شبکه اجتماعی دانشجویان برق

این صفحه مکانیست جهت مطرح کردن طرح هایی در جهت خود اشتغالی یا ایده هایی با هدف کارآفرینی مرتبط با رشته تحصیلی و تخصصی شما.

در اینجا میتوانید با اعضایی که هم رشته شما هستند آشنا شوید. همچنین میتوانید در زمینه های درسی تجربیات خود را در اختیار سایرین قرار دهید.
چت کردن با مافیا
مافیا ٢٧ شهريور ٩٩


چت اورداپ


بیرحمانه مجازاتش کن
کسی که به امید و آرزوهات حمله می کنه

مهسا 29 ٢٩ شهريور ٩٩

به چندتاشون حمله کنیم ..زیادن

maryam p r ٢٨ شهريور ٩٩

باچه

فائزه fa ٢٨ شهريور ٩٩

من الان روحانی رو از کجا پیدا کنم بکشمش

مریسا7 ٢٨ شهريور ٩٩

آزادی خواه ٢٨ شهريور ٩٩

آوای بهار ٢٨ شهريور ٩٩

خودت یه نفری..باقی بیشمار...درافتادن باکدوم سختتره...

عضو ارشد
چت کردن با مافیا
مافیا ٢٧ شهريور ٩٩
https://upinja.com/up/07-Saturday-Long-Lonely-LightMusicOrdup


داستان من (قسمت 5)


.... تا اینکه یه روز ایمیلی بهم زد ....
(دقیقاً از ایمیلم کپی می کنم بجز اسمم)

- سلام آقای jk .خوب هستید؟شما نمونه سوال پایان ترم تکنولوژی و جزوه تکنولوژی دکتر فتحی پور رو دارید؟


- سلام مهسا خانوم خوب هستید ؟ متاسفانه نه ندارم ولی سعی می کنم پیدا کنم
پیمان چطوره ؟
زن نگرفته هنوز ؟


جواب ایمیل نیومد .

دو سه روز دیدمش ولی وانمود می کرد انگار منو ندیده ....
منم برای اینکه غرورمو حفظ کنم وانمود کردم ندیدمش...


ولی نه ...
رفتارش تغییر نمی کنه چرا ؟؟؟؟




یه روز میرم تو سالن می بینم ته راهرو کنار یه کلاس وایساده .

منو دیده ولی خودشو می زنه به اون راه .


دارم میرم سمتش ...



- سلام . خوب هستید ؟

- بدون اینکه بهم نگاه کنه سرشو به علامت سلام تکون میده و اروم سلام میده .



- ببخشید خانوم mj مشکلی پیش اومده یا از دست من ناراحتید؟

- خیر مشکلی نیست .


==================

دلم داره می ریزه ...


یعنی چی شده؟


اون همه هستی منه چرا اینجوری شد؟


خاک بر سرت کنم جواد. اون چه ایمیل جلفی بود که دادی ...


چت اورداپ


چرا همه چی الان خراب شد چطور از دلش در بیارم چطور آبروی رفتمو جمع کنم؟


کوچیک شدم جلوش که


اون فک می کنه من جلفم


اون حتماً نظرش به من بد شده...
دارم بر می گردم و خودخوری می کنم ...


باید بهش ایمیل بزنم و ازش بپرسم ...

باید کاریو که خراب شده جبران کنم آره همین کارو می کنم....

اون همه زندگیمه همه احساسم من براش می میرم من باید دلشو بدس بیارم آره آره نباید بزارم شکست بخورم تو این هدف...




.......... ادامه دارد ...........
مهسا 29 ٢٩ شهريور ٩٩

با اینکه کمتر سایت میام ولی پستهاتو دنبال میکنم

مریسا7 ٢٩ شهريور ٩٩

مال ایمیل نبوده

maryampr ٢٩ شهريور ٩٩

آهنگشو نپسندیدم

آوای بهار ٢٨ شهريور ٩٩

خوندمش

مافیا ٢٧ شهريور ٩٩

یلدا طولانیه ولی باشه کم کم جمش می کنم پوریا آخرش حالا بماند پری

**yalda** ٢٧ شهريور ٩٩

اخرش بگو خلاصخب بقیه ش ؟؟؟؟ انگار هر شب سریال نگاه میکنم

عضو ارشد
چت کردن با مافیا
مافیا ٢٧ شهريور ٩٩

هر دفه میام اورداپ میلیونها دختر بهم پی وی زدن میلیاردها نامه از دخترا رسیده


اونقد pv باز میشه جلومو نمی بینم



یکی میگه اصاً یه حس غریبانه ای دارم وقتی میای

یکی می گفت بیا خونمون یه کفتر دارم عینک ریبن می زنه عین خودت

یکی میگفت وقتی هستی انگار واقعاً هستی وقتی نیستی انگار نیستی واقعاً لامصب چه حسیه آخه



یکی می گفت فالمو بگیر یکی فقط بوس می فرستاد


آخه تو کی هستی لعنتی جذذذذاب



درک می کنم ولی منم مث شما دخترام
دس دارم پا دارم چش دارم دهن دماغ والا هیچی اضافه تر ندارم مث خودتون یه آدم معمولی


اصً بدجوری چشم و گوشم باز شده

سوگند ٢٨ شهريور ٩٩

رهام1380 ٢٨ شهريور ٩٩

اخه شما خوب هستید .ولی برای رهام فقط مسئله و مکانیک و معما میرسه

eelka82 ٢٨ شهريور ٩٩

یجوری حرف زدی انگار منی جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ

مریسا7 ٢٨ شهريور ٩٩

پیشت

مافیا ٢٧ شهريور ٩٩

سپیده سادات شاد ٢٧ شهريور ٩٩

کوارک باز لواشک و.. زیاد بدون من خوردی؟؟

عضو ارشد
چت کردن با مافیا
مافیا ٢۴ شهريور ٩٩
https://upinja.com/up/04-Cherry-BlossomMusicOrdup



داستان من (قسمت سوم)

شیوا دقیقاً تو کلاس صندلی کنار من نشسته بود و مهسا یه ردیف عقبتر و یه سمت دیگه . یه عصر دلگیر پاییزی بود . چند دقیقه قبل تموم شدن کلاس ، شیوا وسایلشو جمع کرد و رفت . چن دقیقه بعد استاد حضور غیاب کرد رسید به اسم اون .
خانم شیوا ...
نیستن ؟ غیبت .

من : نه بودن همین الان رفتن .

استاد : با نگاهی به من غیبت رو انگار حذف کرد .


برگشتم اتاق . علی همکلاسی و هم اتاقیم بود خندید گفت هیچکس حرفی نزد ولی تو فوری گفتی اینجا بود . تو چیکار داری آخه.

با خودم فک کردم شاید نباید می گفتم . تو دلم گفتم ولی مهسا اینجوری متوجه شد من دور و برم هستن دیگران شاید یجورایی کلاسم بالا رفت نمی دونم شاید دارم اشتباه می کنم .

اون روزا تازه از یه طوفان روحی بزرگ که تابستون اتفاق افتاده بود خلاص شده بودم .
کم کم حس می کردم رفیق گمشدمو پیدا کردم . هر دفه تو اتاق با دوستام حرف می زدم در مورد این موضوعم یه چیزایی می گفتم . علی هم اتاقیم بود . یه روز بهم گفت دخترا برای هر کسی یه جوابی همیشه آماده دارن . اگه تو خلوت از علاقت بهش بگی فوری می دونه که چی بهت بگه . از قبل آماده داره جوابو .

من پنجشنبه ها همیشه با مترو بر می گشتم صادقیه و تا کرج می رفتم و بعدش بر می گشتم شهرمون قزوین .


چت اورداپ


همیشه تو مسیر بهش فک می کردم . احساس خوشبختی داشتم که دختر مورد علاقم تو کلاس آبجی رفیق قدیمی منه و با منم خیلی خوبه رفتارش . واقعاً حس عجیبی بود . وای خدا من چقد دوسش دارم . باید زود ازش خواستگاری کنم .

....ادامه دارد...
مافیا ٢٧ شهريور ٩٩

آره یلدا واقعیه .

آوای بهار ٢٧ شهريور ٩٩

عااموشبیه رمانا ایرانیش کردی خو آخرشوبگو

**yalda** ٢۵ شهريور ٩٩

داستان واقعیه یا رمان مینویسی؟؟؟

چمن11 ٢۵ شهريور ٩٩

حالا که گذاشتی سریع بقیشم بنویس داستان تصویری و موزیکال

مریسا7 ٢۴ شهريور ٩٩

اوهوم راحت باش

کوارک ٢۴ شهريور ٩٩

نه دو برابرش نوشته بودم . منتهی موسیقی گذاشتنو بلد نبودم و نصفشم تو صفه جا نشد محدودیت کاراکتر اجازه ندادم . می فرستم بازم بعداً .

عضو ارشد
چت کردن با مافیا
مافیا ٢۵ شهريور ٩٩
https://upinja.com/up/01-Sunday-Slow-RotationsMusicOrdup

داستان من (قسمت چهارم)

یه روزی مهسا رو تو راهرو دیدم و باهش موقع پایین رفتن از پله ها حرف زدم. عصر بود و خورشید غروب کرده بود.


چت اورداپ


= سلام
- سلام
= وقت دارید چند دقیقه باهتون حرف بزنم؟
- (با حالت تردید زل زد به من) باشه مشکلی نیست.
= ببخشید این یه ماه گذشته اونقد مشغله داشتم حواسم نبود حالی ازتون بپرسم. اگه کاری داشتید بهم بگید اصلاً غریبی نکنیدا. کسی هم مزاحمتون بود حتماً بگید. برادرتون پیمان از دوستای قدیمیم هستش. رو من مثل داداشتون حساب کنید.
- باشه ممنون .
خب. اولین قدمو خوب اومدم . باید کم کم نظرشو جلب کنم. آخه من خیلی خاطرشو می خواستم .


خیلی روزای خوبی بود. به مرور بهش دلبستگیم بیشتر می شد. وقتی می دیدمش غصه هامو فراموش می کردم. دو تا از دوستاش که هم اتاقیشم بودن یکی اسمش اعظم بود یکی هم خانم نصیری . هر دفه منو می دیدن با هم زمزمه می کردن . نمی دونم چی می گفتن .
یه روز رفتم از مهسا جزوشو گرفتم .
- سلام
- سلام .
- کپی رایت جزوتون پیگرد قانونی داره ؟
- (با خنده) نه مشکلی نیست.
با خوشحالی جزوشو گرفتم راستش برای اینکه دستخطشو داشته باشم فقط .
عجیب تو دلم جا باز کرده بود . بیشتر به امید دینش می رفتم کلاس. به این فکر افتادم هرچه زودتر ازش خواستگاری کنم.
با من خیلی خوب و مهربون بود.
تو شهرمون یه دختره ازم خواست کلاس خصوصی برای کنکور ارشدو کرد. قبول کردم. اومدم پیش مهسا و...
= ببخشید یه شاگرد پیدا کردم شما می تونی درس دیگه ای رو هم بهش بگید؟
- آره می تونم سیگنالو درس بدم .
= پس تا دو روز دیگه خبرشو بهم بدید.

دو روز شد یه هفته. دیدمش...
= چرا پس بهم خبر ندادید .
- ببخشید آقای jk . چیزی به امتحانا دیگه وقت نمی کنم .
= خب بهم خبر می دادید اینجوری من دیگرانو معطل گذاشتم.
روزها می گذشت و من داشتم فرصتو از دست می دادم .

تا اینکه یه روز یه ایمیلی بهم زد....

....ادامه دارد....
فائزه fa ٢۵ شهريور ٩٩

کوکی منن اگ حوصله خوندن این ۶ خط داشتم الان اکسفورد بودگ

aphrodite ٢۵ شهريور ٩٩

زیبا

چمن11 ٢۵ شهريور ٩٩

ارع یلدا راس میگی

gandomi ٢۵ شهريور ٩٩

ایمیلتو از کجا میدونست

yaldaffffff ٢۵ شهريور ٩٩

چرا دانشگاهش ایران نیس

maryam p r ٢۵ شهريور ٩٩

جلوه های ویژه رو بزار کنار بگو نتیجه چیشد

عضو ارشد