☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞

✭ ✮ ✰ ☆ خوش آمدید✭ ✮ ✰ ☆


6دی1398

فقط کامنت    

چت کردن با فاطمه 1381
فاطمه 1381 از اصفهان ٩ دي ٩٨
زاهدی گفت : روزی به قبرستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم پرسیدمش این جا چه میکنی؟
گفت : با مردمانی همنشینی همی کنم که آزارم نمی‌دهند
اگر از عقبی غافل شوم یاد آوریم میکنند
و اگر غایب شوم غیبتم نمیکنند






#☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞
mahsa77 ٢٧ دي ٩٨

پینار ١٧ دي ٩٨

فاطمه 1381 ١۶ دي ٩٨

سلام عزیزم ممنون از لطفت به صفحه خودت خوش اومدی

hana110 ٩ دي ٩٨

عضو ارشد
  چت کردن با Reza Rezaei
Reza Rezaei از کردستان ٢۶ دي ٩٨
☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞
✭ ✮ ✰ ☆ خوش آمدید✭ ✮ ✰ ☆


6دی1398
عضو نقره ای سایت
چت کردن با فاطمه 1381
فاطمه 1381 از اصفهان ١٧ دي ٩٨
یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟
حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟


#☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞
عضو ارشد
چت کردن با فاطمه 1381
فاطمه 1381 از اصفهان ١٧ دي ٩٨
در زمان‌های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند؛ بسیاری هم غر می‌زدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت. نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.


#☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞
عضو ارشد
چت کردن با فاطمه 1381
فاطمه 1381 از اصفهان ١۶ دي ٩٨
در قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خرافه های دینی که کشیش ها به وجود آورده بودند ، شدت گرفته بود و راهب ها به قدرت رسیده بودند... کشیش ها بهشت را به مردم می فروختند!! مردم نادان هم در ازای پرداخت کیسه های طلا ، دست نوشته ای به نام سند دریافت میکردند!!
فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد ، نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:
قیمت جهنم چقدر است ؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم...!
کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه
مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم به من بدهید!
کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم
مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد :
ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم...
آن شخص مارتین لوتر بود...


#☜داستان های کوتاه اما پند اموز ☞
عضو ارشد
ایجاد کننده

تندروترین جانور روی زمین چیتا یا همان یوزپلنگ است که در دشت های آفریقا یا جنوب آسیا از جمله ایران زندگی می کند . گفته می شود که این جانور قادر است ، بیش از 500 متر را در طی پانزده ثانیه بپیماید . به عبارت دیگر ، سرعت او در حدود 120 کیلومتر در ساعت است.

ضرب المثل

آفتاب لب بام (نهایت پیری و نزدیکی به مرگ)

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 4389 تأیید کننده: ahsan66
شرکت اتومبیل سازی لامبورگینی در چه سالی تاسیس شده است ؟
(1) 1960
(2) 1963
(3) 1966
(4) 1969
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 4389:2
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا