رضا مشهدی

چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ۶ فروردين ٩۶


چت اورداپ




چت اورداپ

حمیدرضاخان ۶ فروردين ٩۶

عشق است رهبرمون سید علی

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ۶ فروردين ٩۶
اگر میخواهید احساس ثروتمدی کنید
داشته هایی را بشمارید که پول قادر به خریدنشان نیست
حمیدرضاخان ۶ فروردين ٩۶

لایکککک

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ۶ فروردين ٩۶


چت اورداپ

حمیدرضاخان ۶ فروردين ٩۶

اللهم عجل لویک الفرج

سلااااااام ۶ فروردين ٩۶

نسبت به تصویرش حس خوبی ندارم ..یعنی اصل تصویر نه اون خندش...اللهم عجل لویک الفرج

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ۶ فروردين ٩۶
]زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دینداری شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.







چت اورداپ

امشب این عکس که دیدم خیلی ناراحت شدم با یادم به یک ماجرا افتاد کفتم بنویسم برای یادآوری خودم
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ٢٠ اسفند ٩۵


چت اورداپ


این دقیقه و ثانیه برای تمام هواداران بارسلونا خاطره انگیز خواهد بود سالها به طرفداران پی اس جی هم تسلیت میگم بخصوص طرفدارای رئال
استرلینگ ٢٠ اسفند ٩۵

منم تبریک میگم به داور بازی

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ٢٠ اسفند ٩۵


چت اورداپ


ما میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتوانیم
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ١٧ اسفند ٩۵
داستان کوتاه: شکرگزاری
پیرزنی براي سفید کاري منزلش ، کارگري را استخدام کرد. وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابیناي او را دید و دلش براي این زن و شوهر پیر سوخت. اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است .

او در حین کار ، با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد. در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره اي نکرد. پس از پایان سفید کاري ، وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد ، پیرزن متوجه شد که هزینه اي که در آن نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلاً توافق کرده بودند. پیرزن از کارگر پرسید که شما چرا این همه تخفیف به ما میدهید ؟

کارگر جواب داد:
«من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست ! پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست! به همین خاطر به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کنم»

پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواري کارگر منقلب شد و اشک از چشمانش جاري شد . زیرا او می دید که کارگر فقط یک دست دارد.

براي آنچه که داريد شکرگزار باشيد ، تا چيزهاي خوب بيشتري به سويتان جذب شود .
امیر 464 ١٧ اسفند ٩۵

grand mother ١٧ اسفند ٩۵

مریم چالوس ١٧ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ١٧ اسفند ٩۵
روزی در کتابخانه پسر جوانی به سمت دختری رفت و گفت؟ مزاحم نیستم کنار شما بنشینم
دختر با صدای بلند گفت: من دوست ندارم تمام شب را با شما بگذرانم
همه دانشجویان به پسر که خجالت زده بود متعجب نگاه میکردند
بعد چند دقیقه دختر رقت پیش پسر گفت: من دانشجوی روانشناسی ام و میدانم در ذهن مردها چه میگذرد احساس میکنم شما را خجالت زده کردم؟
پسر با صدای بلند گفت : 200 دلار برای یک شب زیاد است!!!!
تملم دانشجویان به دختر نگاهی نامتعارف کردند.......
پسرک در گوش دختر گفت من دانشجوی حقوق هستم و میدانم چطور شخص را گناهکار جلوه دهم
امیر 464 ١٧ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ١٧ اسفند ٩۵
مریلین مونرو معروف ترین ستاره سیـ ـنمای دهه 50 در اوج زیبایی و جوانی از آلبرت انیشتین تقاضای ازدواج کرد
مریلین دلیل این تقاضا را برای انشتین اینگونه بیان کرد که
اگر فرزندی به زیبایی من و باهوشی شما متولد شود فوق العاده خواهد بود!

انشتین در پاسخ این تقاضا برای او نوشت:
از سخاوت شما سپاسگذارم، اما روزی را تصور کنید که عکس آن اتفاق بیفتد ...
فک کنم مريلين تاحالا تو عمرش انقدر قانع نشده بوده !!!!


***
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
رضا مشهدی از خراسان رضوی ١٧ اسفند ٩۵
[forwarded from reza m]
پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی می افتاد می گفت(خیر است)
روزی انگشت دست پادشاه بین سنگ گیر کر و مجبور شدند انگشتش را قطع کنند وزیر این صحنه را دید و گفت (خیر است)
پادشاه از حرف وزیرش عصبانی شد دستور داد به زندان بیاندازنش
روزی پادشاه برای شکار به کوهی رفته بود و توسط قبیله ای اسیر شد
آن قبیله اعتقاد داشتند باید کسی که نقصی در بدن نداشته باشد را برای بقای شهرشان قربانی کنند وقتی دیدند انگشت پادشاه قطع شده او را رها کردند
پادشاه به قصر برگشت و دستور داد وزیرش را آزاد کنند و قصه را برای وزیر بازگو کرد و وزیرش گفت (خیر است)
پادشاه گفت دیگر چرا؟؟؟؟
وزیر پاسخ داد؟اگر مرا در زندان نمی انداختید من مجبور بودم با شما به شکار بیایم و آنجا به مرا قربانی میکردند

@dastanzziba
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
اگه یک آجر بندازیم توی آب چی میشه؟
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
بچها چندتا معما میگم هرکی جواب داد خیلی.....؟؟

مسئله ۱ - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله ۲ - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله ۳ - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله ۴ - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله ۵ - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله ۶ - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟

مسئله 7 - یک آقایی تو بالاترین طبقه ساختمانی بلند زندگی میکنه.
برا اینکه هر روز بره سر کارش سوار آسانسور میشه تا به پایین برسه.اما عصر که از سر کارش بر یمگرده فقط میتونه نصف طبقات رو با آسانسور بره بالا !!!!! بقیه رو با پله میره .... مگر روز های بارونی که همه رو با آسانسور میتونه بره بالا.. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مسئله 8 - یک شب طوفانی یک پدر و پسر سوار ماشین بودن که یهو تصادف می کنن.پدره سرش میخوره به شیشه و بیهوش میشه...(کمربند نبسته بود..)پسرش فوری میرسونتش بیمارستان و میگه:
"یک دکتر بیاد!حال پدرم خیلی بده!"
همون موقع به دکتر خبر میدن و اونم خودشو زود میرسونه اونجا.دکتر تا چشمش به پسره می افته میگه:ا !!!!!! اینکه پسره منه!!!!!
چطور ممکنه؟

مسئله 9 - خوپ حالا یه مرد سیاه پوش همه چیزش سیاه بوده(جوراب سیاه شلوار سیاه کت سیاه کفش سیاه ....)داخل کوچه ای میرفته که چراغاش خاموش بوده.بعد یه ماشین چراغ خاموش وارد اون کوچه میشه!وقتی که به اون مرده نزدیک میشه پاش رو میزاره رو ترمز تا نزنه بهش.این چطوری ممکنه؟

پاسخ هر کدوم رو پیدا کردید تو قسمت نظرات بنویسید



رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

سوال اولی سن ...........سوال دوم :پنج کلاغ سوال سوم: حضرت موسی کشتی نداشت (نوح) سوال 4-خروس تخم نمیزاره5-نده ان چون مرز آبی دارن 6-یک ۲۵ تومانی و یک ۵ تومانی . به یاد بیاورید فقط یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه ۵ تومانی داریم. شما با عبارت ” یکی از آنها نباید … ” فریب خوردید 7-طرف قدش کوتاه بوده و قدش به دکمه آسانسور برا

مرضیه ه ٢۵ بهمن ٩۵

جوابا رو هم اگه بلدین بذارین لدفن....

زهرا1212 ٢۵ بهمن ٩۵

مرضیه ه ٢۵ بهمن ٩۵

البته وقتی بازمانده ها مردن... تو شهرشون دفن میکننشون

احسان وروجک ٢۵ بهمن ٩۵

۱ . سن خودم. دوم پنج . سوم یک.چهارمپایین بازمانده زندست . . خو اون یکیش ۲۵ تمنی باشه . در ضمن شما دادی . من که نمیخوام سکه بدم.دکتر پدربزرگ و مرد زخمی پدر و پسر هم نوه بوده دندوووون

boghz eshgh ٢۵ بهمن ٩۵

اتوبوس برقی راننده نداره. خروس تخم نمیزاره. کشتی نوح بود . بازمانده رو دفن نمیکنن .دکتر پدر/مادرِ پدرست ... بقیشو بلد نیستم

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
اگه آب داغ بریزیم روی خودمون چی میشه؟
اگه آب سرد باشه چی میشه؟

دوتا سوال یک جواب داره
زهرا1212 ٢۵ بهمن ٩۵

میپریم

رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

انفاقا خیس میشن

مرضیه ه ٢۵ بهمن ٩۵

عمررررن خیس بشیم

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
خدافظ شب خوش
عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا میگیرد؟
رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

همین جوری بهتره

boghz eshgh ٢۵ بهمن ٩۵

حداقل مشخص کن جواب باید علمی . تخیلی. توهمی و ... باشه

رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

نه چون عادت داره یک پاش بالا بگیره همینو من باید بگم؟ حتما کنکورم داری"

boghz eshgh ٢۵ بهمن ٩۵

چون اگه اون یکی رو هم بالا بگیره میفته

naghme ٢۵ بهمن ٩۵

چون ۲ تارو بالا بگیره میافته

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
چرا دود از دودکش بالا میرود؟
مرضیه ه ٢۵ بهمن ٩۵

چون چاره ای نداره

بهنام 22 ٢۵ بهمن ٩۵

بدلیل اینکه چگالی هوای گرم از هوای سرد کمتره

لیلیوم ٢۵ بهمن ٩۵

فردا ب پستات میسرم الان نصفم خوابه

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
چطوری یک زیر دریایی را غرق میکنند؟
رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

آبادانی؟؟؟ با مو بودی ولک کا یاد دوران حوونیم افتادم هیییی یادش بخیر

ساناز بوشهر ٢۵ بهمن ٩۵

ن دروباز میکنن.اب میره تشوش.میمیرن.....متوجه شدم..........ابادانی

رضا مشهدی ٢۵ بهمن ٩۵

میریم زیر دریا در میزنیم فرار میکنیم اگه متوجه نشدی بیشتر توضیح بدم؟

ساناز بوشهر ٢۵ بهمن ٩۵

اینونمیدونم.زیردریایی غرق نمیشه.تاسلامتی کنکوریمااا

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
یک .......... با یک ........... شبی رفتن دیواری رو خراب کنن

اولی چراغ گرفت دومی با پوتک زد دیوار نریخت
اینبار نوبت دومی بود نور بگیرد
دومی چراغ گرفت اولی با پتک زد و دیوار ریخت

دومی به اولی گفت هااااااا وُلَک حال کردی اینجوری چراغ میگیرنا مدیونی فک کنی آبادانی بوده
ساناز بوشهر ٢۵ بهمن ٩۵

ن یقین دارم.................مدیونم فک کنم رضابوده......

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
چطوری یک ماهی را میکُشند؟
لیلیوم ٢۵ بهمن ٩۵

با پتک

ساناز بوشهر ٢۵ بهمن ٩۵

باقلاب.البته ماهی عیدمارو باغذادادن بیش ازحد وامسالم ک طرز غذادادنویادگرفتم با گربهکشتمش.گربه خوردش.بچهامو

عضو چت اورداپ
چت کردن با رضا مشهدی
مراحل کشتن مگس توسط یک نفری

1-مگس را میگیریم
2-بهش سم خورانده
3-آزادش میکنیم

بعد مدتی خودش می میرد

حالا نمیگم اون نفر کیه خودش میدونه
ساناز بوشهر ٢۵ بهمن ٩۵

اگ تونستی بگیریش بقیه مراحلشو هم انجام بده.......

عضو چت اورداپ
رضا مشهدی
رضا مشهدی
چت اورداپ
تاریخ عضویت: 29 ارديبهشت 95
تولد: 9 خرداد
محل زندگی:
جنسیت:،
تحصیلات:هنر
عضو ویژه
رضا مشهدی
فقط بارسا
موزیک مورد علاقه رضا مشهدی


تشکر و قدردانی رسمی رضا مشهدی

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده رضا مشهدی