چت کردن با submission
submission ٢۵ خرداد ٩٧
عید سعید فطر رو بهتون تبریک میگم .. همه عباداتتون قبول در گاه حق ان شالله ....
حالا یه چیزی ....
به محض ورود به آورداپ چند نفر در حال خودکشی بودن ....
یکی لب پرتگاه ... یکی در حال رگ زدن ... یکیم تفنگ به سر بود .....
چند نفرم بودن زندگی مشترکشونو شروع کرده بودن ...
یکی دست عشقشو میبوسید .. یکی براش شعر میخوند ... یه چند نفرم بودن به جاده خاکی رفته بودن ....
یکی دو نفرم بودن راسی راسی باورشون شده بود خدای جذابیتن ......
داشتم صلوات میفرستادم که با هم دعواشون نشه ...که نکنه به گیسو گیس کشی برسه
حالا این وسط ه الناز نامی هم بود بی توجه به بقیه پیام بازرگانی میومد حالا نه یکیییییییی نه دوتاااااااا..... یهو صحفه رو پر کر د از پستاش ....
یه چند نفرم ب
حالا خودمونیم چقدر طرفدار داره این بشر ... از اون زیر ابیا بگیر تا زیر خاکیااا نمیذارن پستاش بی کامنت بمونه ..
داشتم به این فکر میکردم چطوری اونایی رو که شکست عشقی خوردن رو نجات بدم... که دیدم واووو ایناییکه من میبینم که از خنده غرق شدن توی پست الناز ..هیچیشون نیس اونی که ببخت منم
میخواستم برم به اونایی که عشقو عاشقیشونو شروع کرده بودن تبریک بگم که دیدم اک هییییییی .. اینا مون ترشیای سایتن ک فسیل شدن
بعد دیدم واااای یه نفرم هست از طبیعتای زیبا همش عکس میذاره .. اومدم برم بهش بگم که چه حسی رو داری همه جای جهان رو دور زدی ؟! ایندفه گول نخوردم دیگه ..
هیچی دیگه خلاصه الان حس این ادمای شکست خورد رو دارم که میخواد بره پستای غمگین بذاره
نصرت
nafas 6 ٢٣ ساعت قبل

الناز سانی پسره رو مخ کرد بردش سفر دور دنیا خوشبحالش حداقل یکی هست یهو یاد نصرت تازه وارد بیفته نوبت من میرسه باید کلی مشخصات بدی تا ن منو یادشون بیاد الناز حال شهنازو مهنازو سانازچطوره

الناز33 ٢۴ ساعت قبل

کم پیدایی نصرت یهویی اومدی تو ذهنم گفتم بیام حال خودت و شوکت و نعمت و قدرت و فرصت و قیمت رو بپرسم

ساناز بوشهر ٢٩ خرداد ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با submission
submission ١٩ خرداد ٩٧
سلام حالو احوال؟!
آقا ما اومدیم آورداپ نه خوش آمد گویی نه تحویل گرفتنی نه رفتی نه آمدی ..... واسه همین تصمیم گرفتم بجای خصوصی توی پاتوق فعالیت داشته باشم ..(الان یه چند تا حسوت میگن تو از کجا میدونی پاتوق کجاست والا توی همه چتروما همین امکانات هست با طراحیای مختلف )
دیدم واسه اینکه بخوام پست بذارم باید اجازه ملا نصر ادینو اول داشته باشم گفتم ملا که خودش نمیاد پِی من .. واسه همین خودم دس به کار شدم. از اونجایی که میدونستم ملا کیه به همه پیام دادم تا ملا رو پیدا کنم کلی منظر موندم تا جوابی دریافت کنم دیدم خبر نیست .. منم نا امید داشتم میشدم که من اینجا حیف میشم باید برم
متن پیامم این بود .. سلام خوبین؟! من یه تازه وارد اگه میشه راهنمایی کنیدو مدیر اینجا رو بهم نشون بدین ....
بعد توی همین حین یهو یه نفر جواب داد ... نوشته بود سیاهو سفیده دیدی ای وای اینجا ماشاله همه با کلاسن از سلامو این چیزا خبری نیست ...
از 20 نفر انلاین غیر از چند نفر تا دیدن من بهشون پیام دادم همونجا غش کردن
اون چند نفرم تشکر ازشون میکنم بخاطر جزییاتو اطلاعاتی که بهم دادن ..
به خصوص اونی که از مدیر برام تعریف کرد ...
گفتم مدیر کیه؟! گفت همونی که کپک یزدیه باکتو شلوار به خودش ژست گرفته سیاه و سفیده .. شپش داره همش چونشو میخارون ه گنده دماغه گفتم کیو میگین؟! گفت همینی که یک ساعته داره خرو ج ورودمیزنه شپشــــاش نمیذاره یه جا بشینه
تا اینه افتخار پیدا کردیم باهاش هم صحبت بشیم .. از بس ازش گفت بودن وقتی باهاش حرف میزدم انگار چند سال بود میشناختمش فقط غیر از اون خصوصیات خیلی هم خوش خنده بود فعلا خدا یارو نگه دارتون
با تشکر نصرت
submission ٢۵ خرداد ٩٧

ارسلان عجب بیا همکار خوبی میشیم چقدر بهت فوش دادم موقع یوزر ساختن بانو چقدر خوشکل میخندی خوشبحال اقاتون صبا اونجوری نگام نکن عاشم میشی

صبا مشهد ١٩ خرداد ٩٧

banoo_18 ١٩ خرداد ٩٧

_ارسلان_ ١٩ خرداد ٩٧

منم یه یوزر دارم submissive

submission ١٩ خرداد ٩٧

کوچولو ما فقیریم پول نداریم بریم شامپو بگیریم خودت یه ذره جیبتو تکون بده پولزور بده ممد رضا همچنان در حال خاروندن شپشای خودت بانو من که خیالیم نیست .. خب برو سر کارش چوقولیشو کن که دیگه کارو بار نداشته باه

banoo_18 ١٩ خرداد ٩٧

پسرکم خودش کار و بار داشت مرسی از راهنماییت بیخی

عضو چت اورداپ
چت کردن با submission
submission ١٩ خرداد ٩٧
سلام . خوبین؟!
خلاصه جونم براتون بگه که داشتم توی کوچه پس کوچه های آورداپ قدم میزدم تا اینکه دیدم یه دختر ذغال سوخته دارع گریه میکنه هی با خودم داشتم کلجار میرفتم برم پیشش یا نه ؟! تا اینکه تصمیم گرفتم برم .. داشتم باهاش حرف میزدم هی وسط گریه کردنش میگفت کوکو .
فکر کردم واسه کوکو داره گریه میکنه هیچی واسه اینکه دلشو شاد کنم رفتم براشوکو گرفتم گفتم بخور ...
دیدم هی نگای کوکو میکنه هی خودشو نگاه مینه گفتم چیزی شده؟!
گفت من دلم میخاد کوکو بخورم ولی انداممو نگاه میکنم پشیمون میشم ...
گفتم مگه واسه کوکو گریه نمیکردی؟! گفت من؟! نه.. داشتم واسه کنکورم گریه میکردم
گفت نپس (نفس) گفتم جانم؟! فکرکردم یکی پیدا شده منو میخاد نفس صدا کنه .. ولی زکی هی خیال باطل منو با کسی اشتب گرفته داشتم از ناراحتی تو ی خودم قلت میخودم که یهو گفت مرفین (ارفین) گفتم وااااااایمن ارامش بخش این دخترم بازم نگوووو ... این دفعه گفت هی شیخ (ستار) دیگه این دفعه گولشو نخوردم گفتم دختر برازجونی دوستاتوتوی خصوصی من گم کردی برو سر درسو مشقت .. فردا توی کنکورت پیپی میکنی میذاری گردن من دیدم نه انگار موندنی ه .. خدا نصیب هیشکی نکنه خعلی شل مغز بود اینقد حرف حرف زد که تصمیمی گرفتم از جنون سر به بیابون بذارم
نصرت
submission ٢۵ خرداد ٩٧

عزیزم تو بعنوان ماه گرفتگی بودی .. نمیذاشتی که پیدا بشم

ساناز بوشهر ٢١ خرداد ٩٧

مرررررررض شنیدم نا پدید شدی از دستم

submission ١٩ خرداد ٩٧

ماه کوچولو دیر گفتی هواپیمام داره پرواز میکنه میاد الناز عجب صدایی عجب دمی عجب پرو بالی کامنتا تو حلق مدیر شپشوی سایت

ساناز بوشهر ١٩ خرداد ٩٧

بد بد بد

الناز33 ١٩ خرداد ٩٧

عجب متنی.. عجب کامنتاییییییییی

ماه کوچولو ١٩ خرداد ٩٧

خخخخخخخخخخخخخخ دوست گرامی با عرض خوشامد خخخخ یکم بمون بخندیم...

عضو چت اورداپ
چت کردن با submission
submission ١٨ خرداد ٩٧
سلام
خب خب
خوبین؟!
میخوام یه معرفی از خودم کنم
بنام خدا اول بگم من همسر میخام ...
اصلا اورداپو اینجوری پیدا کردم ... داشتم دنبال یه وب همسر یابی ی میگشتم یهو افتادم توی آورداپ ...
اسمم نصرته 39 سالمه از هر جا که همسر آیندم بگه ... فقط هنوز خودم ندیدمش هر کی دیدش بیاد به آدرس خصوصیم بهم بگه خوشحال میشم .. جوابگوی همه عززان هم هستم
برو بکس آورداپ ازم خواستن آلبومی از عکسام بذارم و رخی نشان دهم
اول اینکه این عکسه واسه زمانیه که شما نمیدونستین دوربین عکاسی چیه ما خعلی لاکچری بودیم تازع فتو هم بلد بودیم البته مدیونید که فکر کنید که این فتو هست


چت اورداپ


بعدش یه دختر همسایه داشتیم خعلی علاقه زیاد به من داشت .. به طوری که شبا مامانش میخاست بیاد ببرتش شیونو گریه سر میدادکه منه نوز دوست دارم با نصرت بازی کنم بعد حاضر بود بخاطر من کتک بخوره .. این همون دختر همسایمونه که بعد از کلی تلاش کردن واسه مخ زدنش تازه فهمیدم که پسره ..بچگیاشه منم کنارشم .. لطفا عکس کپی نشه (شخصیه)


چت اورداپ


خب بگذریم تا اینکه بزرگ شدیمو .. واسه تحصیل رفتیم خارج از کشور ... وقتی اومدم ایران همین که دستور دادم هواپیمامو بنشونن مهماندارا هی یکی یکی غش میکردن ... گفتم شاید بخاطر استرسه .. بیخیال شدم ..
تا زمانی که رسیدم خونه .. هی دستور میدادم تا کشته مرده هامو جمع کنن .. یه روز عاشق یه دختر شدم .. بعد غرورمو گذاشتم کنار وقتی ازش در خواست کردم .. هلاک شد ... منم شکست عشقی خوردم ... تا الان که 39 سالمه به هیچ دختری نگاه نکردم و پای عشق م موندم . ولی الان میخام این افتخارو به دخترای آورداپ بدم
اینم عکسیاز هیکلمه فقط مدیر سایت لطفا اسپند دود کن چش نخورم ... همین جوری که زل زدین به هیکلم اون لاکپشتم جز هیکلم حساب کنید در ضمن به مارک گوشیمم نگاه کنید شاید توی تصمیمتون بدردتون خورد ...


چت اورداپ


با تشکر نصرت
submission ١٩ خرداد ٩٧

آزاده چند سال.کفترباز قاصدک زن موخوام داری؟! نگین نیاز به تایید تو داشت مگه معما حل میکنید؟!

نگین شب ١٩ خرداد ٩٧

راست میگه ارفین خخخخخخ

_ghasedak_ ١٩ خرداد ٩٧

وات د فاز

پوریا کفترباز ١٩ خرداد ٩٧

خیلی قشنگ نوشتی

submission ١٩ خرداد ٩٧

ساناز کشته و مرده این حدساتم سیلور تو دختر خاله خاتونی؟! مینوو ستار به نام خدا نصرتم مشکوک عمته کفتر باز من فقد شعر میگم

آزاده هستم ١٩ خرداد ٩٧

چن روز طول کشید داستان سازی کردی

عضو چت اورداپ
submission
submission
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 18 خرداد 97
تولد:
محل زندگی:
جنسیت:،
تحصیلات:
عضو تأیید شده
submission
موزیک مورد علاقه submission


تشکر و قدردانی رسمی submission

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده submission