شبکه اجتماعی دانشجویان گرافیک در تهران

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با نیلوفر بهبودی
نیلوفر بهبودی از تهران ٩ اسفند ٩۵


چت اورداپ

ارفین ٩ اسفند ٩۵

اگه کشور تولدم دست خودم بود هیچ وقتت ایران رو انتخاب نمی کردم

7833 ٩ اسفند ٩۵

فک کنم اره...

چنار ٩ اسفند ٩۵

فضولی؟ خصوصی نه .خودم ساختمش

عضو ارشد
چت کردن با نیلوفر بهبودی
نیلوفر بهبودی از تهران ٩ اسفند ٩۵


چت اورداپ

هیلیا78 ٩ اسفند ٩۵

ی پوزخندمیزنم میگم هع لیاقت خودتونو خوب نشون دادین

reza rezaei ٩ اسفند ٩۵

یجوری هردوتاشون رو بزنم که دهنشون آسفالت خاکی شه

shenya ٩ اسفند ٩۵

خخخخخ میرم جلو ی چیییییییییییییییییییییییییییییییش اساسی واس دختره میرم ی تفم میکنم تو چش پسره...خخخ ///خدایی هیچی اون به من چه

آرزوو ٩ اسفند ٩۵

هیییچی.نگا میکنم میگم محکم بگیرش در نره

شهره 18 ٩ اسفند ٩۵

میخابونم تو گوش هردوشون بعدم میرم بستنی میخورم

سجادخان ٩ اسفند ٩۵

میرم جلو با کمال ادب بهشون تبریک هم میگم من عادت ندارم غذای دست خورده بخورم

عضو ارشد
چت کردن با نیلوفر بهبودی
نیلوفر بهبودی از تهران ٧ اسفند ٩۵
کاش می شدخاطره ها رامثل پنبه زد
کاش اصلا یک آدم هایی بودن
مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند
توی کوچه پس کوچه ها
سر ِظهرِ خلوت شهر
و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و داد می زدند:
آآآآآآآآآی خاطره می زنیم

بعد، تو صدایشان می کردی
می آمدند توی حیاط
لب حوضی
باغچه ای
جایی می نشستند و تو
بغل بغل خاطره می ریختی جلوی شان

خاطره ی نبود عزیزهایت
تنهایی هایت
گریه هایت
غصه خوردن هایت
خاطره ی رفتن دوست و آشنایت
همه را می ریختی جلوی خاطره زن
و او هی می زد و هی می زد ومی زد
آنقدر که
خاطره ها را تکه تکه می کرد
تکه تکه
آنقدر که پودرمی شدند
ریز می شدند توی هوا
مثل غبار
که باد بیاید برشان دارد و
با خود ببرد به هر کجا که می خواهد

بعد
تو یک لیوان چای خوشرنگ تازه دم
می آوردی برای خاطره زن
و می گفتی
نوش جان
سبک شدم
راحتم کردی ازدست اینهمه خاطره

وبعد،
ازخاطرات خوش مان
برای شبهای سردمان
رواندازی گرم میدوختیم
پر از امنیت
پر از آرامش

آهو26 ٧ اسفند ٩۵

گلشید ٧ اسفند ٩۵

عضو ارشد
چت کردن با نیلوفر بهبودی
نیلوفر بهبودی از تهران ٧ اسفند ٩۵
گلوی مرغ سحر را بریده اند
و
هنوز 
در این شط شفق
آواز سرخ او جاریست!

هوشنگ ابتهاج ...
گلشید ٧ اسفند ٩۵

محمدرضا یزد ٧ اسفند ٩۵

عضو ارشد
چت کردن با نیلوفر بهبودی
نیلوفر بهبودی از تهران ۵ اسفند ٩۵
ﺩﯾروز ﺭﻓﺘﻢ ﻋﺎﺑﺮ ﺑﺎﻧﮏ ﭘﻮﻝ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﺩﮐﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺯﺩﻡ ﻋﮑﺲ ﯾﻪ ﻗﺒﺮ ﺭﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﻋﺎﺑﺮ ﺑﺎﻧﮏ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩ!!!

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﯿﮕﻢ :
ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻭﺿﻌﯿﻪ!!! ﻋﮑﺲ ﻗﺒﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻋﺎﺑﺮ ﺑﺎﻧﮏ




ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻨﻈﻮﺭ عابر بانک اینه وقتی پول توحسابت نیست از سرقبرت بیارم...؟؟




عابربانکا چه فهمیده شدن...
عضو ارشد