محی1234

يک زن اگر بخواهد حتي مي تواند با صدايش تو را در آغوش بگيرد

چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۴ اسفند ٩۵
اي پرنده زيبا
زخم بالت را که مي‌بستم
عاشقت شدم
نبايد اين‌قدر بي‌رحمانه دور مي‌شدي
بي پر و بالم من
آسمان به آسمان
چگونه دنبالت بگردم ؟
اي پرنده زيبا
اسير زيبايي‌ات شده‌ام
مرا به قفس عشقت انداخته اي


چت اورداپ

banoo_18 ١٩ اسفند ٩۵

ععزیززززززززززززززززززززززززززززززززززززززکم خوش هاتی خویشکه نازارکم

yasaman2222 ٨ اسفند ٩۵

سسسسسس ٨ اسفند ٩۵

shenya ٨ اسفند ٩۵

محی1234 ۵ اسفند ٩۵

آهو26 ۴ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۴ اسفند ٩۵
آدم‌ها عطرشان را با خودشان مي‌آورند

جا مي‌گذارند و مي‌روند‌‌

آدم‌ها مي‌آيند و مي‌روند

ولي توي خواب‌هايمان مي‌مانند‌

‌ آدم‌ها مي‌آيند و مي‌روند

ولي ديروز را با خود نمي‌برند‌‌

آدم‌ها مي‌آيند خاطره‌هايشان را جا مي‌گذارند و مي‌روند‌‌


آدم‌ها مي‌آيند تمام برگ‌هاي تقويم بهار مي‌شود مي‌روند

و چهار فصل پاييز را با خود نمي‌برند‌‌


آدم‌ها وقتي مي‌آيند موسيقي‌شان را هم با خودشان مي‌آورند

و وقتي مي‌روند با خود نمي‌برند‌‌


آدم‌ها مي‌آيند و مي‌روند

ولي در دلتنگي‌هايمان‌‌ شعرهايمان‌‌

روياي خيس شبانه‌‌مان مي‌مانند‌‌‌

جا نگذاريد هر چه مي‌آوريد را با خودتان ببريد‌

به خواب و خاطره‌‌‌ي آدم برنگرديد .....


چت اورداپ

آهو26 ۴ اسفند ٩۵

الناز33 ۴ اسفند ٩۵

شايد تو از من انتظاری سبزتر داری ... امّا فقط ... خوش دارم از ... پايــــيز بنويسم ...!!

yasaman2222 ۴ اسفند ٩۵

محی1234 ۴ اسفند ٩۵

رضا تو فقط نوع خابیدن رو تونستی بفهمی؟ مسعود

الناز33 ۴ اسفند ٩۵

مسعود35 ۴ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۴ اسفند ٩۵


چت اورداپ

آدمـــا نمیـــدونن بعضـــــــی وقتهــــا

خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

" نــــذار برمـ "

یعنی بــرمـ گــــردون

سفــــت بغلمـ کـــن

ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــه ات و

بگــــــو :


بیخــــــود کــردی میگی خداحافـــــظ

مگـــــه میـــذارمـ بــــری؟!!

مــــــگه الکیــــــــه ؟
محی1234 ۴ اسفند ٩۵

الناز خب رو تو بشور

رضا210 ۴ اسفند ٩۵

خب روم نمیشه این کارا رو بکنم

الناز33 ۴ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ٢٩ بهمن ٩۵


چت اورداپ

کاش میشد باعث رنج پدر مادرامون نشیم
کاش...
فاطمه 1375 ٢ اسفند ٩۵

yasaman2222 ٢ اسفند ٩۵

پینار ٢٩ بهمن ٩۵

احسنت! کاش....

سورن111 ٢٩ بهمن ٩۵

مسعود35 ٢٩ بهمن ٩۵

نشین خوووووو

الناز33 ٢٩ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۶ بهمن ٩۵


چت اورداپ

هرگز نمیتوانم بفهمم چرا آدمها با رفتن دنبال دلشان چنین بلایی سر زندگی خودشان می آورند.

چه کسی گفته دنبال دل رفتن کار خوبی است؟

این خودخواهی محض و حماقت است.
فاطمه123 ١۴ بهمن ٩۵

گلللللللل

آهو26 ١۴ بهمن ٩۵

مسعود35 ١٠ بهمن ٩۵

فردین_ستاره ١٠ بهمن ٩۵

کاملا درسته

سامان اندی ١٠ بهمن ٩۵

آیت ۶ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ٢٨ دي ٩۵
هزار بار گفته ام
اگر قدرتش را نداری مرد باشی‌
دورِ سه چیز را خط بکش
زن
عشق
مستی


چت اورداپ

محمدرضا3030 ۵ بهمن ٩۵

تو با من سرگرانی و من از قهر تو غمگینم ولی شادم به اینکه با کسی شادی هر از گاهی تو دربند نگاهی نیستی، هرگز نمی فهمی که قلیانهای دربند و فرحزادی هر از گاهی...

yasi banoo ۵ بهمن ٩۵

فاطمه123 ۵ بهمن ٩۵

عالی......گلللللللللللل

parnya ٢٨ دي ٩۵

نفسna ٢٨ دي ٩۵

grand mother ٢٨ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ١٢ بهمن ٩۵
بی جهت به کسی نگویید
دوستت دارم
برای شما ترکیبی از دو کلمه است!
اما برای او خرواری از احساس می سازد..
برای شما تکه کلام است!
اما برای او حرف هایی از جنس عشق است که تمام دلش را به آن می بازد....
برای شما گذران اوقات خوش است!
برای او تعبیر عاشقانه اش است...
برای شما بازی با9 حرف است!
اما در اصل بازی با روح یک انسان است..


چت اورداپ

yasaman2222 ١٢ بهمن ٩۵

صبا مشهد ١٢ بهمن ٩۵

آهو26 ١٢ بهمن ٩۵

مسعود35 ١٢ بهمن ٩۵

همين؟ بيايى و بزنى و بروى و ببخشيد؟! نه جانم! با يک کلمه هيچ چيز مثلِ اولَش نميشود بايد وجود داشت بايد ماند و جبران کرد "ببخشيد" را همه بلدند؛ مثلِ نقل و نبات به زبان مى آورند... چيزى که قحطى اش آمده همين "ماندن" است همين "جبران" کردن

مریم چالوس ١٢ بهمن ٩۵

ساسان اهواز40 ١٢ بهمن ٩۵

سلام با نظر شما موافقم با احساسات دیگرانبازی نکنیم

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ١١ بهمن ٩۵
هر پادشاهی ابتدا یک نوزاد بوده...
هر ساختمانی ابتدا فقط یک طرح روی کاغذ بوده...
مهم نیست امروز کجایی...!؟
مهم اینه که فردا کجا خواهی بود...!؟
هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند...!!!
زمین خوردی!؟
عیبی ندارد...
برخیز...!!!
نگذار زمین به جاذبه اش ببالد...
سر به دو زانوی غم فرو مبر،سرت را بالا بگیر...
قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای!!؟؟
کوله بارت ریخت!؟عیبی ندارد...
سبک باشی راحتتر اوج میگیری...
زندگی عالیست پس عاشق زندگیت باش...


چت اورداپ

yasaman2222 ١٣ بهمن ٩۵

محی1234 ١١ بهمن ٩۵

jalal ١١ بهمن ٩۵

لوسی ١١ بهمن ٩۵

آهو26 ١١ بهمن ٩۵

sahariii ١١ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ١٢ بهمن ٩۵
به مردی دل ببند که از علاقه اش به خودت مطمئنی....
قانون رابطه ها این است:
مرد باید عاشق تر باشد...
مرد است که باید برای داشتنت تلاش کند...
مرد است که باید پر باشد از نیاز به تو ...
مرد است که باید بجنگد!!
تو چرا نشسته ای کنج اتاق و زانو هایت را بغل گرفته ای
و اشک میریزی و روز هایت را آتش میزنی!
چندسالت است مگر؟!؟
اینکه مینویسی خسته شده ای...
اینکه مینوسی دیگر کشش نداری...
این فاجعه است!!!فاجعه!
این روز هایت ،بهترین روز هایت هستند..
حالاست که باید بخندی...
حالاست که باید رها باشی و آزاد...
حالاست که باید دخترانگی کنی!!
نه که همه را خط بزنی و بشینی کنج اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتن مردی که حواسش هم به تو نیست!!!

برگرد دختر..
برگرد به زندگی...


متنی زیبا از خانم میلانی عالی گفته
yasaman2222 ١٣ بهمن ٩۵

مسعود35 ١٣ بهمن ٩۵

بِينى و بين الله!شبها خواب دارى؟ ؟؟ اصلاً ولش کن لعنتى،خوش بخت باشى...

امیر 464 ١٣ بهمن ٩۵

محی1234 ١٣ بهمن ٩۵

همگی

banoo_18 ١٣ بهمن ٩۵

سبااااا ١٣ بهمن ٩۵

عااااالی****************

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ١١ بهمن ٩۵
ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ...
ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﺪ،
ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯿﻢ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ...
ﺩﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﺮﺩ.
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﮔﺮﻩ ﺍﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻧﮕﯽ ﻭ ﻃﺮﺣﯽ،
ﺁﻣﯿﺰﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻧﺎ ﺯﯾﺒﺎ...
ﺳﺎﯾﻪ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ...
ﮔﺮﻩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ
ﻃﺮﺡ ﻭ ﻧﻘﺸﺖ ﻧﯿﺰ...
ﻭ ﻫﺰﺍﺭﻫﺎ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮ ﻓﺮﺷﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﯾﺴﺖ ﮐﻪ
ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼ؛
ﮐﺎﺵ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﻬﻢ ﺗﻮﺳﺖ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺒﺎﻓﯽ...


چت اورداپ

محی1234 ١١ بهمن ٩۵

آهو وبانو خواهری

لیانا1727 ١١ بهمن ٩۵

علیییی ١١ بهمن ٩۵

گللللللللل

آهو26 ١١ بهمن ٩۵

banoo_18 ١١ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۶ بهمن ٩۵


چت اورداپ

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.

تنها کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حد اعلای خوشبختی را نیز

درک کند.میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است.

پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.

هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند،

همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :

صبــر...... امیــد.......


کتاب کنت مونت کریستو
الکساندر دوما

پیشنهاد میدم بخونیدش چون واقعا کتاب قشنگیه
محی1234 ١٠ بهمن ٩۵

چون من گذاشتمش سامان والله برا خودمم خیلی جذاب بود

فردین_ستاره ١٠ بهمن ٩۵

خداییش عکسه خیلی جذابه

سامان اندی ١٠ بهمن ٩۵

عکسه چرا اینقدر جذابه؟؟

omid1408 ۶ بهمن ٩۵

گلشید اسم منو تو پستش نوشته.محی جون لایک.گلشید.آشنا.یاسی.جلال.ممنون ازتون

گلشید ۶ بهمن ٩۵

آشناا ۶ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۶ بهمن ٩۵


چت اورداپ

بچگی ها پسرخاله ام را که می دیدم که با دوچرخه می رود خرید و زورش هم به من می رسد

با خودم حساب می کردم سه سال دیگر این اختلاف سنی تمام می شود و من هم اندازه ی

او می شوم و می توانم با دوچرخه بروم خرید.

چهار سال دیگر هم از او بزرگتر می شوم و زورم به او خواهد رسید...
نسبت به خیلی های دیگر هم این محاسبه را انجام می دادم و منتظر بودم که اندازه ی آنها

بشوم یا اینکه از آنها بزرگتر شوم.حتی گاهی محاسبه می کردم که کی اندازه ی بابا می شوم...
کم کم متوجه شدم که فقط من نیستم که رشد می کنم بقیه هم در حال رشد هستند

و فاصله های سنی هیچ وقت کم و زیاد نمی شوند...

دختر کوچکم ولی این روزها تصور قشنگ تری دارد. خیال می کند آدم ها اولش آدم بزرگ

بوده اند و بعدا کوچک شده اند. مدام توی حرف هایش می گوید من هم اون وقت ها که

اندازه ی شما بودم مثل شما این کارها را می کردم....

این روزها به دور و بری ها و اطرافیان که نگاه می کنم می بینم که انگار بعضی ها زودتر

از بقیه بزرگ شده اند.

بعضی ها رشدشان کم بوده و بعضی ها سریع.
بعضی ها که از من کوچکتر بودند حالا از من بزرگترند.
بعضی ها که بزرگ بودند حالا کوچک شده اند....
محی1234 ۶ بهمن ٩۵

علی یاسی بانو

yasi banoo ۶ بهمن ٩۵

علیییی ۶ بهمن ٩۵

میانگیت رشدیت خوب بوده گللل

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۶ بهمن ٩۵


چت اورداپ

موجها پریشان و باشتاب به ساحل می رسند.

سراسیمه اند و صدای پایشان، خواب اهالی دریا را آشفته می کنند.

چنان به سوی ساحل می شتابند که انگار خبر مهمی دارند... اما وقتی به ساحل می رسند؛ می فهمند که ساحل نشینان، مدتهاست که خبر توفان را شنیده اند.

yasi banoo ۶ بهمن ٩۵

علیییی ۶ بهمن ٩۵

گلللللل

banoo_18 ۶ بهمن ٩۵

لیدا 28 ۶ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۶ بهمن ٩۵


چت اورداپ

گفت: از این ها می خواهم نخ کنم بشود گردنبند بیندازم گردن م بشوم پری دریایی که توو نوشته ی دیگرت بم گفتی سرم شیره مالیدی نخریدی!

خنده خنده گفت: چه قدر جمله هات را کش می دهی!

گفت: من که نگفتم کِش، گفت م نخ! خیلی شبیه به هم هستند یعنی؟

گفت: نه، مهم نیست، اصلن ول ش! گفتی از کدام ها می خواهی؟

گفت: از این ها می خواهم که...

گفت: خب خب ملتفت شدم! ولی نمی گویی توو خیابان که برویم مسخره می کنند مردم، می گویند پری دریایی که نیازش به این جینگیل فینگل ها نیست، حتمنی این یکی تقلبی-فیک! است، نه؟

زن گفت: واقعنی؟

مرد گفت: حتمنی. حالا بروم برات بخرم؟ هر چندتا که بگویی!

زن گفت: نه، ول ش، نمی خواهم، پری دریایی که نیازش به...، )
عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۵ بهمن ٩۵
تمام اخمهای تورا
همین لبخند جاودانت در این عکس
جبران میکند
هرروز صبح پلکهایم را که باز میکنم
چشمهایم به لبخندت در این عکس می افتد
وبار دیگر
به عشق ایمان می آورم
لبخند تو اعجازی دوباره است عزیزدل....


چت اورداپ

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۵ بهمن ٩۵
خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه از شیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من...
البته هرکسی خدا را جوری دگر میشناسد....
محی1234 ۵ بهمن ٩۵

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه

آهو26 ۵ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ۵ بهمن ٩۵
آنگاه که آرزوهایم را به روی دیوار نوشتم نمی دانستم چشم نامحرمی بدان نظارگر است.آنگاه که مشق سکوتم را خواستم بر دیواره های تاریک شب بنویسم طوفانی آمد و آرامش مرا به یغما برد و آنگاه که درد بی کسی هایم را به رودخانه زلال صاف سپردم او با بی اعتنایی از کنار من گذشت



و آنگاه که فریادم را بر سر کو ها کشیدم تا بلکه آرام گیرم او نیز فریادم را پس داد و مرا قبول نکرد حالا با توام با تویی که حرف و دلم و درد تنهایی هامو صدای فریادم را که از سوز و زخم دل است را از پشت دیوارها و فاصله ها می شنوی تو چی تو هم می خواهی مرا تو این دنیای وانفسا تنها گذاری و مرا به حال خود رها کنی



خدای من من تنهام ، یارایی را برای یاری دهنده ام نیست دستم را بگیر که احساس می کنم هر چه بیشتر برای رهایی از مرداب سختی ها و دلتنگی های این دنیا دست و پا می زنم بیشتر در آن غرق می شوم و در آن فرو می روم یا پر پروازم ده یا...



گفته بودی هر گاه تو را به دهنه پرتگاه بردم



هراس مکن چون یا تو را از پشت خواهم گرفت یا به تو پرپرواز خواهم داد



خدای من خدای من وقتش فرا رسیده پس چرا کاری نمی کنی سنگ ریزه های زیر پایم در حال فرو ریختنند پس چرا یاریم نمی دهی .
خدایا میدانم که هستی.....
محی1234 ۵ بهمن ٩۵

خدایا نمی دانم چرا از تمام خوشی هایت سهم ما از زندگی فقط تلخی و اندوه گشته صد ها بار زمین خوردیم و به امید بار بعدی شاید دستی به سوی ما دراز شود اما هز بار با اشک و آه بلند شدیم خداوندا پس کجاست دستان تو که ما را بلند کند به خوشبختی شادی سوق دهد از غم و اندوه برهاند

آهو26 ۵ بهمن ٩۵

خدای من

محی1234 ۵ بهمن ٩۵

•●خـدایـــا مـےتونَـم چـَند لَـح ـظــہ بـاهـاتـ خَلـوَتـ کـُنـــَم؟ قـولـ مـ ــے دَهـَم بیـشـتَر اَز چَ ـند لَـحظـہ وَقـتـت را نَـگـیـرَم گـــوشِـتـ ُ بــیار جـ ِلـــو... بیــا نَـزدیــکـ ـتَـر... مـَـن خَ ـستـ ِه اَم مــےشنَوـے؟….●•٠· خودت مثل همیشه پشتیبانم باش...

parnya ۵ بهمن ٩۵

خدا چقد خوشحال میشه که بنده هاش صداش میکنند

محی1234 ۵ بهمن ٩۵

زلال تر از باران گاه می اندیشم... چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران.. و خدایی که زلال تر از باران است.

صباااا ۵ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ١ بهمن ٩۵
تا دوسه روز پیش فکر میکردم:
اسمم نازاره،فامیلیم خدا
اری هرکی من می میگوت سه ای نازار خدا
محی1234 ۵ بهمن ٩۵

مادر بزرگ افرین یعنی تو چه نازی درست گفتی

grand mother ۵ بهمن ٩۵

یعنی خیل ناز هست مثل وقتی برای یه بچه ذوق میکنی میگی خدایا این چقدر ناز هست امیدوارم درست گفته باشم

محی1234 ۵ بهمن ٩۵

تو دم دنو من د کجا دیه آخر چنه الکی میزنی؟ صبا سیقت لیلیوم عزیزم والله نمیدونم چجور ترجمش کنم کعادل فراسی ناره

فرهاد1364 ١ بهمن ٩۵

اشکمهر داشی بچه کوجانی

لیلیوم ١ بهمن ٩۵

چ لهجه ی قشنگی .خیلی خوشم میاد معنیشم بگو عزیز

لیانا1727 ١ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ٣٠ دي ٩۵


چت اورداپ

با هم پیر بشید
نه به دست هم
سرباز888 ۵ بهمن ٩۵

محمد@ ۵ بهمن ٩۵

اون سگ اونجا چه میکنه

grand mother ۵ بهمن ٩۵

محی1234 ۵ بهمن ٩۵

همگی

لیلیوم ۴ بهمن ٩۵

ملکه جنوب ۴ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با محی1234
محی1234 از لرستان ٣٠ دي ٩۵


از عجایب عشق همینه همیشه :

تنها همان آغوشی آرامت می کند که دلت را به درد آورده است …


چت اورداپ

فاطمه123 ۵ بهمن ٩۵

banoo_18 ٣٠ دي ٩۵

نفسna ٣٠ دي ٩۵

محی1234 ٣٠ دي ٩۵

حقیقتو گفتم مسعود دیدی نفس .. انگار فیلم هندیه

نفس-60 ٣٠ دي ٩۵

عجب بغلی گرفتن

مسعود35 ٣٠ دي ٩۵

آی خدا،چی گفتی کویییین

عضو چت اورداپ
محی1234
محی1234
چت اورداپ
يک زن اگر بخواهد حتي مي تواند با صدايش تو را در آغوش بگيرد
تاریخ عضویت: 15 فروردين 95
تولد: 26 دي
محل زندگی:لرستان
جنسیت:خانم،
تحصیلات:علوم ریاضی و فنی، در حال تحصیل (معماری)
عضو تأیید شده
محی1234
رمانی نوشته محی1234
دلنوشتهای یک دختر تنها
دل نوشته های یک دل
موزیک مورد علاقه محی1234


تشکر و قدردانی رسمی محی1234

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 26 دي 95

فرا رسیدن سالروز تولدت را در گوش قاصدک های عشق و زندگی زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند آغاز بودنت مبارک(ಠ_ಠ)

توسط وبمستر اورداپ در تاریخ 11 تير 95

تشکر و قدردانی رسمی محی1234بابت ساخت صفحات وارسال رمان

تصاویر ارسال شده محی1234