چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١٨ آذر ٩٧
سلم


چت اورداپ


من وبمستر را زیاد نمشناسم و رفاقت دیرینع با او ندارم. فقط دورادور میدونم حجت فاتح کیع. بعد از آدمایی چون بارسا اصفهان، محسن یزدی و غیرع روی کار آمد.
نع من از او توقع دارم نع او وظیفع داشتع ک عگس مرا اینجا بچسبونه. بلکه او لطف کردع و مرا شرمندع کردن عگس منو چسبوندن اینجا.
بس من هم در جواب، به وبمستر خسته نباشید میگم و ازش تشگر میکنم کع ب یاد ما فقیر فقراع بود و دمت گرم و قوربانت. فداااات ساااایت سر و سامون بدیع، بسته اینترنت توزیع کنیع، کاربرر بیارییی گاربر بلاگ کنی، ستارع بچینی ماچ موچ‌.
چاکر همگی دستندرگاران و همع کاربران سایت بین المللی و شهید پرور اورداپ.
نوکر همگی پوریا کفترباز
خدافز

*زهرا* ۶ ساعت قبل

پینار ١٨ آذر ٩٧

سلام... خدانگهدار

الناز33 ١٨ آذر ٩٧

اصلا عاشقِ نوشتنتم ..خیلی خوشم میاد

لیلیوم ١٨ آذر ٩٧

.آرشو دزدیدن؟واااای بدجینس ذالم چیکار آرش داشتی

*ارش* ١٨ آذر ٩٧

چرااااا حرومش باشه لعنت بهش

پوریا کفترباز ١٨ آذر ٩٧

خواهش. چاکریم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
خر حیوان نجیبیست.
انسان اسب است.
amin333 ١٨ آذر ٩٧

*ارش* ١٨ آذر ٩٧

الناز33 ١ آذر ٩٧

پوریا پیش تو ک اروغ نزده.. اگه پیش تو اروغ زد..پیشش بالا بیار

پوریا کفترباز ١ آذر ٩٧

سلم. صب بخیر. دوستت بیخود کرد آروغ زد. مگع طویلس ک راحتع. یه دفه با شورت بره سر کلاس دیگع. خجالتم خوب چیزی والاع

الناز33 ١ آذر ٩٧

یکی از دوستامون ..بیش از حد راحت بود تو جمع... اروغ ک میزد میگفت :آآآآآآآآآآآآ میگن اسب حیوان نجیبیست..راس میگن؟؟

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٣٠ مهر ٩٧
سلم به همع کاربران سایت بیت المللی اورداپ
تولد *آرش* هست. من نمیدونستم. ب خاطر همین این موقع شب دیگه فایده ندارد گفتتش و مزه ندارد.
چونکه آرش دیگه ساعتهاس ب دنیا اومده و گمی هم بزرگ شده و الان بی فایدس تبریک من.


چت اورداپ


این کبوتر هم دورش خط کشیدم ب خاطر تولد آرش، اسمشو گذاشتم آرش.


چت اورداپ


من هم ولادت آرش رو ب همع مسلمین جهان تبریگ میگم. همیشه سالم باشی آرش جان.
در پایین هم عکس بزرگیای همون کبوتر بالا رو میبینید ک اسمشو امروز گذاشتم آرش ب مناسبت تولد این پسر خوب سایت.


چت اورداپ


خدافظ
*ارش* ۴ آبان ٩٧

ناصر جان ممنونم عزیز الناز ممنون لطف داری پرنیای داداش همچنین سالار خودت گلی اوا متشکرم. پینار ابجی گلم

pinar90 ۴ آبان ٩٧

تولدت مبارک! جناب پوریا

آوای بهار ۴ آبان ٩٧

عهه تولد دوستارس...مبارک و به خوشی...چه خوبه پستت افرین

desperado ۴ آبان ٩٧

کفتر بازی رو دوست ندارم

سالار ۴ آبان ٩٧

این گلها تقدیم ب همه و تقدیم به آرش.

parnya ۴ آبان ٩٧

داداش عزیزم تولدت مبارک برات موفقیتهای بزرگ آرزو دارم بالش

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١١ آذر ٩٧
سلم
خبرهای زرد را برای گذر از لحظه های کند، مرور میکنیم و لحظه ها شتاب میگیرند تا اینکه جا میمانیم از لحظه.
سرمان هر چه خلوت تر میشود، کمتر پیکانهای زهرآگین به یاد ما می افتند، ما همین نکته را با کمی خونسردی به جای آرامش نوش جان میکنیم و به خواب میرویم. خیال پردازی ما گل میکند، تاریخسازی را مرور میکنیم و کلاه خود به سر میگذاریم و زره به دست میشویم، انگار ما ظاهرسازی را خوب آموخته ایم. کمی از این خیال فاصله میگیریم و اولین جایی که نشانه میرویم هنر است.
گاهی ذهن تردید ساز و درآستانه تسلیم، با کوهپایه امید از جنس جامعه روبرو میشود و گاهی در اوج اطمینان، ضربه ای مهلک، تصویر به زانو در آمده یک نان آور را سوژه روز نقاشان میکند.
عکاسهایی که همیشه غافلند از شکار، مطابق معمول شیرینی میخورند و تیترهای تکراری فردا را آماده میکنند و سازهایی که کنار نقاشی ها به باران و آفتاب عادت کرده اند، سوژه مجانی، سوژه داوطب اسکناس به دست، گرسنگی خود را دور یک سفره زیر سایه درختان با تجربه شریک میشوند.
آن هنر غم ساز مصنوعی و شاد کننده به سبب رفع وظیفه، با نمایش دورهم یک عده در وسط برج میلاد که دستمالهای کاغذی به دست دارند و همیشه آماده کف زدن و احساساتی شدن هستند، مشتری های هنر را با طبع های دست نخورده و دارای سلفون به سمت خود میکشانند و هنرهای ارزان کنار طبیعت شکنجه دیده، که درختان سوژه اصلی سیاه کردن کاغذهای سفید با قلم هنرمندان لال شده به دستان اجبار، هستند، فقط اسیر چشم های من و تو می باشند و آنهایی که نگران پاک شدن گریم خود زیر سیل اشکهای تفننی خود میباشند، با ما سازگاری ندارند و به درد همان همایش های تلخ و آبدار میخورند.
نمیدانم چرا آن سازهای کنار طبیعت، کنار آن نقش های همیشه سیاه بی تحرک مانده اند و طرح ها با سازها قهرند. انگار مدادهای رنگی ۱۲ رنگ باید پادرمیانی کنند، تا پیاده رو و عابرانش خاکستری نباشند، اما افسوس که همه آنها در زنگ نقاشی جان دادند، تا قلم ها سیاه باشد و هنر سیاه باشد و طرح چهره ما روی کاغذی که با فکر پینه بسته یک هنرمند، کنار نیمکت های سنگی، در قبرستان سازهای خوابیده در حسرت نواختن، هم سیاه باشد.
لحظه هاتون شاد. پوریا کفترباز
الناز33 ١١ آذر ٩٧

سوگند ١١ آذر ٩٧

آه....

desperado ١١ آذر ٩٧

پوریا کفترباز ١١ آذر ٩٧

سلم سلم. خوبین؟ خیل ممنون از همگی شما . نوکر همگی. چاکرات و مخلصات خودم رو اعلام میکنم. دمتون گرم. تک تک گل تقدیم

*زهرا* ١١ آذر ٩٧

نویسنده خوبی میشی

سوگند ١١ آذر ٩٧

خیلی خیلی ادبی و روح نواز و لطیف بود.

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
من نمیگویم که مرا شاد کنید
قفسم برده و غمگین دل فرشاد کنید.
صبا مشهد ١٠ آذر ٩٧

pinar90 ١٠ آذر ٩٧

من نگویم مرا از قفس آزاد کنید؛ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید..ملک الشعرای بهار

پوریا کفترباز ١ آذر ٩٧

ن واقعیشو یادم نیومد ب خدا. اخه یه همچین شعری داریم ما توی ادبیات

desperado ١ آذر ٩٧

چیشد داداش، شعر نوعه

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم سلم به همع. دست نوشته زیر را به شما تقدیم میکنم.


چت اورداپ


به تاریکی شب های ساکت قانعیم و روز های پر درد سر را به شما صبح رویان میسپاریم، تا سرمان درد نگیرد زیر لگدهای ماجراجویان که در ذهنمان حادثه میسازند.
به نورهای مصنوعی اکتفا نمودیم و به کم سو شدن چشمانمان عادت، تا اعداد در کنارمان بمانند و نمایش دلنشین جمع و تفریق های روزانه خود را روی پرده ذهن خسته ما ببرند. به تیغ باران شدن جسممان رضایت دادیم، تا آهن سرد با ما سردی نکند و رفاقت گرمی پیدا کردیم با فلز تندخو اما منعطف، تا از سردی اجتماع در امان باشیم.
ذهن خسته را به خورشید نشان نمیدهیم تا گرمای آن خاطره ساز آتشی نشود که دلسوزان دست دراز برای گرمای زمستانمان افروختند و ناگهان ذوب کردند عاطفه های بدون ریشه را.
ذهن خسته را زیر نور مهتاب و دور از خورشید آماده صبحی مصنوعی میکنیم تا سرانجام وقت طلوع کردن ذهن فرا رسد و ما شب گردان نزد شما صبح رویان برخواهیم گشت...


چت اورداپ


خوش باشین و لحظه هاتون شاد.
زهره 21 ١٠ آذر ٩٧

با تصورات منم جور درنمیاد

pinar90 ١٠ آذر ٩٧

سلام خدا حفظت کنه!. لحظات شما هم شاد

کارگر خسته ٩ آذر ٩٧

الناز33 ٩ آذر ٩٧

خیلی خوب مینویسی. خدا حفظت کنه

آوای بهار ٩ آذر ٩٧

عههه خودتی کبودترباز خدایی هیچ کدومتون باتصورات من جور نیستین متن قشنگه الله ساخلاسوز

parnya ١ آذر ٩٧

خودتی ؟خیلی زشتی خدا حفظت کنه

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم. اینها خیلی پرشی هستن. قراره تخم بذارن و بچه دار شن.


چت اورداپ


رنگ: خال پیس
تقدیم به نگاه بچه های خشکل و بامزه ی اورداپ
علی آقای بارانی ٩ آذر ٩٧

الناز خانم رنک دمش نیست اون رنک سربال کبوتر است

الناز33 ٩ آذر ٩٧

رنگ دمش خیلی خوبه

3پیده ٩ آذر ٩٧

زهره 21 ٩ آذر ٩٧

نازن

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم بچه ها.
پاییزه و فصل مرض ها.‌ باید همه واکسن بزنن. همه پرنده ها. امروز ب کبوترها واکسن زدم. باید خیلیع با حوصله سوزن رو داخل سینه پرنده فرو کنید. حتما هم سینه سمت راست. اصلن نترسید. پرنده هاتون داد زدن هم کار خودتونو ب نحو احسنت انجام بدین و به داد فریادها توجه نکنید. با سوزن انسولین که کوچولوعه بزنید تا پرندع گریه نکنه.
بعد هم‌ تا سه روز مولتی ویتامین بریزین توی آبش تا تب نکنه.
دل رحم باشیم و قدر یگدیگر را بدانیم.
با آرزوی خوشبختی و سربلندی براز شما خوشکل های سایته زشت اورداپ.


چت اورداپ

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

ن ه. قطره خوراکی هم هس اما خاصیت آمپول بیشتره. فلن کشف نشدع رها. بعد هم با زدن آمپول، همه موجودات میفهمن ک دنیا بالا پاعیین دارهه. این خودش درس زندگی بهشون میده که خوب و بد همه یه جاهایی نیازمند میشن

رها5495 ۴ آذر ٩٧

یه سئوال خوب میشه به جای این سوزن دارو تو آبشون ریخت دیگه این همه پرنده بدبخت رو عذاب نداد نمودنم از این کار سر در نمیارم ولی خوب کاش به جای این راهکار بهتری بود

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

اومم خب ببین رها ما برای نجات جانشان سوزن میکنیم توی تار پودشان. واکسن نزنی مرض ناعلاج میگیرن. اره ستایش بعضیاشون گریه میکنن. بهضیا داد میزنن. یکیشون هم با فرهنگ بود نشست حرف زد منو قانع کرد احتیاج ب واکسن ندارع. اونو نتونسم واکسن کنم. الناز متشکرم

الناز33 ۴ آذر ٩٧

خاهش پوریا از پستات خوشم میاد

ستایش ۴ آذر ٩٧

سلام ...واقعا پرنده ها از درد گریه می کنن؟ الهی...

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

سلم خوبی. دستون درد نکنع الناز. زحمت افتادی نظر دادی. دست پنجت درد نکنع.

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ۴ آبان ٩٧


چت اورداپ


بریده نفس کشیدیم، که در زمستان نفسمان نگیرد.
به کفتارها نگاه کردیم که برق چشمان شیر ما را ندرد.
ما انسانهای آینده نگری هستیم.
parnya ١ آذر ٩٧

چه با مفهوم

پوریا کفترباز ١ آذر ٩٧

خیل ممنون از همگی. قربون محبتتون. دستتون درد نگنع. همتون زحمت کشیدین با نظراتتون منو خجالت زدع کردین. خدایاااا من چجور این همه زحمتو جبران کنم.

banoo_18 ١ آذر ٩٧

اقا پوریای گل خدایی خنده میاری رو لب و قلب ادم همیشه از بس بی شیله پیله و خوبی

آوای بهار ٢٩ آبان ٩٧

کبوتر باز ازوقتی عاشق شدی دیگه نمینویسی

سوگند ٢٨ آبان ٩٧

سلم

نرگس23 ١۶ آبان ٩٧

کفتر باز ناپیدایی نیستی

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٩ شهريور ٩٧
گاهیع برا بودن باید رفت. سر ب بیابان گزارد. روی تپه زار زار گریه کردد. کودکی لاقر و گرشنه. حتی بدون یک دمپاعی. باید ب بیابان ها رفت تا چشم آگاه شد.
اینجا آفریقاست.
بس ما میفهمیم قدر سلامتی خود را بدانیم
.
پینار ۵ آبان ٩٧

گاهی. ذارد. گریه کرد. لاغر. گرسنه. دمپایی.

کوارک ۵ آبان ٩٧

میهمان 123 ٩ شهريور ٩٧

دژئاگر ٩ شهريور ٩٧

ارع بزار تا بزرگ شیم دور هم باهم

پوریا کفترباز ٩ شهريور ٩٧

خیل پمنون. دیگ میخام پستای جدی بزارم. برای رشد عقل خوبه

دژئاگر ٩ شهريور ٩٧

گفدی بهم نخندم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢٨ مهر ٩٧
سلم.
انا لله و انا الیه راجعون
(در عکس اول غرور و هیبت و زیبایی میبینیم، در عکس دوم اثری از زیبایی و شکوه نیست)
پادشاه باشی روزی میمیری. فقیر باشی روزی میمیری.


چت اورداپ


زیبا باشی میمیری و زشت باشی هم میمیری.


چت اورداپ


فخر مفروش به دیگران. اسیر به به و چه چه جماعتی که بعد از مرگت حتی از نگاه کردن به لاشه ات چندششان میشود، مشو.
همانها که تشویقت میکنند، برایت سوت میزنند، از زیباییت از ثروتت هزاران تعریف میکنند، حتی جرات دست زدن به جنازه ات که روی خاک افتاده ای را ندارند.
بس اسیر زرق و برق دنیا نشو که این شتر در خانه تو هم خواهد خوابید.
خدافز
*ارش* ۵ آبان ٩٧

سامان اندی ۵ آبان ٩٧

بارانا از پرنده میترسی؟

سحر2222224 ۵ آبان ٩٧

من عاشق پروازم

بارانا 444 ۵ آبان ٩٧

من از پر میترسم در حدی ک ببینم قش میکنم

طنینم ۵ آبان ٩٧

بچه سگ منم مرد

سامان اندی ۵ آبان ٩٧

این هفته یه قناری سفید داشتم بردمش سر کار تو شرکت بهشم میرسیدیم...اما مرد

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢ آبان ٩٧
بوی ادکلن سینه را میفشارد و اوقات را تلخ میکند. یک حس گم شدن در پیچ و تاب زندگی، بن بست! نگاههای خیره، بزرگ و کوچک شدن مردمک چشم و بعد به راه افتادن و روزمرگی.
روزمرگی که موقتی باشد، لبخند هایی در میان هیاهوی شوخی های مسخره، با ذهن های بعضا تاریک، روی لب های سرخ، مینشیند. قطرات شور داخل چشم نیاز به استراحت دارند. اسمش بچگانه است. پنهان کردن خیلی چیزها را از بازی زندگی آموختیم. خراش های سطحی را جار میزدیم اما ایست های قلب خسته را با تکنیک ریسک، حبس کردیم در دهانی که فقط لبخند میزند. گلایه هرگز. تیرگی لبها، لعنتهای از انزجار، محبوس در خود، عاشق پرواز، کبوتر بدون بال، لحظه ها ی نمیشود. آه! یادش دهان را کمانی میکند. خدا را سپاس از این اتفاق.
تیرهای قبل از اندیشه، مردادهای پر امید، شهریورهای مایوس. تابستان بازیچه فکر است. نوشته های قدیمی را ورق زدیم، همه یکدست، همه تکراری، بازیگر یکیست، صفحاتی بی پایان، قلمی پر رنگ، هنوز جوهر داشت. بال های مصنوعی ساختیم ب قیمت پاره شدن دست، پرواز کردیم ب سوی ازدحام. گلایه های جوارح، خسته میکنند زبان نصیحت را. ماندیم و ماندیم. بالمان شکست، مرزی ک جنگیدیم، خاطراتمان را یک ظهر سوزاندیم‌. زیر گرمای مرداد همیشگی، با کبوترها تسلیم نمیشویم.


الناز33 ۴ آبان ٩٧

parnya ٢ آبان ٩٧

هااا

♥وحید♥ ٢ آبان ٩٧

بوی خوش نم نم بارون که از رعد چشات میباره

سوگند ٢ آبان ٩٧

نوکرمی کفتر باز

desperado ٢ آبان ٩٧

هر کسی تو یه زمینه ای استعداد داره و باید خودش پیداش کنه و بره دنبالش. وقتیم که پیداش کردی نه چپ نه راست، مستقیم باید مسیرتو بگیری و بری تا به یه جاهایی برسی..و گرنه این کشور مکانی برای سوزاندن داشته های بچه های مردمه یادتم باشه هیچ کس برات کاری نمیکنه جز خودت...

پوریا کفترباز ٢ آبان ٩٧

اره داداش. الکی از خودم نوشتم یه چیزی... کتاب و رمان ک مث من چرند نمیگن سوگند خانم چاکریم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢۶ مهر ٩٧
سلم ب همع اعصای سایت شهید پرور اورداپ.


چت اورداپ


اعضای آنلاین: ۲۷ نفر.
پدربزرکم میگفت دخترم یادت باشد در زندگی یک آدم سالم، دوست دشمن همیشع هس.
حالا میفهمم چرا این عدد ۳۰ آنلاین برای من ۲۷تاس. چون بعضی ها برای من شمردع نمیشوند.
بعضی ها هم مثل یاسین جان ضریب ۲ دارند و آن جای خالی ها را پر میکنند.
بس نتیجه گیری: ما انسانها اگر گذشته خودمان را فراموش گنیم پخمع هسیم.
روانشناس: نگاهت فقط به جلو باشد. گذشته و حال را فراموش گن.
بس روانشناس ها همیشع پست های ما را خراب میکنند.
بارانا 444 ٢٧ مهر ٩٧

ببین من اون اولم خوب نگا منو ک شمردی

هستی 088 ٢٧ مهر ٩٧

ستایش ٢٧ مهر ٩٧

خط اولت کمرمو شکست

پینار ٢٧ مهر ٩٧

سلام.. .

الناز33 ٢۶ مهر ٩٧

♥وحید♥ ٢۶ مهر ٩٧

این حجم از توهین و تحقیر زیر یه پست اونم به یه شخص یه بنده عیرقابل تحمل شده

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢٩ شهريور ٩٧
بدن اربابم رو زیر سم اسبان له کردند امروز...
هر چیزی توانستند به بدنش زدند....
یکی گفت من حسین را میشناسم. بگذارید ببینم زنده است یا نه. گفت: حسین! لشکر به طرف خیمه هایت رفت. امام حسین چشمانش را باز کرد، گفت: ناجوانمردان، لااقل تا من زنده ام سمت زنان و بچه ها نروید....
بدن که روی زمین افتاده بود، هر کسی یک زخمی به آن میزد، در آخر لب امام تکان میخورد. گفتند چه میگوید؟ نفرین میکند یا ذکر میگوید. یکی جلو رفت و گفت من از صدای او بدم می آید. نیزه را بر دهانش زد....
غریب بی کفن، مظلوم عالم حسین...
و قصه ی ما به سر رسید.


چت اورداپ


لعنت الله علی قوم الظالمین.
آوای بهار ٢۶ مهر ٩٧

چطوری کبوتر باز

پینار ٢٢ مهر ٩٧

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ززههرراا ١٧ مهر ٩٧

لعنت الله علی قوم الظالمین.

اورداپ155 ١٧ مهر ٩٧

غریب بی کفن، مظلوم عالم حسین...

آوای بهار ٣٠ شهريور ٩٧

یه تئاتربود...ازتلویزیون نشون میداد...ایقده خوب بود ...

بانوی دی ٣٠ شهريور ٩٧

یا ثارالله

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢٠ مهر ٩٧
سلم. شما را به دیدن این پست خودم دعوت مینمایم:
 


چت اورداپ

 
گاهی باید جنگید، حتی در مقابل گله ای از کفتارهای شکمو، که میدانیم نتیجه اش شکست است.


چت اورداپ


با شجاعت جان دادن و ذلیل نبودن، زیباتر از یک عمر بله چشم گفتنو اسارتو نوکری است.
پایان...
#افسانه شجاع ها
#کبوتر
#خروس
#جنگ #اجتماعی #فرهنگی #ورزشی
#حیوانات خانگی #اجتماعی
#روانشناسی بالینی #تربیتی
پوریا کفترباز ٢٠ مهر ٩٧

کوارک جون کارگردانش تازه کارع فآلاشیا زهرا زحمت گشیدین جواب دادین سوالمو. هر کی جواب پست رو داده دستش درد نکنه.

زهره 21 ٢٠ مهر ٩٧

من از این عکس ظالم بودن و قلدری می فهمم

آلشیا ٢٠ مهر ٩٧

کوارک ٢٠ مهر ٩٧

متن خیلی عالی ولی تصویراش بهتر بود چیز دیگه باشن . خشونت علیه حیواناته .

پوریا کفترباز ٢٠ مهر ٩٧

الناز ذات اینها جنگیع. ما نباید اجازه بدهیم. اما داخل جنگل هم حیوانات وحشی میجنگن. ما باید جنگ نندازیم. اما پلنگ ما را ببینع ممکنه از طعم ما خوشش بیاد و ما رو ب قتل برسونه برای خوردن. ذاتشان هم هس. آوای بهار همع دارن گریه میکنن ازین اتفاق تلخ. تو میخندی

*ارش* ٢٠ مهر ٩٧

پوریا همسایه ها با کلاس شدن میگفتن بو میده فروختم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١٢ مهر ٩٧
سلم ب مردان زحمتکش و نان در آر و زنان اداره کننده خانه.


چت اورداپ


گاهی بعضی چیزها را دوست داریم که...
بقیه در زیر عکس بعدی.


چت اورداپ


به آدم انگیزه زندگی می دهند.
درسته یا نع؟
خدافظ خوشال شدیم از آشناییتون
پینار ١۴ مهر ٩٧

سلام. خدا حفظشون کنه!

asal24 ١٣ مهر ٩٧

زنده باشن

لیلیوم ١٣ مهر ٩٧

چقدر شبیه خودته .گل تقدیمت زنده باشی

کامی سیتی ١٣ مهر ٩٧

♥وحید♥ ١٣ مهر ٩٧

فک میکردم اسمتو الکی گذاشتی واقعا کفتر بازیا

آلشیا ١٣ مهر ٩٧

خیلی شیرینه خدا حفظش کنع گل پسرتو کبوترای نازنین

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١٢ مهر ٩٧


چت اورداپ

آلشیا ١٣ مهر ٩٧

سلم.ای جانمممممم.فسقل عشقای منم گوشت میخوان

زهره 21 ١٣ مهر ٩٧

گندمم باید پول بدی بخری دیگه خخ

الناز33 ١٣ مهر ٩٧

رضا یا فکر شکمت باش یا خمیازه بکش فقط دو3 روز همینطوری بگذره از بس چاق میشی نمیشناسیمت

reza _ 13 ١٢ مهر ٩٧

فک کنم عشقت خوشمزه س ...

الناز33 ١٢ مهر ٩٧

دونش بپاش .. رفیق خوبین

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم.(کوارک و الناز هم پیمانان من و سربازان من)
من از علت دعوای بین کوارک با الناز۳۳ خبر ندارم. نمیدونم هم چی گذشته بینشون یا کی حقه کی نا حق.
من کع رابطم با هر دو خوبع. خیلی وقت چن ساال میشناسمشون. مشگلی باهاشون ندارم. همیشع گفدم این دو آدمای خوب هستن. اونام من را میشناسن. و به من سلم میکنن و رفت آمد خانوادگی داریم با هم
من همیشع با هردویشان خوب بودم و اونها رو جزو هم پیمانان خودم دانستم در سایت بین الملل اورداب.
پس در دعوای اینها تا وقتی کع نمیدانم اصلا دلیلش چیست و موضوع اصلیش چیست و جزئیاتش چه گذشته دخالتی ندارم.
آنها را دعوت به مودت و صلح هم‌ نمگینم. چرا که خونی که ریختع شده ب نظر من جمع نمیشه.
مثل جنگ ایران عراق کع فراموش نمشه. بس اینها خون هم ریختن و نباید از اول میریختن. حالا کع ریخته شده باید سازمان ملل یا همون ریاستهای سایتها اونها را آتش بس بدن. یا تا وقتی ک این قضیع رسانه ای نشده، به دروغ عکس آنها را با فتوشاب کنار هم پخش گنیم تا دشمنان سایت از مشکلات داخلی بویی نبرند و جنگ داخلی رخ نده . مانند عگس زیر که من فتوشاپ کرده ام و اونها را در کنار هم در حال قدم زدن ساختم تا دشمنان اسلام را گمراه کنم:


چت اورداپ


والسلام. نامه تمام. خدافظ
اما در پایان پیش بینی خودم را میگویم:
من سپاه کوارک را میبینم یاد امام حسین میفتم که تعدادش کم بود سپاه الناز میبینم یاد یزید می افتم کع زیاد.
کوارک آخرین روز که سپاه الناز لشگر گشی میکنع، یاران انگشت شمارش را داخل یکی از تالارهای چت جمع میکنه و لامپ تالار رو خاموش میکنه بعد ترسوها فرار میکنن. آخر سر هم الناز کله کوارک رو از بدنش جدا میکنع میندازه جلو ادمین سایت.
بعد یارای کوارک همع کشته میشن. اما اسبی وجود نداره. الناز و یاراش با ماشینهای مدل بالا از روی جنازه ها عبور میگنن و اونها رو نابود میگنن. اما کوارک اسمش فراموش نمیشه.
دوباره نباید بگین دین را مسقره کردی. نخیر من خودم دیندارم. فقط داستانم رو الگو برداری کردم هیچ ربط به دین ندارع.
(الناز و کوارک)
کوارک ١١ مهر ٩٧

خواستند ما را دفن کنند غافل از اینکه ما بذر بودیم ...

زهره 21 ١٠ مهر ٩٧

چند هفته واسه این وقت گذاشتی خخخ ... کو پس بقیه ی عکسات

جواطی ١٠ مهر ٩٧

من پیش نهات میکنم اسم هاشونو در سجلد هم مکتوب کنیم تا با هم در کنار هم به خوشی و خوبی روزگار سپری کنند

آلشیا ١٠ مهر ٩٧

دکتر کجایی بیع..گربم از دستم رفت

pinar90 ١٠ مهر ٩٧

الناز33 ١٠ مهر ٩٧

خدایی رو منبر نرین فقط پوریا ممنون از لطفت.. ولی رو من حساب نکن..عمرا ب ناحقا حق بدم مگه اینکه خودشون بیان اعتراف کنن ک اشتباه با اوناس

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم به همع کارمندان اورداپ. مردان با غیرت و زورمند، زنان فرهیخته و داش مشتی.


چت اورداپ



چت اورداپ


بعد از ظهرها کع خسته از سرکار می آییم، قبل از ورود ب خانه، دان و آب دادن به کبوترها، و هجوم آنها ب طرفم لذت خاصی دارد...
شاید آنها من را خدای خود میدانند کع اینگونه با دیدن من و فرا رسیدن وقت غذا، از خوشحالی پر پر میزنند، اما واقعیت این است کع من نماینده ای از طرف پروردگار، برای نگهداری از آنها هستم...
من و این رفقای بامعرفت، هر دو بعد از دوری چن ساعته، از دیدن هم سرمست میشویم...
برقرار باشید. بای بای
دژئاگر ٣ مهر ٩٧

سلم.خستخ نباشی نماینده مهربون خدای مهربونی که دوستت دارند دیگع

الناز33 ٣ مهر ٩٧

سلام از ماست ... برم گاوداری منم از کبوترامون عکس میگیرم میفرستم برات... بیشتر از همه اینا.. اون لحظه ای ذوقش بیشتره ک کبوتراتو از فرسنگها فاصله پر میدی..و میای می بینی اومدن توی خونشون

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٣١ شهريور ٩٧
سلم.
بچه ها من امروز خبر بدی شنیدم‌. برای همان از صب شوکه و سر در گم هسدم.
با شنیدن خبر، خون به رگهای نازک و ضخیم مغزم نمیرسد. دچار کم خونی گشتم. صب همکارانم هم در سرگار، آشفتع بودند. شاید گفتنش درست نباشد، اما خبر ب حدی ناگوار و تلخ بود که خواسم با شما غیور مردان و شیر زن های سایت بین اللمللی اورداپ بازگو کنم.
عزیزان، نمیدانم از کجا شروع کنم و چطور خدمت شما عرض کنم.
تو رو خدا مرا ببخشید کع اینقد رک و بی پرده این خبر را میدهم.
واقعیت اینکع با خبر شدم شب گذشته، در تمام کشور عزیزمان ساعتها را یک ساعت به عقب راندند. و برای همین من و بعضی دوستان گیجم، صبح یگ ساعت زودتر به سرکار رفدیم و با درهای بستع روبرو شدیم.
بازم ببخشید. حتمن شما هم تا الن نمیدانستید ک ساعتها عقب رفتع. اما باید این را میگفدم.
ببخشید ناراحتتان کردم. خدافط
نسرین سلطان ٣ مهر ٩٧

من صب ساعت5 پاشودم نماز بخونم بعد نماز دیدکم تازه اذان می گوید [sm065 هیچی دیگه دوباره خوندم

alireza20012 ٣ مهر ٩٧

ما هم تو غم پشت در نشستن خودتو همکارات شريک بدون ... خدا صبر بده پويا جان

آوای بهار ٣ مهر ٩٧

الناز33 ١ مهر ٩٧

خدایا ی نظری ب این بکنی بد نیس

فامیل نسبتا دور ٣١ شهريور ٩٧

کوفت ؛اودافز

دژئاگر ٣١ شهريور ٩٧

سلم.نمیبخشم.خدافظ

عضو قدیمی سایت
پوریا کفترباز
پوریا کفترباز
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 18 مرداد 91
تولد:
محل زندگی:
جنسیت:،
تحصیلات:
230,914 ثانیه، حضور
عضو ویژه
پوریا کفترباز
ذهن آشفتا
موزیک مورد علاقه پوریا کفترباز


تشکر و قدردانی رسمی پوریا کفترباز

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 10 آذر 97

تشکر فراوان بابت حضور گرم شما در سایت اورداپ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 14 خرداد 96

طوری خاطره بسازید که بعد از شما هم بتواند زندگی کند … یادت پر مهر

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 21 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی *آریا*

تصاویر ارسال شده پوریا کفترباز