شبکه اجتماعی دانشجویان هنرهای تجسمی

متخصصان، مهندسان و کارشناسان >>رشته هنرهای تجسمی

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آخرین کتابی که خوندید چی بوده؟؟

من خودم اخریش کتاب #همسایه ها بوده از #اغحمد_محمود . کل کتاب رو توی ماشین خوندم ( توفاصله ی رفتن از خوزستان به شیراز) و واقعا کتاب فوق العاده ای بود. حتما پیشنهاد میکنم بخونید.
نگار75 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آخرین کتابی که خوندم بیشعوری بودش

لیلیوم ٢٣ ارديبهشت ٩٨

آره کتاب باید جذاب باشه ک نتونی پایین بذاری من همه کتابام بغلی ان بس ک پایین نمیذارمشون

سوگند ٢٣ ارديبهشت ٩٨

فضای داستانش سنگینه و نفس گیر برای همین نصفه رها کردن....یه جوری نیست که بگی خب بعدش چی میشه...حس کنجکاوی به ادم دست نمیده

لیلیوم ٢٣ ارديبهشت ٩٨

سوگتد جون این کتابی ک شما خوندی هم من خیلی شنیدم نصفه رهاش کردن خودم نخوندم ولی خب خوندن کتاب ب حال روحی ت خیلی بستگی داره

سوگند ٢٣ ارديبهشت ٩٨

شوهر اهو خانم..از رو کنجکاوی خوندم همیشه تو کتاب درسیا اسم نویسندش بود....ولی خوشمنیومد

آسنات76 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

Love types...

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ



‎پدرم دارد سیگار می پیچد.
چه دستهای بزرگی دارد!
اِنگار اَولین دفعه است که میبینم دستهای پدرم اینقدر بزرگ و خشن و پینه دار است؛

میرَوم تو اتاق پدرم مینشینم و پردهء دَرمیانه را می‌اَندازم.
اِبراهیم و جمیله مینشینند روبرویم. نوشتهء همهء کاغذها مثل هم است.. چیزهایی است که اصلاً سَردَر نمیآورم. جانم بالا میآید تا یک کلمه را هجی کنم و تازه وقتی خواندمش، معنی اش را نمیفهمم. مثلاً نمیدانم این استعمارگر خونخوار چه جور جانوری است که فقط خون میخورد و اِشتهاش هم سیری ناپذیر است! لابُد بی‌جهت اِسم اِستعمارگر را خونخوار نگذاشته‌اند. باید دلیلی داشته باشد
ابراهیم می گوید:
_تا نباشد چیزکی مردم نگوین چیزها.

از این جانور، بفهمی نفهمی چیزکی دستگیرم می شود. مثلاً فهمیده‌ام که گاهی به جای خون، نفت هم میخورد و اینست که بعضی جاها ، تو کاغذها ، به جای خونخوار ، نفت خوار هم نوشته شده.
ابراهیم مژه های نموکش را به هم میزند و میگوید:
_ نفت بخوره که بهتره تا خون بخوره.
و عقیده دارد اگر این جانور هوس خون آدم بکند، بدجوری می شود؛

میروم به طرف اَمان آقا ، به قصد اینکه یک جوری حرفم را بزنم. قهوه‌خانه رو دلم سنگینی می کند.
یکهو به یاد شفق می‌اُفتم.
_ خالد ، همیشه یادت باشه که اگه آدمهای تهیدست کمک همدیگه نکنن نابود میشن.
نگاه شفق به آدم مهلت نمی دهد که به حرفش شک و تردید کند.
_تو همیشه باید به فکر اونا باشی که دردشون درد خودته. آدم اول باید با خودش مبارزه کنه. آدم باید اول خودشو اصلاح کنه ، اونوخ مدعی اصلاح جامعه بشه.

از کتاب : #همسایه_ها
#احمد_محمود
من و تو 123 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ٢٣ ارديبهشت ٩٨
هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است ...
ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!
.
یاسمین79 ٢٣ ارديبهشت ٩٨

اوهوم...موافقم...لایک

**پسرکوهستان** ٢٣ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١١ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ


گفت: " من با #زن جماعت دهن به دهن نمیشم، برو به شوهرت، پسرت یا یه #مرد بگو بیاد! "
سینه ام را دادم جلو و گفتم: " نه #شوهر دارم نه #پسر ،
به خودم بگو ببینم چی می خوای بگی! "
دو قدم رفت عقب، پوزخند زد و گفت: " برو بابا، اصلا این خبرا نیست که زنا بتونن واسه مردا شاخ شونه بکشن" و باز چند قدم رفت عقب.
رفتم توی شکمش! " نه آقا جون اتفاقن برعکسش، دوره ای که مردا واسه زنا شاخ شونه می کشیدن گذشته "
گفت: " تو خیلی بی حیایی! "
گفتم: " خیلی، اما تو رو می شونم سر جات! "
مرد همسایه دُمش را گذاشت روی کولش و ماشینش را از در پارکینگ برداشت و رفت.
رفت ولی هنوز توی سرم این حرف ها چرخ می خورد.
چقدر شبیه آن راننده تاکسی بود که گفت: " زنی، نمیشه چیزی بهت گفت "
و من گفته بودم: " بگو ببینم چی می خوای بگی! "
و منتظر و آماده بودم که بگوید و نگفته بود... اصولا من سراغ دعوا نمیروم اما از این که در حین زدن حرفم و گرفتن حقم مجادله لفظی برسد به دعوا ترسی ندارم اما تفکری وسط دعوا می خواهد به من بقبولاند که من زنم و قد این حرف ها نیستم!
دارم فکر می کنم به معنی " جرات " که تفکر #زن_ستیز دارایی مسلمش می داند اما در مواجهه با جنس دوم! برای ابرازش نه لزومی می بیند نه میل و رغبتی.
اما واقعیت این است که تفکر زن ستیز، زنی که توی شکمش میرود را تاب نمی آورد.
حدی ست از خط خارج شده که فقط با انگِ بی‌حیایی می شود دوباره سر به راهش کرد و این فکر پوسیده را بقا بخشید که زن باید نجیب باشد، داد و قال راه نیندازد و در مقابل هر حرف زوری پا پس بکشد!
و این اصطلاحِ با زن جماعت طرف نشدن هم چماق مِنَتی است بر سر زن برای حفظ حرمتش اما در واقع تحقیر آشکار یک جنسیت است.
تفکر زن ستیز در جامعه ای با ادعای تساوی حقوق زن و مرد، با وجود قرار گرفتن #زنان در پُست های مهم شغلی و اجتماعی؛ همچنان در لایه های زیرین جامعه توی ذوق میزند.
و من فکر می کنم برای تغییر ریشه ای این تفکر در آینده‌ی جامعه، باید از حالا به فکر کودکانی باشیم که ورای جنسیت بزرگ شوند به دست والدینی که خود تفکر جنسیتی ندارند.
.
#پریسا_زابلی_پور
romeo ١۵ ارديبهشت ٩٨

دکتر567 ١١ ارديبهشت ٩٨

دنیا000001 ١١ ارديبهشت ٩٨

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

آسنات18 ١١ ارديبهشت ٩٨

اولین حربه ی زن هاست نفس های عمیق بعد از آن مات شدن مثل وقارِ تندیس بعدش آرام شدن حرف شدن بغض شدن آخرین حربه ی زن هاست دو تا گونهی خیس!!

من و تو 123 ١١ ارديبهشت ٩٨

عضو چت اورداپ
چت کردن با ماه کوچولو
ماه کوچولو از خوزستان ١١ ارديبهشت ٩٨


چت اورداپ


کس مشهورِ کودک و لاشخوری که منتظر مرگ او ست، در سودان. این عکس برنده جایزه پولیتزر شد. عکاس جوانش (که کودک را پس از عکاسی رها کرد) کمی بعد بر اثر افسردگی، خودکشی کرد.
.
سنت پترزبورگ تایمز در فلوریدا دربارهٔ کارتر گفت: او مردی است که لنز دوربین خود را به دقّت تنظیم کرد تا یک تصویر واقعی از درد و رنج کودک را ثبت کند، و از این روی او، به خوبی یک شکارچی یا صیّاد لحظه‌ها عمل کرد، امّا حقیقت این است که او لاشخور دیگری است که در صحنه حضور دارد!
.
عکس از کوین کارتر
Photo by Kevin Carter, 1994
آسنات18 ١١ ارديبهشت ٩٨

ماه کوچولو ١١ ارديبهشت ٩٨

قره داغ ١١ ارديبهشت ٩٨

چه بی رحم بوده خدا لعنتش کنه خیلی ناراحت شدم

عضو چت اورداپ