چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵

گاهی وقتها
گاهی وقت ها نفر اول شده ای ولی به جایگاه دیگران حسرت می خوری.
گاهی وقت ها باید به خاطر جایی که هستی شاد باشی.
گاهی وقت ها متوجه جایی که ایستاده ای نیستی.
گاهی وقت ها نگاه دیگران برایت مهمتر از نگاه خودت به زندگی می شود.
گاهی وقت ها صدای دیگران نمی گذارد آنچه را که باید بشنوی.
گاهی وقت ها می بازی اما شاید که به هدف نزدیکتر شده باشی.
گاهی وقت ها داشته هایت بیشتر از ادعایی است که برنده ها دارند.
گاهی وقت ها لازم است هرجا که هستی از خودت راضی باشی
تبسم هنارcomy ١١ ساعت قبل

گاهی وقت ها همش از تنهاییه تنهایی عمیق که حتی فکرشم تنهایی میاره.. اره اره...

شهره 18 ١۵ دي ٩۵

بانوی دی ١۵ دي ٩۵

grand mother ١۵ دي ٩۵

صباااا ١٠ دي ٩۵

گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــابا تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود ...

reza rezaei ١٠ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ۵ دي ٩۵
ساده و آرام
چه قدر ساده و آرام
چه قدر صبور و صمیمی
تو در من آمیختی
باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی
بعد من ماندم و دستان پر دعایی
که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد
اصلا بیا و تو بگو
تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟
asal24 ١۵ دي ٩۵

grand mother ١۵ دي ٩۵

گونه های تر من دست پر از مهر کسی را حس کرد..! سر من ناز و نوازشها دید...! یک نفر نام مرا زیبـا برد...! و به اندازه ی قلبم دل او نیز تپید.

چنار ۵ دي ٩۵

ساده وارام

آهو26 ۵ دي ٩۵

الناز جوونم مرسی داداشی مسعود

مسعود35 ۵ دي ٩۵

الناز33 ۵ دي ٩۵

تو هستی من شدی از آن همه من// من نیست شدم در تو ، از انم همه تو

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ۵ دي ٩۵
کاش سکوت نمی کردم
کاش سکوت نمی کردم
کاش با صدای رد برق سرم را بالا برده بودم
که می دیدم چه خبر است
اما دیگه دیر شده
باران باریده!
و اسمان لبخند رنگی میزند
ولی برای من نیست
دیر شده!
نتونستم
کم اوردم
اما
مگه من نبودم، دنبال آسمان پس چرا ؟
حالا بارون امده ولی من چتر دارم
اما دوستم زیر بارون
اسمان او را دوست دارد
خودش به من گفت
من باروم نمی شد
دوستم بی خبراز دل من گفت:
دستو قلاب کن من می خوام برم اون بالا
نمیدونم دستم طاقت دارد
تا نگه دارد
دلم نیود، آسمون مشتاقش بود
قلاب کردم
کی فکرشو می کرد من عاشق آسمون نقره ای باشم
ولی اسمون عاشق...
grand mother ١۵ دي ٩۵

نمى خواهم نگرانت کنم، اما! نداشتنت را بلد شده ام...

مسعود35 ۵ دي ٩۵

مهسا77 ۵ دي ٩۵

چنار ۵ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٣ دي ٩۵
درد دارد " امـــروز " حرفــــــــــــــــــی

بـــرای گفتــــن نداشــته باشــی

با کســــــــــی کــه تا " دیروز "

تمام حــرف هایــت را فقــط

به او میگفتی
سامان اندی ١۴ دي ٩۵

avahasti ١۴ دي ٩۵

آهو26 ١۴ دي ٩۵

بانو جونیم

بانوی دی ١۴ دي ٩۵

asal24 ١۴ دي ٩۵

خدانکنه قربونت برم

آهو26 ١۴ دي ٩۵

عسلکم فدات بشم کلم

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵

شـــب هایم عجیب درد میکند . . . !


حتی دردهایم هم درد میکند . . . !


ایــن روزها از جـــنس دردم . . .


عـــلاجی نیست . ..


بــاکی نیست . . .


پر دردی هم عــالمی دارد . . .


” درد ” خودش درد ندارد . . .


این بـــی هــــمدم بودن است که درد را به رخ آدم میکشد . . .


ســرم درد میکند از این هــمه ســـردرگمی . . .


از این هـــمه ســرگرمی های پـــوچ . . .



چشــمانم سوز دارد . . .



نــــه سوز سرما ! نه !



بلکه چـــشمانم میسوزد از این هــــمه آلـــودگی فکر و ذهن . . .



کــاش دنیـــا هم مکثی میـــکرد . . .



کــاش دنیـــا هم سرعت گیر داشت . . .



کــاش توقف میکرد انـــدکی در برابر غـــم هایم . . .



هه انگار عـــادت کرده ام به غصه خوردن . . . !



از تمام شیـــرینی های دنـــیا , این غـــصه ی تـــلخ بود که نصیب مــــن شد . . .



از بچگی “تلخی” را دوست داشتم . . .

آهو26 ١۴ دي ٩۵

عسل جونم

asal24 ١۴ دي ٩۵

آهو26 ١۴ دي ٩۵

لوله مرسی مادربزرگ جووووونی

looleh ١۴ دي ٩۵

grand mother ١۴ دي ٩۵

بمان! دوست داشتنم هنوز بوی باران و کاهگل میدهد بوی مداد جویده شده ی کودکی ام بوی گلبرگ های گل محمدی لای قرآن بمان! من تورا قد انگشتان دو دستم دوســــتت دارم.

آهو26 ١۴ دي ٩۵

فدات نرجسم

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
آهو26 ١۴ دي ٩۵

سامان مادربزرگ جوووون آیت

آیت ١٣ دي ٩۵

grand mother ١٣ دي ٩۵

منم نمیدونم

سامان اندی ١٣ دي ٩۵

چقدر پستات غمگینه

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
و همچنان تنها می مانیم
هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند
مسعود35 ١٠ دي ٩۵

خيلي ممنون که براي يک رابطه دو طرفه، يه طرفه تصميم نمیگیرین به طرف مقابلتون احترام میزارید، خیلی ممنونم که اجازه میدین آدما به اراده خودشون کنارتون باشن..

morfin2bm ١٠ دي ٩۵

غزل81 ١٠ دي ٩۵

دقیقا

آهو26 ١٠ دي ٩۵

مرسی مهساجوونم

مهسا77 ١٠ دي ٩۵

خیلی زیبا بود

آهو26 ١٠ دي ٩۵

مرسی داداش مسعود

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵

خدا.شمع.لیلی


شمع بود، اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم، برای سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمین پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور، شمعی که نسوزد، شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزدیک می شود و می سوزد، عاشق نیست.
شب بود، خدا شمع روشن کرد.
شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست. لیلی، پروانه اش شد.
بال پروانه های کوچک زود می سوزد، زیرا شمع ها، زیادی نزدیکند.
بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است. ماه روشن است؛ اما نمی سوزد.
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد
مسعود35 ١٠ دي ٩۵

morfin2bm ١٠ دي ٩۵

قربونتتت

آهو26 ١٠ دي ٩۵

تشکر

morfin2bm ١٠ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٠ دي ٩۵
ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام
ما چیپس نداشتیم که بخوریم
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم
ما ویدیو نداشتیم
ما ماهواره نداشتیم
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است
ما خیلی قانع بودیم به خدا
صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D
زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند
حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم
موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم
جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند
ما خودمان خودمان را شناختیم
هیچکس یادمان نداد
و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل
نسلی که عشق و حال هایشان را توی کاباره های لاله زار کرده بودند
و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و فیس بوک بزرگ می شوند
و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند.

غزل81 ١٠ دي ٩۵

morfin2bm ١٠ دي ٩۵

آهو26 ١٠ دي ٩۵

شایسته جووونی مرسی داداش مسعود مرسی آیدین

آیدین00آذری ١٠ دي ٩۵

مسعود35 ١٠ دي ٩۵

شایسته79 ١٠ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢٠ آبان ٩۵
امروز نشستم غم فردا خوردم

در دست زمانه خم شدم ، تا خوردم

مانند تو در عشق دو رو باید بود

من چوب همین صداقتم را خوردم
شایسته79 ١٠ دي ٩۵

آهو26 ١٠ دي ٩۵

مرسی دوستان گلم

مسعود35 ١٠ دي ٩۵

از اين حسي که من دارم غم حال تو هم پيداست، اگر مجنون اين عشقم، تو هم لیلای ليلايي، به پاس عاشقي عمرى، به پای تو نشستم من، زليخايي و در آخر به يوسف خوب مي آيی، هواي عاشقي يعني بيا دلتنگ هم باشيم، کمي بي تابي و گريه، کمي احساس تنهايي

avindari_chav jovan ١٠ دي ٩۵

اخییییییییییییییی چوب صداقت

فاطمه123 ۶ دي ٩۵

چنار ٢٣ آذر ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢١ آذر ٩۵
بیچاره پاییز؛ که دستش نمک ندارد

بیچاره پاییز ...
دستش نمک ندارد!
این همه باران به آدم ها می بخشد اما
همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند

خودمانیم ...
تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل "بهــار" خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه
سال تحویلی را هدیه دهد

سیاست "تابستان" را هم ندارد که
در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند
بیچاره ...
بخت و اقبالِ "زمستان" هم نصیبش نشده که
با تمام سردی و بی تفاوتی اش این همه خواهان داشته باشد!
او "پاییز" است رو راست و بخشنده!
ساده دل فکر می کند اگر تمام داشته هایش را
زیر پای آدم ها بریزد، روزی ... جایی ... لحظه ای ...
از خوبی هایش یاد می کنند

خبر ندارد آدم ها، روراست بودن و بخشنده بودنش را
به پای محبتش نمی گذارند …
عادت آدم ها همین است …!
یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان می رود که
تو رسم عاشقی را یادشان داده ای!
دست در دست معشوقه ای را
پا بر روی برگ هایت می گذارند و می گذرند
تنها یادگاری که برایت می ماند ...
صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست" ...!

ناراحت نباش پاییز!
این مردم سال هاست به هوای بارانی می گویند … خراب!
گلشید ٢٣ آذر ٩۵

الناز33 ٢٣ آذر ٩۵

زندگی چقدر اسان است.. زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد . اگر بخواهی لذت ببری ، همه چیزیش لذت بردنیست و اگر بخواهی رنج ببری ، همه چیزش رنج بردنیست. کلید هر دو دست توست . پس لذت ببر

مسعود35 ٢٣ آذر ٩۵

اکنون مرا بهار دلانگیز دیگری آورده است وعدهی پاییز دیگری ویرانههای خانه من ایستاده اند چشم انتظار حملهی چنگیز دیگری تا مرگ، یک پیاله فقط راه مانده است کی میرسد پیالهی لبریز دیگری آتش بزن مرا که به جز شاخههای خشک باقی نمانده از تن من، چیز دیگری تهران و تلخکامی من مانده است! کاش تبریزِ دیگری و شکرریز دیگری

بانوی دی ٢٣ آذر ٩۵

چنار ٢٣ آذر ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٣٠ آبان ٩۵
" خدایا "
گوش میدی؟
حرفی دارم
خواسته ای دارم.
پول و کار نمیخواهم
قدرت و شهرت نمیخواهم
فقط از تو میخواهم
هیچ امیدی راناامید نکنی..
"الهی آمین"
فاطمه1369 ٢٣ آذر ٩۵

امییییین

بانوی دی ٢٣ آذر ٩۵

آمین

مهدیس 20 ٢٣ آذر ٩۵

چنار ٢٣ آذر ٩۵

الهی آمین

گمنام 1 ١٢ آذر ٩۵

الهی آمین

banoo_18 ١٢ آذر ٩۵

آمییییییییییییییییین

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٣٠ آبان ٩۵
عمری گشتیم
به دنبال دست خدا
برای گرفتن

غافل از آنکه دست خدا
دست همان بنده اش بود
بنده ای که نیاز به
دستگیری داشت
مسعود35 ٢٣ آذر ٩۵

من آدم بدی شده ام ، یا تو ای خدا...؟ دیگرشبیه قبل ،،به دادم نمیرسی...

بانوی دی ٢٣ آذر ٩۵

چنار ٢٣ آذر ٩۵

آهو26 ٣٠ آبان ٩۵

عسلی جون

asal24 ٣٠ آبان ٩۵

آهو26 ٣٠ آبان ٩۵

فداتم المیرا

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٣٠ آبان ٩۵
دقت کردی؟
گاهی جای رحمت میشیم زحمت
جای محرم میشیم مجرم
جای ژست میشیم زشت
جای یارمیشیم بار
جای قصه میشیم غصه
جای زبان میشیم زیان
پس به خودمان مغرور نباشیم چون بایک نقطه جابجامیشیم!
حمیدرضاخان ٢٣ آذر ٩۵

درسته ولی تو ماجرای ژست وزشت قصه فراتر از یک نقطه هستش!!!

گمنام 1 ٢٣ آذر ٩۵

موافقم

آرام 94 ٢٣ آذر ٩۵

مهدیس 20 ٢٣ آذر ٩۵

چنار ٢٣ آذر ٩۵

آهو26 ٣٠ آبان ٩۵

الی جون عسلم

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٣٠ آبان ٩۵
نباید چیزی رادوست بداری!
همین بهانه های کوچک برای زنده ماندنت
بعدها ؛
تو را خواهند کشت...
چنار ٢٣ آذر ٩۵

آهو26 ٣٠ آبان ٩۵

المیراجونم

المیرا2020 ٣٠ آبان ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ١٩ مرداد ٩۵

ﺩﻟــــﻢ ﺑﺮﺍﯾــــﺖ ﺗنـــــﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ …
ﺗﻨـــــﮓ ﮐــــــﻪ ﻣﯿــــﮕﻮﯾﻢ …
نـــــــﻪ ﻣﺜــــــــﻞ.....
ﺗﻨــــــﮕﯽ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ …
ﺩﻟـﺘﻨـــﮕﯽﻣـــﻦ ….
ﺷﺒﯿــــــﻪ ﺣـــــــﺎﻝ....
ﻧﻬﻨـــــــــﮕﯽ ﺍﺳــــــــﺖ …...
ﮐــــــــﻪ ﺑﺠــــــــﺎﯼ ﺍﻗﯿﺎنــــﻮﺱ ..
ﺍﻭ ﺭﺍ...ﺩﺭ ﺗﻨـــﮓ ﻣﺎﻫــــﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧــﺪ ...
ﺩﻟــﻢ ﺑــــــﺮﺍﯾـــــــﺖ ﺗــﻨـــــــﮓ.....
ﺷـــــــﺪﻩ ﺍﺳــﺖ ﺍﯾــﻦ ﯾﻌﻨــــــﯽ....
ﺭﯾــــــــــﻪ ﻫﺎﯼﻣــــــــــــﻦ ....
دمﻭﺑـــﺎﺯﺩﻡ ﻧــــــــﻔﺴــــﻬﺎﯼ..
ﺗـــــــــــــــﻮ ﺭﺍ.......
ﮐـــﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧـد
چنار ٢٣ آذر ٩۵

گلشید ١٩ آذر ٩۵

ماندانا112 ٢۵ مهر ٩۵

آهو26 ١۶ شهريور ٩۵

مرسی عزیزان من

banoo_18 ١۵ شهريور ٩۵

پووویا 15 ١۵ شهريور ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢١ آذر ٩۵

انسان فهمیده
دقت کردین ما ایرانیا
وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه
وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه
وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه
وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه
وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه
فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن
عجب انسان فهمیده ای بود!.!!
چنار ٢٣ آذر ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢١ آذر ٩۵

گاهی هم اینجوری فکر کنید بد نیست . اﻭ " ﻣــﺮﺩ " ﺍﺳﺖ
خوابش از تو کوتاهتر و خواب ابدیش از تو طولانی....
آسایش برایش مفهومش آسایش توست پس صبح تا شب درپی آسایشی
است که سهمش را ازعشق تو میجوید... اگر آنرا دریابی!!
ﺩستهایش ﺍﺯ ﺗﻮ زبرتر ﻭ ﭘﻬﻦ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ...
تاحال به دستهایش نگاه کرده ای ؟ هیچگاه بدون خراش و زخم دیده ای؟
ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺗﻪ ﺭﯾﺸﻰ ﺩﺍﺭﺩ... ﺟـﺎﻯﹺ ﮔﺮﯾــﻪ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ میشود...
ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤــﺎﻥ ﺩستهای ﺯﺑﺮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ...
و ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺻﺎﻑ ﻭ ﻧﺎﻣﻼﯾﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ می بوسد ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﺸﻮﻯ...
به او سخت نگیر..! او را خراب نکن..! ﺍﻭ ﺭﺍ "ﻧﺎﻣــــﺮﺩ" ﻧﺨﻮﺍﻥ..!
ﺁﻧﻘﺪﺭ او را با ﭘﻮﻝ ﻭ ﺛــﺮﻭﺗﺶ اندازه گیری نکن..!
کمی بوی تنش عرق آلود است طبیعتش اینست ؛
حواسش به بو نیست؛ فکر نان شب است....
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧــــﺦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺪﻭﺯﺩ...
انتظار یک فنجان چای تلخ توقع زیادی نیست!!!
از هر مرد ونامردی هرچه شنیده و دیده در صندوقچه قلبش پنهان کرده و آمده .
اگر کم حرف میزند نمیخواهد کام تورا تلخ کند.
ﻓﻘــــﻂ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺭﻭﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﺑﺮﯾﺰﺩ...
آن مردی که صحبتش را میکنم، خیلی تنهاتر از زن است..!
ﻻﮎ ﺑﻪ ﻧﺎخنهایش ﻧﻤﯿﺰند ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺩﻟﺶ یک ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪ،
ﺩست هایش را ﺑﺎﺯ کند، ﻧﺎخنهایش را ﻧﮕﺎﻩ کند ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺷﺶ ﺑﯿﺎید..!
ﻣﺮﺩ نمیتواند ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﮔﺮﻓﺖ، به دوستش زنگ بزند،
یک دل سیر گریه کند و سبک شود..!
ﻣﺮﺩ، ﺩﺭﺩﻫﺎیش را ﺍﺷﮏ نمی کند، فرو می ریزد در قلبی که به وسعت دریاست...
آری یک مرد همیشه تنهاست چراکه سنگ صبور همه است
و خودشانه ای ندارد که سرش را روی آن بگذارد...
یک ﻭقت هایی،
یک ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ،
ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ:

"میم" مثل " مرد
تقديم به مردان سرزمينم
آهو26 ٢١ آذر ٩۵

چنار ٢١ آذر ٩۵

من خودمم میگم واقعا صد حمت...تو اونجا حداقل توی یه ماشین دختر خوب هست..اینجا نیس که نیس

آهو26 ٢١ آذر ٩۵

صد رحمت به اتوبان قزوین

چنار ٢١ آذر ٩۵

با زبون بی زبونی میگما داداش نگو..دستو بالم بسته میشه...ای بابا شاید حس دارم به شما...به قول پرنی دل نیس که اتوبان قزوین تهران

آهو26 ٢١ آذر ٩۵

چنارر ارزش شما خیلی زیاده داداشی گل و شیطون

چنار ٢١ آذر ٩۵

ای بابا انقد داداش نگو..بخدا دست و بالمو میبندی [sm065 بعد من ارزش داداش گفتن ندارم

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢١ آذر ٩۵

زندگی تصویریست!
قلم و کاغذ و رنگش از توست.
قلمت را بردار!
و به نقاشی آن همّت کن!
گاه گاهی دو سه گامی
به عقب پای گذار،
و تماشایش کن.
گر پسندیدی آن،
حرفی نیست.
غیر از آن بود، هنوز،
کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست.
تا زمانی باقیست،
قلمت را بردار
و به رنگی خوش تر،
روشن و روشن تر،
نقشِ دیگر انداز.
و به پیکارِ سیاهی پرداز…
چنار ٢١ آذر ٩۵

یه دقیقه تموم شد

parnya ٢١ آذر ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با آهو26
آهو26 ٢١ آذر ٩۵
من خدایی دارم، که در این نزدیکی‌ست...
نه در آن بالاها!
مهربان، خوب، قشنگ... چهره‌اش نورانیست
گاه‌گاهی سخنی می‌گوید، با دل کوچک من، ساده‌تر از سخن ساده من
او مرا می‌فهمد‌! او مرا می‌خواند، او مرا می‌خواهد، او همه درد مرا می‌داند...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می‌نگرم، آن زمان رقص‌کنان می‌خندم...
که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است.
او خدایست که همواره مرا می‌خواهد،
او مرا می‌خواند او همه درد مرا می‌داند...
آهو26 ٢١ آذر ٩۵

پری جونم داداشی چنار مرسی

parnya ٢١ آذر ٩۵

چنار ٢١ آذر ٩۵

زیبا بود اهو خانوم

عضو چت اورداپ
آهو26
آهو26
چت اورداپ
تاریخ عضویت: 5 بهمن 94
تولد:
محل زندگی:
جنسیت:خانم،
تحصیلات:، در حال تحصیل
عضو ویژه
آهو26
آخرین حضور: 17 دي 95
موزیک مورد علاقه آهو26


تشکر و قدردانی رسمی آهو26

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 19 آذر 95

از حضور گرم شما در شبکه اجتماعی اورداپ متشکریم

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 15 شهريور 95

آهو26از حضور گرم شما در شبکه اجتماعی اورداپ متشکریم

تصاویر ارسال شده آهو26