ماه کوچولو

چیزی برای فریاد زدن ندارم...

چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٧ خرداد ٩٨


چت اورداپ



یادمه پارسال یکی از دوستام خونه ما بود چندروزی و صبح تا شب وبگردی میکرد
و اینو هم خودش واسم درست کرد و بعد به من دادش. گفت که واسه سرگرمی خوبه. توش نقاشی پست کن
باحال ترین چیزیش که هیچوقت یادم نمیره این بود که بهش گفتم نمی خوام. واسه خودت اکانت بساز.
گفت ساختم منتها اعضاش زر زیادی میزنن حوصله شونو ندارم
و اینگونه بود که من به اورداپ اومدم
شما چی؟
سپیده سادات شاد ٢٨ خرداد ٩٨

چقده دوست دارم جوابا رو بدونم

sara71 ٢٨ خرداد ٩٨

خیلی اتفاقی

_ارسلان_ ٢٨ خرداد ٩٨

چرا سختش میکنین..حالا دوستش به شوخی یه چیزی گفته..

سپیده سادات شاد ٢٨ خرداد ٩٨

من هنوز تو سوال خودمم بیست ونه اسفند هشتاد ونه چجوری خیلیا عضوشدن

علیرضا99 ٢٨ خرداد ٩٨

به سختی

mahsa77 ٢٧ خرداد ٩٨

بعد از کنکورم....توسط یکی از دوستان دبیرستانیم با اورداپ اشنا شدم

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٧ خرداد ٩٨


چت اورداپ


امروز تولد اولین استاد نقاشیه منه.

اولین بار که اونو دیدم دقیقا 6 سالم بود.
یه مرد با ریش سفید که همیشه توی موهاش رنگ بود
مهمترین چیزی که توی کل عمرم یاد گرفتم بخاطرر اون بود.
بهم میگفت خطای نقاشیتو محو نکن.
هیچوقت نفهمیدم چرا اینو میگه
چون اصلا نقاشی ای که خطوط محو نداشته باشه خیلی غیر حرفه ایه.
اما حرفشو گوش میکردم. هر چقدر راجب این فکر میکردم جوابی به دهنم نمیرسیدو از خودشم که میپرسیدم میگفت :« بزار نقاشیات نقاشی بمونن بچه جون»
حالا خیلی خوب میفهمم که چرا میگفت خطوط نقاشیمونو محو نکنیم. چون اونو فقط به واقعیت نزدیک تر میکنه و نقاشی ای که شبیه واقعیت بشه که دیگه نقاشی نیست، یه عکسه.
کل زیباییه نقاشی به هنر نقاشه که چطور واقعیتو روی صفحه سفید تغییر بده. چطور رنگای بی روح رو حذف کنه و رنگای شادو بکار ببره. و مهمتر از همه یاد بگیره که بزاره نقاشیش، یه نقاشی بمونه. یه نقاشی با خلاقیت خودش، با روش های مخصوص خودش، با سلیقه ی خاص خودش .
خیلی دیره. ولی خوشحالم که بلاخره فهمیدم که وقتی یه نقاشی ارزش داره، که نو و متفاوت باشه. نه فقط تکرار خطوط یک تصویر تکراری
امیدوارم که همه ی ما بتونیم نقاش خودمون باشیم و خودمونو نقاشی کنیم، الگو ، الهام و ایده بگیریم از اتفاقات اطرافمون، اما تکرار خطی اون ها نباشیم. چون توی این دنیا به آثار تکراری میگن #فیک.
شبتون خوش
پ.ن: یکی پرسیده بود ازم تو مگه چقدر غذا میخوری که همش داری ظرف میشوری
این عکسو گذاشتم که بگم ظرفای منو این رنگای بی شعور کثیف میکنن
mahsa77 ٢٧ خرداد ٩٨

سامان اندی ٢٧ خرداد ٩٨

تبریک

ماه کوچولو ٢٧ خرداد ٩٨

سوگنددد قدرشونو بدون...مهساا بیا کمک بشورم

مهسا 29 ٢٧ خرداد ٩٨

خیلی خوب بود .. ...حالا ظرفاتو شستی؟

سوگند ٢٧ خرداد ٩٨

سلم..با خوندن متن یاد نقاشی های خودم افتادم

maryam p r ٢٧ خرداد ٩٨

موفق باشی تولدش مبارک

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٧ خرداد ٩٨


چت اورداپ


#آرامش
maryam.mir ٢۶ خرداد ٩٨

چه غروب زیبای

maryampr ١٧ خرداد ٩٨

پروا چه کارا کرده که خودشم خبر نداره

*زهرا* ١٧ خرداد ٩٨

پروا منم اینجا برد خیلی قشنگه

maryam p r ١۶ خرداد ٩٨

واای مریم اصلا قصدم نبود دلتونو بسوزونماااا

maryam.mir ١۶ خرداد ٩٨

خوشبحالت مریمی

maryam p r ١۶ خرداد ٩٨

چالوسه هااا من هر روز این منظره رو میبینم شما ها نمیبینید

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢۶ خرداد ٩٨
شمام ازونایین که وقتی شکلات صبحانه میگیرید توی کل وعده ها میخورید غیر صبحانه؟؟
من تازه به امید اون صبح از خواب بیدار میشم
maryam p r ٢۶ خرداد ٩٨

شکلات صبحانه زیاد دوست ندارم

ماه کوچولو ٢۶ خرداد ٩٨

ن واسه شام و ناهارم میخورم

نگار75 ٢۶ خرداد ٩٨

من عصرا میخورم

حانیه 79 ٢۶ خرداد ٩٨

من همون لحظه که میگیرم میخورم نمیذارم ب بعد کشیده بشه

محسن 123 ٢۶ خرداد ٩٨

شکلات صبحانه رو برای عصرانه میخورند

ماه کوچولو ٢۶ خرداد ٩٨

تموم قیمتش بخاطر لیوانشه...ولی درست کردنش زیاد سخت نیست کهمان

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢۴ خرداد ٩٨
بلاخره تو آزمون عملی رانندگی(شهر) قبول شدم.
بار اول از استرس گند زدم. ولی بار دوم خوب بود و قبول شدم
خوده رانندگی و کنترل کردن یه ماشین اصلا سخت نیست و کم کم متوجه این شدم که ناخودآگاه دست و پام بصورت اتوماتیک حرکت میکنن و یجورایی دیگه نیازی به فکر کردن واسه تغییر دنده و زدن ترمز و ... ندارم.
اما چیزی که از رانندگی سخت تره تحمل کردن چرت و پرتاییه که وقتی به عنوان یه زن پشت فرمون میشینی باید گوش کنی.
مربی دوره تعلیمم یه خانوم بود و بیشتر از اینکه قوانین رانندگیو یاد من بده بهم میگفت به بوق ها و فحش ها توجه نکن.
ازین گذشته زمانی که برای تعلیم میخواستم ثبت نام کنم داداشم تاکید میکرد مربیت اقا باشه چون مربی های خانوم بد تعلیم میدن.
اما من واقعا از مربیم راضی بودمو خیلی با صبر و حوصله و ارامش کامل بهم یاد داد و واقعا حالا دیگه هیچ ترسی از رانندگی ندارم و حتی از فشار دادن پدال گاز لذت زیادی هم میبرم
اما باز هم چیزی که اذیت کننده اس تغییر نکرده..
اونم اینه که از این به بعد قراره کلی صداهای بوقو بشنوم..کلی بشنوم که « گاز بده بابا..چقد ترسویی» و... و کلی چیزای دیگه ای که یه مرد راننده قرار نیست هیچوقت تجربه کنه
اصولا رانندگی ربطی به جنسیت نداره و به توانایی خوده شخص مربوطه و تجربه اش.
اما چیزی که باعث ضعف بعضی از راننده های خانوم میشه همین کلیشه ها و طعنه هاییه که میشنون.
لطفا اینقدر به رانندگی خانوما واکنش منفی نشون ندید
reza rezaei ٢۵ خرداد ٩٨

تبریک به امید قبول شدن گواهینامه های ب2 و ب 1

hi_1398 ٢۵ خرداد ٩٨

از عقده منظورم همون حس برتری طلبیشونه..که بهشون تلقین شده زن جماعت از پس کاری برنمیان

_ارسلان_ ٢۵ خرداد ٩٨

ن هانا بخاطر حسودی نیس..بخاطر کلیشه های جنسیتی هس که از بچگی تو مخمون جا دادن..زن مال بیرون نیس..زن باید توخونه باشه..مرد میتونه زور بگه..مرد میتونه هرکارمیخاد کنه

hi_1398 ٢۵ خرداد ٩٨

اصولا این رفتارشون ناشی از عقده اشون داره ..که چشم ندارن ببین ..

پوریا کفترباز ٢۴ خرداد ٩٨

مبارکه.. پس دیگه از فشار دادنِ پدال گاز لذت میبری خدا به خیر کنه

حانیه 79 ٢۴ خرداد ٩٨

منم بار اول از استرس گند زدم ..اما بار دوم قبول شدم...همون روز ک قبول شدم بابام اومد دنبالم تا خونه رانندگی کردم ی مرده داد بوق زد سرشو اورد بیرون گف زنه دگ مگزنا چین

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨
هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است ...
ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!
.
maryam p r ٢۴ خرداد ٩٨

ستاره ss ٢۴ خرداد ٩٨

ساقه طلایی ٢۴ خرداد ٩٨

girl-kord ٢۴ خرداد ٩٨

.....

ماه کوچولو ٢۴ خرداد ٩٨

_ارسلان_ ٢۴ خرداد ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١١ خرداد ٩٨


چت اورداپ


همین الان یهویی
1:25
راستش تا چند هفته بیش از گربه ها وحشت داشتم.
اما از وقتی این بچه گربه رو تو حیاط پیدا کردم نظرم عوض شده.

maryampr ١١ خرداد ٩٨

مهسا 29 ١١ خرداد ٩٨

خیلی دوس داشتنی ان گربه ها....

سامان اندی ١١ خرداد ٩٨

تو نه خودا باقله نه گرو نک

سوگند ١١ خرداد ٩٨

نزار زیاد دستی شه... جفت بچه گربه های من بزرگ شدن ولی توی کوچه نتونستن از خودشون دفاع کنن مردن

زهره 21 ١١ خرداد ٩٨

چت اورداپ

قره داغ ١١ خرداد ٩٨

زیادم بچه نیست ها

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٧ خرداد ٩٨
دیروز و امروز منو سه نفر از هم دانشگاهیام ( یک خانم و دو اقا) راهی کوچه خیابان های شیراز شدیم. برای یه تحقیق دانشجویی.
قرار شد بریم و به افراد بگیم که شما خیلی زیبایی. میشه شما رو نقاشی کنیم؟
من فقط تونستم 4 نفر رو نقاشی کنم.
به بیشتر خانوم ها که این رو میگفتیم خیلی عجیب به ما نگاه میکردن. بخصوص وقتی که دوستان آقای من به خانم ها اینو میگفتن. حتی چند تا فحش هم شنیدن.
و برعکس وقتی به اقایون میگفتیم خیلی ناباورانه به ما نگاه میکردن و خیلی هاشونم میخندیدن.
یه اقای حدودا 20 ساله به من گفت که « ایسگا گرفتی مارو؟»
یکی از همکارای اقا یه پیرمرد با کلی چروک صورت رو نقاشی کرده بود. پیرمرده نمی خواسته نقاشیشو بکشن. ولی با اصرار اقای همکار، قبول کرده بود. جالب تر از همه چیز این بود که اون پیرمرد گفته بود تا حالا کسی بهش نگفته که تو زیبایی.
من یه دختر بچه رو کشیدم که وقتی بهش گفتم تو زیبایی کلی ذوق کرد ولی مامانش بهش گفت که عجله داره و بعد از کلی خواهش توی 7 دقیقه نقاشیشو کشیدم. وقتی نقاشیشو بهش دادم اونو نشون مامانش دادو بلند گفت که « مامان ببین چقد خوشگلم». و من اون لحظه واقعا به خودم افتخار کردم.
دو نفر از افراد دیگه ای که کشیدم دو دختر دبیرستانی بودن. که ظاهرا امسال دبیرستانشون تموم میشده و امروز امتحان داشتن و امتحانشونو هم خوب داده بودن و بلند بلند با هم جواب ها رو چک میکردن. بهشون گفتم که شما خیلی خوشگلید. یکیشون کلی خندید. یکی دیگه شون هم بهم گفت « مرسی اجی. تو هم خوشگلی» . بهشون گفتم که اجازه بدن نقاشیشون کنم. گفتن که دیرشون میشه و باید زود برگردن خونه. قول دادم بیشتر از 10 دقیقه طول نکشه و قبول کردن. و برام خیلی جالب بود که مدام بهم میگفتم که چشماشونو درشت تر بکشم. یکیشون بهم میگفت که دماغشو فانتزی بکشم و لباشو درشت. و بماند که چقدر طول کشید تا انتخاب کنن که میخوان از چه زاویه ای صورتشونو نقاشی کنم . اخرش از سه رخ کشیدم و کلی خوشحال شدن. ولی همون دختره به شوخی بهم گفت « اجی دماغ منو که خیلی بزرگ کشیدی».
اما مهم ترین نقاشی امروز که همکار خانومم کشیده بود نقاشی یه پسر 9 ساله بود که روی ویلچر می نشست. دوستم یه نقاشی سر تا پا ازش کشیده بود که روی پاهاش ایستاده. دوستم گفت که مادر پسره وقتی نقاشیو دید زد زیر گریه.
قبل ازینکه اینکارو بکنیم همه فکر میکردیم محاله کسی راضی بشه که نقاشیشو بکشیم. برای همینم همین تعداد کم کلی حال خوبو بهم منتقل کرد. اینو اینجا پست کردم شاید به شما هم منتقل کنه.
ممنون که خوندید
علیرضا99 ٨ خرداد ٩٨

جالب بود، دمتون گرم

یاسمین79 ٨ خرداد ٩٨

منم عاشق نقاشی ام....خیلی جالب بود

آسنات76 ٨ خرداد ٩٨

ای جاااان عزیزمممم امیدوارم ماه کوچولو جانم

ماه کوچولو ٧ خرداد ٩٨

امیدوارم یه روزی تورو ببینم آسنات 1 ساعت نقاشیتو طول میدم

آسنات76 ٧ خرداد ٩٨

من اگه جاشون بودم و وقت داشتم در حد ده دقیقه حتما مینشستم تا نقاشیمو بکشن

ماه کوچولو ٧ خرداد ٩٨

درسته. اما خب نتایج منفی رو هم مشاهده کردیم. واکنش اقایون جوری بود که انگار داریم مسخره شون میکنیم. و برعکس واکنش خانم ها جوری بود که انگار داشتیم ایجاد مزاحمت میکردیم. و دلیل اصلیش هم اینه که ابراز محبت اغلب توی جامعه ما تو محیط های اجتماعی صورت نمیگیره.

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ۶ خرداد ٩٨


چت اورداپ

asal24 ۶ خرداد ٩٨

سوگند ۶ خرداد ٩٨

خوبه

maryam.mir ۶ خرداد ٩٨

زیباست

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ۶ خرداد ٩٨
بنظرتون خدا وجود داره؟
اگه داره، خدا چیه؟
ماه کوچولو ۶ خرداد ٩٨

ممنونم از اظهار نظرتون. منظورتون رو کاملا فهمیدم

علیرضا99 ۶ خرداد ٩٨

این چیزا تا حدی از نظر عقلی و منطقی قابل اثباته،ولی واقعیت اینه که قلب و حس درونی ما خدا رو دقیقتر و ساده تر اثبات میکنه واسمون...هر چند محیط و شرایط موثره ولی قطعا درون آدم تا حدی ثابته

چنار ۶ خرداد ٩٨

نه..خدا هست ولی من خدارو رو در کلماتم میبینم... مثلا میگم خدا مهربون..چون از نطر من مهربونی بهترین کلمات پس اینجور خدارو توصیف میکنم..یکی میگه خدا بامرام..یعنی خودش ادم مشتی هست...خدا هست اگه نی پس عشقیم نی..تنها کلمه ی که وجود خدارو اثبات میکنه

zed1313 ۶ خرداد ٩٨

خدا احتمالا وجود داره ولی یک خدا بی تفاوت و ضعیف شایدم ظالم

ماه کوچولو ۶ خرداد ٩٨

یعنی شما ( چنار)میگید خدا ، ساخته ی احساسات و ذهن ماست؟

چنار ۶ خرداد ٩٨

بنظر من خدا توی وجد همه ماهست..خدا یه حس..خدارو اونجور که ما هستیم میبینیم..کسی که با کار خوب وجدانش شاد میشه خدارو یه چیز خوب میبینه در حد کلمات خودش...یجور دیه بگم کلمات و احساسات من هستن که خدارو معنی دار میکنن با تن کلمات خودمون.

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آخرین کتابی که خوندید چی بوده؟؟

من خودم اخریش کتاب #همسایه ها بوده از #اغحمد_محمود . کل کتاب رو توی ماشین خوندم ( توفاصله ی رفتن از خوزستان به شیراز) و واقعا کتاب فوق العاده ای بود. حتما پیشنهاد میکنم بخونید.
نگار75 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آخرین کتابی که خوندم بیشعوری بودش

لیلیوم ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آره کتاب باید جذاب باشه ک نتونی پایین بذاری من همه کتابام بغلی ان بس ک پایین نمیذارمشون

سوگند ٢٣ ارديبهشت ٩٨

فضای داستانش سنگینه و نفس گیر برای همین نصفه رها کردن....یه جوری نیست که بگی خب بعدش چی میشه...حس کنجکاوی به ادم دست نمیده

لیلیوم ٢٣ ارديبهشت ٩٨

سوگتد جون این کتابی ک شما خوندی هم من خیلی شنیدم نصفه رهاش کردن خودم نخوندم ولی خب خوندن کتاب ب حال روحی ت خیلی بستگی داره

سوگند ٢٣ ارديبهشت ٩٨

شوهر اهو خانم..از رو کنجکاوی خوندم همیشه تو کتاب درسیا اسم نویسندش بود....ولی خوشمنیومد

آسنات76 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

Love types...

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ



‎پدرم دارد سیگار می پیچد.
چه دستهای بزرگی دارد!
اِنگار اَولین دفعه است که میبینم دستهای پدرم اینقدر بزرگ و خشن و پینه دار است؛

میرَوم تو اتاق پدرم مینشینم و پردهء دَرمیانه را می‌اَندازم.
اِبراهیم و جمیله مینشینند روبرویم. نوشتهء همهء کاغذها مثل هم است.. چیزهایی است که اصلاً سَردَر نمیآورم. جانم بالا میآید تا یک کلمه را هجی کنم و تازه وقتی خواندمش، معنی اش را نمیفهمم. مثلاً نمیدانم این استعمارگر خونخوار چه جور جانوری است که فقط خون میخورد و اِشتهاش هم سیری ناپذیر است! لابُد بی‌جهت اِسم اِستعمارگر را خونخوار نگذاشته‌اند. باید دلیلی داشته باشد
ابراهیم می گوید:
_تا نباشد چیزکی مردم نگوین چیزها.

از این جانور، بفهمی نفهمی چیزکی دستگیرم می شود. مثلاً فهمیده‌ام که گاهی به جای خون، نفت هم میخورد و اینست که بعضی جاها ، تو کاغذها ، به جای خونخوار ، نفت خوار هم نوشته شده.
ابراهیم مژه های نموکش را به هم میزند و میگوید:
_ نفت بخوره که بهتره تا خون بخوره.
و عقیده دارد اگر این جانور هوس خون آدم بکند، بدجوری می شود؛

میروم به طرف اَمان آقا ، به قصد اینکه یک جوری حرفم را بزنم. قهوه‌خانه رو دلم سنگینی می کند.
یکهو به یاد شفق می‌اُفتم.
_ خالد ، همیشه یادت باشه که اگه آدمهای تهیدست کمک همدیگه نکنن نابود میشن.
نگاه شفق به آدم مهلت نمی دهد که به حرفش شک و تردید کند.
_تو همیشه باید به فکر اونا باشی که دردشون درد خودته. آدم اول باید با خودش مبارزه کنه. آدم باید اول خودشو اصلاح کنه ، اونوخ مدعی اصلاح جامعه بشه.

از کتاب : #همسایه_ها
#احمد_محمود
من و تو 123 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١١ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ


گفت: " من با #زن جماعت دهن به دهن نمیشم، برو به شوهرت، پسرت یا یه #مرد بگو بیاد! "
سینه ام را دادم جلو و گفتم: " نه #شوهر دارم نه #پسر ،
به خودم بگو ببینم چی می خوای بگی! "
دو قدم رفت عقب، پوزخند زد و گفت: " برو بابا، اصلا این خبرا نیست که زنا بتونن واسه مردا شاخ شونه بکشن" و باز چند قدم رفت عقب.
رفتم توی شکمش! " نه آقا جون اتفاقن برعکسش، دوره ای که مردا واسه زنا شاخ شونه می کشیدن گذشته "
گفت: " تو خیلی بی حیایی! "
گفتم: " خیلی، اما تو رو می شونم سر جات! "
مرد همسایه دُمش را گذاشت روی کولش و ماشینش را از در پارکینگ برداشت و رفت.
رفت ولی هنوز توی سرم این حرف ها چرخ می خورد.
چقدر شبیه آن راننده تاکسی بود که گفت: " زنی، نمیشه چیزی بهت گفت "
و من گفته بودم: " بگو ببینم چی می خوای بگی! "
و منتظر و آماده بودم که بگوید و نگفته بود... اصولا من سراغ دعوا نمیروم اما از این که در حین زدن حرفم و گرفتن حقم مجادله لفظی برسد به دعوا ترسی ندارم اما تفکری وسط دعوا می خواهد به من بقبولاند که من زنم و قد این حرف ها نیستم!
دارم فکر می کنم به معنی " جرات " که تفکر #زن_ستیز دارایی مسلمش می داند اما در مواجهه با جنس دوم! برای ابرازش نه لزومی می بیند نه میل و رغبتی.
اما واقعیت این است که تفکر زن ستیز، زنی که توی شکمش میرود را تاب نمی آورد.
حدی ست از خط خارج شده که فقط با انگِ بی‌حیایی می شود دوباره سر به راهش کرد و این فکر پوسیده را بقا بخشید که زن باید نجیب باشد، داد و قال راه نیندازد و در مقابل هر حرف زوری پا پس بکشد!
و این اصطلاحِ با زن جماعت طرف نشدن هم چماق مِنَتی است بر سر زن برای حفظ حرمتش اما در واقع تحقیر آشکار یک جنسیت است.
تفکر زن ستیز در جامعه ای با ادعای تساوی حقوق زن و مرد، با وجود قرار گرفتن #زنان در پُست های مهم شغلی و اجتماعی؛ همچنان در لایه های زیرین جامعه توی ذوق میزند.
و من فکر می کنم برای تغییر ریشه ای این تفکر در آینده‌ی جامعه، باید از حالا به فکر کودکانی باشیم که ورای جنسیت بزرگ شوند به دست والدینی که خود تفکر جنسیتی ندارند.
.
#پریسا_زابلی_پور
romeo ١۵ ارديبهشت ٩٨

دکتر567 ١١ ارديبهشت ٩٨

دنیا000001 ١١ ارديبهشت ٩٨

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

آسنات18 ١١ ارديبهشت ٩٨

اولین حربه ی زن هاست نفس های عمیق بعد از آن مات شدن مثل وقارِ تندیس بعدش آرام شدن حرف شدن بغض شدن آخرین حربه ی زن هاست دو تا گونهی خیس!!

من و تو 123 ١١ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١١ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ


کس مشهورِ کودک و لاشخوری که منتظر مرگ او ست، در سودان. این عکس برنده جایزه پولیتزر شد. عکاس جوانش (که کودک را پس از عکاسی رها کرد) کمی بعد بر اثر افسردگی، خودکشی کرد.
.
سنت پترزبورگ تایمز در فلوریدا دربارهٔ کارتر گفت: او مردی است که لنز دوربین خود را به دقّت تنظیم کرد تا یک تصویر واقعی از درد و رنج کودک را ثبت کند، و از این روی او، به خوبی یک شکارچی یا صیّاد لحظه‌ها عمل کرد، امّا حقیقت این است که او لاشخور دیگری است که در صحنه حضور دارد!
.
عکس از کوین کارتر
Photo by Kevin Carter, 1994
آسنات18 ١١ ارديبهشت ٩٨

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

قره داغ ١١ ارديبهشت ٩٨

چه بی رحم بوده خدا لعنتش کنه خیلی ناراحت شدم

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١٠ ارديبهشت ٩٨
ظاهرا پست قبلی من ابزار برانگیختگی شهوت افراد جامعه و ایجاد و ترویج فساد و بی بند و باری در جامعه و سست شدن اساس و پایه های خانواده ها و همچنین باعث ایجاد اختلالات روانی و هورمونی در افراد زیادی شده.
اما من پستم رو حذف نمیکنم..
تا وقتی که اطرافیانم یاد بگیرند از هنر من به عنوان یه ابزار جنسی استفاده نکنن.
تا وقتی که یاد بگیرند ماهیت مسائل رو درک کنن...

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

من نقاشی میکنم.

قره داغ ١١ ارديبهشت ٩٨

ببخشین هنرتون چیه آیا

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

بله بود.. حذف نکردم..حذف کردند

maryam p r ١١ ارديبهشت ٩٨

حدف نکن

زهره 21 ١٠ ارديبهشت ٩٨

مگه اون هنر خودت بود ؟؟؟

دخترافغان ١٠ ارديبهشت ٩٨

کدوم پستت بوده ؟؟کنجم کاوید

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١٠ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ


عاقد گفت «عروس خانوم وکيلم؟» گفتند « #عروس رفته گل بچينه.» دوباره پرسيد «وکيلم عروس خانوم؟» - عروس رفته گلاب بياره.

عاقد گفت:«براى بار سوم مى پرسم؛ عروس خانم. وکيلم؟» - عروس رفته... عروس رفته بود. پچ پچ افتاد بين مهمانها. شيرين سيزده سالش بود؛ وراج و پر هيجان. بلندبلند حرف مى‌زد و غش‌غش مى‌خنديد. هر روز سر ديوار و بالاى درخت پيدايش مى‌کردند. پدرش هم صلاح ديد زودتر شوهرش دهد. داماد بددل و غيرتى بود و گفته بود پرده بکشند دور عروس. شيرين هم از شلوغى استفاده کرده بود و چهاردست و پا از زير پاى خاله خانبانجی‌ها که داشتند قند مى‌سابيدند، زده بود به چاک.

مهمانى بهم ريخت. هر کس از يک طرف دويد دنبال عروس. مهمانها ريختند توى کوچه. شيرين را روى پشت بام همسايه پيدا کردند.لاى طنابهاى رخت. پدرش کشان‌کشان برگرداندش سر سفرهٔ عقد. گفتند پرده بى‌پرده! نامحرمها رفتند بيرون. کمال مچ شيرين را سفت نگه داشت.
.
عاقد گفت «استغفرالله! براى بار دهم مى پرسم. وکيلم؟» پدر چشم غره رفت و مادر پهلوى شيرين يک نيشگون ريز گرفت. عروس با صداى بلند بله را گفت و لگد زد زير آينه. زن ها کل کشيدند و مردها بهم تبريک گفتند. کمال زير لب غريد که «آدمت مى کنم جوجه و خيره شد به تصوير خودش در آينه شکسته.» فرداى عروسى شيرين را سر درخت توت پيدا کردند. کمال داد درخت هاى حياط را بريدند. سر ديوارها هم بطرى شکسته گذاشتند. به درها هم قفل زدند.
.
اسم عروس را هم عوض کردند. کمال گفت «چه معنى دارد که اسم زن آدم شيرينى و شکلات باشد.» شيرين شد زهره. زهره تمرين کرد يواش حرف بزند. کمال گفت «چه معنى دارد زن اصلا حرف بزند؟ فقط در صورت لزوم! آنهم طورى که دهانت تکان نخورد. طورى هم راه برو که دستهايت جلو و عقب نرود. به اطراف هم نگاه نکن، فقط خيره به پايين يا روبرو.فهمیدی ضعیفه؟!» زهره شد يک آدم آهنى تمام و عيار. فاميل‌ها گفتند اين زهره يک مرضى چيزى گرفته. آن از حرف زدنش، آن از راه رفتنش. کمال نگران شد. زهره را بردند دکتر. دکتر گفت يک اختلال نادر روانى است. همه گفتند از روز عروسى معلوم بود يک مرگش مى شود. الان خودش را نشان داده. بستريش که کردند، کمال طلاقش داد.

خواهرها گفتند «دلت نگيره برادر! زهره قسمتت نبود. برايت يک #دختر چهارده ساله پسنديده‌ايم به نام شربت.»
.
صدیقه احمدی
3پیده ١١ ارديبهشت ٩٨

وا قره داغ مگ من چی گفتم؟؟غیرتی بودن خوبه ولی دیگ حدی داره زندان اوین نیس ک

دکتر567 ١١ ارديبهشت ٩٨

دختر مردم رو هم الکی بدبخت میکنن پیش ما هم هست دختره12سال ازدواج میکنه چون بعدش چیزی نمیدونه ونمیفهمه طلاقش میدن عجب ادمای نفهمی

قره داغ ١١ ارديبهشت ٩٨

چرا حرص میخورین آخه جوک بود جوک مردا اینطوری همه که نوشته نیستن سپیده خانم

دنیا000001 ١١ ارديبهشت ٩٨

لااااااااااااااااااااااااااااااایک

piatek ١١ ارديبهشت ٩٨

پلنیا باز حرف زدی من هنوز چلو گوشت عروسی تو نخوردم نامرد

maryam p r ١١ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ۵ فروردين ٩٨
آورداپ...
درسته امسال روز تولدم نیومد ولی واقعا تو نمیخوای یه قدردانی بکنی؟؟؟

همش باید خودم بگم؟؟
یبارم نگفته یه تشکر بکن دیگه عهههههههههه
سالار ١١ فروردين ٩٨

تولد منم تبریک نمیگه. چون تاریخ تولدمو ننوشتم ، چه این آیدی چه کفترباز. کع کسی تبریک و تهنیت نگه، زحمت نیفتن خجالت زده بشم.

فلفل جنوب ١١ فروردين ٩٨

سامان راست میگه منم بعد 8 سال منقضی شده بودم یه تبریک ساده نگفتن

سامان اندی ١٠ فروردين ٩٨

خیلی از کاربرها بخاطر منقضی شدن مدت ویژه بودنشون سایت تولدشونو نزده فک کنم.و اگه مشخص بود نه فقط سایت بلکه امثرا تبریک میگفتن

*shah omid* ۵ فروردين ٩٨

ماه کوچولو ۵ فروردين ٩٨

اصلا دیگه من قهرم

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢۶ اسفند ٩٧


چت اورداپ




واییی خداااااا
ناصر20 ۴ فروردين ٩٨

ای جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

دنیا000001 ٢٧ اسفند ٩٧

چه باحاله

3پیده ٢٧ اسفند ٩٧

واااااااااااااایی الهی ولی زن و شوهر بشکه هستن بچه چرا لاغر هس؟؟

سوگند ٢٧ اسفند ٩٧

هیکل زنه خیلی غیرعادیه

سامان اندی ٢۶ اسفند ٩٧

خوب میشه

ماه کوچولو ٢۶ اسفند ٩٧

خب این نقاشیه سختیه. بکشمش بعید میدونم خوب بشه

عضو چت اورداپ
ماه کوچولو
ماه کوچولو
چت اورداپ
چیزی برای فریاد زدن ندارم...
تاریخ عضویت: 15 ارديبهشت 97
تولد: 30 اسفند
محل زندگی:خوزستان
جنسیت:خانم، مجرد
تحصیلات:هنر، در حال تحصیل (هنرهای تجسمی)
عضو ویژه
ماه کوچولو
موزیک مورد علاقه ماه کوچولو


تشکر و قدردانی رسمی ماه کوچولو

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 5 آبان 97

لامصب بخاطر حظور سردم یه قدر دانی بکن..
گرم شاید نکنم سایتو..ولی خنک که میکنم..دیگه پول کولر هم نمیدی
با اورداپ قهرم. تشکر بابت حضور جنابعالی

تصاویر ارسال شده ماه کوچولو