شعری با لهجه ساوه ای

شعری با لهجه ساوه ای

از استاد نعمتی

يادت بخير زندگي سُوِه‌ي قِديم
اون دِورُنا کي فِرشِ خُنا بود دو تا گيليم

قالي کوجا و مبل کوجا، صِندِلي کوجا
اينا کوجا و اون خُناي کاگِلي کوجا

اِز راديو و تِلويزيون هيش خَبر نِبود
تو زندگي اِزين چيزا اصلاً اثِر نِبود

يک کُرسي بود و ده تا بِچه، هام بُبا و نَنِه
کِي داشت هر بِچه‌اي باسْ خودِش خُنِه؟

آخِه بِرار فصل زَمِستُن نِبود خيار
تُرشاله بود و سِنجِه و اِنجيل و هام اِنار

اُوگوشت و آش شُلِّه و هام آش تَرْخِنِه
گاهي اُماج بود غِذا، گاهي اِشْگِنِه

ماکار

فقط کامنت    

  چت کردن با الناز33
جاذبه های گردشگری ساوه
دریاچه تفریحی ساوه


چت اورداپ

مسجد بازار ساوه


چت اورداپ


کلیسای چناقچی علیا


چت اورداپ

پارک جنگلی ساوه


چت اورداپ

روستای غازم آباد


چت اورداپ

آبشار هندس


چت اورداپ

عضو نقره ای سایت
چت کردن با خبر فوری ساوه
خبر فوری ساوه ١٩ مهر ٩٧
شعری با لهجه ساوه ای

از استاد نعمتی

يادت بخير زندگي سُوِه‌ي قِديم
اون دِورُنا کي فِرشِ خُنا بود دو تا گيليم

قالي کوجا و مبل کوجا، صِندِلي کوجا
اينا کوجا و اون خُناي کاگِلي کوجا

اِز راديو و تِلويزيون هيش خَبر نِبود
تو زندگي اِزين چيزا اصلاً اثِر نِبود

يک کُرسي بود و ده تا بِچه، هام بُبا و نَنِه
کِي داشت هر بِچه‌اي باسْ خودِش خُنِه؟

آخِه بِرار فصل زَمِستُن نِبود خيار
تُرشاله بود و سِنجِه و اِنجيل و هام اِنار

اُوگوشت و آش شُلِّه و هام آش تَرْخِنِه
گاهي اُماج بود غِذا، گاهي اِشْگِنِه

ماکارُني نِبود، نِه سُسيس و کالباس
دَم پُخت بود و دَم لَمِه و اسفناج ماس

سالي يِه دَفعِه عيد، غِذا بود پـــِلِو رِفيق
هام يک خورشت قِيمه‌ِ اُوْتيلِ بس رِقيق

هَر خُنِه وار باسِ خودِش بود خودکِفا
اِز رَخت و اِزْ خوراک و هَمه چيز تا دِوا

اِز تُرخ مُرغ و رِوْغِن و از ماست و اِز کِرِه
اِز گوسفِند و بُنشِن و سَبزي يا نيِ تَرِه

هر کي تو خَنِه داشت تَمومِ غِذاي خود
جز خود نِداشت تِکيه مِگِه بر خُداي خود

هَر کَس کي داشت لَنگِه گَندم و يک چَپُش
دِر دِلْ نداشت هيچ غمي بود شاد و خوش

يادِش بِخير عيد چه خوش بود وقتِمون
نِو بود شِوِ عيد هَمه رَخْت و پَختِمون

خَرْ بود اتومبيل سوواري آره بــِرار
پيکان، پژه، بنز، کوجا بود تو اين ديار

اِز مُرغِي اُوْ تو سِوْدِه مي‌برديم تو خُنِمون
سِوِ دو کاره بود هِميشه رو شُنِمون

مِهرِ عِروس بود هَمِش چار تا صد تومِن
نِه يک هِزار سِکّه و يک خُنِه مِهر زن

تو خُو دِ نيم‌بيديم کي بشه اين جوري سُوِه
راستي کي اين بيداريه يا اين که تو خُوِه

يک سُوِه داشتيم همه خويش و آشنا
بودِند مَردُمُن هَمِه يک رنگ و بي ريا

دَرداکي رِفتْ نعمتي اين لَهجه زين دِيار
در ساوه نامه مُندِه اِزين لَهجه يادگار

معني لغات

دِورُنا: دوران‌ها
کي: که
خُنا: خانه‌ها
گيليم: گليم
کوجا: کجا
کاگلي: کاه‌گلي
هيش: هيچ
بُبا: بابا
هام: با
تُرشاله: برگه زرد آلوي خشک
اُوتيل: آبکي
خُنه وار: خانوار
چَپُش: گوسفند نر
نيم‌بيديم: نمي‌ديديم
اُماج: آش ساده
مُرغِي: آب انبار
سِوْ: کوزه
هَمِش: فقط
شُنِه: شانه، کتف
تو خُو دِ: در خواب هم
بِشِه: بشو
ياني: يعني
يا: اينجا يعني "تا"
سِوِ دو کاره: کوزه‌اي که دو برابر کوزه معمولي ظرفيت آب دارد.
ساوه‌نام: کتابي است که به وسيله چهار نفر از محققان ساوج
admin ٢٠ مهر ٩٧

روستای چناقچی سفلی بخش خرقان زرندیه

خبر فوری ساوه ١٩ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
ایجاد کننده

مصریان برای آماده نمودن مردگان خود برای زندگی بعد از مرگ ، آن ها را مومیایی می کردند .آنها برا ی انجام این کار ، اعضا داخلی را در می آوردند و منافذ و جاهای خالی بدن ا توسط شراب خرما پر می کردند . بعد بدن را با نمک قلیایی می پوشاندند و آن را به مدت 70 روز به حال خود رها می کردند بعد از این مرحله ، بدن را می شستند و آن را در نوارهای پارچه ای می پیچیدند .

ضرب المثل

رخت دو جاری را نمی توان در یک ظرف شست (زنهای دو برادر همیشه رقیب و حسود یکدیگرند )

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 32901 تأیید کننده: mohammad1992
شعر حلقه از ..................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(1) اخوان ثالث
(2) مشیری
(3) شاملو
(4) فرخ زاد
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 32901:4
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا