چت کردن با ___nazilla___
___nazilla___ از ایلام ١٩ دي ٩۶
مادر نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و مى گریست...
فرشته ى فرود آمد و رو به طرف مادر گفت:
اى مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکى از آرزو هاى ترا براورده سازد، بگو از خدا چه مى خواهـى؟
مادر رو به فرشته کرد و گفت:
از خدا مى خواهم تا پسرم را شِفا دهد.
فرشته گفت:
پشیمان نمى شوى؟
مادر پاسخ داد:
نه!
فرشته گفت:
اینک پسرت شِفا یافت ولى تو مى توانستى بینایى چشمان خود را از خدا بخواهى...
مادر لبخند زد و گفت تو درک نمى کنى!
سال ها گذشت و پسر بزرگ شد و آدم موفقى شده بود و مادر موفقیت هاى فرزندش را با عشق جشن مى گرفت.
پسرش ازدواج کرد و همسرش را خیلى دوست داشت...
پسر روزى رو به مادرش کرد و گفت:
مادر نمى توانم چطور برایت بگویم ولى مشکل اینجاست که خانمم نمى تواند با تو یکجا زندگى کند. مى خواهم تا خانه ى برایت بگیرم و تو آنجا زندگى کنى.
مادر رو به پسرش کرد و گفت:
نه پسرم من مى روم و در خانه ى سالمندان با هم سن و سالهایم زندگى مى کنم و راحت خواهم بود...
مادر از خانه بیرون آمد، گوشه ى نشست و مشغول گریستن شد.
فرشته بار دیگر فرود آمد و گفت:
اى مادر دیدى که پسرت با تو چه کرد؟
حال پشیمان شده یى؟
مى خواهى او را نفرین کنى؟
مادر گفت:
نه پشیمانم و نه نفرینش مى کنم. آخر تو چه مى دانى؟
فرشته گفت:
ولى باز هم رحمت خدا شامل حال تو شده و مى توانى آرزوى بکنى. حال بگو میدانم که بینایى چشمانت را از خدا مى خواهى، درست است؟
مادر با اطمینان پاسخ داد نه!
فرشته با تعجب بسیار پرسید: پس چه؟
مادر جواب داد:
از خدا مى خواهم عروسم زن خوب باشد و مادر مهربان باشد و بتواند پسرم را خوشبخت کند، آخر من دیگر نیستم تا مراقب پسرم باشم.
اشک از چشمان فرشته سرازیر شد و اشک هایش دو قطره در چشمان مادر ریخت و مادر بینا شد...
هنگامى که زن اشک هاى فرشته را دید از او پرسید:
مگر فرشته ها هم گریه مى کنند؟
فرشته گفت: بلى!
ولى تنها زمانى اشک مى ریزیم که خدا گریه مى کند.
مادر پرسید:
مگر خدا هم گریه مى کند؟!
فرشته پاسخ داد:
خدا اینک از شوق آفرینش موجودى به نام ‫#‏مادر‬ در حال گریستن است...

سلامتی تموم مادرا
zahra sadat ٢۴ بهمن ٩۶

عالـــــــــــــــــــــی

ناخداسیلور ٢۴ بهمن ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با ___nazilla___
___nazilla___ از ایلام ١١ شهريور ٩۶
کبوتر با کبوتر چیپس با ماست 
دروغ میگه طرف خوشکل تراز ماست 
تو این دنیای مرموز مجازی 
که نه پیداست کی دزده کی قاضی 
که اکبر توش شده مهسا وتینا 
بتول خانم شده فرزاد وسینا 
کامنت و لایک و پست و چسب بینی 
تو هر برنامه مجبوری ببینی 
طرف داره نخ قالی میریسه 
کامنت داده یه هفته س انگلیسه 
طرف بیش از یه سال یار با ماست 
میگفت سولمازه و شکل پریهاست 
پریشب تازه فهمیدم که اقاست 
کبوتر با کبوتر چیپس با ماست
غزل19 ١٣ آذر ٩۶

لیلیوم ١٣ آذر ٩۶

ززههرراا ١١ شهريور ٩۶

قشنگه

پاتریس ١١ شهريور ٩۶

پست زیبایی تو این دنیای مرموز مجازی

آوااااای بهار ١١ شهريور ٩۶

parnya ١١ شهريور ٩۶

عضو چت اورداپ
___nazilla___
___nazilla___
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 24 مهر 91
تولد: 20 اسفند
محل زندگی:
جنسیت:خانم، مجرد
تحصیلات:فنی و حرفه ای، در حال تحصیل (کامپیوتر)
1,486 ثانیه، حضور
عضو ویژه
___nazilla___
آخرین حضور: 20 بهمن 96
موزیک مورد علاقه ___nazilla___


تشکر و قدردانی رسمی ___nazilla___

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده ___nazilla___