reza 7

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود فرهاد بجای بیستون دل میکند.....

چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ۶ ارديبهشت ٩۶
همه زندگيم " درد" است؛ درد...
نمي دانم عظمت اين کلمه را درک مي کني يا نه؟
وقتي مي گويم درد،
تو به دردي فکر نکن که جسم انسان ممکن است از يک بيماري شديد بکشد...
نه؛ روحم درد مي کند...


چت اورداپ

گشت شب ٢ ساعت قبل

شيطونه میگه منم عکسما بذارم ها

banoo_18 ٣ ساعت قبل

خدای من از همه چیز بزرگتره از خودش ارامش و شادی دلت میخوام داداش گلم

reza 7 ۴ ساعت قبل

نگار712 ۵ ساعت قبل

ن ببخشید سوپری محلمون

reza 7 ۵ ساعت قبل

خوش ب حالتون نگار واقعا

نگار712 ۵ ساعت قبل

پاکبان سرکوچمون

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١۶ ساعت قبل
هرچه کردم نشوم ازتو جدا، بدتر شد
از دل مـا نرود مهر و وفــا ، بدتر شد ...

مثـلا خواســتم این بــار موقـر باشــم
و به جای تو، بگویم که شما ، بدتر شد

آسـمان وقـت قـرار من و تــو ابری بود
تـازه با رفتـن تـو وضـع هـوا بد تر شــد

این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه برعکس ، فقط رابطـه ها بد تر شـد

چاره دارو و دوا نیست،که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بد تر شد

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشـق تـو را بدتـر شـد ...


چت اورداپ

reza 7 ١۵ ساعت قبل

باران پرنیا جان

parnya ١۶ ساعت قبل

ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم /ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

باران099 ١۶ ساعت قبل

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ۵ ارديبهشت ٩۶
یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

داد می زد: "کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم"،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،

"دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!"
reza 7 دیروز

نگار جان دستینی

destiny دیروز

نگار712 دیروز

reza 7 دیروز

reza 7 دیروز

لیلیوم سارا جان لطف داری

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ۵ ارديبهشت ٩۶
به خوابی هزار ساله نیازمندم
تا فرسودگی گردن و ساق ها را از یاد ببرم
و عادت حمل درای کهنه ی دل را
از خاطر چشمها و پاها پاک کنم
دیگر هیچ خدایی
از پهنه مرا به گردنه نخواهد رساند
و آسمان غبارآلود این دشت را
طراوت هیچ برفی تازه نخواهد کرد....
reza 7 ۵ ارديبهشت ٩۶

نغمه

naghme ۵ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ۵ ارديبهشت ٩۶

اقا مسعود

مسعود35 ۵ ارديبهشت ٩۶

reza 7 ۵ ارديبهشت ٩۶

بانو دی وحید

♥وحید♥ ۵ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٣١ فروردين ٩۶
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا
التفاتی به اسیران بلا نیست ترا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا
فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود
جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی
همره غیر به گلگشت گلستان باشی
هر زمان با دگری دست و گریبان باشی
زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی
یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد
به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود
غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود
همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود
یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود
تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود
تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود
من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست
موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست
دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد
جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستمها دگری با من بیمار نکرد
هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد
گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم ، آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است
بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است
روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است
جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد
چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد


چت اورداپ

reza 7 ۴ ارديبهشت ٩۶

th78 ۴ ارديبهشت ٩۶

گلللللل

reza 7 ۴ ارديبهشت ٩۶

لیانا جان

لیانا1727 ۴ ارديبهشت ٩۶

...

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١ ارديبهشت ٩۶
ﺷَــــﺐ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷـــــﻮﺩ !!. . . .
ﮔﻠﻮﯾَـــﻢ ﭘُــﺮ ﻣﯽ ﺷــﻮﺩ. . . .؛
ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑُـﻐـﺾ ِِ ﺳَﻨﮕﯿـــﻦ
ﺑُـﻐﻀﯽ ﮐﻪ ﻧـــﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺗﺮﮐَـــﺪ،،،،
ﻭ ﭼﺸﻤــــــــﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﭘــــــــــﺎﮎ ، ﺑــﺎﺭﺍﻧﯽ ﻣﯽﮐﻨــﺪ . . . .!!!،،
ﻭ ﺍﻣـــــﺎ ﺩﻟــﻢ . . . . ؛
ﺩﻟــﻢ ﭘُـﺮ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺍﺯﺩﺭﺩﻫـﺎﯾﯽ ﭘُـﺮ ﺍﺯ ﺣــــﺮﻑ،،
ﺣـﺮﻑ ﻫــﺎﯾﯽ ﻣﻤﻠـﻮﺀ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــﻮﺕ که ﯾﮏ ﺑــﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﺩﻟـﻢ ﻓَﻮَﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨـﺪ ﻭ
ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾــــﻮﺍﺭ ِِ ﻣَـﺠــﺎﺯﯼ . . . . ؛
ﺁﺭﺍﻣــــــــــ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧــــــــﺪ !!!!!
و
این کار هرشب من است!!!!
reza 7 ٢ ارديبهشت ٩۶

لیلیوم جان

لیلیوم ٢ ارديبهشت ٩۶

میفهمم

reza 7 ٢ ارديبهشت ٩۶

اورداپ ارفین خان الناز

الناز33 ٢ ارديبهشت ٩۶

ارفین ٢ ارديبهشت ٩۶

اورداپ155 ٢ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١ ارديبهشت ٩۶
یش بیا ! پیش بیا ! پیشتر!
تا که بگویم غم دل بیشتر

دوست‌ترت دارم از هرچه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر

دوست تر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از بیشتر از بیشتر

داغ تو را از همه داراترم
درد تو را از همه درویشتر

هیچ نریزد بجز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه اندیشتر
قیصر امین پور...
reza 7 ٢ ارديبهشت ٩۶

فاطمه ،امیر ،آفتاب

آفتاب مهتاب ٢ ارديبهشت ٩۶

امیر 464 ٢ ارديبهشت ٩۶

فاطمه123 ٢ ارديبهشت ٩۶

گللللل

reza 7 ١ ارديبهشت ٩۶

parnya ١ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١ ارديبهشت ٩۶
همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز
همان شرم و همان ناز
همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
نه پژمرده شود هیچ
نه افسرده ، که افسردگی روی
خورد آب ز پژمردگی دل
ولی در پس این چهره دلی نیست
گرش برگ و بری هست
ز آب و ز گلی نیست
هم از دور ببینش
به منظر بنشان و به نظاره بنشینش
ولی قصه ز امید رهایی که در او بسته دلت ، هیچ مگویش
مبویش
که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند
مبر دست به سویش
که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند
مهدی اخوان ثالث....


چت اورداپ

reza 7 ١ ارديبهشت ٩۶

هستی1 ١ ارديبهشت ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٣١ فروردين ٩۶
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ!
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻫﻤﯿﻦ “ﺩ ﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻫﺎ
“ﻋﺰﯾﺰﻡ” ﻫﺎ
“ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ” ﻫﺎ
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ!
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ !
ﻫﻤﯿﻨﻬﺎیی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
همینهایی که آشق ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺩﺍﯼ”ﻋﺎﺷﻖ” ﺭﺍ دراورند!
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻋﺸﻖ!
ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺳﺮﺵ ﮐﻼﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ انهایی ﮐﻪ،
ﻧﻪ ﻻﯾﻖ ﻋﺸﻘﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ....


چت اورداپ

reza 7 ١ ارديبهشت ٩۶

باران جان اقا مسعود لیدا مررسی

لیدا 28 ١ ارديبهشت ٩۶

عالی بود

مسعود35 ٣١ فروردين ٩۶

باران099 ٣١ فروردين ٩۶

چ قشنگ بود عالی بود

reza 7 ٣١ فروردين ٩۶

هستی بغض عشق

boghz eshgh ٣١ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٩ فروردين ٩۶
همین که هستی
همین که لابلای کلماتم
نَفَس میکشی
راه میروی
در آغوشم میگیری
همین که پناه ِ واژه هایم شده ای
همین که سایه ات هست
همین که کلماتم از بی "تو"یی
یتیم نشده اند
کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛

باش!
حتی همین قدر دور
حتی همین قدر دست نیافتنی....


چت اورداپ

reza 7 ٣٠ فروردين ٩۶

آنا الناز جان

الناز33 ٣٠ فروردين ٩۶

آنا67 ٣٠ فروردين ٩۶

reza 7 ٢٩ فروردين ٩۶

لیانا

لیانا1727 ٢٩ فروردين ٩۶

reza 7 ٢٩ فروردين ٩۶

اقا مسعود

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢۶ فروردين ٩۶
برای شادی روحم کمی غزل لطفا
دلم پر از غم و درد است، راه حل لطفا

همیشه کام مرا تلخ می کند دنیا
به قدر تلخی دنیای تان، عسل لطفا !

مرا به حال خودم ول کنید آدم ها
فقط برای کمی گریه لا اقل، لطفا

کسی میان شما عشق را نمی فهمد
ادا،دروغ بس است این همه دغل، لطفا

کجاست کوهکنی تا نشان دهد اصلا
به حرف نیست که عاشق شدن،عمل لطفا

"به زور آمده بودم، به اختیار مرا"
ببر به آخر دنیا از این محل لطفا

نمانده راه زیادی، کنار قبرستان
پیاده میشوم آقا... همین بغل، لطفا


چت اورداپ

reza 7 ٢٧ فروردين ٩۶

الناز جان

الناز33 ٢٧ فروردين ٩۶

شعر قشنگی بود ولی دور از جون

reza 7 ٢٧ فروردين ٩۶

واضحه ک فاطمه!!!؟؟؟بیخیال مهم نیته ادمه

فاطمه 1375 ٢٧ فروردين ٩۶

ولی نفهمیدم

رضا ر077 ٢٧ فروردين ٩۶

درود بر شما پاییز عزیز میبینی فاطمه جان وزنو؟؟شیرین 829 کیلو بار معنا داره لامذهب

فاطمه 1375 ٢٧ فروردين ٩۶

هعی متن خعیلی سنگین بوداااا

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٢٧ فروردين ٩۶
ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟
گفته بودم مردم اينجا بدند
ديدي آخر ساقه جانت شکست ؟
آن عزيزت عهدوپيمانت شکست؟
ديدي اي دل درجهان يک يار نيست؟
هيچکس در زندگي غمخوار نيست؟
آه ديدي سادگي جان داده است؟
جاي خود را گِل به سيمان داده است؟
ديدي آخر حرف من بيجا نبود؟
از براي عشق اينجا ، جا نبود؟
نوبهار عمر را ديدي چه شد؟
زندگي را هيچ فهميدي چه شد؟
ديدي اي دل دوستيها بي بهاست؟
کمترين چيزي که مي يابي وفاست؟
ديدی آن گلها همه پژمرده اند
رنگها در دود و سرما مرده اند
آري اي دل ! زنده بودن ساده نيست
بين آدمها يکي دلداده نيست
بايد اينجا از خود اي دل گم شوي
عاقبت همرنگ اين مردم شوي !!!


چت اورداپ

reza 7 ٢٧ فروردين ٩۶

سارا

sara34 ٢٧ فروردين ٩۶

رضا ر077 ٢٧ فروردين ٩۶

باران دقت کن اوناهاااا فاطمه

فاطمه 1375 ٢٧ فروردين ٩۶

عاقبت همرنگ این مردم شوی

باران099 ٢٧ فروردين ٩۶

ن ندیدم

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١۵ فروردين ٩۶
تا پیرهن یوسف گمگشته نباشد...
بینایی یعقوب و زلیخا شدنی نیست....
از قول من خسته به معشوقه بگویید....
جز عشق تو عشقی ب دلم جا شدنی نیست....


چت اورداپ

رضا ر077 ٢۵ فروردين ٩۶

بانو

banoo_18 ١٩ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١٣ فروردين ٩۶

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم
عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١٢ فروردين ٩۶
دلم از داغ نامردی نسیم سرد میخواهد....
میان قحطیه محرم دلی همدرد میخواهد....
مگر یادت نمی اید در اغاز محبت ها....
شبی گفتم دره گوشت رفاقت (مرد) میخواهد....


چت اورداپ


ولی....
پروانه صفت گرد جهان گردیدم.....
نامردم اگر مرد ب دوران دیدم.....
رضا ر077 ١٣ فروردين ٩۶

مریم فاطمه

فاطمه123 ١٣ فروردين ٩۶

گللللل

مریم چالوس ١٣ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١١ فروردين ٩۶

آرزویم فقط این است زمان برگردد
تیرهایی که رهاشد به کمان برگردد

سالها منتظر سوت قطارم که کسی
باسلام و گل سرخ و چمدان برگردد

من نوشتم که تورا دوست ندارم ای کاش
نامه ام گم بشود، نامه رسان برگردد

روی تنهایی دنیا اگر افتاده به من
باید امروز ورقهای جهان برگردد

پیرمردی به غزلهای من ایمان آورد
به سفررفت و قسم خورد جوان برگردد


چت اورداپ

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ١ فروردين ٩۶
مگسی را کشتم....
نه به این جرم ک حیوان پلیدیست بد است....
و نه چون نسبته سودش به ضرر یک به صد است....
طفل معصوم به دور سر من میچرخید....
به خیالش قندم،یا ک چون اغذیه ی محبوبش تا ب آن حد گندم....
مگس خوبی بود،ای دوصد نور ب قبرش بارد....
من به این جرم که از یاده ( تو ) بیرونم کرد،مگسک را کشتم!!


چت اورداپ

رضا ر077 ٩ فروردين ٩۶

ارش فاطمه جان

فاطمه123 ٩ فروردين ٩۶

گلللللللل

*ارش* ٩ فروردين ٩۶

عالیه این

رضا ر077 ۶ فروردين ٩۶

ارفین سینا بد اشتباهی کرد خووو

سینا4 ۶ فروردين ٩۶

مگس بیچاره

ارفین ۶ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٧ فروردين ٩۶
طبیبان بر سر بالین من آهسته میگویند:
که امشب تا سحر این عاشق دل خسته میمیرد.....
ز هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد.....
چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد.......


چت اورداپ

رضا ر077 ٩ فروردين ٩۶

کامی حرررف نداشت مرسی الناز جان لطف داری عزیز

الناز33 ٨ فروردين ٩۶

دور از جون

کامی سیتی ٨ فروردين ٩۶

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید

رضا ر077 ٨ فروردين ٩۶

حسینhossen ٨ فروردين ٩۶

رضا ر077 ٨ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ٧ فروردين ٩۶

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرد،

گرچه آدم زنده بود.



از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود.



بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ!

آدمیت برنگشت!



قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است

صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ابلهی است

صحبت از عیسی و موسی و محمد نا به جاست

قرن «موسی چمبه» هاست



من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست،

وندر این ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟



صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای! جنگل را بیابان می کنند

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند





صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

رضا ر077 ٨ فروردين ٩۶

حسینhossen ٨ فروردين ٩۶

رضا ر077 ٨ فروردين ٩۶

یاسمین003 ٨ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با reza 7
reza 7 از چهارمحال بختیاری ۶ فروردين ٩۶
پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید
من ک رفتم بنشینید و هوارم بزنید
باد هم آگهیه مرگ مرا خواهد برد
بنویسید ک بد بودم و جارم بزنید
من از آیین شما سیر شدم سیر شدم
پنجه در هرچه ک من واهمه دارم بزنید
دست هایم چقدر بود و ب دریا نرسید
خبر مرگ مرا طعنه ب یارم بزنید
ای کسانی ک به بی برگیه من میخندید....
مرد باشید بیایید و کنارم بزنید


چت اورداپ

رضا ر077 ٨ فروردين ٩۶

بانو

banoo_18 ٧ فروردين ٩۶

گل

رضا ر077 ۶ فروردين ٩۶

درود بر شما

پینار ۶ فروردين ٩۶

پنج ستاره!

رضا ر077 ۶ فروردين ٩۶

ارفین ۶ فروردين ٩۶

عضو چت اورداپ
reza 7
reza 7
چت اورداپ
دل کندن اگر حادثه ای آسان بود فرهاد بجای بیستون دل میکند.....
تاریخ عضویت: 29 اسفند 95
تولد: 26 شهريور
محل زندگی:
جنسیت:آقا، مجرد
تحصیلات:فنی و حرفه ای، مشغول به کار (تربیت بدنی)
عضو تأیید شده
reza 7
موزیک مورد علاقه reza 7


تشکر و قدردانی رسمی reza 7

تاکنون هیچ قدردانی به نام ایشان نشده

تصاویر ارسال شده reza 7