شبکه اجتماعی دانشجویان مددکاری

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با کیمیا ا
کیمیا ا از بوشهر ٢۶ فروردين ٩٧
ممنـوعـه یِ مـن
جـانِ منی میدانـی؟

من وعشق ودل دیوانه
بساطی داریم
عقل هی فلسفه می بافد
و ما میخندیم ...


چت اورداپ


تقدیم به عشقم
عضو چت اورداپ
چت کردن با کیمیا ا
کیمیا ا از بوشهر ٧ مهر ٩۶


چت اورداپ

حضورت درقلبم مثل نفس کشیدن است:آرام،بیصدا اما همیشگی
کامی سیتی ٢۶ فروردين ٩٧

من طوفان به پا کرده

آقا مجتبی123 ٢۴ فروردين ٩٧

الناز33 ٢١ فروردين ٩٧

چت اورداپ

دنیا متعلق به آدمایی هست که صبح ها با یک عالمه آرزوهای قشنگ بیدار میشن امروز از آن توست پس با اراده ت معجزه کن

فردین_ستاره ٣ فروردين ٩٧

کله تهیانی چند ٣ فروردين ٩٧

nafas 6 ٢٧ اسفند ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با کیمیا ا
کیمیا ا از بوشهر ٣ فروردين ٩٧
کله تهیانی چند ٣ فروردين ٩٧

چی شده

محسن 123 ٣ فروردين ٩٧

فردین_ستاره ٣ فروردين ٩٧

آخی نکنه تو هم شکست عشقی خوردی؟

الناز33 ٣ فروردين ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با کیمیا ا
کیمیا ا از بوشهر ٢۶ اسفند ٩۶


چت اورداپ

nafas 6 ٢٧ اسفند ٩۶

salam ٢۶ اسفند ٩۶

این سین دیگه نوبرانه باید باشه خدایی

سلطان مسعود ٢۶ اسفند ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با کیمیا ا
کیمیا ا از بوشهر ١ اسفند ٩۶
سلام
همه چی داشت خوب پیش میرفت
خانواده هامون در جریان بودن
منتظر بودیم کارش ردیف شه ازدواج کنیم
ی هفته ای میشد از اداره باهاش تماس گرفته بودن که بره تشکیل پرونده بده و از اول اسفند قرار بود بره سر کار
امروز بعد از اولین روز کاری قرار گذاشتیم که با هم بریم بیرون دور دور
می گفتیم و می خندیدیم اهنگی که دوست داشتیم از اف ام پلیر پخش میشد خیلی اروم
ک یهو گوشیش زنگ خورد ی نیم نگاه مشکوکی بهم کرد و رد تماس داد
دوباره تماس تکرار شد و باز نیم نگاه و رد تماس
پرسیدم چرا جواب نمیدی ؟کیه؟
گفت بیخیال مهم نیست
دوباره زنگ موبایلش ..
گفتم بده من جواب بدم بگم گوشیشو خونه جا گذاشته
گفت ن می فهمه دروغ میگم اخه خوب میشناسه منو دروغ بگم درجا می فهمه لازم نیست بعدا بهش زنگ میزنم
چشمم ب اسم مخاطب افتاد نوشته بود "همه زندگیم"
خواستم ب روی خودم نیارم ولی نمیشد دنبال بهونه بودم گوشیشو بردارم و نگاش کنم
ک گوشیش دوباره زنگ خورد
خاستم گوشیو بردارم گفت دست ب گوشی نزن .. خیلی وقته میخاستم بهت بگم ولی منتظر بودم کارم ردیف شه بعد
_ تمام وجودم سرد شد مثل مرده ها رنگم پرید _
من نمیتونم دیگه ادامه بدم کاش میتونستی درکم کنی
ادم وقتی یکیو واقعا دوست داشته باشه نمیتونه بیخیالش باشه
باید ی چیزی بهت بگم ولی قول بده خودتو کنترل کنی
با دستایی ک یخ شده بودن موهامو مرتب کردم زیر مغنه ام و گفتم بگو میشنوم
خیلی سعی کردم بی تفاوت باشم و وانمود کنم که برام مهم نیستی ولی لرزش صدام و بغضم نذاشت
وقتی برگشت چشام پر اشک بود و گونه هام خیس
با پشت انگشتش اشکمو پاک کرد گفت چته من هنوز چیزی نگفتم تو اینطوری میکنی
گفتم بگو می شنوم
گفت امروز میایم خونتون اینم مادرم بود که میزنگید تا شماره خونتونو بگیره با مادرت قرار ملاقاتمون رو بذارن
اشکام مثل سیل رو گونه هام ریختن و برگشتم پشت فرمون بغلش کردم
رایکا ١ اسفند ٩۶

فیلم هندی بود تو ایران پسرا اینجوری نیستن

عضو چت اورداپ