چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١۵ بهمن ٩٧
من یگ پسر دارم که چون میرم سرکار نمتونم خوب بهش رسیدگی کنم.
توی سایت دیوار آگهی کردم کع ۱۰ تا کبوتر با یگ بچه صحیح و سالم. یک جا با قیمت مناسب. چون مادرش هم طلاق گرفتع.
زیر قیمت فوری بع فروش میرسد.
بدون خط و خش و دارای گارانتی. در حد نو. اونقد آروم ماچش کردم کع هیچ اثری روی پوستش نمونده. به شرط
سوگند ١٩ بهمن ٩٧

بله بله دوستیتون پایدار

*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

پوری عشقه خودش

سوگند ١٩ بهمن ٩٧

انقدر که پایین پست های تو و درونمتن پست های خودش از معرفت و عشق به تو حرف زده که زبون زد هست دوستیتون

*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

از کجا میدونی

سوگند ١٩ بهمن ٩٧

صبا ارش پوریا فقط بدونه تو خاطر خاشونی..دو دستی نه صد دستی پسر و کفترو خودشم تقدیمت میکنه

*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

هر کدوم پوری بده

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١١ بهمن ٩٧
سلم
*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

سلام خوشتیپ

سوگند ١۵ بهمن ٩٧

سلمخوش اومیه

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١٢ بهمن ٩٧
کله ۲۵ تومانی من را مسدود
*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

سوگند ١۵ بهمن ٩٧

سلم کی؟

یاسمین79 ١٢ بهمن ٩٧

وات؟؟؟

علیرضا99 ١٢ بهمن ٩٧

داداش همزمان که پست میزنی ترجمه کن

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
من نمیگویم که مرا شاد کنید
قفسم برده و غمگین دل فرشاد کنید.
berry silver ١٩ بهمن ٩٧

*ارش* ١٩ بهمن ٩٧

یه بنده خدا میگفت ماده ای در قفس اورده دلم شاد کنید

سوگند ١۵ بهمن ٩٧

در رابطه با دهه فجر پستی اماده نگردی که بزاری؟ و دلمان شاد کنیع

مریسا7 ١٠ بهمن ٩٧

خدایا یه دیوار بده من خودمو بکوبم بش

علیرضا99 ١٠ بهمن ٩٧

صبا مشهد ١٠ آذر ٩٧

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٧ بهمن ٩٧
سلم بع مردم فهیم ایران.
اینجانب پوریا کفترباز بعد از تلاشهای شبانع روزی و مطالعات فرهنگی جوامع هدفمند بعداز ماهها زحمت طاقت فرسا و شب بیداریهای خسته کننده و در عین حال شجاعانه، با وسواس زیاد، سرانجام نام فرزندان آینده خود را انتخاب نمودم.
اسامی فرزندان خدمتگزار آینده من ان شاالله:
پسرانم آقایان:
۱)گودرز
۲)قدرت
۳) حشمت
۴) اژدر
۵) مراد
دخترانم خانمها:
۱) بتول ملقب به پهلوون بتول
۲) وجیهه ملقب به وجیهه دست طلا(آشپز بی ریای فقرای محل)
۳) سودابه ملقب به سودابه کتانی دوز(دوزنده و طراح کتانیهای بانوان این مرز بوم)
خدایا شگرت بع خاطر این فرزندان صالح و سالم ک به من عطا مینمایی.
دست همگی درد نکنه.
نام هر فردی با توجه به قومیت و سلیقه های مختلف خانواده انتخاب و بنا نهادع میشود. بس به هیچکدام از نامها، نه در سرزمین خود کع در هر جای این کره خاکی حق بی احترامی و مسخره نمودن نداریم. چه بسا نام فرد پیتر یا جرج. یا قلی یا صفدر یا پژمان یا پدرام یا هر چع باشد.
آدم باشیم. خدافظ
سوگند ٩ بهمن ٩٧

خیلی هم عالی هست اسامی...خیلی خوش سلیقه هم هستن

پوریا کفترباز ٨ بهمن ٩٧

سلم. منم تو رو خیلی دوس دارم. آرش. و خیلی خوبی. خزان بوشهر صب بخیر. سلم. نع یکی دیگع بود سیاسی بود

خزان بوشهر ٧ بهمن ٩٧

این بود دیروز پاک شد/.یا شهید پرور اورداپ

*ارش* ٧ بهمن ٩٧

تنها کسی که پستاتو از بیرون میخونم پوریا خیلی خوبی بی تعارف

پوریا کفترباز ٧ بهمن ٩٧

آهاااا

الناز33 ٧ بهمن ٩٧

چی چی رو انگشتات همه میفشاری.. زورت ب انگشتامون رسیده؟.. میشکنه مث چوب کبریتن

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
هاکلبرفین شخصیت مورد علاقع بچگیهای من


چت اورداپ



چت اورداپ

*ارش* ٧ بهمن ٩٧

zahra sadat ۶ بهمن ٩٧

بنظر کارتون باحالیه...ولی من ندیدم

سوگند ۶ بهمن ٩٧

چه خوب اسمای همع یادته پوریا...یادش بخیررر

حانیه 79 ۶ بهمن ٩٧

فقطططط سوباسا

لیلیوم ۶ بهمن ٩٧

ممول و دختر مهربون .نل .حاج زنبور عسل.بامزی .زنان کوچک .پسر کوهستان(سفر ب الدرادور )

mahsa77 ۶ بهمن ٩٧

بامزه س.... موفق باشین

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٣ بهمن ٩٧
سلم و صد سلم و هزاران سلم بع همگی
صبح زود، که خورشید طلوع میکند، غروب کرده بر میخیزیم با صدای زمخت زنگ ساعت و نقاب میزنیم تا سر صحنه ظاهر شویم و نمایش بازی کنیم برایشان و هنر نمایش آنها را هم ببینیم همچنین.
به ظهر که میرسیم طلوع های موقتی دلخوشمان میکند، سر نخ را پیدا میکنیم، محکم نمیگیریمشان و در رضایت خود غرق میشویم اما همیشه نگرانی دغدغه های پر چالش شبانگاهی، لبخند جادویی ما را ویران میکند، تا فقط دقایقی جادو کنیم شهر پر رو را.
غروب به لاک خود فرو میرویم، آنجا در امان از پنجه ی گرگ های سرما زده، زل میزنیم به آینده ی مهربان که در اتاق مکر ذهن متوهم ساخته ایم و دق میکنیم در گذشته ی خشمگین که شلاق خاطرات تلخ را روی ذهن منطقی و برهنه از تجربه میکوبد.
شب که سر میرسد ما میبازیم به خودمان.
دور می اندازیم درس های عبرت از آثار شکنجه هایی که شب زنده داران در روح ما ایجاد کردند و رها میکنیم دستهای دلسوز تجربه را.
میبازیم به وعده های گذشته و کم می آوریم مقابل حال بی تفاوت بهانه گیر که ضمیر خفته ما را قلقلک و آزار میدهد.
میبازیم به افکار پوچمان و جان میدهیم تا رویای رنگارنگ کودکانی که آرزوهای خود را در خیابانها برای هم جار میزدند را با پلک های بسته ببینیم و زنگ ساعتی که کوک کرده ایم تا بنوازد برای شروع رمانی شیرین، پلکهای ما را به روی قصه ای تلخ بگشاید به نام: زندگی!
(لب همع بچه های اورداپ شاد. تولد همگیتون پیشاپیش مبارگ.)
چاکر همع پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ۶ بهمن ٩٧

دست پنجه شما درد نکنع نرگس. همین کع چن نفر خوندن کافیه.

نرگس23 ۶ بهمن ٩٧

ازبیرون خوندمش دلم نیومد کامنت ندم اومدم دیدم پاک شد... بهرحال میخاستم بگم خ عالی بودو درست و ناراحت کننده

الناز33 ۶ بهمن ٩٧

قصه ای شیرین بگشاید به نام: زندگی!

پوریا کفترباز ۶ بهمن ٩٧

چون پست سیاسی بود پاگ کردن. اتفاقن هر ۴ سایتی کع گذاشتمش پاکش کردن بدون استثنا

علیرضا99 ۶ بهمن ٩٧

بیخیال

پوریا کفترباز ۶ بهمن ٩٧

سوگند سپیده نرگس اشکال ندارع. پاک کردن دیگع. نیم ساعت وقت گذاشتم نوشتمش. فدا سرم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٢ آبان ٩٧
بوی ادکلن سینه را میفشارد و اوقات را تلخ میکند. یک حس گم شدن در پیچ و تاب زندگی، بن بست! نگاههای خیره، بزرگ و کوچک شدن مردمک چشم و بعد به راه افتادن و روزمرگی.
روزمرگی که موقتی باشد، لبخند هایی در میان هیاهوی شوخی های مسخره، با ذهن های بعضا تاریک، روی لب های سرخ، مینشیند. قطرات شور داخل چشم نیاز به استراحت دارند. اسمش بچگانه است. پنهان کردن خیلی چیزها را از بازی زندگی آموختیم. خراش های سطحی را جار میزدیم اما ایست های قلب خسته را با تکنیک ریسک، حبس کردیم در دهانی که فقط لبخند میزند. گلایه هرگز. تیرگی لبها، لعنتهای از انزجار، محبوس در خود، عاشق پرواز، کبوتر بدون بال، لحظه ها ی نمیشود. آه! یادش دهان را کمانی میکند. خدا را سپاس از این اتفاق.
تیرهای قبل از اندیشه، مردادهای پر امید، شهریورهای مایوس. تابستان بازیچه فکر است. نوشته های قدیمی را ورق زدیم، همه یکدست، همه تکراری، بازیگر یکیست، صفحاتی بی پایان، قلمی پر رنگ، هنوز جوهر داشت. بال های مصنوعی ساختیم ب قیمت پاره شدن دست، پرواز کردیم ب سوی ازدحام. گلایه های جوارح، خسته میکنند زبان نصیحت را. ماندیم و ماندیم. بالمان شکست، مرزی ک جنگیدیم، خاطراتمان را یک ظهر سوزاندیم‌. زیر گرمای مرداد همیشگی، با کبوترها تسلیم نمیشویم.


سوگند ٢٧ دي ٩٧

پسرها چقدر شماها این کفتر باز رو دوست دارید و احترامشمیزارید خوبع بیشتر احترامش کنید

کهمان ٢٧ دي ٩٧

فوق العاده ای پوریا

سامان اندی ١۴ دي ٩٧

*زهرا* ١٣ دي ٩٧

یااسین ٧ دي ٩٧

خیلی عالی بود

پوریا کفترباز ۶ دي ٩٧

زهره و سوگند

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز


چت اورداپ


گاهی خورشید در زمین طلوع میکند
سوگند ١۶ دي ٩٧

سلم به پروا سلم بر پوریاع و زهراع

maryam p r ١۶ دي ٩٧

پوریا کفترباز ١۴ دي ٩٧

سوگند آهااااا.. ارع الناز دعا زیر بارون. من خیل ازین عگس خوشم میاد

الناز33 ١۴ دي ٩٧

ی زمونی عکس ایموم بود حس خاصی داره ..دعا زیر بارون

سوگند ١۴ دي ٩٧

نع پوریا نمیشه...اخهدقت کنید به اون ک هسدش

پوریا کفترباز ١۴ دي ٩٧

سلم صب بخیر. حالا یک پست آموزندع گذاشتم. اگر نبرید بع حاشیه نمیشه؟ شما عمق مطلب رو درک کنید. چگار به عکس آن دارید

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
مزایای دو همسره بودن:
۱. وقتی شوهر سرکار میرود، زنها حوصله شان سر نمیرد و با هم قصه میگویند‌.
۲. موقع پختن ناهار و شام خسته نمیشوند و با همکاری هم غذاهای لذیذتری به خورد فرزندانشان میدهند.
۳. وقتی دست یکی از آنها بند است، سر بچع فریاد نمیزند و بچه را زن دیگر تربیت میکند.
۴. بچه ها هم توسط دو مادر تربیت میشوند و مودب بار میایند و هم زودتر بزرگ میشوند.
۵. وقتی با شوهر خود به پیگ نیک میروند، چون جمعشان شلوغنر است بیشتر خوش میگذرد و سکوت نمیشود و سر و صدا همیشع هست.
۶. افسردکی نمیگیرند. اگر شوهر یا زن حوصله ندارند و خانه ساکت است، زن دیگر، با ادا اطفار و دلقک بازی افسردکی را نابود میکند و فضا با نشاط میشود.
۷. بچه های این زن و بچه های آن زن با هم دوست میشوند و میتوانند یک تیم بزرگ فوتبال یا کوهنوردی یا تفریحات دیگر تشکیل دهند.
۸. وقتی برای زن میخواهند لباس یا کفش بخرند، هر دو زن مشورت میکنند و جنس بهتری را از آقای مغازه دار میخرند و شیک تر میگردند.
۹. وقتی یک یا چند تا از بچه ها دچار افت تحصیل میشود، بچه های دیگر به یاری او می آیند و به جای اینکه یک دیکته شب مادرش به او بگوید، زن دیگر هم یک دیکته میگوید و بچه تقویت میشود.
۱۰. وقتی غذا روی گاز است و زنگ خانه را میزنند، یا موقع گرفتن کارنامه بچه ها، یکی میتواند خانه باشد و دیگری در مدرسه کارنامع فرزندان را بگیرند.
۱۱. موقع پاک کردن سبزی، تنها نیستند. موقعی که یکی از زنها خدای نکردع آنفولانزا میگیرد، کارهای خانه نمیخوابد و شوهرشان مجبور نمیشود مرخصی بگیرد و باز هم به سرکار میرود.
مزایای زیادی هست که اینجا نمیگنجد. فقط زن ها حسادت را باید کنار بگذارند تا ایران در جهان گسترش پیدا کند.
داشتن هوو برای زن ها چیز بدی نیست، امتیازات زیادی دارد. فقط آقای خانع نباید بین زن هایش فرق بگذارد و برای هر دو به یک میزان از تره بار میوه بخرد.
الناز33 ١۵ دي ٩٧

پوریا هنوز راضی نشدن؟

محمدرضاا ١۵ دي ٩٧

سوگند ١۴ دي ٩٧

مرز بگیرید دسو و پوری

پوریا کفترباز ١۴ دي ٩٧

پرنیاه شوهرت بس خیلی سوسوله. دسپری ارع داداش. ما باید کم کم این فرهنگو توی جامعه جا بندازیم. یه دست صدا ندارع. زنها باید ذهنیتشون عوض شه با هووهاشون دوستو صمیمی باشن.

desperado ١۴ دي ٩٧

پویا منو تو از دو همسره های سایتیم باید بقیه هم تشویق کنیم شلوارشون دوتا بشه خخ

maryam.mir ١۴ دي ٩٧

مرد غلط میکنه

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم به همع شما نیک روها
پوریا کفترباز ١١ دي ٩٧

نوکرتم. چشم ان شاالله. من از خدامه تو خوشبخت شی. تو رو خدا همتون زن بگیرید. داداش

desperado ١١ دي ٩٧

هلیکوپتری، مایکل جکسونی همه جوره، بیا من در خدمتم هسم

پوریا کفترباز ١١ دي ٩٧

چشم چشم. بریک نمیدونم چیع. رقص هم بلد نیسم خجالت هم میگشم حرکات موزون و ورجه وورجه کنم. اما شام در خدمتم. حتما میام من. خیالت تخت داداش. فدات

desperado ١١ دي ٩٧

داداش باید ثول بدی تو عروسیم بِریک بزنی

پوریا کفترباز ١١ دي ٩٧

سلم. از همتون واقعا از ته قلبم ممنونم. خیلی زحمت کشیدید. توی شادیاتون جبران کنیم. قربون همگی... سلم هزاران درود به شماها

maryam p r ١١ دي ٩٧

سلام

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١١ آذر ٩٧
سلم
خبرهای زرد را برای گذر از لحظه های کند، مرور میکنیم و لحظه ها شتاب میگیرند تا اینکه جا میمانیم از لحظه.
سرمان هر چه خلوت تر میشود، کمتر پیکانهای زهرآگین به یاد ما می افتند، ما همین نکته را با کمی خونسردی به جای آرامش نوش جان میکنیم و به خواب میرویم. خیال پردازی ما گل میکند، تاریخسازی را مرور میکنیم و کلاه خود به سر میگذاریم و زره به دست میشویم، انگار ما ظاهرسازی را خوب آموخته ایم. کمی از این خیال فاصله میگیریم و اولین جایی که نشانه میرویم هنر است.
گاهی ذهن تردید ساز و درآستانه تسلیم، با کوهپایه امید از جنس جامعه روبرو میشود و گاهی در اوج اطمینان، ضربه ای مهلک، تصویر به زانو در آمده یک نان آور را سوژه روز نقاشان میکند.
عکاسهایی که همیشه غافلند از شکار، مطابق معمول شیرینی میخورند و تیترهای تکراری فردا را آماده میکنند و سازهایی که کنار نقاشی ها به باران و آفتاب عادت کرده اند، سوژه مجانی، سوژه داوطب اسکناس به دست، گرسنگی خود را دور یک سفره زیر سایه درختان با تجربه شریک میشوند.
آن هنر غم ساز مصنوعی و شاد کننده به سبب رفع وظیفه، با نمایش دورهم یک عده در وسط برج میلاد که دستمالهای کاغذی به دست دارند و همیشه آماده کف زدن و احساساتی شدن هستند، مشتری های هنر را با طبع های دست نخورده و دارای سلفون به سمت خود میکشانند و هنرهای ارزان کنار طبیعت شکنجه دیده، که درختان سوژه اصلی سیاه کردن کاغذهای سفید با قلم هنرمندان لال شده به دستان اجبار، هستند، فقط اسیر چشم های من و تو می باشند و آنهایی که نگران پاک شدن گریم خود زیر سیل اشکهای تفننی خود میباشند، با ما سازگاری ندارند و به درد همان همایش های تلخ و آبدار میخورند.
نمیدانم چرا آن سازهای کنار طبیعت، کنار آن نقش های همیشه سیاه بی تحرک مانده اند و طرح ها با سازها قهرند. انگار مدادهای رنگی ۱۲ رنگ باید پادرمیانی کنند، تا پیاده رو و عابرانش خاکستری نباشند، اما افسوس که همه آنها در زنگ نقاشی جان دادند، تا قلم ها سیاه باشد و هنر سیاه باشد و طرح چهره ما روی کاغذی که با فکر پینه بسته یک هنرمند، کنار نیمکت های سنگی، در قبرستان سازهای خوابیده در حسرت نواختن، هم سیاه باشد.
لحظه هاتون شاد. پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ۶ دي ٩٧

آوای بهار اینو به خاطر یه صحنه ناراحت کننده توی خیابان ولیعصر تهران نوشتم. سلم قوربان همگی الناز سوگند دسپرادو زهرا و ...

آوای بهار ۶ دي ٩٧

چ خوب مینوسی کبوترباز افرین

الناز33 ١١ آذر ٩٧

سوگند ١١ آذر ٩٧

آه....

desperado ١١ آذر ٩٧

پوریا کفترباز ١١ آذر ٩٧

سلم سلم. خوبین؟ خیل ممنون از همگی شما . نوکر همگی. چاکرات و مخلصات خودم رو اعلام میکنم. دمتون گرم. تک تک گل تقدیم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم
انارم کوچک است، دور برم ۲ نفر آدم‌ پیدا میکنم، چاقو ندارم، انار را نشانشان میدهم، چاقو ندارند، یک تکه تیغ موکت بری شکسته پیدا میکنم، قبلا با آن کار کرده ام و میدانم آلوده است و ممکن است دو نفر بیمار شوند، نمیدانم‌ چرا خودم همیشه بعد از آنها اهمیت دارم. تیغ را که خوب شستشو میدهم شروع میکنم به بریدن انار.
دوست خارجی من، که فارسی سخت حرف میزند ذوق زده است، بعد از خستگی کار طاقت فرسای هر روز، بعد از چند ساعت گرسنگی و آن ضیافت صبحانه نان و پنیر تکراری که هر روز کارفرما لطف میکند تا زیر فشار کار، عده ای جان ندهند و فردا هم‌ فشار، تنها نباشد، آن انارهای ناگهانی باید هم‌ ذوق آور باشد.
رفیق خارجی میگوید: از کجا آورده ای؟ از خیابان پیدا کرده؟ انار است؟ شیرین حرف میزند و او را دوست دارم.
گفتم در خیابان هم مگر انار پیدا میشود؟ او میخندد، منتظریم تا کار تیغ موکت بری تمام شود.
یک تکه برای دوست خارجی. یک تکه برای دوست ایرانی. یک تکه برای خودم. یک تکه هم تقدیم‌ نگاه شما کاربران اورداپ.
نوش جانمان و یادمان باشد که مهربانی کردن سرمایه نمیخواهد و تنهایی انار خوردن هم لذت چندانی ندارد.
لحظه هاتون شاد.
سوگند ۶ دي ٩٧

سلم دستت درد نکنه ...نث همیشه پر ذوق و قریحه بودی

maryam p r ۶ دي ٩٧

آوای بهار ۶ دي ٩٧

انار همه جوره خودنش لذت داره

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
خر حیوان نجیبیست.
انسان اسب است.
محمدرضاا ۴ دي ٩٧

پسر خوب

سوگند ٢٧ آذر ٩٧

amin333 ١٨ آذر ٩٧

*ارش* ١٨ آذر ٩٧

الناز33 ١ آذر ٩٧

پوریا پیش تو ک اروغ نزده.. اگه پیش تو اروغ زد..پیشش بالا بیار

پوریا کفترباز ١ آذر ٩٧

سلم. صب بخیر. دوستت بیخود کرد آروغ زد. مگع طویلس ک راحتع. یه دفه با شورت بره سر کلاس دیگع. خجالتم خوب چیزی والاع

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ١٨ آذر ٩٧
سلم


چت اورداپ


من وبمستر را زیاد نمشناسم و رفاقت دیرینع با او ندارم. فقط دورادور میدونم حجت فاتح کیع. بعد از آدمایی چون بارسا اصفهان، محسن یزدی و غیرع روی کار آمد.
نع من از او توقع دارم نع او وظیفع داشتع ک عگس مرا اینجا بچسبونه. بلکه او لطف کردع و مرا شرمندع کردن عگس منو چسبوندن اینجا.
بس من هم در جواب، به وبمستر خسته نباشید میگم و ازش تشگر میکنم کع ب یاد ما فقیر فقراع بود و دمت گرم و قوربانت. فداااات ساااایت سر و سامون بدیع، بسته اینترنت توزیع کنیع، کاربرر بیارییی گاربر بلاگ کنی، ستارع بچینی ماچ موچ‌.
چاکر همگی دستندرگاران و همع کاربران سایت بین المللی و شهید پرور اورداپ.
نوکر همگی پوریا کفترباز
خدافز

*زهرا* ٢۴ آذر ٩٧

پینار ١٨ آذر ٩٧

سلام... خدانگهدار

الناز33 ١٨ آذر ٩٧

اصلا عاشقِ نوشتنتم ..خیلی خوشم میاد

لیلیوم ١٨ آذر ٩٧

.آرشو دزدیدن؟واااای بدجینس ذالم چیکار آرش داشتی

*ارش* ١٨ آذر ٩٧

چرااااا حرومش باشه لعنت بهش

پوریا کفترباز ١٨ آذر ٩٧

خواهش. چاکریم

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ٣٠ مهر ٩٧
سلم به همع کاربران سایت بیت المللی اورداپ
تولد *آرش* هست. من نمیدونستم. ب خاطر همین این موقع شب دیگه فایده ندارد گفتتش و مزه ندارد.
چونکه آرش دیگه ساعتهاس ب دنیا اومده و گمی هم بزرگ شده و الان بی فایدس تبریک من.


چت اورداپ


این کبوتر هم دورش خط کشیدم ب خاطر تولد آرش، اسمشو گذاشتم آرش.


چت اورداپ


من هم ولادت آرش رو ب همع مسلمین جهان تبریگ میگم. همیشه سالم باشی آرش جان.
در پایین هم عکس بزرگیای همون کبوتر بالا رو میبینید ک اسمشو امروز گذاشتم آرش ب مناسبت تولد این پسر خوب سایت.


چت اورداپ


خدافظ
*ارش* ۴ آبان ٩٧

ناصر جان ممنونم عزیز الناز ممنون لطف داری پرنیای داداش همچنین سالار خودت گلی اوا متشکرم. پینار ابجی گلم

pinar90 ۴ آبان ٩٧

تولدت مبارک! جناب پوریا

آوای بهار ۴ آبان ٩٧

عهه تولد دوستارس...مبارک و به خوشی...چه خوبه پستت افرین

desperado ۴ آبان ٩٧

کفتر بازی رو دوست ندارم

سالار ۴ آبان ٩٧

این گلها تقدیم ب همه و تقدیم به آرش.

parnya ۴ آبان ٩٧

داداش عزیزم تولدت مبارک برات موفقیتهای بزرگ آرزو دارم بالش

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم سلم به همع. دست نوشته زیر را به شما تقدیم میکنم.


چت اورداپ


به تاریکی شب های ساکت قانعیم و روز های پر درد سر را به شما صبح رویان میسپاریم، تا سرمان درد نگیرد زیر لگدهای ماجراجویان که در ذهنمان حادثه میسازند.
به نورهای مصنوعی اکتفا نمودیم و به کم سو شدن چشمانمان عادت، تا اعداد در کنارمان بمانند و نمایش دلنشین جمع و تفریق های روزانه خود را روی پرده ذهن خسته ما ببرند. به تیغ باران شدن جسممان رضایت دادیم، تا آهن سرد با ما سردی نکند و رفاقت گرمی پیدا کردیم با فلز تندخو اما منعطف، تا از سردی اجتماع در امان باشیم.
ذهن خسته را به خورشید نشان نمیدهیم تا گرمای آن خاطره ساز آتشی نشود که دلسوزان دست دراز برای گرمای زمستانمان افروختند و ناگهان ذوب کردند عاطفه های بدون ریشه را.
ذهن خسته را زیر نور مهتاب و دور از خورشید آماده صبحی مصنوعی میکنیم تا سرانجام وقت طلوع کردن ذهن فرا رسد و ما شب گردان نزد شما صبح رویان برخواهیم گشت...


چت اورداپ


خوش باشین و لحظه هاتون شاد.
زهره 21 ١٠ آذر ٩٧

با تصورات منم جور درنمیاد

pinar90 ١٠ آذر ٩٧

سلام خدا حفظت کنه!. لحظات شما هم شاد

کارگر خسته ٩ آذر ٩٧

الناز33 ٩ آذر ٩٧

خیلی خوب مینویسی. خدا حفظت کنه

آوای بهار ٩ آذر ٩٧

عههه خودتی کبودترباز خدایی هیچ کدومتون باتصورات من جور نیستین متن قشنگه الله ساخلاسوز

parnya ١ آذر ٩٧

خودتی ؟خیلی زشتی خدا حفظت کنه

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم. اینها خیلی پرشی هستن. قراره تخم بذارن و بچه دار شن.


چت اورداپ


رنگ: خال پیس
تقدیم به نگاه بچه های خشکل و بامزه ی اورداپ
علی آقای بارانی ٩ آذر ٩٧

الناز خانم رنک دمش نیست اون رنک سربال کبوتر است

الناز33 ٩ آذر ٩٧

رنگ دمش خیلی خوبه

3پیده ٩ آذر ٩٧

زهره 21 ٩ آذر ٩٧

نازن

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
سلم بچه ها.
پاییزه و فصل مرض ها.‌ باید همه واکسن بزنن. همه پرنده ها. امروز ب کبوترها واکسن زدم. باید خیلیع با حوصله سوزن رو داخل سینه پرنده فرو کنید. حتما هم سینه سمت راست. اصلن نترسید. پرنده هاتون داد زدن هم کار خودتونو ب نحو احسنت انجام بدین و به داد فریادها توجه نکنید. با سوزن انسولین که کوچولوعه بزنید تا پرندع گریه نکنه.
بعد هم‌ تا سه روز مولتی ویتامین بریزین توی آبش تا تب نکنه.
دل رحم باشیم و قدر یگدیگر را بدانیم.
با آرزوی خوشبختی و سربلندی براز شما خوشکل های سایته زشت اورداپ.


چت اورداپ

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

ن ه. قطره خوراکی هم هس اما خاصیت آمپول بیشتره. فلن کشف نشدع رها. بعد هم با زدن آمپول، همه موجودات میفهمن ک دنیا بالا پاعیین دارهه. این خودش درس زندگی بهشون میده که خوب و بد همه یه جاهایی نیازمند میشن

رها5495 ۴ آذر ٩٧

یه سئوال خوب میشه به جای این سوزن دارو تو آبشون ریخت دیگه این همه پرنده بدبخت رو عذاب نداد نمودنم از این کار سر در نمیارم ولی خوب کاش به جای این راهکار بهتری بود

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

اومم خب ببین رها ما برای نجات جانشان سوزن میکنیم توی تار پودشان. واکسن نزنی مرض ناعلاج میگیرن. اره ستایش بعضیاشون گریه میکنن. بهضیا داد میزنن. یکیشون هم با فرهنگ بود نشست حرف زد منو قانع کرد احتیاج ب واکسن ندارع. اونو نتونسم واکسن کنم. الناز متشکرم

الناز33 ۴ آذر ٩٧

خاهش پوریا از پستات خوشم میاد

ستایش ۴ آذر ٩٧

سلام ...واقعا پرنده ها از درد گریه می کنن؟ الهی...

پوریا کفترباز ۴ آذر ٩٧

سلم خوبی. دستون درد نکنع الناز. زحمت افتادی نظر دادی. دست پنجت درد نکنع.

عضو قدیمی سایت
  چت کردن با پوریا کفترباز
پوریا کفترباز ۴ آبان ٩٧


چت اورداپ


بریده نفس کشیدیم، که در زمستان نفسمان نگیرد.
به کفتارها نگاه کردیم که برق چشمان شیر ما را ندرد.
ما انسانهای آینده نگری هستیم.
parnya ١ آذر ٩٧

چه با مفهوم

پوریا کفترباز ١ آذر ٩٧

خیل ممنون از همگی. قربون محبتتون. دستتون درد نگنع. همتون زحمت کشیدین با نظراتتون منو خجالت زدع کردین. خدایاااا من چجور این همه زحمتو جبران کنم.

banoo_18 ١ آذر ٩٧

اقا پوریای گل خدایی خنده میاری رو لب و قلب ادم همیشه از بس بی شیله پیله و خوبی

آوای بهار ٢٩ آبان ٩٧

کبوتر باز ازوقتی عاشق شدی دیگه نمینویسی

سوگند ٢٨ آبان ٩٧

سلم

نرگس23 ١۶ آبان ٩٧

کفتر باز ناپیدایی نیستی

عضو قدیمی سایت
پوریا کفترباز
پوریا کفترباز
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 18 مرداد 91
تولد:
محل زندگی:
جنسیت:،
تحصیلات:
239,343 ثانیه، حضور
عضو ویژه
پوریا کفترباز
ذهن آشفتا
موزیک مورد علاقه پوریا کفترباز


تشکر و قدردانی رسمی پوریا کفترباز

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 10 آذر 97

تشکر فراوان بابت حضور گرم شما در سایت اورداپ

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 14 خرداد 96

طوری خاطره بسازید که بعد از شما هم بتواند زندگی کند … یادت پر مهر

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 21 آذر 94

تشکر و قدردانی رسمی *آریا*

تصاویر ارسال شده پوریا کفترباز