شبکه اجتماعی دانشجویان پزشکی در آذربایجان غربی

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با نسرین سلطان


چت اورداپ


............................................چقدر دوست داشتنی بودی.................................

......................................وقتی چهره رنجور و چشمان مهربانت.............................

...........................................در نگاهم خیره می‌شد...........................................
kasra96 ٢٧ شهريور ٩٧

I die for you and you are my best friend

لیلیوم ٢۵ شهريور ٩٧

حالا من ی بار رفتم مژه بکارم پلک بالا و پاینم با هم چسبید ب هم

من و تو 123 ٢۵ شهريور ٩٧

فاطمه123 ٢۴ شهريور ٩٧

آوای بهار ٢۴ شهريور ٩٧

مادربزرگ که فقط این را نمیگفت.مادربزرگ همیشه صلوات آخررش را بلندترمیفرستاد.مادربزرگ همیسه دلش شورمیزد.میگفتم اخر خان جونم مگر کیسه نمک به دلت ریخته ای؟میگفت دخترجان عمرت هزارساله بگذاربه سن من برسی میفهمی کیسه نمک یعنی چیه. خان جون نیستی درمیانه راه جای کیسه نمک راپیداکردم

نسرین سلطان ٢۴ شهريور ٩٧

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود

عضو چت اورداپ
چت کردن با نسرین سلطان


چت اورداپ


بهت نمیگم دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم.


بهت نمیگم هر چی بخوای بهت میدم چون همه چیز من تویی.

اگه یه روز چشات پر اشک شد دنبال شونه ای گشتی تا گریه کنی

صدام کن قول نمی دم اشکاتو پاک کنم منم باهات گریه میکنم.

اگه دنبال مجسمه سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی صدام کن قول میدم ساکت بمونم.

اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرت رو در اون دفن کنی صدام کن قلب من تنها خرابه وجود توست.

اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم بهم نگو کجایی فقط یه لحظه چشماتو

ببند و بهم فکر کن
فاطمه123 ٢۴ شهريور ٩٧

گل گل

desperado ٢۴ شهريور ٩٧

آوای بهار ٢۴ شهريور ٩٧

قول میدهم و تورا یاد و مرادوباره شدفراموش

عضو چت اورداپ
آوای بهار ٢۴ شهريور ٩٧

شعروشعور شعف و شاه بیت چشمانت...اشک شدو اینبار چکیدزبین دستانت...انارکه دیده ای چگونه سرخرنگ شداو....بسان همان بشو گونه های چشم او

نسرین سلطان ٢۴ شهريور ٩٧

کسری

kasra96 ٢٣ شهريور ٩٧

در چشمهایت جنگجویی مغول کمین کرده جرأت نمیکنم دوستت نداشته باشم

حمیدرضاخان ٢١ شهريور ٩٧

الناز33 ٢١ شهريور ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با نسرین سلطان


چت اورداپ


.............................................مخاطب خاص.....................................................
نسرین سلطان ٢۴ شهريور ٩٧

سلطان مسعود

سلطان مسعود ٢٣ شهريور ٩٧

» تا دوست، مرا ساده و دلداده ببیند »دل را به همین حالِ غریبانه ببین، عشق»! ای چشم غزلپرورِ آهو! نگران باش» با دلهره بوده است هر آیینه قرین، عشق» دلگرمیِ پایانِ همهٔ دلهرههایی» ای خوبترین، خوبترین، خوبترین: عشق!

نسرین سلطان ٢٣ شهريور ٩٧

ﺧﺴﺘﻪ، ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ، ﺑﯽ ﺷﮑﯿﺐ... ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﻦ ﺑﻌﺪﻫﺎ... ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

سلطان مسعود ٢٣ شهريور ٩٧

عیش این باغ به اندازهٔ یک تنگدل است »« کاش گل غنچه شود تا دل من بگشاید.

میهمان 123 ٢٣ شهريور ٩٧

الناز نوشته ی روی تصویر

سلطان مسعود ٢٣ شهريور ٩٧

شب با خیال اوست که خوابم نمی برد »«غلتی بزن زمانه! به پهلوی دیگرت..

عضو چت اورداپ
0afshin0 ٢٣ شهريور ٩٧

بنازم کسری

kasra96 ٢٣ شهريور ٩٧

گریه نکن که اشکات بد جور خرابم میکنه** راهیه چشمه های خشک وسرابم میکنه** دیدن بغض چشمات نمنمک ابم میکنه** غمی که توی نگاته ؛کم کمک آبم میکنه** اشکای ریزه ریزه که از چشات میریزه** قدر یه سینه ریزه؛بپا زمین نریزه** این دونه دونه اشکات خیلی واسم عزیزه** خدا کنه که چشمات بارون غم نباره** بجای اشک ستاره به قلب من بباره**

عضو چت اورداپ
رشته های دانشگاهی مرتبط

چت روم آذربایجان غربی