شبکه اجتماعی دانشجویان سینما در تهران

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با عشق داداش محمدش
باید دختر باشی تا ﺑﻔﻬﻤﯽ دلت برای غیرتی شدن برادرت غنج برود.
تیکه دار


چت اورداپ

اسرا1378 ١ اسفند ٩۵

من تک پرم بلادل خواهل ندالم

عشق داداش محمدش ١ اسفند ٩۵

لوسی ازاده

آزاده هستم ١ اسفند ٩۵

عاااااالی بود

لوسی ١ اسفند ٩۵

اوووف همه از راه نرسیده ، راه افتادن این قافله ی عمر عجب میگذرد ، پیر شدیم رف

عشق داداش محمدش ١ اسفند ٩۵

mohammad1944 ١ اسفند ٩۵

فدای تو بشم

عضو چت اورداپ
چت کردن با عشق داداش محمدش
ینی مردما
دوتا سگ میخواستن باهم ازدواج کنن اقاسگه میگه :
با من ازدواج میکنی ؟؟؟
سگ عروس میگه :
با اجازه پدرسگم ، مادرسگم ، دوبرادرتوله سگم بعععععععععله
اسرا1378 ١ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با عشق داداش محمدش
... سلام خدمت همه ی رمان نویسای محترم ...

آغا اصلا به ما ربطی نداره موقع لباس پوشیدن
شخصیت داستان کفش ال استار بپوشه
یا دمپایی برادران عباسی...
فقط زود تر بگین اخرش چی میشه..

باتچکر
عشق داداش محمدش ١ اسفند ٩۵

اسرا1378 ١ اسفند ٩۵

انقدر رمان خوندم دارم بالا میارم عشق داداش

نازنین زهرا74 ١ اسفند ٩۵

والا

اشکمهر ١ اسفند ٩۵

او رفت و شرت مارک کریستینش را پوشید و نگاهی به اینه انداخت و گفت به به چقدر راحت است ... اینا رمان نیستن

لوسی ١ اسفند ٩۵

چگذه اچنایی

عضو چت اورداپ
چت کردن با عشق داداش محمدش
دیشب ساعت ۲ ی شماره ناشناس بهم زنگ زد
من: بله؟
سلام منزل آقای پفک نمکی؟؟
من: بله بفرمایید!
ببخشید بروسلی خونه ست؟؟
من: بله خودم هستم بفرمایید
یهو قطع کرد....

خب برادر من بلد نیستی نکن!!!! :|
طنز
عشق داداش محمدش ١ اسفند ٩۵

داداشیم

mohammad1944 ١ اسفند ٩۵

فدات

اسرا1378 ١ اسفند ٩۵

avahasti ١ اسفند ٩۵

نازنین زهرا74 ١ اسفند ٩۵

عضو چت اورداپ
چت کردن با عشق داداش محمدش
پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :
خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد!
پسرک گفت، زیباست، چه کفش های قشنگی دارید !
زن لبخندی زد و با غرور گفت : بله، برادرم برایم خریده است، دوست داشتی جای من بودی ؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم …
"فاصله تفاوت دیدگاهها!"
عضو چت اورداپ