شبکه اجتماعی دانشجویان علوم اقتصادی

متخصصان، مهندسان و کارشناسان >>رشته علوم اقتصادی

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با مدیر1
مدیر1 از تهران ١٩ دي ٩۵


چت اورداپ



مدیر1 ٢٩ خرداد ٩۶

سامان سحر

سحر2222224 ٢٩ خرداد ٩۶

آقا این بی انصافیه چرا مدیر میتونه دوتا کامنت پشت هم بده

سامان اندی ٢٩ خرداد ٩۶

متن عکس پستتو اصلاح میکنم اجی الناز= هی رفیق نارفیق! ماندگار باش برا خیلی ها ...!

مدیر1 ٢٩ خرداد ٩۶

اعصاب ما خراب نمیشه چون عادت داریم ب رفتار بعضیا.. بق بقو ن اولا قارقارااا.. ثانیا فک میکردم ادم منطقی هستی ن دهن بین.. اونم ندیده نیاز نمی بینم بیشتر از این جواب بدم چون کارای مهمتر و با ارزشتری دارم

مدیر1 ٢٩ خرداد ٩۶

بهنام همه همدیگه رو میشناسیم.. ک کیا جو میدن کیا راس میگن و کیا خیر سایتو میخان اینجا قانون داره و ما با قانون میریم جلو.. اسمای تکراری بلاک میشن تا از یوزرای کاربرای قدیمی سواستفاده نشه و چنتا قانون دیگه ک نیاز ب گفتن نیس چون قبل ورود ب سایت تایید کردین و متعهد شدین.. پس لطفا اعصاب خودتونو خراب نکنین.. اعصاب ما خراب نمیشه چون عادت داریم ب

پرنیاا ٢٩ خرداد ٩۶

مدیر 1 بق بقوهای پشت بام سایت خبر آوردند گوری

عضو ارشد
چت کردن با مدیر1
مدیر1 از تهران ٢٨ فروردين ٩۶
بخونید قشنگه واقعا..

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید:
«چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»
چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم».
مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»
چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت : «نمازش تمام شد!»
مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟
چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم
مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.
شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد.
از پدر پرسید: «چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟»
پدرش گفت: «هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!»
مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست
تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟
چوپان گفت: «وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد،
با خدا گفتم : « خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش
زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟ »
به نام خدای آن چوپان ...
گاهی دعای یک دل صاف،از صدنماز یک دل پرآشوب بهتراست...
اسپینار ٢۵ خرداد ٩۶

دوستان ازتون تقاضا دارم هرکی امشب داره دعا میکنه منم دعاکنه یه مشکلی هس که بادعا میشه حلش,کردم محتاج دعای تک تکتونم

صباااا ٢۵ خرداد ٩۶

سحر2222224 ٢۵ خرداد ٩۶

بسیار زیبا

نرگس23 ٨ خرداد ٩۶

واقعا گاهی ی دل صاف....خداجونم....

الناز33 ٨ خرداد ٩۶

المیرا-77 ٢٩ فروردين ٩۶

عضو ارشد
چت کردن با مدیر1
مدیر1 از تهران ١٣ خرداد ٩۶


چت اورداپ

سحر2222224 ٢۵ خرداد ٩۶

محض یادآوری

آوااااای بهار ١۴ خرداد ٩۶

خب هربار یه چیزی اضافه بگو تکراری نشه

علی آقای بارانی ١۴ خرداد ٩۶

همین قسمت 4... همش داریم تکراری لایک میکنیم...

آوااااای بهار ١۴ خرداد ٩۶

الان دقیقا کدوم قسمتش سخته بارانی

علی آقای بارانی ١۴ خرداد ٩۶

یهویی بگو هیچی نگیم لال شیم والا...

بانوی بی نشان ١٣ خرداد ٩۶

عضو ارشد
چت کردن با mmmm
mmmm از قم ١٧ خرداد ٩۶


چت اورداپ

طاعات عبادات همگی دوستان قبول...و همگی سلام.....
آپامه جان ١٨ خرداد ٩۶

kamran123 ١٨ خرداد ٩۶

هستی1 ١٧ خرداد ٩۶

همچنین..گلللل

mmmm ١٧ خرداد ٩۶

ramin021 ١٧ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ
چت کردن با mmmm
mmmm از قم ١٧ خرداد ٩۶


چت اورداپ

اینم از سال خروس....
kamran123 ١٨ خرداد ٩۶

عضو چت اورداپ