بهناام

چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ٢۶ دي ٩٧
یه اهنگ رپ خوب بگین دان کنم بگوشم
♥وحید♥ ٢۶ دي ٩٧

اره دان کن تا بشی مان نشی خان الکی اینو دان کن

3پیده ٢۶ دي ٩٧

دیس لاو اگ میخای اسمای اهنگارو بگم

بهناام ٢۶ دي ٩٧

خو رپ دوس دارم

سوگند ٢۶ دي ٩٧

زشته اینچیزا واسه بچع ااست

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۵ دي ٩٧


چت اورداپ


آرامش محض
یعنے حضور تو در هرثانیـہ ے من ...
☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯☯

☯☯☯(¯`*•.¸☯ ♫ ░D░E░L░T░A░N░G░I░ ♫ ☯¸.•*´¯)☯☯☯
بهناام ٢۶ دي ٩٧

لیلیوم گل

لیلیوم ٢۶ دي ٩٧

آقا بهنام عزیز

بهناام ٢۶ دي ٩٧

سلام عسل جان ارادت بنده هم تقدیم شما

asal24 ٢۶ دي ٩٧

سلام اقا بهنام گل تقدیمتون

بهناام ٢۶ دي ٩٧

عزیزای دلم مرسی فداتون بشم بخصوص...

سوگند ٢۵ دي ٩٧

وای از جناب پاچو بعیده این پستا

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۵ دي ٩٧


چت اورداپ

آقای شماره1 ٢٣ دي ٩٧

علیرضا99 ٢٣ دي ٩٧

هستی1 ٢٣ دي ٩٧

خالم تا زملنی که زنده بود لباس مشکی که برا پسره16سالش که شهید شدبود در نیورد

مسعودآریایی ٢٣ دي ٩٧

آخ مادر......وای مادر.....گفت الهی گرگ بیابون بشی....مادر نشی.......فدای یک نخ چادر نمازت..........حضرت مادر کلمة الله ...مادر

نرگس23 ٢٣ دي ٩٧

تولدت مبارک بهنام اتکر....

خزان بوشهر ١۵ دي ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
یه بیماری وجود داره به اسم سندرم اورداپ گریزی جریان از این قراره که مخاطب مورد نظر طی یک احساس لحظه ای تصمیم به خداحافظی از سایت میگیره و یه پست میذاره مبنی بر خداحافظی و طلب آمرزش خخخ
ولی همین که اون پستو میذاره پشیمون میشه و خداحافظی رو کش میده و تا دو ساعت فقط زیر پستش خدافظی میکنه
همین که دکمه خروج رو میزنه شروع به ساخت یه آیدی جدید و حضور در سایت میکنه و فرت و فرت پست میذاره مثل یه حرفه ای خخخ
بعدش که آوا از آسیاب میفته با یوزر خودش یه سرک میکشه و میبینه که هیچکس به یادش نبوده و دوباره زندگی روزمره مجازیشو شروع میکنه
اسم این بیماری سندرم خدافظی از اورداپ هم گفته میشه
منبع: تجربیات خودم
بهناام ٢٢ دي ٩٧

سلام نانازا مرسی فداتون بشم ممنون که زحمت کشیدین

لیلیوم ٢٢ دي ٩٧

تولدت مبارک عزیز انشالله دلت شاد و لبت خندون

هستی1 ٢٢ دي ٩٧

اقا بهنام تولدتون مبارک گگگگللل

3پیده ٢٢ دي ٩٧

تولدتون مبارک باشه ان شاالله خوشبخت شین

یاسمین79 ٢٢ دي ٩٧

آقا بهنام تولدتون موبارک

reza rezaei ٢٢ دي ٩٧

بهنام مخ زن تولـــــــدت هزاران بار مبارک باد

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۵ دي ٩٧
ادامه پست قبل
بعد از کلاس، آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم به اتاقش؛ رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ کهنه گوشه اتاقش درآورد و به من داد.
گفتم: این چیست؟
گفت: "باز کنید؛ می فهمید".
باز کردم، 900 تومان پول نقد بود!
گفتم: این برای چیست؟
گفت: "از مرکز آمده است؛ در این چند ماه که شما اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند؛ برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند."
راستش نمی دانستم که این چه معنی می تواند داشته باشد؟! فقط در آن موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم: این باید 1000 تومان باشد، نه 900 تومان!
مدیر گفت: از کجا می دانی؟ کسی به شما چیزی گفته؟
گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین.
در هر صورت، مدیر گفت که از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.
روز بعد، همین که رفتم اتاق معلمان تا آماده بشوم برای رفتن به کلاس، آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتن شما استعلام کردم، درست گفتی! هزار تومان بوده نه نهصد تومان! آن کسی که بسته را آورده صد تومان آن را برداشته بود، که خودم رفتم از او گرفتم؛ اما برای دادنش یک شرط دارم...
گفتم: "چه شرطی؟"
گفت: بگو ببینم، از کجا این را می دانستی؟!
گفتم: هیچ شنیده ای که خدا 10 برابر عمل نیکوکاران، به آن ها پاداش می دهد؟!
(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها – قرآن کریم، سوره انعام، آیه160) ».
الناز33 ١۵ دي ٩٧

جالب بود.. خدا هیچ پدر و مادری رو شرمنده بچه هاش نکنه

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۵ دي ٩٧


چت اورداپ


خاطره ای از استاد شفیعی کدکنی

چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثراً به شهرها و شهرستان های خودشان رفته و یا گرفتار کارهای عید بودند؛ اما استاد بدون هیچ تاخیری سر کلاس آمد و شروع به درس دادن کرد ...
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از شاگردان خیلی آرام گفت:
«استاد آخر سال است؛ دیگر بس است!».
استاد هم دستی به سر خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را روی میز می گذاشت، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
استاد 50 ساله‌ با آن کت قهوه‌ای سوخته‌ که به تن داشت، گفت:
«حالا که تونستید من را از درس دادن بیاندازید، بگذارید خاطره ای را برایتان تعریف کنم:
من حدوداً 21 یا 22 ساله بودم، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند، با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت آنها را می دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم؛ کاری که هیچ وقت اجازه به خود ندادم با پدرم بکنم! اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام، بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
استاد اکنون قدری با بغض کلماتش را جمله می کند:
نمی دانم شما شاگردان هم به این پی برده اید که هر پدر و مادری بوی خاصّ خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های قرمز ریز روی آن نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم...
اما نسبت به پدرم؛ مثل تمام پدرها؛ هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم؛ جز یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.
نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیاورم.
از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق هق گریه مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...
استاد حالا خودش هم گریه می کند...
پدرم بود، مادر هم او را آرام می کرد، می گفت: آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیگذارد ما پیش بچه ها کوچک شویم! فوقش به بچه ها عیدی نمی دهیم!... اما پدر گفت: خانم! نوه های ما، در تهران بزرگ شده اند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما...
حالا دیگر ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های پدر را از مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، 100 تومان بود، کل پولی که از مدرسه (به عنوان حقوق معلمی) گرفته بودم، روی گیوه های پدرم گذاشتم و خم شدم و گیوه های پر از خاکی را که هر روز در زمین زراعی همراه بابا بود بوسیدم.
آن سال، همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر کدام به راحتی، با لفظ "عمو" و "دایی" خطابم می کردند.
پدر به هرکدام از بچه ها و نوه ها 10 تومان عیدی داد؛ 10 تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی به مادر داد.
اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم فروردین، که رفتم سر کلاس.
ب
بهناام ١۵ دي ٩٧

بعد از کلاس، آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم به اتاقش؛ رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ کهنه گوشه اتاقش درآورد و به من داد. گفتم: این چیست؟ گفت: "باز کنید؛ می فهمید". باز کردم، 900 تومان پول نقد بود! گفتم: این برای چیست؟ گفت: "از مرکز آمده است؛ در این چند ماه که شما اینجا بودی بچه

سامان اندی ١۵ دي ٩٧

خزان بوشهر ١۵ دي ٩٧

اون تپل تو نیستی

الناز33 ١۵ دي ٩٧

ادامه ش

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۴ دي ٩٧
یه اتک زدم برگشتم
آقای شماره1 ١۵ دي ٩٧

بهنام خخخ این ها همه اش تقصیر علیرضا همه مارومعتاد کرده خخخ

بهناام ١۵ دي ٩٧

اره نرگس خودمو دیوانه کردم

نرگس23 ١۵ دي ٩٧

بهنام تو هم زدی تو کار اتک؟ خخخخ

بهناام ١۴ دي ٩٧

سامی تو که دستت تو کاره یه فکری برام بکن خرسی خیلی بدی نامرد

آدامس خرسی ١۴ دي ٩٧

خوبیم بت نیومدع

سامان اندی ١۴ دي ٩٧

بهنام بینوا

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۴ دي ٩٧


چت اورداپ


مسعودآریایی ١۴ دي ٩٧

چه زیبا.........ملت.........دولت................تحریم ها بر ما اثری ندارد............مای ملت.......مای دولت

*زهرا* ١۴ دي ٩٧

چ عکس مفهومی

الناز33 ١۴ دي ٩٧

هیچکی سر جاش نیس

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١۴ دي ٩٧
مسدودممممم
صباااا ١۴ دي ٩٧

محمد

بهناام ١۴ دي ٩٧

پسر کوهستان یجورایی باهات موافقم ولی این پستو بخاطر یکی گذاشتم تا بفهمه پیام میده نمیتونم جوابشو بدم بچه ها اشتب گرفتن

آدامس خرسی ١۴ دي ٩٧

عاخی

**پسرکوهستان** ١۴ دي ٩٧

بهناممم اینجا سنگل باشی بهتره

سوگند ١۴ دي ٩٧

اوف پاچ نکن تا نشی

بهناام ١۴ دي ٩٧

هرکی سینگله منم سینگلم دخیا

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
بچه ها چندتا پیج دختر خوشگل تو اینستا بذارین برم فالو کنم
ببینم سلیقتون چطوره
**پسرکوهستان** ١۴ دي ٩٧

اینستا چیه؟خوردنیه؟

نرگس23 ١۴ دي ٩٧

از دست تو...

خزان بوشهر ١۴ دي ٩٧

desperado ١٢ دي ٩٧

دختر خوشگلارو ببینی ک چی بشه

مسعودآریایی ١٢ دي ٩٧

انوش 97سپاس

انوش97 ١٢ دي ٩٧

سلطان کارت درسته

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
به یارو میگن یه فحش بده که توش حرفه زشتی نباشه
میگه نافم تو پیشونیت

میگن اخه این که فحش نیست
میگه تو حساب کن اگه نافم بره تو پیشونیت دقیقا کجام میره تو دهنت؟!!!!

خزان بوشهر ١۴ دي ٩٧

مسعودآریایی ١٢ دي ٩٧

یه رمزداشتیم با پسرک.......لو دادیش

حانیه 79 ١٢ دي ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٣ دي ٩٧
همتون زیر آبین؟
desperado ١٣ دي ٩٧

تازه امدم برادر ، معافمون کن.

*زهرا* ١٣ دي ٩٧

محسن 123 ١٣ دي ٩٧

استغفرالله

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
استرلینگ کجاس بنظرتون
بهناام ١٢ دي ٩٧

فدات مسعود جان یاد نبرد بین سورن و استرلینگ افتادم یهویی یادش بخیر هستی بقول مسعود پیامبری بود واسه خودش خیلی باهاش حال میکردم

هستی1 ١٢ دي ٩٧

بهناام تو فکر قلب دخترهای سایت مخصوصا ساناز نمیکنی

مسعودآریایی ١٢ دي ٩٧

حفظ الله........اگه میگفتن پیامبره....باور میکردم.......رب کریم.......همه چی تموم آفریده بودش دادا بهنام خیلی گلی.....یاد خیلیا کردی

بهناام ١٢ دي ٩٧

کاش بیاد دو سه تا عکس بذاره

هستی1 ١٢ دي ٩٧

والا دیگه نمیاد

بهناام ١٢ دي ٩٧

یارو بدنساز اصفهانیه رو میگم

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧



اینجا سازمان ملل متحد است. پیرمرد خمیده به ظاهر خواب بر کرسی نماینده بریتانیا کبیر تکیه زده است.

و هر چه اطرافیان وی را صدا میزنند که برخیز او همچنان خواب است در آخر با عصبانیت نسبت به مرد انگلیسی ، چشم باز میکند و می گوید : چقدر خشمگین میشوی وقتی یک بیگانه 5 دقیقه صندلی تو را بگیرد در حالی که نفت کشور من را ، کشور تو ۱۰۰ سال است که گرفته !!!

او دکتر محمد مصدق رهبر ملی شدن صنعت نفت است .

حیف که مُرد...

بهناام ١٢ دي ٩٧

نکته ش چیه دسی جان

desperado ١٢ دي ٩٧

قشنگ بود، ولی نکته داره

avahasti ١٢ دي ٩٧

حانیه 79 ١٢ دي ٩٧

خدا رحمتش کنه....عااالی بود

parnya ١٢ دي ٩٧

سامان اندی ١٢ دي ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
امروز تولد یه عزیزیه که خیلی وقته ندیدمش ولی خب هنوزم یادمه و دوسش دارم
انشالله که راه گم کنی و یه سری به اینجا بزنی واقعا مشتاق دیدارتم و میدونم که خیلیا هم دوست دارن
Delaram0077
هرجا هستی خوشحال و سلامت باشی انشالله
بهناام ١٢ دي ٩٧

مسیح عاشق تو قاشق دلارامم نیستی مسعودم

الناز33 ١٢ دي ٩٧

تولدش مبارک هر جا هست خوشوقت باشه و سلامت

مسعودآریایی ١٢ دي ٩٧

عالیه که به یاد.دوستامون باشیم....لایک دادا

مسیح عاشق ١٢ دي ٩٧

من همون دل آرامم ولی اسمم مسیحه

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٢ دي ٩٧
بالاخره پیداش کردم
حانیه 79 ١٢ دي ٩٧

ساناااز بگیرش نذار فرار کنه از شانس گنده منه

بهناام ١٢ دي ٩٧

خوابم میاد دخترا شب بخیر

حانیه 79 ١٢ دي ٩٧

سانازی تو ک داری جوش میدی بگووو ی دونم بسته اینترنت برام بفرسته شماره اخه اینجا ک نمیشه خصوصی میدمت اینجا بهنام گفت نده پخش میشع شمارت

خزان بوشهر ١٢ دي ٩٧

بهنام سیو کن آقایی.... ووووووووووووووی شماره خاله زنگوله رو یادم رفته. حانی شماره بوگو. حانی چای تقسیم کنه بانک. خب مبارک بهنام منم شاباش موخام ها. 20 تومن شل کن زود باش

حانیه 79 ١٢ دي ٩٧

خسیس نشو دگ بهنام شنیدم کارمند بانکم هستی پ وضعت خوبه سانازی ی شارژ ده تومنی ک این حرفارو نداره سانازبگو پ شمارمو بفرستم فقط مستقیم بفرستید شارژو

بهناام ١٢ دي ٩٧

شله لامصب

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٠ دي ٩٧
شب بخیر
بهناام ١١ دي ٩٧

شب همتون گل گلی خوشگلای عمو

پرنسس ١٠ دي ٩٧

شبتان بخیر..خوش برگردین...☆○•°•○☆

سامان اندی ١٠ دي ٩٧

شوگار وخیر

الناز33 ١٠ دي ٩٧

عاقبت بخیر

مسعودآریایی ١٠ دي ٩٧

عاقبتمون بخیر.آمیییییییین

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ٩ دي ٩٧
دلم گرفته
بهناام ١٠ دي ٩٧

سوگند کیستی؟ بچه صحنه نیستی؟ رزی همه چاش

crazy girl ١٠ دي ٩٧

اره بهنام خخخخ.اونکه درش شکی نیس.حیف اهلش نیستم خخخ

رز وحشی ١٠ دي ٩٧

دقیقا" کجاش

سوگند ١٠ دي ٩٧

اوف اوف نپاچید؟

بهناام ١٠ دي ٩٧

خودت قطعه خوبی هستی کریزی

crazy girl ١٠ دي ٩٧

خخخخ اوخی .پیدا کنم واست

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٠ دي ٩٧
قزمیت
بهناام ١٠ دي ٩٧

الناز یه قزمیت دیدم صداش زدم

الناز33 ١٠ دي ٩٧

چجوریه

عضو چت اورداپ
چت کردن با بهناام
بهناام از کرمانشاه ١٠ دي ٩٧
مرسی عزیزم که از من تشکر کردی
الان دیدم واقعا مچکرم شرمنده کردی
بهناام ١٠ دي ٩٧

مسعودم

مسعودآریایی ١٠ دي ٩٧

بهناام ١٠ دي ٩٧

ممد فدات بشم عزیزم. عابدی بعله

abedi ١٠ دي ٩٧

اره حس خوبیه از طرف مدیریت دیده بشن

محمدرضاا ١٠ دي ٩٧

از شما تشکر نشده بود و دوستان دیگه ک دیروز ازشون تشکر شد

بهناام ١٠ دي ٩٧

تشکر نطلبیده مراد است والا بوخودا . فردا باید برم سر کار هنوز نخوابیدم

عضو چت اورداپ
بهناام
بهناام
چت اورداپ
تاریخ عضویت: 28 ارديبهشت 96
تولد: 22 دي
محل زندگی:
جنسیت:آقا، مجرد
تحصیلات:علوم ریاضی و فنی، سایر (صنایع)
عضو ویژه
بهناام
موزیک مورد علاقه بهناام


تشکر و قدردانی رسمی بهناام

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 22 دي 97

هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد. .سالروز شکفتنت مبارک

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 9 دي 97

تشکر و قدر دانی بابت حضور گرم و مسمتر شما در سایت اورداپ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 22 دي 96

امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد///و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت//قلب ها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت//فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 13 دي 96

تشکر و قدردانی رسمی بهناام بابت حضور گرم در پاتوق

تصاویر ارسال شده بهناام