لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 

شبکه اجتماعی استان گلستان

چت کردن با سرنوشت بد نوشت
مهم نیست چـــقدر بالایی
مهـــم اینه که اون بالا “لاشـــخوری” یا “عقــــــــاب” … !
آزاده هستم ٢ ساعت قبل

همه ی موارد غلط میباشد خخخخ عاغا ای ام دپرررس

omid1408 ٢ ساعت قبل

آدمم.ببخشی عذر میخوام اینجا باغ وحشه مگه

مریم چالوس ٢ ساعت قبل

خواهش میکنم عزیزم

اسم فامیل ٣ ساعت قبل

سرنوشت بد نوشت ۵ ساعت قبل

ممنونممم مریم گلی

مریم چالوس دیروز

عضو چت اورداپ
چت کردن با sahariii
sahariii از گلستان دیروز

همگی سلام......الناز جون منم همینطور ... منم دلتنگت شدم چشم اینم اون آهنگی ک میخاستی
sahariii ٧ ساعت قبل

پینار بانو آیت سارا یاسی مهدیس [sm057 النازیمممممممم ]

الناز33 ٢١ ساعت قبل

دلم میخاست پس از اون خواب شیرین.. دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد.. میون قلب متروکم نشونی.. دیگه از خاطره پیدا نمی شد صدام غمگینه از بس گریه کردم... ازم هیچ اسم و هیچ اوازه ای نیست.. نمی پرسه کسی "هی در چه حالی؟؟" خبر از عاشقای تازه ای نیست

مهدیس 20 ٢٢ ساعت قبل

سارا77 ٢٢ ساعت قبل

یاسی م ٢٢ ساعت قبل

ممنون، خوب بود

آیت ٢٢ ساعت قبل

سلام

عضو ارشد
چت کردن با حبیب الله
حبیب الله از گلستان ١ بهمن ٩۵


چت اورداپ



چت اورداپ



چت اورداپ


فصل درختکاری اغاز شده .
حبیب الله ٢٠ ساعت قبل

نا خبریه نیه بوررر چاکر حاج ایت چطوری تو

آیت دیروز

به به

reza_netboy دیروز

حبیب داداچ چیزی شده؟؟؟ زنگ بزنم محمود بیاد

مهدیس 20 ١ بهمن ٩۵

حبیب توداری زیر اب خفه میشی ما چرا خودمونو میکشیم

ma00089 ١ بهمن ٩۵

نه اول تو بعد خودمون

مهدیس 20 ١ بهمن ٩۵

پیروزو معید باشید تمام

عضو چت اورداپ
چت کردن با سارا77
سارا77 از گلستان دیروز


چت اورداپ


ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام

"تو" قهوه می خوری و "من" از فکر تو نمی برد خوابم..
ستایش258 ٢٣ ساعت قبل

سارا77 دیروز

پرنیا

parnya دیروز

سارا77 دیروز

" ساعت ، آیینه و هوا به تو معتادند"الناز

الناز33 دیروز

وقتی تو نیستی شادی کلام نامفهومی ست و دوستت میدارم رازی ست که در میان حنجره ام دق میکند و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟ اینجا که ساعت ، آیینه و هوا به تو معتادند

سارا77 دیروز

یاسی

عضو چت اورداپ
چت کردن با سرنوشت بد نوشت
جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟
یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!
یارو گفت یه کاری برات دارم،
حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.
یارو گفت :
ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون
تو قفس تا میمون برامون بیاد!
چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،
پسره توی قفس پشتک وارو میزد
از میله ها بالا پائین میرفت.
جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!
داد زد کمکککککککک
شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،
آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!
مریم چالوس دیروز

سرنوشت بد نوشت دیروز

ممنون داداش

علیییی دیروز

خخخخخخخخخ خخخا اورین

عضو چت اورداپ
اعضای برتر استان گلستان
چت روم های شهرهای گلستان
دانشجویان فنی و حرفه ای گلستان
دانشجویان علوم ریاضی و فنی گلستان
دانشجویان علوم تجربی گلستان
دانشجویان علوم انسانی گلستان
دانشجویان هنر گلستان
دانشجویان زبان های خارجی گلستان