چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١١ ساعت قبل
اگه تقدیر این بود که بهم نرسیم چرا خدا تورو سر راه من قرار داد.واقعا چرا؟
خدایا خودت مراقبش باش
مخاطب خاص
O.M
علی آقای بارانی ١٠ ساعت قبل

یعنی با این جمله ات ساحل خانم اگر سره راه من یک خر قرار بگیره میشه تقدیر وباید باهاش ازدواج کنم؟؟؟

آوای بهار ١٠ ساعت قبل

sahel1371 ١٠ ساعت قبل

ممنونم

سلطان مسعود ١١ ساعت قبل

عشقتون پایدار

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١۴ ساعت قبل
عزیزِ من
عشق که به ماهگرد گرفتن و سالگرد گرفتن نیست...
گندِ عکسِ دونفــره درآوردن تویِ فضای ِمجازی هم نیست، اونم با لبخندهایِ تصنعیِ"مثلا ما خیلی خوشیم با هــم"....
عشق یعنی
تا بوقِ سگ سرِ کاره....
از خستگی توانِ راه رفتن نداره اما از خیرِ دو دقیقه دیدنِ چشمات نمیگذره....
یهـو ساعتِ یازده شب بهت پیام میده که"دختره بابات یه دقیقه بپر دمِ در که نَسَخِ چشاتم...."
جانِ جانم....
عشق پز دادن با پولِ بابات و خوشگلی هایِ افراطیِ "مثلا قشنگِت" نیست....
عشق اینه که
دو ماه حقوقشُ میذاره یا از پولِ توجیبـیِ ماهانه اش که برا تـو یه کادویِ کوچولو بخـره، واسه دیدنِ یه لبخندِت....
برقِ شادیِ تو چشمات....
آره عزیزم
عشق جار زدن نداره....
پول خـرج کردنم نداره....
عشق فقط دو تا "قلـب" میخواد برایِ تپیدن و
دوتا دستِ قوی برایِ محکم چسبیدنش
همین
مخاطب خاصO.M
asal24 ١٣ ساعت قبل

سامان اندی ١٣ ساعت قبل

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١۴ ساعت قبل
.
مراببوس
باگل‌سرخی که
شبنم روی آن نشسته
بالبهایی‌ گرم
چون گرمای آفتاب اول صبح
اززمین برخیزانم باعشق
همچنان که دستهایت
سرزمین تنم راکشف میکنند
جهانم رافتح کن
وفرمانروایم باش

#کئفنتس_بوث

#صبحتون_عاشقانه ❤️


مخاطب خاص O.M
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١۴ ساعت قبل
زیاد هم نه...
فقط آنقدر باش
که هروقت دلم خواست نام کوچکت را صدازنم و تو بگویی جانم
و من بگویم هيچ!
فقط دردهایت به جانم دلبر!
تو بخندی و من کیف کنم از قربانت رفتن

مخاطب خاص O.M
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٢ مهر ٩٧
دستانت را به دستانم گره بزن
آنچنان کور که هیچ نیرویی در دنیا
توانِ باز کردنشان را نداشته باشد
میخواهم تا ابد وصل به تو باشم

مخاطب خاص O.M
amirrr ٢٢ مهر ٩٧

om = املت؟

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢١ مهر ٩٧
یک شب دست میبرم
ماه را از آسمان خدا می چینم
یک شب
شعرهایی که برای چشمهای تو سرودم را
می بوسم
اینبار نام تو را با خط درشت
وسط شعرم می نویسم
و آنقدر اشک میریزم و میریزم
که خدا بیاید و پا در میانی کند
مرا ،
چشم هایم را،
شعرهای بیکَس شده ام را
در آغوش بگیرد و آرام کند
می خواهم خدا
صدای قلبم را از وسط آغوشم بشنود
و دست های سخاوتمندانه اش را
روی سرم بکشد
و با هر هق هقم یک جانم بگوید
بجای جانم هایی که هیچ وقت
گوشهایم نشنید
یک شب
در آغوش خدا
نام تو را می آورم و صادقانه میگویم
تو را تا خدا دوست دارم

مخاطب خاصO.M
الناز33 ٢١ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
| یک نفر باید باشد |

یک نفر باید باشد که بدون ترس هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی
تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت میگندد را به زبان بیاوری
از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند
و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند
حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال میشوی
یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگوید آره میدانم ،
اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند
یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد
مثلا اگر جایی شنید " نصیحت " بدون درنگ بپرسد نصیحت ؟ ببخشید نصیحت یعنی چه ؟
وقتی تو گفتی فلان طور شد ، نگوید آهان برای من هم شده ببین تو نباید اینطور کنی ، بنظر من فلان کار را بکن
یک نفر که وقتی برایش تعریف میکنی که کارم دارد به جاهای باریک میکشد ،
پوزخند نزند ، به شوخی نگیرد
جدی بگیرد ، خیلی هم جدی بگیرد ، آنقدر که یک سیلی جانانه مهمانت کند و با تمام قدرت اش بزند زیر گوشت
یک نفر که تجربه ی هیچ چیز را نداشته باشد ،
مثل همه ی آنهایی که خود را علامه دهر میدانند نباشد ،
وقتی که برایش تعریف میکنی دستپاچه شود ، گوش بدهد ،
برایت فتوای ابوموسی اشعری صادر نکند ،
راه کار ندهد ، فقط گوش کند ..
یک نفر که بداند این چیزهایی که تو تعریف میکنی جواب منطقی ندارد ،
اصلا منطق در مقابل این حرف ها بیچاره است
خیلی از آدم ها میخواهند حرف بزنند صرفا برای اینکه دردشان آرام بگیرد
بعضی آدم ها درونشان روی کمربند زلزله است ،
گاهی حرف میزنند تا ویرانی زلزله درونشان را به تعویق بیاندازند
حرف زدن گاهی مُسکن است ،
آدم ها گاهی حرف میزنند نه برای اینکه چیزی بشنوند ، نه اینکه کمک بخواهند
حرف میزنند که ویران نشوند
حرف میزنند که آرام بگیرند
مانند کسی که خود میداند چه روزی قرار است بمیرد ، آرام میگیرند .
به قول آن رفیقمان که میگفت :
حرف هایی در دلم هست که حاضرم فقط به کسی بگویمشان که قرار است فردا بمیرد ...
همین
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
فردا را چه دیدی؟
شاید در آسمان خیالت ستاره ای شدم
شاید تا ماه آرزوهایت قد کشیدم
فردا را چه دیدی؟
شاید خاک گلدانت شدم
غنچه ای نشگفته ،در اتاقت من شدم
فردا را چه دیدی؟
شاید مُردم‌ ،
گوشه گورستان رویاهای تو
در آن جا برای خاطراتمان گور یکمتر و چندسانتی متری بکن
من به همین ها اکتفا می‌کنم
فردا را چه دیدی؟
شاید دیدمت و اجازه دادی روی ماه تابت را بوسیدم
و هزار بار تا فردا در آرزویت خواهم مرد...
مخاطب خاصO.M
الناز33 ٢٠ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
یک نفر عشق را به زبان می آورد؛
هر لحظه و هر ساعت.
یار را در آغوش میگیرد،
سرش را می چسباند به قلبش و به گوشش میخواند که بودنت زندگیم را روشن میکند.
دیگری از واژه ها میترسد و با آغوش و لمس و بوسه راحت نیست.
عشقش میشود چاشنی غذای گرمی که میپزد. پتویی که نیمه شب تا سینه یار بالا میکشد یا زمانی که موقع رد شدن از خیابان سمتی می ایستد که انگار محافظ توست در مقابل ماشین ها.
میخواهم این را بگویم که شبیه اثر انگشت، شیوه عاشقی کردن آدم ها هم منحصر به خودشان است.
همین!


مخاطب خاص O.M
الناز33 ٢٠ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧


کاش می شد قفل دلتنگی،شکست
کاش می شد درب تاریکی، گسست
کاش می شدبین مردم، بودو زیست
کاش می شد مثل باران ها ، گریست

کاش می شد با محبت ، جان سپرد
کاش می شد بی توقع ، بود و مرد
کاش می شدخنده را، تکثیر کرد
کاش می شد با محبت ، جان سپرد

کاش می شد ، از پس دیوار، رفت
کاش می شد ، از پس دیوار، رفت
کاش می شد قفل دلتنگی ، شکست
کاش می شددردها ، تقسیم کرد

کاش می شد. شعر را، تحلیل کرد
کاش می شد غصه ها، تقلیل کرد
کاش می شد نیمه ها ، تکمیل کرد
کاش می شد عذر یک ،تقصیرکرد

کاش می شد اشک را ،تبخیرکرد
کاش می شد عشق را، تقدیرکرد
مخاطب خاص. O.M
الناز33 ٢٠ مهر ٩٧

کااااااش می شد

آوای بهار ٢٠ مهر ٩٧

دوستام گاهی صدام میکنن اٌوای مهار

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
اول هفته ُ آخر هفته نداره
هر روز میگذره
آدم ها تنهاتر از همیشه هستن
راهی هم برای دوباره زندگی کردن ندارن

هر روز میگذره
چیزی برامون نمی مونه
ای وای بر ما
با دلامون چیکار داریم می کنیم
که طعم خوب زندگی کردن رو نمی فهمیم
که اونی که میخوایم نمیشه
غم تنهامون نمیزاره که هیچ
وصله ی تنمونم میشه

این پاییز شاید سردتر از همیشه باشه
اما این حقیقته ما آدما بیشتر از همیشه تنهاییم
بادرد ،با اشک ...
هیچی اونی نیست که خواستیم
اینکه که غم ولمون نمیکنه
تنهاتر می شیم
درمونده تر می شیم
پنجشنبه یا شنبه معنی دار نیست
می دونید چرا؟
چون برای دل خودمون زندگی نمی کنیم
زنده ایم ، چون مثل یه رباط زندگی میکنیم

الناز33 ٢٠ مهر ٩٧

برای خودمون بیشتر وقت بذاریم..برای زندگی خودمون

آوای بهار ٢٠ مهر ٩٧

ساحل اسم قشنگیه

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
فردا را چه دیدی؟
شاید در آسمان خیالت ستاره ای شدم
شاید تا ماه آرزوهایت قد کشیدم
فردا را چه دیدی؟
شاید خاک گلدانت شدم
غنچه ای نشگفته ،در اتاقت من شدم
فردا را چه دیدی؟
شاید مُردم‌ ،
گوشه گورستان رویاهای تو
در آن جا برای خاطراتمان گور یکمتر و چندسانتی متری بکن
من به همین ها اکتفا می‌کنم
فردا را چه دیدی؟
شاید دیدمت و اجازه دادی روی ماه تابت را بوسیدم
و هزار بار تا فردا در آرزویت خواهم مرد...
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
من تشنه ام
تشنه یک آغوش
یک بوسه
یک دوستت دارم
من تشنه یک توجه ناب و خالصم
از نوع دستان زمخت و بی آلایش
یک آغوش با عطر تلخ مردانه
و بزرگ
یک بوسه
از عمق وجودت تا تمام ترسهای زنانه ام دور شود
از ازدحام تاریکی شبانه ام
یک دنیا محبت مردانه میخواهم
دستانت را باز کن
دل لرزان زنانه ام را در امن ترین بهشت خدا پناه ده
تمام من محتاج مردانگی امن توست
مخاطب خاص o.m
eh
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ٢٠ مهر ٩٧
نه می‌توانیم بمیریم، نه می‌توانیم زندگی کنیم؛ نه ميتوانیم همدیگر را ببینیم، نه می‌توانیم همدیگر را ترک کنیم؛ به تنگنای عجیبی افتاده‌ایم…
مخاطب خاص o.m h
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١٩ مهر ٩٧


چت اورداپ


مخاطب خاص o.m
عضو چت اورداپ
چت کردن با sahel1371
sahel1371 ١۴ مهر ٩٧
فکر کن باران شبی نم نم بیاید، وای نه
یار ِ مو خرمایی ات از بم بیاید، وای نه

بعد ِ عمری دست دور ِ گردنت جای ِ سلام
بوسه با هر "دوستت دارم" بیاید، وای نه

تو بپرسی: عاشقم هستی چه اندازه؟ و من
هرچه بشمارم ستاره کم بیاید، وای نه

عطر ِ قلیان ِ دو سیبت رشک ِ حوای ِ بهشت
من کنارت، غبطه بر آدم بیاید، وای نه

در دهانش بسته باشد، پرده ها پوشیده چشم
پلکهای ِ پنجره برهم بیاید، وای نه

چشم در چشمم بریزی تا شوم مست از شراب
درصد ِ گیرایی ات کم کم بیاید، وای نه

من همان پروانه ی ِ بدپیله ی ِ آغوش ِ تو
نوبت ِ زندان ِ ابریشم بیاید، وای نه

کاشکی از خاب شعرم برنخیزم تا ابد
طعم ِ لبهایت مگر دستم بیاید، وای نه...
شیانا ١۴ مهر ٩٧

نرگس23 ١۴ مهر ٩٧

چشم در چشمم بریزی تا شوم مست از شراب

آوای بهار ١۴ مهر ٩٧

چه خبره عامو مشتی مجرد ارزو به دل نشسته

ahoora1365 ١۴ مهر ٩٧

عالیییییییییی بووووووود

عضو چت اورداپ
sahel1371
sahel1371
لطفا عضو شوید
تاریخ عضویت: 11 مهر 97
تولد:
محل زندگی:
جنسیت:،
تحصیلات:
عضو ویژه
sahel1371
موزیک مورد علاقه sahel1371


تشکر و قدردانی رسمی sahel1371

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده sahel1371