شبکه اجتماعی استان یزد

چت کردن با محمدرضاا
محمدرضاا از یزد ١١ مرداد ٩٩


چت اورداپ




تو همه، راز جهان
ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت

آیت ٣ ساعت قبل

*yasamin* ١١ مرداد ٩٩

هیچم اینطو نیسا گوفته باشم...من فخط دنبال یه اسم بودم برا امید ک پیداش کردم جلو ملا عام بغل نداریما میخاید شمارو هم ممنوع التصویر کنن

محمدرضاا ١١ مرداد ٩٩

امید عزیزم یاسمین میخاد رفاقت دیرینه من و تورو خراب کنه توجه نکن تو که از قدیم برا من امید زپوس بودی توجه نکن به بقیه بیا تو بغلم

*yasamin* ١١ مرداد ٩٩

امید زیپپپپپوسسس اخیش دلم خنک شد

زئووس0831 ١١ مرداد ٩٩

دسب

**yalda** ١١ مرداد ٩٩

چه قشنگ....

عضو ارشد
چت کردن با محمدرضاا
محمدرضاا از یزد ١۶ مرداد ٩٩
سلام


چت اورداپ



همه چی پر زد ....
ساقه طلایی ١٧ مرداد ٩٩

سلام چی پر زد

yaldaffffff ١٧ مرداد ٩٩

اون چیه پشت عکس؟

کوارک ١۶ مرداد ٩٩

چی شده محمد جون ؟

ava2016 ١۶ مرداد ٩٩

چی پر زد؟؟؟

eelka82 ١۶ مرداد ٩٩

عضو ارشد
چت کردن با محمدرضاا
محمدرضاا از یزد ١۴ مرداد ٩٩
سلام

امیدوارم حال اورداپیا خوب باشه ..
زندگی ادمها سرشار از خبر های خوب یا بد هست .. خبرهای خوب تو همین اورداپ خودتون مثل بابا شدن امید زپوس یا مادر شدن خانم گل و یلدا و خبرای خوب داداشمونreza p و دنیا خانم یا سلامتی عسل بانو ( راستی عسل بانو سلام همگی رسوند ) و خبر بد مثل رفتن خیلی از دوستانتون مثل علی شاهکار عزیز و چنار و فلفل و عابدی و......... .
ادامه پست مربوط به خودمه :
از وقتی یادم میاد از بچگی ، محرم و صفر که میومد 2ماه رو لباس مشکی برم بود و تو این مجلس و اون مجلس خدمت گزاری به عزادارا میکردم ... کوچیکتر که بودم گوشه ای می نشستم و قند پاتال میکردم و بزرگتر که شدم استکان های چایی عزادارا رو جمع میکردم .. که همه اینا بخاطر بابابزرگ خدابیامورزم بود که 80سال چای بریز امام حسین بود..
یادش بخیر : دهه اول محرم ، کنار مسجد جامع یزد مسجدی داریم بنام مسجد قول هو اللهی که ساعت 4 باید از خواب ناز بلند میشدم و میرفتم نانوایی تو کوچه مسجد جامع نون بگیرم و ببرم مسجد برا صبحونه عزادارا ..
چون بابابزرگم بزرگ محله بود و کلید دار حسینیه و مسجد و سردسته هیئت محلمون ، مسئول صوتی و حمل باند و بلندگو هم من و داداشام بودیم ..
محرم امسال میشه 3سال که نه مسئول باندم و نه چایی دست عزاداری دادم ..
همیشه فکر میکردم چون خدمت گزار عزادار حسینی هستم خیلی کارم درسته .. اما اینجور نبود ..
4سال پیش که بابابزرگم فوت کرد انگار من تموم شدم .. من 7روز هفته رو 6روز خونه بابابزرگم بودم و کلا همونجا میخابیدم..
بعد که مادرمو از دست دادم تازه فهمیدم چی شده و قشنگ یتیمی رو حس میکردم . سردرگم بودم و دست به هر انتخابی میزدم ( تو همه امور ) تا فراموش کنم ولی همه انتخابام اشتباه بود و ضربه بدتری میخوردم . اخرین تلاشمو امسال کردم و به نتیجه نرسید .
شدم یه موجود بی تفاوت و اروم نسبت به همه چی .. اخیرا داداش کوچیکمو از دست دادم اما بی تفاوت بودم - یه عمل انجام دادم با بی تفاوتی -
همه اینهارو گفتم تابگم که قراره هفته اینده اتفاقی بیفته که دوست دارم بدترین حالتش برام بیفته پس دعا کنید به چیزی که میخام برسم ..
هیچوقت مثل من نباشین و پیروز سربلند باشین
طوفانم ١۴ مرداد ٩٩

انشالله هر اتفاقی می افته در انتها رضایتت رو در بر داشته باشه در ضمن حالتو خوب درک میکنم بی تفاوتی به همه

setare00 ١۴ مرداد ٩٩

به امید اتفاقای خوب

yalda1374 ١۴ مرداد ٩٩

ممنون اقا محمد رضا امیدوارم به اونی ک میخوایین برسین من امسال مامان شدم و هدیه مو از خدا گرفتم الهی دل شما هم شاد باشه

tannaz19 ١۴ مرداد ٩٩

امیدوارم بهترین حالت ممکن براتون اتفاق بی افته .. عوض تمام تلخی های زندگیتون کلی اتفاق خوب براتون بی افته از حالا به بعد

سمن بوشهر ١۴ مرداد ٩٩

یلدا کیه مادر شده؟ مبارکه روحشون شاد یا اباعبدالله حسین

ناصر20 ١۴ مرداد ٩٩

از خدا میخام به آنچه ارزوی دلتون هست برسونه

عضو ارشد
چت کردن با yalda1374
yalda1374 از یزد ١٣ مرداد ٩٩
دلم تنگیده ‌‌‌‌‌...
دنیا000001 ١۴ مرداد ٩٩

منممممممممممم

پینار ١۴ مرداد ٩٩

gandomi ١٣ مرداد ٩٩

آخی ،خدا نکنه،چهرا؟

eelka82 ١٣ مرداد ٩٩

yalda1374 ١٣ مرداد ٩٩

amin333 ١٣ مرداد ٩٩

عضو چت اورداپ
چت کردن با yalda1374
yalda1374 از یزد ٢۵ تير ٩٩
پینار ١۴ مرداد ٩٩

عضو چت اورداپ
اعضای برتر استان یزد
چت روم های شهرهای یزد
دانشجویان فنی و حرفه ای یزد
دانشجویان علوم ریاضی و فنی یزد
دانشجویان علوم تجربی یزد
دانشجویان علوم انسانی یزد
دانشجویان هنر یزد
دانشجویان زبان های خارجی یزد