چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
با یه دختر اذری (جمهوری اذربایجان) چند ماهی میشه اشنا شدم
فارسی حرف زدن خوب بلد نیست .مثل همین اذری های خودمون البته با لهجۀ شدیدتر و غلیظتر فارسی حرف میزنه
حالا این وسط لری یادش میدم
دیگه کلمه هِ رو رو یادش داد (he ru)
به قدری با نمک حرف میزنه به قدری بانمک حرف میزنه به قدری با نمک حرف میزنه
ادم میگه بری اذربایجان بچلونیش و بیایی
چند وقت دیگه قراره باز بیاد ایران نزدیکای عید خیلی خوشحالم کرد
سحر2222224 ٧ ساعت قبل

آقای منم ترکه.بهش کردی یاد دادم خیلی ناز حرف میزنه.تا جم میخورم میگه خوینت رشنم

کنت دراکولا ٧ ساعت قبل

دقیقا الناز / اژدها اره شندیم فارسی حرف زدنشون انگار با مهربونی بهت زور می گن

اژده ها ٧ ساعت قبل

تاجیک خیلی قشنگ تر حرف میزنه چون فارسی اصیل حرف میزنن

الناز33 ٨ ساعت قبل

خیلی شیرین میحرفن.. مثل اینکه فارسی رو با گوشتکوب له میکنن از دهنشون در میارن

کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

اگر می خوایی زن یه معلم اروپایی شو شبیه دکترای خودمون باهاشون رفتار می کنن

رایکا ٨ ساعت قبل

نه ترجیحا دکتر باشه باو میخوایم غریبی تحمل کنیم حداقل بیارزه

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
چند روز پیش پاسمو گرفتم می خوام بعد از جام جهانی یه اکیپ جمع شدیم بریم روسیه
دعا کنید با یکی از اینا برگردم


چت اورداپ


کنت دراکولا ٧ ساعت قبل

الهی الهی قدمش خیر باشه ... فروردینی میشه پس قدمش مبارک و پر از زندگی

یاس من ٨ ساعت قبل

قربووونت اجی النام شکر قربون محبتت اشکی من پسر دارم یه ماه دیگه دنیا میاد

کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

یاسی شدیدا منتظر دختر دار شدنت هستم ابجی مثل خودت شیرین و تو دل برو میشه قطعا و صد البته مهربون / فعلا که موقتیه النا امیدوارم بشه که بشه / فعلا که خوشگله رایکا

elena7 ٨ ساعت قبل

واى سلام ياس من جونم خوبم عزيزدلم توخوبى عشقم؟؟؟

رایکا ٨ ساعت قبل

شیربرنجی هم خودت هم دخترت

یاس من ٨ ساعت قبل

بههههههه الناا جووونم خوبی عمررررم؟

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
من از هدیه گرفتن و هدیه دادن متنفرم
مخصوصا هدیه گرفتن بدم میاد
رایکا ٧ ساعت قبل

من از هدیه های بلاعوض خوشم میاد مخصوصا گروناش حیف نمیشه مامانا تیزن

آوااااای بهار ٧ ساعت قبل

منم زیادخوشم نمیاد

کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

پسری که هدیه بگیره اگر فلان نیست پس چیه؟

اژده ها ٨ ساعت قبل

موافقم علاقه ای ندارم

کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

چرا چیزی شده؟ خدایی نکرده؟ / رایکا خل

رایکا ٨ ساعت قبل

من خوشم میاد ولی هدیه رو نمیشه قائم کرد از دید مامانا

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
این خاطره بر می گرده به چند وقت پیش مربوط به خودم نیست ولی از زبون خودم می گم
عموم یه پسر داره سال دوم دبستانه این پسر خیلی باهوشو و کلک باز دغل باز و زیر اب زن خلاصه هر خصلت ... یه کلام دیوثه چی بگم براتون همون دیوث
اومد و گفت بابا اینترنتم تموم شده رمز دوم کارتت رو بده
عموم هم رمز دوم کارت و خود کارت رو داد نیم ساعت بعد 5 هزار تومن از حسابش کم شد
داد زد سیاوش قرار بود 2 هزار تومنی بگیری
- بابا دو هزار تومنی نداد
داستان به این صورت ادامه پیدا می کنه شبی 5-6 تومن از حساب عموم کم میشه و 10-12 تومن میاد روش عموم هم پیش خودش می گه لابد اشتباه بانکیه چون پولی کم نشده پیگیری نمیکنه
البته این برداشت و واریز ها وقت خاصی اتفاق می افته معمولا اخر شبه
جونم براتون بگه تا همین چند روز پیش عموم تخمه اماده می کنه که بازی رئال PSG رو ببینه که اس ام اس میاد براش و میبینه 200 هزار تومن از حساب شما برداشته شد
عموم هم داغ می کنه و می گه این چه وضعشه فردا صبح باید برم بانک
سوت بازی که زده میشه دوباره اس ام اس میاد حدود 500 هزار تومن واریز به حساب شما
سیاوش میگه بابا چقدر پول اومد تو حسابت می گه 500 چطور؟
اینم با ذوق می گه هوووووووووووورا بلاخره روی اردلان رو کم کردم تو شرط بندی

قضیه اینه سیاوش و اردلان از معلم جان برکفشون قمار انلاین یاد می گیرن کارهای باباها رو کش میرن و قمار آنلاین می کنن
پرینت کارت رو که می گیرن چیزی حدود 700 هزار تومن سیاوش برنده شده بود
کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

دیدمش واقعا هم هست

یاس من ٨ ساعت قبل

عجب وروجکی بوده

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
تازه کامپیوتر اومده اومده بود منو پسر عموم پول گذاشتیم روی هم یه سیستم کامپیوتر خریدیم و مغازه زدیم ( حالا چی؟ بلد نبودیم ماوس به چه دردی می خوره- طوری که روز اول مجبور به سرویس مجدد شد)
خلاصه اون سال ترم اول کارنامه ها رو دادن من معدلم کم شده بود ولی راضی کننده بود برام
ولی یکی از بچه ها به دلیل عاشق شدن معدلش از 18-19 رسیده بود به چهارده
گفت برام کاری کن بیست تومن هم بهت میدم(حساب کنید بیست هزار تـــــومن)
کلاس ما 46 نفر بود
منم گفتم باشه و رفتم کارنامشو براش تغییر دادم -تو فتوشاپی که تازه یاد گرفته بودم- هم معدل خودم 18.64 نقلی براش درست کردم
خلاصه هم میزی ایشون که فردی درس نخون و عشق قاچاقچی شدن بود هم شنید
و گفت کارنامه 12 منو درست کن منم می خوام خلاصه پخش شد تو کلاس و کسایی که نمرشون کم بود رو درست کردم چیزی نزدیک به هشتصد هزار تومن زدم به جیب فقط از کلاس خودمون چند نفر هم از کلاس های دیگه جمعا شد 1.2میلیون ( حقوق بابام 730 هزار تومن بود)
خیلی عالی شده بود تــــــــــــــــــــا بابای اون عشق قاچاقچی شیرینی برداشت و اورد مدرسه
که بچه من درس نخون بود الان معدلش 17.80 شده عالیه
مدیر می گه جعفر؟ 17.80؟ برو بابا
خلاصه لو رفتندی و کتک مفصلی از پدر نوش جان کردم
البته خاطر نشان کنم معلمان تهش از این درامدم شکه شدندی و دلیل را پرسیدن کردندی
البته به خاطر دو هفته رفتم ابخنک ولی عالی بود هیجانش رو دوس داشتم
کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

هنوزم بهم می گن

هستی1 ٨ ساعت قبل

نگین شب ٨ ساعت قبل

سحر2222224 ٨ ساعت قبل

دمت گرم بابا

کنت دراکولا ٨ ساعت قبل

اصلا مدرسه برای ما عند هیجان بود واقعا

الناز33 ٨ ساعت قبل

بعضی روزا هستن ک همون لحظه ادم دوس داره ک تموم شه ولی بعدش خندیدن ب اون روزا باعث میشه ادم ی سری تکون بده ب حسرت روزای گذشته

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٨ ساعت قبل
از خرید رفتن هم متنفرم همیشه اولین مغازه ای که اولین جنسی که به نظرم خوب باشه می گیرم و بر می گردم بیشترین مدتی که خریدم طول کشید از در منزل که زدم بیرون تا برگشت حدود 50 دقیقه بوده اونم چون کفش اندازه پام نبود
جدیدا با یه مغازه دار اشنا شدم اونم اندازه من غوله کفش که برای خودش میاره یه جفت هم برای من میاره کلا الان 10 دقیقه هم نمیشه
عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٩ بهمن ٩۶
من توی دانشگاه آدم سالمی بودم
ولی رئیس حراست شخصا خودش چند بار مچم رو حین شیطونی و خراب کاری گرفت
سمینار یکی از بچه ها بود؛ برگزار نشد و من هم از وقت استفاده کردم رفتم بالای سن و صدامو ول دادم
رئیس حراست اومد و گفت اوی خوشتیپ محرمه نخون
یه سر بزن دفتر حراست چایی هم با هم بخوریم
یه بار توی یه کلاس نشسته بودم و تنها بودم دیدم چند برگه روی میز استاد هست
منم باهاشون موشک درست کردم از پنجره رفت بیرون افتاد جلوی پای رئیس حراست کل دانشگاه
منو از پنجره دید و گفت مهندس خجالت بکش از این می خوای بزرگتر بشی؟ بیا دفتر چایی بخوریم
ولی دروغ می گفت لعنتی ... فقط بسکویتش رو میداد و یه کم نصیحت می کرد و ولم می کرد
میهمان 123 ٢٧ بهمن ٩۶

کنت دراکولا ٢٧ بهمن ٩۶

الناز33 ٢۵ بهمن ٩۶

سلطان مسعود ٩ بهمن ٩۶

آی دلمااااااااااااان

کنت دراکولا ٩ بهمن ٩۶

یه بار هم بهش زبون در اوردم دید منو یهو اینطور شدم گفت خیلی پر رویی و رفت

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٢٢ بهمن ٩۶
دوس دخترای زندگیم به ترتیب تا حالا نشمردم به ترتیب می گم ارداپی ها رو خط چین میذارم
1- نازگل
2-گلبانو
3-فاطمه
4- ....
5- .....
6-......
7- .....
8-......
9- ****
10- سارا
11-....
12-بهنوش
13-خواهر بهنوش اسمش یادم نیست
14- مادر بهنوش
15-خالۀ بهنوش
16- ....
17-.....
18-.....
دیگه نداشتم تــــــــــــــــــــــــــــا
19-فاطمه
20- سارا
21-......
22- فرنوش
23- زهرا
24-زینب
25-میترا
26- تینا
27-خواهر تینا
28- مادر تینا
29- الناز (ارداپی نبود)
30-...
31-.....
32-.....
33-.....
34-.....
35-.....
36-..... خواهر 35
37- ..... خالۀ 35-36
38- الناز(اولیه نیست ارداپی هم نیست)
39- ......
40-.....
41-.....
42-.....
43- حمیده
44-مهشید
45-مهشید2
46-مهشید 3
47-گلشید خواهر مهشید 2
48- اسما
49- سمانه
50- اعظمانه(خاک تو خل خودش و اسمش)
51- پریسا
52-......
53- نرگس
54- خواهر نرگس
55-.......
56-معصومه
57-......
58-...... ( باهاش دعوا دارم ولی بدی نیست)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن1: اینایی که خواهر یا مادر یا خاله بودن؛ زنگ زدن اشتیمون بدن خودشون پیشنهاد دوستی دادن و گفتن میزنم تو دهنش دیگه اسمت رو بیاره
پ.ن2: از همۀ اینا عاشق 9 شدم و 19

امیدوارم اسم هیچکدومتون از قلم نیفتاده باشه
کنت دراکولا ٢٧ بهمن ٩۶

alireza sayeh ٢٧ بهمن ٩۶

حوصله داشتی هااااااااااا

کنت دراکولا ٢٧ بهمن ٩۶

ساناز تو 59یی البته مواردی بودمثلا شماره 9 چند بار تکرار شده /یگانه ایشالا کی بدش از حریم میاد / فدات الناز / سام

ساناز بوشهر ٢٧ بهمن ٩۶

بیجعول من 52

سامان اندی ٢٧ بهمن ٩۶

yeganam ٢٧ بهمن ٩۶

ماشالا خدازیادکنه

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٩ بهمن ٩۶
دیروز داشتم وسایلم رو مرتب می کردم
به پرونده دوران تحصیلم رو به رو شدم
لامصب 14 بار ضمیمه اخراجی داشت
امیدوارم پسرم در نهایت درسخونی آروم باشه من حوصله این همه رفت و امد به مدرسه رو ندارم
البته سه بار هم رسما پرونده رو زیر بغلم زدم
چند باری از با ریش سفیدی از اخراج کردنم گذشتن
کنت دراکولا ٩ بهمن ٩۶

وحید رو خودم پاس کردم . / وحیدمجورم داداش می فهمی مجبور

سلطان مسعود ٩ بهمن ٩۶

سعی کن فاصله ایمن با وحیدسعیدچنارجنار،داشته باشی ،تا همینگونه باقی بمانی

کنت دراکولا ٩ بهمن ٩۶

سلطون سال سوم دانشگاه سر یه پیج یه سبقت غیر مجاز با سرعت بالا گرفتم که به فاصله کمتر از 20 ثانیه با یه کاروان عروسی رو به رو شدم که ماشین عروس پیشاپیش میومد خلاصه همه چی به خیر گذشت ... اون شب تا صبح نخوابیدم ... بعد از اون نمی دونم چی شد دیگه آروم شدم ...

سلطان مسعود ٩ بهمن ٩۶

اگه واقعا چونین است که گفتی؟؟طبق اثول روان شناختی الان باید پسر مودب موقر و مظلومی باشی ث موکداست

نرگس23 ٩ بهمن ٩۶

من فقط یبار مامانموخاستن مدرسه اونم چون کم مونده بود کلاسوبه آتیش بکشیم..مامانمم اومده بود دعوادختره من نبوده..ناظم هم میگف خودش اعتراف کرده..انقدگفتن ازتوبعیده بعیدا اشک مارودرآوردن آخر لامصبا

elena7 ٩ بهمن ٩۶

پسر کو ندارد نشان از پدر پسرتم مثل خودت ميشه

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٢٧ آبان ٩۶
سال چهارم دانشگاه بودم ترم آخر
یه سری خر خون جمع شده بودیم یه انجمن علمی درست کرده بودیم
تلاش هایی که رضا و افشار کردن یه بخشی از تابلوی اعلانات رو اختصاص دادن به کار های انجمن
کلید این بخش هم دست شخصی به اسم حسام بود همه این حسام رو همیشه با من اشتباه می گرفتن
خلاصه توی یکی از روزای خوش خرم که داشتیم با ماشین حسام به همراه رضا میرفتیم دانشگاه
از ماشین که پیاده شدیم صدای عجیبی به گوشم رسید، یه دختر با اسم کوچیک استاد درس زبان تخصصی رو با حالت عصبانیت داره صدا می زنه
هوی نیما مردی بیا بیرون
هفته قبل بچه ها ترم پایینی که همین ملیحه خانم ( ملیحه کسی بود در ابعاد خود من و شر) جزئشون بود امتحان زبان تخصصی داشته بودن این ملیحه هم از بیست صفر می گیره...استاد هم اسم تمامی اسامی رو میزنه تو برد از بخت بد ما هم توی قسمت انجمن خاک بر سری علمی ما
اون روز هم به خاط یه مساله که به انجمن علمی ما مربوط میشد توی اتاق رئیس دانشکده رئیس دانشگاه و رئیس دانشکده و معاون هیات علمی عمران به اضافه این دکتر نیما و حراست جلسه گرفته بودن
خلاصه نیما در اتاق مدیر رو باز می کنه و میاد بیرون می گه چی شده(از شاهد عینی)
ملیحه میچسبه به نیما و میچسبونش به دیوار که چرا این نمرۀ منو با اسم زدی پشت شیشه
نیما هم می گه خانم به خدا من با اسم نزدم با چهار شماره پایانی شماره دانشجویی زدم ...
- پس کی زده برو از حسن بپرس اون تو انجمن علمیه می دونه
خلاصه دیدم صدای تق تق کشف پاشنه بلند میاد از کنار من رد شد و رفت سمت حسن
حسن که از ماجرا بو برده بود به همراه افشار تو بخش بسیج قایم شده بودن و در رو هم بسته بودن
ملیحه از کنار من رد شد و رفت سمت حسن
هوی حسن تو هم مردی، مرتیکه؟ مردی در رو باز کن
بعد از چند دقیقه داد و قال حسن(که هیکلش به اندازه من بود) در رو باز کرد و گفت چی شده چرا صداتو بالا می بری؟
چشمتون روز بد نبینه.یقه حسن رو چسبوند و چسبوندش به دیوار : کییی این نمرات منو با اسم زده تو برد؟ بگو کدوم بی پدر و مادری بوده
حسن که قشنگ نصف وزنش رو از ترس از دست داده بود گفت نمی دونم حسام هم داره
حسام که اینو شنید به همراه رضا به سمت ماشین دویدن و از دانشگاه گریختن...
چشمتون روز بد نبینه دیدم ملیحه داره سمت من میاد...
منم رفتم سمتش توی دو سانتی صورتم چسبید و گفت بی شرف چرا نمرات منو با اسم زدی پشت شیشه ابروی منو بردی؟
منو بگو قشنگ رنگم مثل گچ سفید شده بود گفتم به جوون خودم من اشکانم نه حسام کلید با من نیست!!
من کلید ندارم
منو ول کرد و رفت سمت برد یه صندلی برداشت و شیشه شو خورد کرد نمره ها رو برد
از اون به بعد ملیحه رو کسی جز روزای امتحان تو دانشگاه ندید!!!
نمره زیر هژده هم نداشت ...
حراست هم ابقند می خورد تا یه ماه ...
منم که کلا نیازی به دستشویی رفتن پیدا نکردم تا دو هفته
حسن هم کلا بستری شد
حسام و رضا هم کلا پیداشون نشد تا یه مدت
افشار هم هنوز توی دفتر بسیج قایم شده بیرون نمیاد
کنت دراکولا ١ بهمن ٩۶

چتونه؟

کیمیا ا ٢٣ آذر ٩۶

سلام

آوااااای بهار ٢٣ آذر ٩۶

کنت یه مانی نوشتی یه بارکه بایه بچه قدم زدی فکرمیکردباباشی خیلی قشنگه تونستی بذارش

nafas 6 ۵ آذر ٩۶

رایکا ٢٨ آبان ٩۶

ستاره ss ٢٨ آبان ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٢۵ آبان ٩۶
اخلاق عاشقانه گندِ ماهِ مختلف سال
فروردین: یه بار که بهتون می گن عاشقتونن دیگه هی نرید پیویش اینا به 18 نفر دیگم گفتن
اردیبهشت: اینا کلا عاشقتون نمی شن ولی خب می گن شدن
خرداد: اینا عاشق نمیشن فقط یکی می خوان بهش غر بزنن
تیر: اینا عشق نمی دونن چی هست یه لحظه فکر می کنن عاشقن نیم ساعت بعد از طرف متنفر میشن سر خودشون نیستن
مرداد: اینا عاشق میشن آ ولی تو قصه ها کلا خلن
شهریور: فکر می کنن عاشق شدن ولی خب نشدن روزی بهشون بگی عاشقتم خودشونو تو لباس عروس/دوماد فرض می کنن
مهر: کلا دوس دارن عشق دو روزه داشته باشن
ابان: کلا عاشق نمیشن توی این باغا نیستن
اذر: دنبال کسی هستن با خر سفید بیاد سراغشون نیست که نیست آقا نیست
دی: اینا عاشق بشن خودشونو می کشن پس بهتره عاشق نشن نمیشن عموما هم عاشق کسی هم میشن از حرص عشق قبلیشونه
بهمن: اینا عاشق میشن اساسی طوری که کلا نمی تونن تحمل کنن کات می کنن
اسفند: اینا هم نگم بهتره ادم تهش نمی فهمه دنبال چین میمیرن برات آ ولی نمی گن
کنت دراکولا ١ بهمن ٩۶

چته یاسی

yasi banoo ٣ آذر ٩۶

nafas 6 ٣ آذر ٩۶

مهر

ستاره ss ٢٨ آبان ٩۶

شهریور

رایکا ٢٨ آبان ٩۶

براچی خر سفید نیس؟!!

کنت دراکولا ٢۶ آبان ٩۶

ها لوسی ای متولد آذر نیست آقا نیست

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ٢۴ آبان ٩۶
انگار منو وحید کبیر دست به یقه شدیم
نفس6 به ناصر چشم داره
ساکایا با همه قهر کرده
ممرضا یزدی خودشو گرفته
اون قرمزه با محمد رضا قهره
سحر هم داره ناصر رو قایمکی دید میزنه
رسول هم داره علیرضا با چشم دعوا نگاه می کنه


چت اورداپ

کنت دراکولا ١ بهمن ٩۶

الناز33 ٢٩ دي ٩۶

یادش بخیر

nafas 6 ٩ دي ٩۶

تو ووحید کبیر هم اماده یه جنگید... انکار رستمو سهراب ...اشی مشیم شوعر کرد نمیاد

زئوس11011 ٢٩ آذر ٩۶

♥وحید♥ ٢٣ آذر ٩۶

سلام

الناز33 ١۴ آذر ٩۶

ساکایا یادت بخیر .. بد ملتو سرکار گذاشته بودی

عضو چت اورداپ
چت کردن با کنت دراکولا
کنت دراکولا از لرستان ١٩ آبان ٩۶
دو ساعته فشار دستشویی دارم
حال ندارم برم دستشویی
الان که می خواستم برم؛ رفته !!!!!!!!!!!!!!!!!
شما می گید بدون هیچ اثاری کجا رفته؟ نکنه من یه عضو ذخیره ای دارم؟ نکنه موجود ناشناخته ای هستم؟
♥خانوم گل♥ ٢١ دي ٩۶

ساناز بوشهر ۵ آذر ٩۶

رفته کلیتو خراب کنه........درد کلیه بگیری

nafas 6 ۵ آذر ٩۶

عضو چت اورداپ
کنت دراکولا
کنت دراکولا
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 25 اسفند 90
تولد:
محل زندگی:لرستان
جنسیت:،
تحصیلات:
90,214 ثانیه، حضور
عضو تأیید شده
کنت دراکولا
موزیک مورد علاقه کنت دراکولا


تشکر و قدردانی رسمی کنت دراکولا

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده کنت دراکولا