این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با مهدی ام بی 69
پای بابام ضربه خورده بود، مامان بزرگم

زردچوبه و تخم مرغ و کره حیوانی

و … گذاشته بود رو پاش رفته بودن پزشک

دکتره گفته بود

“سیب زمینی هم میذاشتین کوکو درست میکردین دیگه
shoioka20tb ١۴ ارديبهشت ٩٧

بنده خداااا

رایکا ١۴ ارديبهشت ٩٧

کوکو با طعم پای بابات

elena7 ١۴ ارديبهشت ٩٧

اه

میهمان 123 ١۴ ارديبهشت ٩٧

حالا مگه نیمرو چشه؟

ساناز بوشهر ١۴ ارديبهشت ٩٧

الناز33 ۶ فروردين ٩٧

ولی بهتر از دکترای امروزیه

عضو ارشد
چت کردن با مهدی ام بی 69
یه سری از دختر همسایمون خوشم

میومد،هرروز صبح می رفتم براشون

نون تازه میگرفتم ، بجا دختره باباش

عاشقم شده بود
علی شاهکار ١٨ فروردين ٩٧

ساناز بوشهر ١۵ فروردين ٩٧

اصل پدر باید اون اجازه بده مبارک

سلطان مسعود ١۵ فروردين ٩٧

تینا2020 ١۵ فروردين ٩٧

banoo_18 ١۵ فروردين ٩٧

جدااااااااااااا؟وای الهی ینی واقعا اینطوری ازدواج کردی خوشبخت باشین خدا پسرتون حفظ کنه

مهدی ام بی 69 ١۵ فروردين ٩٧

با دیدن قلوم حسین هر روز جوون تر میشم خدا ازم نگیرتش

عضو ارشد
ساناز بوشهر ١۵ فروردين ٩٧

مهدی چتروم شکست خورد بیا پاتوق بهتر تمپ

محمدرضاا ١۴ بهمن ٩۶

داداش این چتروم اگه خرابش کنه میری زیر اوار مهدی بیا پاتوق

aran16 ۵ دي ٩۶

باران 1384 ٢٧ مهر ٩۶

مظلوم دخترای بد بخت

yasna67 ٢۴ مهر ٩۶

nafas 6 ٢۴ مهر ٩۶

عضو ارشد
چت کردن با مهدی ام بی 69


چت اورداپ

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
ساناز بوشهر ١۵ فروردين ٩٧

بله عمو

مهدی ام بی 69 ٨ فروردين ٩٧

محمدرضاا ٧ فروردين ٩٧

ساناز

ساناز بوشهر ٧ فروردين ٩٧

نفس قیمت چجور منم میخام ولی جلبک تازه میخام این قدیمی شده

nafas 6 ٧ فروردين ٩٧

یه خمیر دندون اومدع بهه اسم مد رضا یزدی.. خیلی ارزونع میگن جلبک اصل اورداپع

نرگس23 ٧ فروردين ٩٧

یادم باشد......

عضو ارشد
چت کردن با مهدی ام بی 69
"لئوناردو داوینچی" موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد. او میبایست "خیر و نیکی" را به شکل "عیسی" و بدی را به شکل "یهودا" (که از یاران عیسی (ع) بود و هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند) تصویر میکرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا کند.

روزی در مراسم همسرائی ، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هائی برداشت.

سه سال گذشت. تابلوی "شام آخر" تقریبا تمام شده بود ، اما داوینچی برای "یهودا" هنوز مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال ، مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند ، داوینچی پس از مدتها جست وجو ، جوان شکسته ، ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت ! ازدستیارانش خواست تا اورا به کلیسا آورند ، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.

گدا را که نمی دانست چه خبر است به کلیسا آوردند. دستیارانش او را سرپا نگه داشتند و درهمان وضعیت داوینچی از خطوط بی تقوائی ، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند ، نسخه برداری کرد.

وقتی کار تمام شد ، گدا که دیگر مستی ازسرش پریده بود ؛ چشم هایش را باز کرد و نقاشی را پیش رویش دید و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت :

"من تابلو را قبلا دیده ام !!!"

داوینچی شگفت زده پرسید :

کجا ؟!

جوان ژنده پوش گفت :

"سه سال پیش ، قبل ازاینکه همه چیزم را از دست بدهم ، موقعی که در یک گروه همسرائی آواز میخواندم ، زندگی پراز رویائی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد که مدل نقاشی چهره "عیسی" شوم !"
عضو ارشد
رشته های دانشگاهی مرتبط

چت روم چهارمحال بختیاری