reza 7

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود فرهاد بجای بیستون دل میکند.....

چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ۵ خرداد ٩۶
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
سامان اندی ٢٣ ساعت قبل

الناز33 ٧ خرداد ٩۶

خوب بود

reza 7 ۶ خرداد ٩۶

ممنونم دوستان ابجی هستی

بانوی بی نشان ۶ خرداد ٩۶

هستی1 ۶ خرداد ٩۶

لیلیوم ۵ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٣ خرداد ٩۶
زمان بده
مثلا بیا و بگو
تا فلان روز ماندنى هستم.......
تا فلان روز روى من حساب کن......
بى خبر تصمیم نگیر
تمام آدمهایى که نزدیکترینشان را ناگهان از دست دادند
دیگر هیچوقت زندگى نکردند !!!!


چت اورداپ

آپامه جان ٢٩ خرداد ٩۶

maryam p r ٢٩ خرداد ٩۶

reza 7 ٢٩ خرداد ٩۶

ممنون و سپاسگذارم بچه ها لیانا جان

لیانا1727 ٢٩ خرداد ٩۶

سامان اندی ٢٨ خرداد ٩۶

امیر 464 ٢٨ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٣٠ ارديبهشت ٩۶
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق، به امضا شدنش می ارزد

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد

با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سالها ... گر چه که در پیله بمانَد غزلم
صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد......
reza 7 ١ خرداد ٩۶

ساناز نظر شماست و محترم آیت جون و یاسی دیکتاتور توقع بیشتریم نیست، خدا ببخشت

yasi banoo ٣١ ارديبهشت ٩۶

آیت ٣١ ارديبهشت ٩۶

دیکتاتور متواضع ٣١ ارديبهشت ٩۶

حوصله خوندن نداشتم ببخشید

ساناز376 ٣١ ارديبهشت ٩۶

عشق هیچیش نمی ارزه

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٩ ارديبهشت ٩۶
در پشت چارچرخه فرسوده ای ،کسی خطی نوشته بود:
من گشته ام نبود ! تو دیگر نگرد،نیست!!!!
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست.
هرگز
"نگرد! نیست"
سزاوار مرد نیست...
reza 7 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

نگار

نگار712 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

یعنی میگی الفاتحه شده

reza 7 ٣٠ ارديبهشت ٩۶

یاسمن،الناز جان،ابجی هستی،سارا خانم،یاسی،پرنیا ممنون از همه یاس ایول داری مستی چیه

parnya ٢٩ ارديبهشت ٩۶

مستی44 ٢٩ ارديبهشت ٩۶

yasi banoo ٢٩ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٩ ارديبهشت ٩۶
بی وفا یار من از یاری من عار مدار
عار از یاری یاران وفادار مدار
گاهی از لطف فکن جانب من هم نظری
نظر لطف همین جانب اغیار مدار
خسته زین پیش ز بیماری هجرم مپسند
شربت وصل دریغ از من بیمار مدار
از پرستاری ما پای به یک بار مکش
از نگهداری من دست به یک بار مدار
من خود آزار ترا راحت خود می دانم
لطف کن دست ز آزار من زار مدار
مکن از مطرب و می منع من ای شیخ برو
من بتو کار ندارم تو به من کار مدار
بخت یاری کند و یار شود یار رفیق
غم بسیار مخور انده بسیار مدار ....
yasi banoo ٢٩ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢٩ ارديبهشت ٩۶

پرنیا

parnya ٢٩ ارديبهشت ٩۶

گل

reza 7 ٢٩ ارديبهشت ٩۶

ساینا ن باران جان تخلصش رفیق بوده(بیت اخرو بخون)

باران099 ٢٩ ارديبهشت ٩۶

رفیقته چه رفیق خوبی

sayna78 ٢٩ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢۶ ارديبهشت ٩۶
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن
عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن
خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن
خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن
عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند
عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن....
reza 7 ٢٨ ارديبهشت ٩۶

مرسی ابجی

banoo_18 ٢٨ ارديبهشت ٩۶

داداش گلم

reza 7 ٢٧ ارديبهشت ٩۶

هستی جان یاسی ،غزل،داش سامان ارادت

سامان اندی ٢٧ ارديبهشت ٩۶

غزل من ٢٧ ارديبهشت ٩۶

...

yasi banoo ٢٧ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٧ ارديبهشت ٩۶
نیمشب همدم من دیده گریان من است
ناله مرغ شب از حال پریشان من است
خنده ها برلب من بود و کس آگاه نشد
زین همه درد خموشانه که بر جان من است
قافل از حق شدم و قافله عمر گذشت
ناله ام زمزمه روح پریشان من است
در بر عشق بسی دم زدم از رتبت عقل
گفت خاموش که او طفل دبستان من است ....


چت اورداپ

reza 7 ٢٨ ارديبهشت ٩۶

ابجی پریسا چنار عزیز

♥وحید♥ ٢٨ ارديبهشت ٩۶

banoo_18 ٢٨ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢۶ ارديبهشت ٩۶
من صبورم اما . . . . به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم
من صبورم اما چقَدَر با همۀ عاشقيم محزونم
و به ياد همۀ خاطره هاي گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما بي دليل از قفس کهنۀ شب مي ترسم
بي دليل از همۀ تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را از شب متروک دلم دور کند مي ترسم
من صبورم اما . . .
آه . ... اين بغض گران ،صبر نمي داند چيست....
reza 7 ٢٧ ارديبهشت ٩۶

دور از جون این چه حرفیه شوخی کردم مهربون

لوسی ٢٧ ارديبهشت ٩۶

من غلط بکنم . معمولا حس «مهربانی» داره این شکلک

reza 7 ٢٧ ارديبهشت ٩۶

بانو لوسی لبخند میزنی ب حال خرابم

لوسی ٢۶ ارديبهشت ٩۶

بانوی بی نشان ٢۶ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢۴ ارديبهشت ٩۶
همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


چت اورداپ

reza 7 ٢۶ ارديبهشت ٩۶

th78 ممنوون،بغض عشق بهار

آوااااای بهار ٢۵ ارديبهشت ٩۶

boghz eshgh ٢۵ ارديبهشت ٩۶

th78 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

گللللل

reza 7 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

پرنبا جان سارا جان مرسی

sara34 ٢۵ ارديبهشت ٩۶

عالی گللللل

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٣ ارديبهشت ٩۶
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب
دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری
پیل مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری
هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان
من حریفی کهنه ام درسم روان است ای پری
یاد ایامی که دل ها بود لبریز امید
آن اوان هم عمر بود این هم اوان است ای پری
روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری
با نواهــای جـــرس گاهی به فریادم برس
کین ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری
کام درویشان نداده خـدمت پیران چه سود
پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری
سامان اندی ٢۴ ارديبهشت ٩۶

چت اورداپ

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

نفس جان داش سامان

غزل من ٢٣ ارديبهشت ٩۶

ای پری ..

سامان اندی ٢٣ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

المیرا واقعا قشنگه غزلش لیلیوم جان

نفسna ٢٣ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٢ ارديبهشت ٩۶
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت.....


چت اورداپ

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

ارمین جون

ارمین جووونم ٢٣ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

ابجی پریسا دوستای گلم تشکرررر

حامد زنجان ٢٣ ارديبهشت ٩۶

avahasti ٢٣ ارديبهشت ٩۶

بانوی دی ٢٣ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١٩ ارديبهشت ٩۶
خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت
ورنه ميمرد دلم بسکه زتو خاطره داشت

اشک من پاي غم عشق تو هر شب جارى
مثل طفلي که به سر وسوسه سرسره داشت

اينکه با بغض بخندى به همه آسان نيست
بانوی قصه تو، بغض دراين حنجره داشت

دود سيگار فقط حال مرا بدتر کرد
عاشق چشم سياه تو همش دلهره داشت

مصلحت نيست بگويم به کسي تنهايم
چشم خيسم به تماشا هوس منظره داشت

از رضا نيست سکوت منِ شبگرد خيال
اين دلم غصه و اندوه که تا خرخره داشت

چنک و دندان گره از بخت بدم باز نکرد
طالع بسته من بيشتر از صد گره داشت

اي دل عاشق من زخم تو را مي بوسم
يادگارى که لبم از لب تو يکسره داشت..!!!


چت اورداپ

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

ابجی پریسا دوستان

avahasti ٢٣ ارديبهشت ٩۶

maryam p r ٢٣ ارديبهشت ٩۶

banoo_18 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

...

mor26 ٢٢ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢١ ارديبهشت ٩۶

بانو

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٣ ارديبهشت ٩۶
گاهی اوقات دلت از خودت می گیرد که پا به اجتماعی گذاشته ای

که زبانت را نمی فهمند و به دنیای تو می خندند
دنیا هم به رویشان می خندد احساس پیری می کنم اما

پیر ترین مرد دنیا دیده هم که باشی عصایت معجزه نمی کند

دنیایم را در جیبم می گذارم تا آن دنیا آدرسش را از خدا بپرسم

شاید بزرگ ترین اشتباه زندگی به دنیا آمدن بود نمیدانم...

وقتی آن قدر غریبی که دنیای هیچ کسی به تو نمی آید...


چت اورداپ

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

حامد خان

حامد زنجان ٢٣ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٢ ارديبهشت ٩۶
بس کن ای شيخ مرا منع زِ ميخانه مکن
زهر مار اين دو سه تا ساغر و پيمانه مکن

مده هشدار تو از قعر جهنم بس کن
خود خرابيم! شرر بر دل ديوانه مکن

ڪم بگو از عسل و جنت و فردوس برين
ڪم فريبم بده و وعده ے رندانه مڪن

حورىِ نقد در اين شهر فراوان شده است
وعده ى نسيه تو بر جاهل و فرزانه مکن

رفته از دست من ای شيخ نگارم، تو دگر
منع از ساقى و از ساغر مستانه مکن

برو ای شيخ بگو نزدِ رقيب از قولم
لطف کن زلفِ دلارای مرا شانه مکن.....
mor26 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

قربونت ابجی جون

هستی1 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

خیلی قشنگه بود داداش

reza 7 ٢٣ ارديبهشت ٩۶

باران خانوم

باران خانومی123 ٢٢ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٠ ارديبهشت ٩۶
روز بی تو را به هر جان کندنی میتوان سر کرد....
اما.........
خودت انصاف کن،با شبی که پر از یاد توست چه کنم؟؟؟؟؟؟؟


چت اورداپ

reza 7 ٢١ ارديبهشت ٩۶

المیرا جان

المیرا-77 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

سارا پرنیا جان

parnya ٢٠ ارديبهشت ٩۶

اوف

sara34 ٢٠ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١۴ ارديبهشت ٩۶

من پذيرفتم شکست خويش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذيرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز من مي روي
آرزو دارم توهم عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را
مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني.
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني.
مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من
نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کنی...........


چت اورداپ

reza 7 ١۴ ارديبهشت ٩۶

عابد

عابد111 ١۴ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١۶ ارديبهشت ٩۶
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت....
reza 7 ١٧ ارديبهشت ٩۶

نگار جان

نگار712 ١٧ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ١۶ ارديبهشت ٩۶

عسل جان واقعا پرنیا

parnya ١۶ ارديبهشت ٩۶

واقعا چرا؟

asal24 ١۶ ارديبهشت ٩۶

گل تقدیمتون

reza 7 ١۶ ارديبهشت ٩۶

مررسی پریسا جان نغمه

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١۶ ارديبهشت ٩۶
نمی دانم پس ازمرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که ازخاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز پی در پی
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را......
reza 7 ١٧ ارديبهشت ٩۶

هستی ابجی

مرضیه ه ١۶ ارديبهشت ٩۶

شعر قشنگیه.... البته تا اونجایی که از کتاب ادبیات دبیرستانمون یادم میاد منظور این شاعر بیشتر سیاسی اجتماعی بوده ها... نه احساسی..

هستی1 ١۶ ارديبهشت ٩۶

داداش رضا خواهش میکنم..سعی کن فراموش کنی غصه های گذشت رو..زندگی در جریان هستش

reza 7 ١۶ ارديبهشت ٩۶

هستی ابجی پاییز ممنون چنار خان لوسی

لوسی ١۶ ارديبهشت ٩۶

از خاک گلویم سوتکی سازد

♥وحید♥ ١۶ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١٣ ارديبهشت ٩۶
ماهم شکسته خاطرودیوانه بوده ایم

ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم


مانیز چون نسیم سحر درحریم باغ

روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم


ما هم به روزگار جوانی ز شور عشق

عبرت فزای مردم فرزانه بوده ایم


بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن

ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم


ای عاقلان به لذت دیوانگی قسم

ماهم شکسته خاطرو دیوانه بوده ایم

شعر از پژمان بختیاری


چت اورداپ

باران099 ١٣ ارديبهشت ٩۶

مرسی حالا دیوانم شدیم

banoo_18 ١٣ ارديبهشت ٩۶

دیوانه بودیم و هستیم و خواهیم بود گلللل

reza 7 ١٣ ارديبهشت ٩۶

لیانا1727 ١٣ ارديبهشت ٩۶

گل...

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١١ ارديبهشت ٩۶
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند........


چت اورداپ

reza 7 ١٣ ارديبهشت ٩۶

یاسی جان

yasi banoo ١٣ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ١٣ ارديبهشت ٩۶

لیانا جان قربونت علی جان

علیییی ١٢ ارديبهشت ٩۶

پست قشنگ چهاربیت اول بخصوص دزدیدم گلل

لیانا1727 ١٢ ارديبهشت ٩۶

گل...

reza 7 ١٢ ارديبهشت ٩۶

هستی سعی میکنم ابجی پریسا جااان

عضو چت اورداپ
reza 7
reza 7
چت اورداپ
دل کندن اگر حادثه ای آسان بود فرهاد بجای بیستون دل میکند.....
تاریخ عضویت: 29 اسفند 95
تولد: 26 شهريور
محل زندگی:
جنسیت:آقا، مجرد
تحصیلات:فنی و حرفه ای، مشغول به کار (تربیت بدنی)
عضو تأیید شده
reza 7
موزیک مورد علاقه reza 7


تشکر و قدردانی رسمی reza 7

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده reza 7