شعری با لهجه ساوه ای

شعری با لهجه ساوه ای

از استاد نعمتی

يادت بخير زندگي سُوِه‌ي قِديم
اون دِورُنا کي فِرشِ خُنا بود دو تا گيليم

قالي کوجا و مبل کوجا، صِندِلي کوجا
اينا کوجا و اون خُناي کاگِلي کوجا

اِز راديو و تِلويزيون هيش خَبر نِبود
تو زندگي اِزين چيزا اصلاً اثِر نِبود

يک کُرسي بود و ده تا بِچه، هام بُبا و نَنِه
کِي داشت هر بِچه‌اي باسْ خودِش خُنِه؟

آخِه بِرار فصل زَمِستُن نِبود خيار
تُرشاله بود و سِنجِه و اِنجيل و هام اِنار

اُوگوشت و آش شُلِّه و هام آش تَرْخِنِه
گاهي اُماج بود غِذا، گاهي اِشْگِنِه

ماکار

فقط کامنت    

ایجاد کننده
صفحات ایجاد شده توسط اعضا