شبکه اجتماعی دانشجویان نقشه کشی معماری

متخصصان، مهندسان و کارشناسان >>رشته نقشه کشی معماری

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با sasan akbari
sasan akbari از اصفهان دیروز
یه آدم منتظر و نور کم و یه تلگرام

یه گوشه دنج اتاق نشسته

یه آسمون ابریو یه پنجره که بسته نیست

یه دفتر خط خطی و جوهر سرخ خودنویس

یه کادو وا نشده یه قصه دراماتیک

یه صندوق آرزوی کال یه آلبوم عکس کوچیک

مخمل آواز بنان یه خسته از بازی عشق

روز و شبای مثل هم یه مرد ناراضی عشق

یه دسته گل که خشک شده کتاب حافظ روی میز

یه دنیا یادگاری که دیگه نه خوبه نه عزیز

یه عاشق اهل وفا یه فیلم تلخ مستند

از اون همه روزای خوب از این همه روزای بد

شمعی که اشکی نداره فنجون قهوه سرد سرد

فالی که توش نمیشه دید چیزی به جز درده یه مرد

یه قاب عکس خالی و یه بوم خیس نقاشی

چشمایی که بی سر صدا اتاقو کرده آب پاشی

عشقی که پر کشیدهو فرصتی که هدر شده

تنهایی اومده مث مهمون خیلی سرزده

باوری که نمیشه داشت روزایی که نمیشه دید

گاهی چه زود عوض میشه نقش سیاه جای سفید

یه اتفاق ساده و حکم عجیب روزگار

حالا حالا با رفتنش نمیتونه بیاد کنار

روزنامه جدید صبح یه عالمه عکسو خبر

واسش چه فرقی میکنه قراره کی بره سفر

واسش چه فرقی میکنه وقتی که اون رفتهو نیست

نگاه به آینه میکنه با چشمای خستهو خیس

یه آینه که راست میگهو عطر خوشی که هست

هنوز تحملش با بوی عطر کم میشه میره روز به روز

یه دوربین عکاسیو خاکای رو مجسمه

جوابی که قایم شده پشت سوالای همه

شکیلای اون که دیگه رفته یه جای خیلی دور

چشماشو اذیت میکنن چشمک زرد آباژور

سنگینی میکنه چقد زنجیر دور گردنش

صبرش دیگه تموم شده نمونده جونی تو تنش

یه شکلات نصفه و یه هدیه از چند روز پیش

چشاش دوتا کاسه خون دلش یه آسمون آتیش

لیلی و مجنونا کجان … گمن توی این همه دود

از زندگی مونده فقط یکی بود و هیشکی نبود

انگشتر رنگ وفا آرامشی که دیگه نیست

موهای آشفته تو باد نوازشی که دیگه نیست

لیلی و مجنونا کجان گمن توی این همه دود

آخر قصه باز اینه یکی بود و یکی نبود

باز آخر قصه پسرک یکی بود و یکی نبود
عضو چت اورداپ
چت کردن با sasan akbari
sasan akbari از اصفهان ٢۶ بهمن ٩٧
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

اره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت دلم واست تنگ شده بود اینو باید برات نوشت

حاله منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

دلم پر از غمه از غصه هام هرچی بگم جونه خودت باز کمه

امشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا من پیشت فرس

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم به اخر خط رسیدم

رفتیو من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمته تو سفر شدو قسمته من آوارگی

نمیدونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات ، حرف زدنات ، خنده هات

روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی

بیشتر از این منو نزار تو غصهو دل واپسی

یه وقت منو گم نکنی تو دود اون شهر غریب

یه سرزمین غربته با صد نیرنگو فریب

فدای تو شبا بی خوابی خستت نکنه

غمه غریبی عزیزم زجرو شکستت نکنه

چادر شبه لطفیتو از روت شبا پس نزنی

تنگه بلور قلبتو یه وقت ناقافل نشکنی

منم تورو سپردمت دسته خدای مهربون

راستی دیروز منو خیالت تر شدیم رفتیم

تو قلبه آسمون باهم هم سفر شدیم

زخمه دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

غصه نخور تا تو بیای حاله منم اینجوریه

سرفه های مکررم ماله هوایه دودیه

گلدونه شمعدونیم عجیب واسط دل واپسه

مثل یه بار اوله که میره مدرسه

تو از خودت برام بگو

بدونه من خوش میگذره

دلت میخواد میومدم

یا تنها رفتی بهتره

از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون

همش یه چشمم به دره چشمه دیگه ام بازه

یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره

داد کشیدم تورو خدا نامه بده یادت نره

یادت میاد خندیدیو گفتی حالا بزار برم

تو رفتیو من تا حالا کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی

فانوسه آرزو هامو داری خاموش میکنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست

با اینکه من خوب میدونم جوابه نامه با خداست

حرفای نازنینت با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دایم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم

داغه دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دله بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشا من هیچوقت نگیر

حرفه منو به دل نگیر همش ماله غریبه ای

تو رفتی من غریب شدم چه دنیایه عجیبیه

زود تر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه

دیوار خونمون پر از سایه غصهو غمه

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

مگه نگفتم همه جا ماله منی تا همیشه

دلم واست شور میزنه این دلو بی خبر نزار

تورو خدا با خوبی هات رو هیچ دلی اثر نزار

فک نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم

به جونه تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحه اش غصه چند تا دردهو چند تا عذاب

میگم شبا ستاره هات تا میتونن دعات کنن

نورشون رو بدرقه پاکی خنده هات کنن

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل میزاره

سجاد همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل میزاره
زهره 21 ٢۶ بهمن ٩٧

فریاد زدم یا تو بیا یا من پیشت فرس >>فرس؟؟ یکی مونده به آخر >>سجاد؟؟ خودت شعرو گفتی

عضو چت اورداپ
چت کردن با sasan akbari
sasan akbari از اصفهان ٢ بهمن ٩٧

آسنات18 ٢ بهمن ٩٧

این سریالای ترکیه ای چیه اخه همش بیناموسیه

عضو چت اورداپ
چت کردن با sasan akbari
sasan akbari از اصفهان ٢۴ دي ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با sasan akbari
sasan akbari از اصفهان ٢۴ دي ٩٧

sasan akbari ٢۴ دي ٩٧

آره دیدم

یاسمین79 ٢۴ دي ٩٧

دنیا ببین چشمای گریونمو....

خزان بوشهر ٢۴ دي ٩٧

گللللللللللللللل

عضو چت اورداپ