شبکه اجتماعی دانشجویان نقاشی

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با sayna78
sayna78 از گیلان ٩ ساعت قبل


چت اورداپ

لیانا1727 ٩ ساعت قبل

عضو چت اورداپ
چت کردن با sayna78
sayna78 از گیلان دیروز
مرگ انســـان زمـانیســت که نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن . .
نه هر چشم بسته ای، خواب است؛ و نه هر چشم بازی، بینا . . .
جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد .کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــتـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت . . .
sayna78 دیروز

اوا...رضا جان

reza 7 دیروز

آوااااای بهار دیروز

تاوقتی هستی پس زنده ای و فرصت داده بهت خدا

عضو چت اورداپ
چت کردن با sayna78
sayna78 از گیلان دیروز
مگر فعل ماضی مربوط به گذشته نبود توی مضارعمان چه میکند؟توی آیندمان چرا بیهوده پرسه میزند؟
خانم اجازه؟ شما که همه چیز را میدانید این را نمیدانید؟ گذشته دستش به گریبانمان چه میکند.بدجوری سیریشمان شده..همه چیزمان را هی برمیدارد.حال خوبمان را، دل خوشی هایمان را،روزهایمان را...خانم زورمان نمیرسد جلویش را بگیریم.زورش را ندارید؟
خانم اجازه؟
رنگ دریا آبی بود آسمان آبی بود چرا آبی قبل تر ها آبی تر بود؟ آلوده تر شده اند؟ یعنی رنگ دریاها ،ابی آسمان ها به قبلا آدم ها ربطی ندارد؟ گذشته رنگش را برنداشته است؟ خانم دریا پیش شما شکایت نکرده است؟ آسمان از رنگش راضی است؟یعنی پرنده ها قبلا قشنگ تر نمیخواندند؟ صبح ها صدایشان سرمان را میبرد آسمان هفتم؟ گذشته... آهان!نوع منقارشان؟ میشود حتما..شما میگویید میشود..
اینکه شب ها خوابمان نمیبرد؟..ببرد هم درست نمیبرد ؟...ظهر ها؟ظهرها نمیخوابیم..قهوه؟ دیگر مثل قبلا ها نمیخوریم راستش قهوه ها هم قبلا قهوه تر بودند...آزمایش هم داده ایم ..تیروئید میروئیدمان حالشان خوب است...چشمانمان را ببندیم و گوسفند بشماریم؟..کدام گوسفندها را آن ها که در چراگاه میچرند؟ یا همین گوسفند های اطراف؟ نه خانم اجازه نمیبرد..با این حرف ها خوابمان نمیبرد..
خانم اجازه جدیدا لالمان هم کرده است..لال شده ایم حرف میاید تا دمِ دم گلویمان بیرون نمی آید خودش را میچپاند توی انگشتانمان توی بغل خودکار نمیرود که بدهیمیش دست کاغذ..لج میکند..لج میکند!
دست گذشته ها گیر کرده ایم خانم..مجبورمان میکند بنشینیم آهنگ های قدیمیمان را پلی کنیم فرو رویم و فرو رویم .. این یکی مال کی بود؟ آهان! فلان روز! غرق شویم در فلان روز.زار زار گریه کنیم...زار زار..گذشته خودش را چسبانده به آهنگ ها..به عکس ها...گذشته عجب خاصیت چسبندگی خوبی دارد..یک بار پرسیدیم از چه نوع چسبی استفاده میکنید گذشته جان؟ بده بچسبانیم ناخن هایمان که توی مهمانی هردقه ولو نشوند...جوابمان را نداد.. خانم اجازه؟اصلاسیریش شده که شده قبول ولی گاهی بهانه میگیرد..بچه می شود از بغلمان پایین نمی آید..کتاب میخوانیم پایین نمی آید..درس بخوانیم؟مگر میگذارد درس بخوانیم؟ نقاشی میکشیم پایین نمی آید ..تنهایی میزنیم به خیابان بگذاریمش یواشکی سر راه راه را یاد میگیرد و بر میگردد...
خانم اجازه؟ گوشتان را جلو بیاورید؟بین خودمان بماند یک بار سپردیم بکشنش جنازه اش را برایمان بفرستند نشد! زورش بیشتر از این حرف ها بود .تفنگ را گرفت دستش و متواری شد..هر از گاهی شبی نصفه شبی می آید سراغمان که...خانم..میخواستم که.. تفنگ اضافی توی دست و بالتان ندارید؟؟
از جنس احساس دیروز

ساینا فعل ذهب رو در باب تفعیل در زمان ماضی صرف کن ببینم

sayna78 دیروز

مرسی

storm دیروز

nafas 6 دیروز

عضو چت اورداپ
چت کردن با sayna78
sayna78 از گیلان دیروز


چت اورداپ

عاشق هردوشونم
آتیه دیروز

عضو چت اورداپ
چت کردن با sayna78
sayna78 از گیلان دیروز


چت اورداپ

هستی 088 دیروز

nafas 6 دیروز

عضو چت اورداپ