بهاره1375

چت کردن با بهاره1375
بهاره1375 از اصفهان ٢٢ آبان ٩٧
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار آشنا شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتت رو بده من بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتن یه دفتر خاطرات تقلبی براش، من وظیفه قدیمی جلوه دادنش رو داشتم...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگه هاش...، چایی ریختم روش... مژی هم تا می تونست خودش رو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انسانیت برام مهمه و... بعد از یک هفته کار مداوم، دفتر خاطرات رو بُرد تقدیم ایشون کرد. آقا پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟
این که سالنامه 1397 هست! تو 5 ساله داری توی این خاطره می نویسی؟ و این گونه بود که مژی هنوز مجرد است!
3پیده ٢٣ آبان ٩٧

لیدا30 ٢٢ آبان ٩٧

الناز33 ٢٢ آبان ٩٧

nafas 6 ٢٢ آبان ٩٧

اب یخ ریخت روش

محمد@ ٢٢ آبان ٩٧

عابد111 ٢٢ آبان ٩٧

واقعی است عایا؟

عضو ارشد
بهاره1375
موزیک مورد علاقه بهاره1375


تشکر و قدردانی رسمی بهاره1375

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 3 بهمن 96

دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره / هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره/ تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره / اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره .. تولدت مبارک

تصاویر ارسال شده بهاره1375