شبکه اجتماعی دانشجویان نقشه کشی در تهران

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با امیدکیانی
امیدکیانی از تهران ١٩ آبان ٩٨
میخوام ازدواج کنم نه کیس مناسب هست نه رلی نه چیزی پس منصرف میشیم والا بخدا مگه تا حابل دیدی ماشین بدون چرخ راه بره
طوفانم دیروز

مهم نیس نسل ما محکوم به انقراضه البته امیدوارم

اکبر 123 دیروز

داداش میخای بکن میخای نکن اگر فکر اینی یکی پا بدی اینجا کلا بی بخار تر از این حرفان خودت رو خسته نکن

سمن بوشهر دیروز

خودت مناسبی ک کیس مناسب گیر نمیاد فقط پخش زنده درحال قلیان کشیدن هستی و نت ما رو تمام میکنی

امیدکیانی دیروز

حالا ازدواج کنم یا نه بالاخره حرف کدومتون رو گوش کنم

زهره 21 دیروز

با یلدا مخالفم

yaldaffffff دیروز

اصلا ازدواج نکن داری اشتبا میکنی

عضو چت اورداپ
چت کردن با امیدکیانی
امیدکیانی از تهران ٩ آبان ٩٨


چت اورداپ

خودت خودتو دوست داشته باش انتظار دوست داشته شدن از بقیه رو نداشته باش
امیدکیانی ١٨ آبان ٩٨

یاد بگیر سوگی مریم فهمید این عکس های خودمه میتونید ایدی بگیرید از طریق ویدئو چت باهم صحبت کنیم

karegar ١٨ آبان ٩٨

ببخشید ولی فکرکنم شما ی جا دیگ این عکس رو گذاشته بودین و گفته بودین ک شمایی؟! شایدن شبیه ن من مخم نکشیده : )

چت اورداپ

سوگند ١٨ آبان ٩٨

اره آکه

maryam.mir ١٨ آبان ٩٨

اهان خب خدا شکرمنم گفتم صفر و اکبند ک دست نخورده هس امید

سوگند ١٨ آبان ٩٨

چیز بدی رو نشونه نکردم مریم منظورم به دماغشه

maryam.mir ١٨ آبان ٩٨

سوگند چی عمل نکرده امید

عضو چت اورداپ
چت کردن با امیدکیانی
امیدکیانی از تهران ١۶ آبان ٩٨


چت اورداپ

به توان ازادی
امیدکیانی ١۶ آبان ٩٨

چرا باید عمل کنم سوگند خدا خودش عمل کرده

سوگند ١۶ آبان ٩٨

عملش کردی؟

امیدکیانی ١۶ آبان ٩٨

سحر

سحر1992 ١۶ آبان ٩٨

امیدکیانی ١۶ آبان ٩٨

مرسی مهسا

مهسا 29 ١۶ آبان ٩٨

خدا حفظت کنه

عضو چت اورداپ
چت کردن با امیدکیانی
امیدکیانی از تهران ١۴ آبان ٩٨
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.



آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:


عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.


ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.


حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم
امید کیانی
عضو چت اورداپ
چت کردن با امیدکیانی
امیدکیانی از تهران ١٠ آبان ٩٨
ما بریم یه لایو بزاریم فالوورا بیکار نمونن
امیدکیانی ١١ آبان ٩٨

مهسا چی بگم بهت اخه اره سمن تموم هم شد

سمن بوشهر ١٠ آبان ٩٨

گذاشتی ک

مهسا 29 ١٠ آبان ٩٨

بیچاره فالوئرها

سمن بوشهر ١٠ آبان ٩٨

S.m.n.daryaaa.عکس دریا روش بجا فالو کنید

امیدکیانی ١٠ آبان ٩٨

omid.kianipoor

سوگند ١٠ آبان ٩٨

عضو چت اورداپ