چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٩ بهمن ٩۶


چت اورداپ


گفته بودم می روی؛ دیدی عزیزم آخرش!
سهم ما از عشق هم شد قسمت زجر آورش

زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست
رفتنت یعنی مصیبت؛ زجر، یعنی باورش

حال من بعد از تو مثل دانش آموزیست که
خسته از تکلیفِ شب خوابیده روی دفترش

مرگ انسان گاهی اوقات از نبود نبض نیست
مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش

یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش

جای من این روزها، میزیست کنج کافه ها
یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش

عشق هر جا میرسد آتش به دلها میزند
درد را جا میگذارد، در دل خاکسترش

بی تو بین گریه ها یاد تو در آغوشم است
من شدم مرداب و یاد تو شده نیلوفرش
عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١ بهمن ٩۶


چت اورداپ


واسه دل شستنه صبح دیگه دیره نمیتونم از این احساس رد شم
تو رو انکار کردن کار من نیست نمیتونم جدایی رو بلد شم

تمومه لحظه هامو از تو دارم تو خواب من تو بیداری همیشه
اگه تا آخر دنیا بخوابم یازم خوابه تو تکراری نمیشه

قطاری که نگاتو با خودش برد الآن خنده هامو پس آورده
گواهی میده این ریل قدیمی همیشه معجزه تاخیر داره

تو میرفتیو من چشمامو بستم نمیخواستم که اشکامو ببینی
من از حالا به فکر روزی ام که تو برگشتی که اشکامو بچینی

من از حسی که دارم مطمئنم دله من روشنه دوباره ای هست
خودت دل کندنو یادم ندادی خودت گفتی همیشه چاره ای هست

تمومه لحظه هامو از تو دارم تو خواب من تو بیداری همیشه
اگه تا آخر دنیا بخوابم یازم خوابه تو تکراری نمیشه
اشکمهر ٢٩ بهمن ٩۶

کنت دراکولا ٩ بهمن ٩۶

رایکا ۴ بهمن ٩۶

فاطمه123 ۴ بهمن ٩۶

اگه تا اخر دنیا بخوابم بازم خوابه تو تکراری نمیشه...

سلطان مسعود ۴ بهمن ٩۶

احتمالش بسیاره که اگر بعد از چند سال دوری و دلتنگی یک روز دوباره مقابل آدم محبوب زندگیتون قرار بگیرید ببینید که اون همچنان یک جزیی از شماست اما دیگه مثل گذشته دوستش ندارید احتمالش زیادتره که برسه روزی که بی هوا اون تیکه از خودتون رو هم جایی برای همیشه جا بگذارید و برید تمام

الناز33 ۴ بهمن ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١۶ شهريور ٩۶


چت اورداپ


خاطره ... ♥♥♥
#واقعی
آوااااای بهار ٢٩ بهمن ٩۶

لین داستانتو خیلی خوشم میاد

اشکمهر ١ بهمن ٩۶

آوااااای بهار ٢۴ آذر ٩۶

عههه این متنو میگفتم فکرکردم کنت نوشته نگوواشکمهرنوشته

اشکمهر ۶ مهر ٩۶

♥ ممنون آوای بهار ... / رایا

رایا26 ۶ مهر ٩۶

آوااااای بهار ۶ مهر ٩۶

خیلی خوشگله

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ۴ بهمن ٩۶


چت اورداپ


قصه غربت و سرگردونيامو
براي پنجره ها زمزمه کردم

هم نفس با شبهاي ابري و دلتنگ
غصه هامو بي صدا زمزمه کردم

دنبال يه نيمه گمشده بودم
که با هم يه سيب کامِلو بسازيم

دنبال حريفي بودم که من و اون
زندگيمونو به پاي هم ببازيم

يه ستاره ام يه ستاره غريبه ،
گوشه يه کهکشون بي نهايت

راهو گم کردم و سرگردون وتنها ،
وسط يه آسمون بي نهايت

گشتن و گشتن و تا هميشه گشتن
به همه پنجره ها سرک کشيدن

قصه من و تو مثل مهر و ماهه
جستجو حتي براي نرسيدن

تو منو همينجوري مي خواستي تک و تنها
با نگاهي که غريب و بي نصيبه

دنبال يه نام آشنا مي گردم
يه ستاره ام يه ستاره غريبه
اشکمهر ٢٩ بهمن ٩۶

آوااااای بهار ٢٩ بهمن ٩۶

کنت دراکولا ٩ بهمن ٩۶

سلطان مسعود ۴ بهمن ٩۶

دلتنگی اگر خانه داشت من صاحبخانهاش بودم. میروی و نمیدانی، خاطراتت با من چه میکند

الناز33 ۴ بهمن ٩۶

سلطان مسعود ۴ بهمن ٩۶

روزها خوبم،، شب که میرسد، دلتنگی هایم ، عجیب درد میکند

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١٣ مهر ٩۶


چت اورداپ


راه، رویامو چطو دزدید؟ من یلدام، شب دور از خورشید
باز پاییز شد و باد چرخید و هوس چو گیاهی مرموز، رویید
او رویید و درخت از این همه درد، چو نگاهم خشکید

تا دیروز قدمی بردار من رو باز به شروعش بگذار
تو زیبایی و بی‌پروایی و من که از این دلتنگی، بیمار
با من حوصله کن در این شب کور، تو همیشه دل‌یار

تو شبِ بیدارِ منی همه جا تکرارِ منی
گر چه بی من گر چه که دور دلِ من، دل‌یارِ منی

نور، آرام به درخت بارید برگ، رقصان به سقوطش خندید
باز پاییز شد و باد چرخید و هوس، چو گیاهی مرموز، رویید

ماه، پنهانه و راه، دشوار من در حال غروبم این بار
باش در خوابم و در بیدارم و من رو در این تنهایی، نگذار
با من حوصله کن در این شبِ کور، تو همیشه دل‌یار

تو بگو درمانِ تو چیست؟ تو بگو دل‌یارِ تو کیست؟
تو بگو این‌ها همه رو سببی جز فاصله نیست؟
اشکمهر ١ بهمن ٩۶

چاومه س ١٧ آذر ٩۶

الناز33 ١٧ آذر ٩۶

اشکمهر ١٩ آبان ٩۶

مریمی دل گرفتن نداره ... خیلیم رویای قشنگیه

parnya ١٩ آبان ٩۶

چه رویای پدر شدن داره چه پدری شوی تو اشح اشححح

مریمی22 ١٩ آبان ٩۶

اشکمهر دلم گرفت الهی حاجتت روا شه

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ٢٣ آبان ٩۶
با لبخند رضایت بخشی کنار زمین رفتم ...
- اقایی شما برو بازی
- قربونت داداش بازی کن من هستم
- آقایی تعارف که نمی کنم، دیگه نمی تونم
دست آقایی را گرفتم و از جاش بلندش کردم و وارد زمین شد. کنار مهدی روی زمین نشسته بودم از وضع بد هوا و سختی درس برای کنکور و سختی درس برای دکتر شدن می نالید. امسال کنکور داشت. مثل من
مشغول دیدن بازی شدیم سعید هم به ما ملحق شد و گفت از وقتی نشستی انگار دارم بازی اروپایی می بینم انگار اضافه ای توی زمین.
- بابا من که فوتبال بلد نیستم میام که ورزشی کرده باشم
- ولی تو دروازه خوبی
- ممنون
مهدی وارد زمین شد. یک لحظه فشار برق کم و زیاد شد. در آن لحظه خوش به چیزی که فکر نمی کنی یک بلای وحشتانک است.
مشغول بازی کردن با چمن های مصنوعی کنار پام شدم بلکه نفسم جا بیاد.
نور افکن ها باز در یک لحظه ضعیف و باز قوی شدن. یونس از دور داد زد:
- این شبیه لامپ دستشویی ماست که.
همه داشتیم به این لحظه بامزه می خندیدیم که میله های پشت سر من رقصیدند. یک لحظه فکر کردم سعید مشغول کش دادن به عضلات بزرگش بود. به سعید نگاه کردم نه، چند قدمی از آنها جلو تر بود ... دور تر را نگاه کردم ...کسی نبود.
اولین چیزی که به ذهنم رسید، زلــــــــــزله
- سعید زلزله اس؟
- نه با زلزله
حرفش رو خورد و گفت بلند گفت والا زلزله اس
یونس داد زد زلزله اس
آن لحظه انگار تمام خستگی تنت تنبدیل به هیجان ناشی از ترس می شود. بلند شدم و آرام آرام وسط زمین رفتم. سعید هنوز نشسته بود
داد زدم سعید زلزله اس بدو بیا وسط
صدای جیغ کل شهر رو گرفت. صدایی مثل صدای ترک خوردن چوب های بزرگ به گوش می رسید.
برق ها قطع شدن و لامپ ها هم خاموش شدن. زمین نا جوانمردانه خودش را زیر ما کش و قوس میداد گویی که از یک خواب طولانی بیدار شده بود.
در آن لحظه تمام محاسبات و مطالعاتی که طی 6 سال انجام داده ای از ذهن خارج می شوند و جایش را به این سؤال میدهند:
چه بلایی داره سر شهر میاد؟ لحظه به لحظه صدای جیغ و داد بالاتر میرفت چشممان جایی را نمی دید . صدای افنجار اول به گوش رسید جیغ های بعدش مانند فرود پتکی بر سر من بود
در آن لحظه کاری از دستت بر نمیاد که انفجار دوم با خود می گویی کل شهر زیر آوار ماندند ...
خبر های اولیه ای که از خانواده گرفتیم همه سالم بودند شهر ما جز خسارت مالی آن هم به صورت جزئی خسارت چشم گیری نداشت.
از اینکه آسیب چندانی ندیده ایم خوشحال میشوی ولی بعد از کرمانشاه خبر می آید ...
بلا به دور ♥ بلا به دور عزیزکان من ♥


چت اورداپ


عکس کرمانشاهِ زیبا ♥♥♥
اشکمهر ١ بهمن ٩۶

♥ عسل جان ممنون هستم همین دو و ورا / ممنون امید

omid2000 ٢٩ دي ٩۶

asal24 ٢٩ دي ٩۶

سلام اشکمهر اقا خوبین ؟ کم پیدایین ،، گلللل

آوااااای بهار ٢۴ آبان ٩۶

ممنون

اشکمهر ٢٣ آبان ٩۶

دوستان کمکی از دستتون بر میاد به ورزشکاران و هنرمندانی که قدم توی راه کمک گذاشتن یا دوست و اشنایی نزدیک دارید، به صورت نقدی و غیر نقدی بدید... اینطور می فهمید که به دست نیازمندش رسیده

رایکا ٢٣ آبان ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با اشکمهر
اشکمهر از ایلام ١ بهمن ٩۶


چت اورداپ


عجیبه من چرا یاد تو افتادم چرا امروزمو با تو شروع کردم
هزاران سال نوری دورم از دنیات هنوزم دور دنیای تو میگردم

تو این حالو هوای سرد پاییزی سرت گرمه کدوم آشفته بازاره
کجای این جهان سرگرم تکراری کدوم دستی هوای دستتو داره

داری چی میگی این لحظه همین حالا تو این سرما تو با کی گرم میگیری
نگاهت با کدوم صحنه گره خورده داری سمت کجای این جهان میری

تو یک عمره که از دستای من رفتی چرا دست از سر من برنمیداری
نمیخوام تا ابد درگیر تو باشم نمیزاری نمیزاری نمیزاری
عضو چت اورداپ
اشکمهر
موزیک مورد علاقه اشکمهر


تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 19 اسفند 94

دوستی مثل اسناد کهنه است ، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 29 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی اشکمهر

تصاویر ارسال شده اشکمهر