چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١٨ دي ٩۵

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ
ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ
ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟؟
سلااااااام دیروز

سلامتی سه تن...مادرو رفیق و وطن

parnya ٢۵ دي ٩۵

هکر قلب ١٨ دي ٩۵

بقیش خخ

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ٢٩ شهريور ٩۵
از یه بنده خدا می‌پرسن که چرا زن گرفتی‌؟میگه والله دیدم که تو زندگی‌ هیچی‌ نشدم،گفتم حد اقل داماد بشم!
سلااااااام دیروز

عروسی دومادی

سامان اندی ١٠ اسفند ٩۵

shinee11 ١٠ اسفند ٩۵

ramtin . ١٠ اسفند ٩۵

آرزوو ١٠ اسفند ٩۵

اووووووخیییی

مسعود35 ١٠ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ٢٧ اسفند ٩۵
ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ

ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :خط ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ!

ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :خاک برمخت.

ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ، ﻻﯾﺴﻮﺩ،لامرض!

هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮﺑﻮﺩﻥ
که یهوﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪﺑﻬﺶ ﺯﺩﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭﺍﻭﻣد همه با هم فرارکردیم
عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ٢۶ اسفند ٩۵
مخفی کن
پیش دزد ، مالت را
پیش فقیر ، ثروتت را
پیش اسیر ، آزادیت را
پیش مریض ، سلامتیت را
پیش گرفتار ، رها بودنت را
پیش خسیس ، ولخرجیت را
پیش هرزه و نااهل ، ناموست را
پیش زندگی ناآرام ، زندگی آرامت را

پیش نامرد ، بی کسیت را
پیش افتاده ، ایستادنت را
پیش ناتوان ، زرنگیت را
پیش مظلوم ، قدرتت را
پیش بی کار ، شغلت را
پیش حسود ، فکرت را

اگر داشته هایت را دوست داری
مخفی کن ، مخفی کن...
حمیدرضاخان ٢۶ اسفند ٩۵

خخ آبجی این مخفی کاری از نوع مثبتشه

لیلیوم ٢۶ اسفند ٩۵

همش مخفی کاری میشه ک

parnya ٢۶ اسفند ٩۵

آزاده هستم ٢۶ اسفند ٩۵

€£

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ٢۶ اسفند ٩۵
مردی از خانه اش راضی نبود، ازدوستش که بنگاه املاک داشت خواست تا خانه اش را بفروشد.
دوستش یک آگهی نوشت و آنرا برایش خواند:
خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع.
صاحبخانه تا متن آگهی را شنید، گفت: این خانه فروشی نیست، در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی.

خیلی وقت ها نعمت هایی که در اختیار داریم را نمی بینیم چون به بودنشان عادت کرده ایم،
مثل سلامتی، پدر ، مادر، دوستان خوب و خیلی چیزهای دیگه که بهشون عادت کردیم.
قدر داشته هامون رو بدونیم
مهسا 29 ٢۶ اسفند ٩۵

لیلیوم ٢۶ اسفند ٩۵

چقد قشنگه این متن.ممنون

parnya ٢۶ اسفند ٩۵

دقیقا

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١٢ دي ٩۵
خیلی سخته وقتی داری پست عاشقانه میزاری از خیسی دکمه های کیبوردت بفهمی داری گریه میکنی واسه شما اتفاق افتاده؟واسه من که نیافتاده این قرتی بازی ها چیه؟منو با بیل زدن گریه نکردم
دلیل پایداری اوراپ ٢۵ اسفند ٩۵

اره واسم اتفاق افتاده دخیت میدونه کی بود

نفسna ١۵ دي ٩۵

بهاره123 ١۵ دي ٩۵

پست عاشقانه نبود ولی اونقدر درد آور بود که این اتفاق افتاده

لیلیوم ١٢ دي ٩۵

واس من اتفاق افتاده

grand mother ١٢ دي ٩۵

زندگى رو خيلى جدى نگير ، تهش هيچ کس ازش زنده بيرون نمياد. انشاا.. همیشه شاد باشی

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ٢۵ آبان ٩۵
یارو رفیقش فوت میشه نمیدونه چطور خبرو به زن رفیقش بگه بهش میگه شوهرت رفته یک زن گرفت!!!






زن رفیقش:الهی جنازشو بیارن خونه!!
یارو:بچه ها جنازه رو بیارید!!
دلیل پایداری اوراپ ٢۵ اسفند ٩۵

آرزوو ١٠ اسفند ٩۵

مسعود35 ١٠ اسفند ٩۵

ارفین ١٠ اسفند ٩۵

الناز33 ١٠ اسفند ٩۵

ملییسااا ١١ بهمن ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١٢ دي ٩۵
یه سوال خیلی در گیرم کرده
اینکه چرا وقتی شلوار سفید میپوشی خاکی که میشه سیاه میشه؟؟؟؟؟؟ ولی وقتی شلوار سیاه می‌پوشی خاکی که میشه سفید؟؟
بهاره123 ١۵ دي ٩۵

خلقت خداس

نفسna ١۵ دي ٩۵

ساناز بوشهر ١٢ دي ٩۵

اره برم...................ولی تاصبح بایدبیداربمونم.چ فایده.اخرشم هیچ........

حمیدرضاخان ١٢ دي ٩۵

آره بدو بدو امشبو بی خیال اینجا شولطفا

ساناز بوشهر ١٢ دي ٩۵

فرداساعت9ونیم...........

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١٢ دي ٩۵
میدانی؟!
بعضی ها از همان اول بد شانس بودند!
مثلا ...
دو برگ از درخت به زمین می افتند
یکی میشود سوژه ی عکس یک عکاس
و دیگری به راحتی زیر پا له میشود!

فکر کنم من یه رابطه ای با برگ دومی داشته باشم
سرنوشت بد نوشت ١۵ دي ٩۵

اره منم همینطور

حمیدرضاخان ١٢ دي ٩۵

بابا چیزی نشده که گفتم یه چیزیم ما گفته باشیم

naghme ١٢ دي ٩۵

همیشه که اینجوری نیست...توکلت به خدا باشه

محمد72427 ١٢ دي ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١٢ دي ٩۵
Server responded with 0 code
مسعود35 ١٢ دي ٩۵

رضاخان خیلی ندیدنی ست

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
حمیدرضاخان از تهران ١۶ آبان ٩۵
در مقابل تقدیر خداوندمثل کودکی یک ساله باش...

وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد...

چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت...



آهو26 ١٢ دي ٩۵

امیرجواد-18 ١٢ دي ٩۵

عالی...

فاطمه123 ١٩ آذر ٩۵

آزاده هستم ١٨ آذر ٩۵

لایک...کمرم رگ به رگ شد

فرانکو ١٨ آذر ٩۵

سلام علیکم خان

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻡ …
بانوی دی ٩ دي ٩۵

شاید تو متن شکلک یا نشانه اضافه ست تا اونا رو حذف نکنید گاهی پست کامل ارسال نمیشه

ma00089 ٩ دي ٩۵

حمیدرضاخان ٩ دي ٩۵

ولش کن بابا با ما نساخت نمیا

هیلیا78 ٩ دي ٩۵

ببین با این اعترافت تو ...........استغفرلله

عضو چت اورداپ
چت کردن با حمیدرضاخان
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻡ …
هیلیا78 ٩ دي ٩۵

اعتراف میکنم سال تحصیلی برامن مساوی با خابــــــــــــــــــــ

شایسته79 ٩ دي ٩۵

خخخخ...........من بد بخت ک کلا 1 بار خوابیدم اونم مساوی شد با یه 2- جانانه....ک توی کارنامم تاثیرش داد بدم تاثیرش داد

دخترکرد66 ٩ دي ٩۵

بقیش خب

ma00089 ٩ دي ٩۵

بعدش اومد روی سرت بیدارت کرد!

حمیدرضاخان ٩ دي ٩۵

ای بابا چرا این کامل نمیاد....خخخ

عضو چت اورداپ
حمیدرضاخان
حمیدرضاخان
لطفا عضو شوید
نفس. ..... نفسم نفستو خیلی میخواد. ... اگه نفست نفسمو نخواد. .... نفسم براى نفست بند میاد. ..... پس نفستو با نفسم یکی کن. ..... که نفسم براى نفست نفس نفس می
تاریخ عضویت: 27 اسفند 94
تولد:
محل زندگی:تهران
جنسیت:آقا، مجرد (متعهد)
تحصیلات:علوم انسانی
عضو تأیید شده
حمیدرضاخان
موزیک مورد علاقه حمیدرضاخان


تشکر و قدردانی رسمی حمیدرضاخان

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده حمیدرضاخان