر خوش اومدی داداش

بانوی دی ١۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ١۶ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
اشکمهر
موزیک مورد علاقه اشکمهر


تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 19 اسفند 94

دوستی مثل اسناد کهنه است ، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 29 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

تصاویر ارسال شده اشکمهر