شبکه اجتماعی استان یزد

  چت کردن با رضا210
رضا210 از یزد ٢٠ اسفند ٩٧


چت اورداپ

کوارک ٢٣ ساعت قبل

علیرضا99 دیروز

سامان اندی ٢۵ اسفند ٩٧

هرجا هستی شاد

لیلیوم ٢۵ اسفند ٩٧

برامون عزیزی آقا رضای عزیز

maryam p r ٢۴ اسفند ٩٧

ارفین ٢١ اسفند ٩٧

میدونی ا من متن طولانی نمی خونم با متن طولانی میزاری

عضو ارشد
  چت کردن با رضا210
رضا210 از یزد ١٢ اسفند ٩٧

سلام بروبچ اورداپی
امشب میخوام یه بحث فلسفی و حکیمانه رو براتون باز کنم
به نظر شخصی من ، هرگز نباید هر چیز و هر کسی را بنا به رده و شخصیت پایینش یا نوع جایگاه اجتماعیش یا حتی بنا به تفکرات حیوانیش به تمسخر گرفت
اینو من نمیگم ، تجربه ثابت کرده
چون که زمین داره می چرخه و عزت و ذلت هرچیزی در دست خداست و بس

بزارین مبحث فعلی رو یکم بازتر کنم
یه عمری بود که ملت این مرزوبوم ، گوسفندهارو مسخره میکردن و با تیکه و کنایه براش جک می ساختن که گوسفند آرزوشه یبار جلو وانت بشینه
ولی خدا کاری کرد که الان گوسفندها رو با هواپیما از خارج وارد ایران می کنن
حالا وانت کجا و هواپیمایی که خیلی از این ملت هزینه سوار شدنش رو ندارن کجا ؟!!!

نتیجه این پست:
من دیگه سعی کرده ام کاری به چند عدد از گوسفندهایی که هراز گاهی تو این سایت در حال چریدن هستن ، نداشته باشم
سکوت ما ، معانی خاص خودش رو داره ، البته برای اهل فهمش ...
زهره 21 ١٣ اسفند ٩٧

جالب بود

maryam p r ١٣ اسفند ٩٧

یاسمین79 ١٣ اسفند ٩٧

جالب بود

maryam.mir ١٣ اسفند ٩٧

رضا چقد تو بحث فلسفی و حکیمانه بلدی نکنه دانشمند یا فیلسوفی

ارفین ١٢ اسفند ٩٧

داداش این بحث و خیلی بتز کردی نزدیک بود با کله بیفتم توش

دخترافغان ١٢ اسفند ٩٧

جملات آخرم ادامه داشت من جریان نیستم دلستانا نیستم ولی گاهی هم جواب ابلهان خامشی است

عضو ارشد
  چت کردن با رضا210
رضا210 از یزد ١٧ اسفند ٩٧

یه روز وقتی با مشغله های ذهنی خودش در حال تردد از یه خیابون بود
ناگهان صدای یه نفر اونو به خودش آورد
وقتی توجه کرد ، دید که یه سربازی داره صداش میزنه
اون سربازه ، که بدجور خماری بهش فشار آورده بوده بهش گفت
آقا شما سیگار دارین؟
می شه یه نخ بهم بدین؟
اما خب ایشون سیگاری نبود
از طرفی بنا به ذات قشنگش ، دوس نداشت روی اون سرباز رو زمین بندازه
رفت اولین مغازه ای که تو مسیرش بود یه چند نخ سیگار با یه فندک براش گرفت
و برگشت و اون سرباز رو صدا کرد
گفت بیا عزیز ، اینا برا تو
به همین سادگی برق شوق و لذت رو تو چشمای اون سرباز جاری کرد
شاید این کار خیلی کوچیک بوده باشه
ولی مهم نوع نگاه طرف به آدمیان اطرافشه

حالا کی میدونه اون طرف کی بوده؟
کوارک ٢٠ اسفند ٩٧

رضا210 یکی از بهترینهای اورداپه هر چی بیشتر بشناسیش بیشتر جذبش میشی

ارفین ١٩ اسفند ٩٧

اون دکتر آرفین بوده

mahsa77 ١٩ اسفند ٩٧

مهم نوع نگاه طرف به ادمیان اطرافشه.....

sahariii ١٩ اسفند ٩٧

نکنه خودت بودی؟

tatal ١٩ اسفند ٩٧

از تو معتاد خوبی در میاد دنیا

لیدا30 ١٩ اسفند ٩٧

من میدونم یکی بوده

عضو ارشد
چت کردن با yalda1374
yalda1374 از یزد ٢۴ اسفند ٩٧
تدی عزیزم


چت اورداپ

محسن 123 ٢۴ اسفند ٩٧

قشنگه . مخصوصا اگر حرف بزنه

reza _ 13 ٢۴ اسفند ٩٧

نیم رخ بگیر، ایجوری فقد نوک خالیه که ...

ساقه طلایی ٢۴ اسفند ٩٧

چه بانمک

عضو چت اورداپ
چت کردن با yalda1374
yalda1374 از یزد ٢١ اسفند ٩٧
؟
کسی چه میداند؛
شاید همزمان
که بلند بلند میخندیم
و از گوشه ی چشم هایمان
یکی دو قطره اشک
که جاری نشده خشک می شود؛
یکی از درونمان دارد
بیصدا گریه می کند
من !
به اشک شوق آدم ها مشکوکم!
.


چت اورداپ

ارفین ٢١ اسفند ٩٧

چه لبانی چه گونه هایی چه چسمانی چه موهایی به به چه نگاهیی

سوگند ٢١ اسفند ٩٧

چه عکسی

محسن 123 ٢١ اسفند ٩٧

هم متن و هم عکس عالیه

عضو چت اورداپ
اعضای برتر استان یزد
چت روم های شهرهای یزد
دانشجویان فنی و حرفه ای یزد
دانشجویان علوم ریاضی و فنی یزد
دانشجویان علوم تجربی یزد
دانشجویان علوم انسانی یزد
دانشجویان هنر یزد
دانشجویان زبان های خارجی یزد