چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١٨ تير ٩۶
به خاطر داری؟
آن روزی که چشم در چشم، در فاصله ای اندک لبخند هایمان گره خورد ؟
به یاد داری؛
عشق تو در دل من جوانه زد ... عشق من در دل تو رویید ؟
فاصله ای کوتاه بود ...
در اوج ازدهام، دنیا خالی شد ...
من بودم و تو ...
چشم از چشمانت برداشتم ...
به لبانت، سر تا پا نگاه شدم ...
نشنیدم چه گفتی ...
نمی دانم چه گفتم ...
به خاطر دارم لبخندمان به هم گره خورده بود ...


چت اورداپ

علی شاهکار دیروز

maryam p r دیروز

اشکمهر دیروز

الناز33 ٢٨ تير ٩۶

اشکمهر ٢٧ تير ٩۶

♥♥

لیلیوم ٢٧ تير ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٧ تير ٩۶
زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون

نـــمـــیــدونــی تـــو کـــــه عــاشـــق نـــبــودیـــ
چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارونِ زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون


چت اورداپ


پ.ن: دلنوشته از خودم
علی شاهکار دیروز

maryam p r دیروز

کنت دراکولا ٢٩ تير ٩۶

♥♥♥

مهسا77 ٢٩ تير ٩۶

Like

سحر666 ٢٨ تير ٩۶

گل....

setare00 ٢٨ تير ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٨ تير ٩۶
مهتاب
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
آه مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی بخش جهان
کو ماهم?
نزدت چه شب‌ها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا لب‌ها به لب‌ها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم
مهتاب!
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده‌ام
آه افسوس
رفت و آن دوران گذشت
سر نهم بر کوه و دشت
از هجرش ...


چت اورداپ


پ.ن1: آهنگ مهتاب از ویگن ...
پ.ن2: دلنوشته از خودم ...
nafas 6 دیروز

اشکمهر ٢٨ تير ٩۶

لیلیوم ٢٨ تير ٩۶

maryam p r ٢٨ تير ٩۶

مهسا77 ٢٨ تير ٩۶

مستی44 ٢٨ تير ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١٢ خرداد ٩۶
ای کاروان ! ای کاروان من دزد شب رو نیستم
من پهلوان عالمم تیغ رویارو زنم

بر قدسیان آسمان من هر شبی یا هو زنم
گر صوفی از لا دم زند من دم ز الا هو زنم

باز هوایی نیستم تا تیهوی جان آورم
عنقای قاف غربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟


خاقان اردو دار اگر از جان مگردد ایل من
صاحبقران عالمم بر ایل و بر اردو زنم


خیز ای توانگر پیش من بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم کی پیش تو زانو زنم؟


چت اورداپ

maryam p r دیروز

اشکمهر دیروز

مهسا77 دیروز

اشکمهر ١٢ تير ٩۶

فاطمه123 ١٨ خرداد ٩۶

گللللل

اشکمهر ١۶ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٨ تير ٩۶
چرا یوزر دراکولای من بلاک شده
شاه راضی میشه که باهاش شوخی کنی
گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا راضی نمیشه ...
ساناز بوشهر ٣٠ تير ٩۶

دارکولافیلمشودیدم.همون بهتر ک بلاک شد.ترسناکه.خون خار.......

الناز33 ٢٩ تير ٩۶

بلاک نیس کی گفته بلاکه ساناز

ساناز بوشهر ٢٩ تير ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٠ تير ٩۶
به ضربان آهنگین ساعت گوش بده ...
به زمان وصال نزدیک می شود ...
وصالی از جنس ما، از جنس عشق ...
میدانی چه را دوست دارم ... آن زمانی که قلبهایمان آهنگین و یک صدا هستند
آن زمانی که یک نوا می شوند ... بهشت می شود ...
رویایی می شود ...
درست مثل لحظه ای که تو در آغوش من ... با نفسی عمیق، آرام گرفتی ...
آرام به خواب رفتی ...


چت اورداپ

اشکمهر ٢۵ تير ٩۶

مهسا77 ٢۵ تير ٩۶

اشکمهر ٢۵ تير ٩۶

فاطمه123 ٢٠ تير ٩۶

نفس6 ٢٠ تير ٩۶

ارام....

اشکمهر ٢٠ تير ٩۶

مهسا چرا اون شکلی شدی؟ / لیلی ♥ الناز♥

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١٢ تير ٩۶
کاش میشد در کوچه باغهای روستاهای شمال دست در دست هم به سوی دریا قدم بزنیم...
یا زیر نور آفتاب تابان جنوب کنار خلیج نیلگون فارس کنار دریا قدم بزنیم ...
یا نوش کنیم از شراب شیرازی که عشقمان باشد ...
یا روحمان را از مهر رضا در خراسان پر کنیم ...
یا عشقمان را در آذربایجان با شراب های ناب ارمنی مزه مزه کنیم
یا دست در دست هم ...
کنار هم ...
سر روی بالین، شب را تا سحر ... سپری کنیم ...
امــــــــــــــــــــــــــــــــــا
هنوز نامزدیم، بابات پدرمو در میاره ... -_-


چت اورداپ

اشکمهر ٢٠ تير ٩۶

مهسا77 ٢٠ تير ٩۶

لیلیوم ٢٠ تير ٩۶

کنت دراکولا ٢٠ تير ٩۶

اوهوم

لیلیوم ١٣ تير ٩۶

همین ک هنو نامزدین

کنت دراکولا ١٣ تير ٩۶

چی الهی ؟

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١۴ خرداد ٩۶
- دست رو موهات کی میکشه ... وقتی منو نداری؟
بعد 1 سال ...
* دارم شوهر می کنم
- با کی؟
* غریبه اس
- شغلش چیه ؟
* آزاده متولد 70 میگه خیلی دوستم داره و یه ساله زیر نظر داره منو
- این حرفش خیلی به دل منم نشست .فقط یه عکس از تو لباس عروس برام می فرستی؟
* خودت دوس داری زنت این کار رو بکنه؟
-نه دوست ندارم. میدونی دیگه اونجاهایی که بودیم نمیرم چون بغض می کنم ... خوشبخت باشی انشاء الله بچه های خوبی و خوشگلی داشته باشی و شاد زندگی کنی و غرق خوشبختی باشی
* ممنون دعا کن سخت گیر نباشه دوس داشتنش تا ابد باشه و سرد نشه نسبت بهم
- آمین . انشا الله به دلت بشینه و عاشقش بشی

همیشه فکر می کردم آسون تر باشه ... نبود
واقعا نبود ...
واقعا تک تک واژه هاش اندازه بلند کردن کوه سخت بود ...
سخت بود ... واقعا سخت بود ...
اشکمهر ١٢ تير ٩۶

اپامه جان می دونی دین داشتن چقدر می تونه بد باشه ؟ می تونی دین یه دختر رو به گردن داشته باشی یعنی چی؟ / چی می تونم بگم؟

maryam p r ١٢ تير ٩۶

siina ١٢ تير ٩۶

الهی بمیرم اشکی جونم

atefeh ١٢ تير ٩۶

اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووخی

desperado ١٢ تير ٩۶

آپامه جان/ میشه واضحتر توضیح بدی؟دوس دارم بدونم اینا دقیقا از کدوم دست آدمان

آپامه جان ١٢ تير ٩۶

آقایونی که توی همچین مکالمه ای هیچ تلاشی برای نگهداشتن طرفشون نمیکنن و واسشون ارزوی خوشبختی و بچه های چاق و چله و خوشگل میکنن........اینا همونایی ان ک ... اهووووف.........بگذریم

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٣١ خرداد ٩۶
زندگی پر از ناگهانی های خداست
ناگهانی می گیرد
ناگهانی میدهد... ناگهانی شر را می گیرد ...
ناگهانی خیر را می دمد ...
نمی دانم آمین کدام آرزوی من هستی!
نمی دانم از کجا چنین بر قلب من فرود آمدی
نمی دانم چه شد که قسمت من شدی
اما می دانم زیباست که می دانم
یعنی میدانم که زیباست که می گویم
رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنا پیدا می کنند
کوه ها با قله و دریا ها با موج ها زندگه پیدا می کنند
و انسان ها با عشق ... فقط با عشق ...
پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم ... اما نباشد
هـــــــــــــــــــــــــــــــــرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد
هر گز نباشد ... آمین
و اینگونه شد که درگیر قلب شدیم و پیوندمان را در آسمان ها به هم زدیم...
فقط میدانم ما برای همیم ... فقط برای هم
و اینکه بچه ما قشنگ میشود ... و اینکه منم هم بله ...


چت اورداپ

اشکمهر ١٢ تير ٩۶

amin fz92 ٣١ خرداد ٩۶

نرگس23 ٣١ خرداد ٩۶

ناگهانی

مهسا 29 ٣١ خرداد ٩۶

الناز33 ٣١ خرداد ٩۶

sayna78 ٣١ خرداد ٩۶

اخی للهی

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١٢ خرداد ٩۶


چت اورداپ


اشکمهر ١۴ خرداد ٩۶

نگار712 ١٢ خرداد ٩۶

اشکمهر ١٢ خرداد ٩۶

parnya ١٢ خرداد ٩۶

اشکمهر ١٢ خرداد ٩۶

naghme ١٢ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٣١ ارديبهشت ٩۶
شبیه یک کابوس بود. رویای خوبی نبود. پر از صدای زجه ، داد و فغان بود. پر بود از حس و حال وحشت، چنان واقعی بود که تک تک لحظاتش را مثل یک فیلم، جلوی چشمانم پخش می شود.
برای رسیدن به یک سیرک، در خیابانی آشنا در شهر، قدم می زدم. گویا چند سال بعد بود. شاید دهه ها بعد ...
یکی از کسانی که میدانم یک دوست بود؛ ولی گویا هنوز در زندگی من وارد نشده بود را دیدم. بعد از سلام و احوال پرسی مقصد هر دوی ما همان سیرک شد. با شوق و ذوق به سمت سیرک می رفتیم و از گذشته هایی که برای من نا آشنا بود، می گفتیم. درختان آن خیابان از نهال هایی کوچک تبدیل به درختانی بزرگ با سایه ای گسترده شده بودند.
هوایی سرد و سوزی دلنواز فضای رویا را پر کرده بود. که صدای وحشت انگیز یک گاو فضای خواب را پر کرد. به سمت منبع صدا دویدیم. بر خلاف تصور ما، یک کفتار در حال دریدن یک فیل بود. از دم فیل، خون فواره می زد. فیل بی خیال، مشغول جویدن غذایش بود. دم فیل کنده شده بود. صدای وحشت زده گاو هر لحظه ، از فاصله ای نزدیک تر می آمد.
کفتار بی رحمانه فیل را می درید. ما به مغازه ای پناه بردیم که کفتار توسط گاوِ وحشت زده از فیل دور شد. فیل فرار کرد. دوست من به سمت آنها رفت. رفتاری شبیه به میانجی گران داشت، ولی از رویا حذف شد... دیگر یار و یاوری نداشتم.
کفتار بی رحمانه گاو را می درید پوشت بدنش را جدا کرده بود. از خانه ای عده ای از کودکان بیرون آمدند. از طرفی قلبم از شدت هیجان ، وحشت و نگرانی برای دوست ناشناسم می تپید و ورود کودکان به صحنه نبرد مرگ و زندگی بین کفتار و گاو نگرانی من را دو چندان کرده بود.
مدام سر بچه ها فریاد می زدم ولی گویی صدای من را نمی شنیدند. صدای خنده ها و عشوه گری کودکان از سویی و از سویی دیگر صدای وحشتانک جنگ بر سر زندگی بین گاو و کفتار و فریاد های من بر سرکودکان حالتی خستگی به من داده بودند. باید کاری می کردم. توجه کفتار به سمت کودکان شاد جلب شده بود. گاو قهرمانانه می جنگید و از جان خودش و کودکان دفاع می کرد.
در آن رویا دیگر صدایم در گلویم خفه شده بود. کودکان در خطری جدی بودند. گاو دیگه نای مقابله نداشت. یک گوش و دمش را از دست داده بود و بخش بزرگی از پوستش روی زمین کشیده میشد. از مغازه خارج شدم. به سمت کودکان دویدم و با زمین خوردنم ... از خواب پریدم
اشکمهر ١ خرداد ٩۶

ممنون آیت خواب بود دیگه

آیت ٣١ ارديبهشت ٩۶

انصافا آخرش غافلگیر شدم

اشکمهر ٣١ ارديبهشت ٩۶

ممنون

مهسا 29 ٣١ ارديبهشت ٩۶

الناز ممنون ..خودتم خسته نباشی

الناز33 ٣١ ارديبهشت ٩۶

مهسا خسته نباشی واقعا وحشتناکه.. بعصی وقتا خابای بد ک می بینی .. هی داد میزنی و کمک میخای ولی صدات در نمیاد.. یا نشستی نمیتونی پاشی... خیلی بده ... قبلا صدای کفتار شنیدم الان اینو تصور میکردم خیلی وحشتناکه

اورداپ155 ٣١ ارديبهشت ٩۶

با عرض معذرت! بعدا میخوانم ..

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۵ ارديبهشت ٩۶


چت اورداپ


اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

کنت دراکولا ٢۵ ارديبهشت ٩۶

https://t.me/joinchat/aaaaaejdklrjc-ehbwvlfg

الناز33 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

شاید

sara34 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢١ ارديبهشت ٩۶
وقتی که ستاره ها خیلی سرد هستند
و دیگر نمی درخشند و یخ زدند
جایی در لبه ی شب
ما آنجاییم ... ما میتونیم روشنایی آنها باشیم
پس من را بیشتر لمس کن و عجله کن
فقط به گرفتن دستهام ادامه بده
رویایت را می سازم همانطور که داریم اوج میگیریم
من میدانم که به کجا برویم و کجا فرود بیایم
ما میتونیم در خوشبختی بالا و بالاتر برویم
در جایی مثل بهشت و نیروانا
جایی که همه آرزویش را دارند
من تو را انجا میبرم
جایی امن والا تر از بهشت در اوجی بلند
در اقامتگاه نیروانا
جایی که دیگر ما مجبور نیستیم پنهان بشویم
ما میتونیم هر شب رویا ببینیم
پس از درون آسمان به دنبالم بیا
و اقیانوس ها رو تماشا کن که چطور به هم میخورند
همانطور که ما اوج میگیریم فقط دستم را محکم بگیر
و من تو را به انجا خواهم برد
و من تو را به انجا خواهم برد
ما به الماس یا طلا نیاز نداریم راز های پنهان رو آشکار ببین
همانطور که ما داریم به بالا پرواز میکنیم
من تو را به انجا خواهم برد
در اقامتگاه نیروانا
و من تو را به انجا خواهم برد
من تو رو به اونجا خواهم برد
من تو رو به اونجا خواهم برد
...
♥♥♥
اشکمهر ٣٠ ارديبهشت ٩۶

ma00089 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ٢٢ ارديبهشت ٩۶

آیت رضا وحید / ممنون بقیه

رضا210 ٢٢ ارديبهشت ٩۶

♥وحید♥ ٢٢ ارديبهشت ٩۶

بانوی دی ٢٢ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٢ ارديبهشت ٩۶
I have often told you stories about the way
I lived the life of a drifter Waiting for the day

When I"d take your hand and sing you songs
Then maybe you would say "Come lay with me and love me"

And I would surely stay But I feel I"m growing older
And the songs that I have sung Echo in the distance
Like the sound
Of a windmill going round
Guess I"ll always be a soldier of fortune
Many times I"ve been a traveller
I looked for something new
In days of old when nights were cold
I wandered without you
But those days I thought my eyes had seen you standing near
Though blindness is confusing
It shows that you"re not here
Now I…
این بهترین آهنگی بوده که شنیدم ... بهترین اهنگی که شنیدم ...
آهنگی عاشقانه ... هر کی خواست بگه اسمش رو بگم دانلود کنه
اشکمهر ٣٠ ارديبهشت ٩۶

soldier of fortune ارسلان حتما دانلود کن داداش / من می خواستم کارتون راحت بشه که گفتم بیایین کانالم

7833 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

اشکی..خب اسمشو بگو دان کنیم دیگه...الان نیستی بگی ماتوکف میمونیم

اشکمهر ٢٢ ارديبهشت ٩۶

فوق العاده اس ... اهنگ عاشقونه یعنی ایـــــــــــــــــــن نه این چرت و پرتایی که ملت گوش میددن / ممنون آیت

آیت ٢٢ ارديبهشت ٩۶

فوق العاده س این آهنگ برای تو داستان هایی درباره ی راهی گفتم ، که مثل یک انسان بی هدف زندگیم را پیش بردم ، منتظر روزی بودم deep purple

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۴ ارديبهشت ٩۶
روزی روزگاری در قلمرو پادشاهی خیلی خیلی دور
رخدادی بزرگ روی داد ... و پادشاه از ترس جان، نه جان خودش بلکه جان مردمش از قلمرو خارج شد.
آن شاه صدر اعظمی داشت که 13 سال بر ثروتمند ترین کشور دنیا حکومت کرده بود.
خیلی از دوستان پادشاه از کشور گریختند.
آن صدر اعظم، توسط آنانی که رخداد بزرگ را شکل داده بودند. دستگیر شد و در دادگاه حاضر شد ...
در دادگاه...
قاضی: آقای صدراعظم؛ شما چرا فرار نکردید مثل شاهتون ...
صدر اعظم: چون پول نداشت ...
خنده حضار ...
قاضی: اقای صدر اعظم دوباره می پرسم... چرا فرار نکردید؟
صدراعظم: دو ماه حقوق بازنشستگیمو نگرفته بودم، پول خرید بلیط هواپیما نداشت ...
قاضی: به دلیل فساد اخلاقی، مالی و جنگ علیه خدا ؛ اعدامش کنید ...
صدر اعظم در اوج فقر اعدام شد ولی ... معلوم شد که صدر اعظم واقعا پولی برای فرار نداشت.

پ.ن: داستانی آشناست ... البته اگر تاریخ را خوانده باشید ...
اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

درسته من می خواستم به جایی برسم که پشیمون شدم ... ♥ ♥♥

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر در تاریخ ایران بعداز امیر کبیر و مصدق امیر عباس هویدا یکی از شریفترین وپاکترین و کاری ترین نخست وزیرای ایران بوده البته باید بگم اعدامش نکردن بلکه تو راه رو دادگاه ترورش کردن

حسینhossen ٢۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

ممنون سینا ♥♥♥ / دیکتاتور

دیکتاتور متواضع ٢۶ ارديبهشت ٩۶

سینا

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

امیر عباس هویدا

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢۶ ارديبهشت ٩۶
Playground school bell rings again
Rain clouds come to play again
?Has no one told you she"s not breathing
Hello I"m your mind
Giving you someone to talk to
"Hello"
If I smile and don"t believe
Soon I know I"ll wake from this dream
Don"t try to fix me I"m not broken
"Hello"
I"m the lie living for you so you can hide
Don"t cry
Suddenly I know I"m not sleeping
Hello
I"m still here
All that"s left of yesterday
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه آهنگ بسیار عالی با داستانی فوق العاده از گروه افسانه ایِ evanescence
با سولوی های باور نکردینی پیانو، ارگ کلیسا و چلو ...
واقعا باور نکردنیه پیشنهادمی کنم همه دانلود کنن/ برای دانلود هم به کانالم مراجعه کنید


چت اورداپ

اشکمهر ٢۶ ارديبهشت ٩۶

https://t.me/joinchat/aaaaaejdklrjc-ehbwvlfg ارسلان این ادرس تلگرامه ممنون بقیه ♥ ♥♥

سامان اندی ٢۶ ارديبهشت ٩۶

7833 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

کانالت چیه ادرسش اشکی

asal24 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

چشم گلللل تقدیمتون

سینا4 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

عالینevanescence

sara34 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

باشه مرسی

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٠ ارديبهشت ٩۶
من نوشتن رو دوس دارم ...
دنیایی که از خیال خودت می سازی ... پیش می بری و به بهترین شکل ممکن تموم می کنی
دنیایی که رهبرش خودتی موسیقی متنش، توی سرت مــُــدام تکرار می شه ...
دنیایی که مقصد کمی و کاستی هاش خودتی ...
خودتی و خودت ... شخصیت اصلی داستان رو خودت بزرگ می کنی اونم توی زمانی که همه فکر می کنن اینننننننننننن دیگه شخصیت اصلی داستانه ...
دنیای نویسندگی دنیای جالبیه ... سازه های بلند، در کسری از زمان می سازی ...
در کسری از زمان نابود می کنی ...
در کسری از زمان زیبا می کنی ... در کسری از زمان زشت ...
خوب بودن و بد بودن رو القا می کنی ...
شبیه یک جادوگر میشی که ذهن همه رو با ورد های به تسخیر می کنی ...
همه از جمله خودت می خوایی اخرشو بفهمی ...
می خواد به کجا بره رو نمی دونی ... فقط می دونی میری تا جایی که تخیلت فرمان می ده
توی دنیات پرواز می کنی ... توی جادو می کنی ... قدرت های ماورایی داری
کسی نیست بهت پوزخند بزنه ... کسی نیست بگه دیوونه ... کسی نیست بگه این چرندیات چیه ؟
همه عاشقش میشن ...
من نویسندگی رو دوس دارم ... نویسنده بودن به ادم احساس ازادی میده ... بهم خودمو نشون میده ... کسی هم نیست ...


چت اورداپ

اشکمهر ٢١ ارديبهشت ٩۶

ممنون عسل جان ♥ ♥ ♥/ فشفشه عالی عالی / باران خانم

باران099 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

طولانی بود

فشفشه1 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

منم نويسنده ام

asal24 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

افرین افرین اشکمهر اقا عالی، نوشتن خیلی خوبه

اشکمهر ٢٠ ارديبهشت ٩۶

هیلدا 2004 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

منم شعر رو دوست ندارم .چون میگم تا حرف ساده و زیبا هست چرا قافیه و ابهام

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢١ ارديبهشت ٩۶
سهمت در دنیا بسیار است ...
بسیار بیشتر از آن چیزی که دل خوش کرده ای ...
بترس از روزی که سهمت از این دنیا شمع نیم سوخته ای همراه با سنگی غبار گرفته باشد ...
زیرا ((ناگهان خیلی زود دیر می شود))
@khiyallli
telegram.me/khiyallli
عاشقانه های خیالی


چت اورداپ

اشکمهر ٢١ ارديبهشت ٩۶

لیلیوم ٢١ ارديبهشت ٩۶

بانوی دی ٢١ ارديبهشت ٩۶

setare00 ٢١ ارديبهشت ٩۶

عه همون کانال معروف

سامان اندی ٢١ ارديبهشت ٩۶

telegram.me/khiyallli

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٣ اسفند ٩۵
یک پست از روی دلسوزی گذاشتم ... فقط از روی دلسوزی
یک نفر - که حس می کنم می دونم چه کسی هست- من رو با الفاظ زیبایی بدرقه کردن
امیدوارم درد دوریشو نکشی دوست من ...
سخته ... واقعا سخته ...
شب رو روزتون بخیر ♥ ♥ ♥


چت اورداپ

اشکمهر ٢٠ ارديبهشت ٩۶

ممنون ♥

مهسا77 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

سلام خیلی خوش اومدین

اشکمهر ١۶ ارديبهشت ٩۶

♥وحید♥ ١۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر خوش اومدی داداش

بانوی دی ١۶ ارديبهشت ٩۶

اشکمهر ١۶ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
اشکمهر
موزیک مورد علاقه اشکمهر


تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 19 اسفند 94

دوستی مثل اسناد کهنه است ، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 29 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

تصاویر ارسال شده اشکمهر