شبکه اجتماعی دانشجویان بازرگانی در خراسان رضوی

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با آپامه جان


چت اورداپ


صبح ها که بیدار میشی
مامان باباتو که می بینی یه لبخند بزن
اینا هیچ تقصیری ندارن که دیشب اون احمق اذیتت کرده
آلشیا ٨ مهر ٩٧

الناز33 ٨ مهر ٩٧

ساناز بوشهر ٨ مهر ٩٧

چشم ولی وقتی بابام میره کار من خوابم

عضو چت اورداپ
چت کردن با آپامه جان
آپامه جان از خراسان رضوی ٢١ مرداد ٩٧


چت اورداپ




همیشه یک دلیل هست
برای اینکه کسی را
غیر معمولی دوست بداریم...! مثلا لبخندش
مثلا چشم‌هایش
مثلا حرف‌هایش... ❤️ .
sara1377ak ۴ مهر ٩٧

باران1384 ۴ مهر ٩٧

الناز33 ١٧ شهريور ٩٧

غرق شدن طبیعتا همیشه در دریا نیست.. گاهی ساعت ها میشود؛ غرق در چشمانی شد و جان داد...!!

محمدرضاا ٢٣ مرداد ٩٧

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت بختیار اوست برما که تو را یار گرفت من اسیر خود واز عشق جهانی بیخود من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

الناز33 ٢١ مرداد ٩٧

شایدم ن لبخندشو دیده باشی.. ن چشماشو ..ن صداشو... ولی محبتی توی دلت نسبت بهش بوجود میاد بی دلیل.. همین باعث میشه غیر معمولی دوسش بداری

banoo_18 ٢١ مرداد ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با آپامه جان
آپامه جان از خراسان رضوی ١٢ خرداد ٩٧
دلتنگ من نباشین
آوای بهار ۴ مهر ٩٧

باشه آپامه اسمت شبیه پلو هست

باران1384 ۴ مهر ٩٧

پز نمیدماا ولی از وقتی ک بهت گفتم میخام برم کانادا و بورسیه شدم کمتر میای اینجاا یا شایدم سرت شلوغه ...خصوصیم مسدودم

آپامه جان ٢٠ مرداد ٩٧

عاوشقتم آوااااااا

آوای بهار ٢٠ مرداد ٩٧

نفرماااآباجی بذارآقامون قربونمون شه الهی بی من نفس نکشه نه گناه داره یکم بکشه

آپامه جان ٢٠ مرداد ٩٧

خودم فدای اوا. شما امر کن خانوممممممممممممم

آوای بهار ٢٠ مرداد ٩٧

پست جدیدبذارتوپروفایلت بودم اون گرگاروکه ندوس پست بذاراگه حوصلت شد

عضو چت اورداپ
چت کردن با آپامه جان
آپامه جان از خراسان رضوی ١١ شهريور ٩٧


چت اورداپ


می خواستم زن زندگی ات باشم...
زنی که پیشبند ببندد. سیب زمینی ها را سرخ کند.
زنی که دستش فقط در خانه ی تو بسوزد.
میخواستم زن زندگی ات باشم...
زنی که لنگه گوشواره اش را در خانه ی تو گم کند.
و صبح های زود ، بوی لاک قرمزش ،در خواب تو بپیچد.
میخواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش،صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد..
و با اینکه خسته است
برایت چای دم کند.
و وقتی پیراهن بی آستین می پوشد
حواسش باشد که پرده های خانه ات افتاده باشند.
می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم.و دو تایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک.
من
با تک تک سلول هایم ،
می خواستم زن زندگی ات باشم...
ولی افسوس لایق نبودی
sara1377ak ۴ مهر ٩٧

قشتگ بود و غمگین اخی

باران1384 ١٧ شهريور ٩٧

آوا خاهش میکنم نوش نگاهت!

سلطان مسعود ١٧ شهريور ٩٧

هر چه گوئی آخٖری دارد به غیر از حرف عشق«» کین هـمـه گفتند و آخـر نیست ایـن افسانه را

آوای بهار ١٧ شهريور ٩٧

افرین باران.پست خوب بیاربالا.من دسترسی ندارم ایندفعه

باران1384 ١٧ شهريور ٩٧

عالی !

banoo_18 ١١ شهريور ٩٧

..

عضو چت اورداپ
چت کردن با آپامه جان
آپامه جان از خراسان رضوی ٢٠ مرداد ٩٧


چت اورداپ


فکر صدا زدن تو
با نام خانوادگی من
دل ضعفه ایست که.....
خدا کند خوب نشود
آوای بهار ١٧ شهريور ٩٧

ایرانیاکه اینطور نیستن خارجیاااا اونطورن

سلطان مسعود ١٧ شهريور ٩٧

منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بیتو »به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو » رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده» که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو!

باران1384 ١٧ شهريور ٩٧

شیانا ٢٠ مرداد ٩٧

الهییی واقعا دل ضعفه خوبیهه

yeganam ٢٠ مرداد ٩٧

آوای بهار ٢٠ مرداد ٩٧

توایران زیادنیست این مورد...ولی کشورای دیگه شنیدم اجباره..دیگه زن فامیلیه شوهرشو برمیداره

عضو چت اورداپ