شعر نو درباره ساوه

پیش لب هایت ، انار ســــــــــــــــاوه لَنگ انداخته است
شما عبارت "پیش لب هایت ، انار ســـــ ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید.
از نـــــگاه مست و ناز دلبری ، کاش می شد ، دل برید
از حــــــریرِ نرمِ زیرِ روسری ، کاش می شد ،دل برید

زلزله انداخـــــــتی در دل ، که ویــــــــــــــــــرانم کنی
از تو ای بم ، سرزمین مادری ، کاش می شد، دل برید

دل بریـــــــــــــــدن از تو کار حضرت فیل است و بس
ازتو که یک سر،زحور

فقط کامنت    

چت کردن با خبر فوری ساوه
خبر فوری ساوه ٢٩ شهريور ٩٧
پیش لب هایت ، انار ســــــــــــــــاوه لَنگ انداخته است
شما عبارت "پیش لب هایت ، انار ســـــ ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید.
از نـــــگاه مست و ناز دلبری ، کاش می شد ، دل برید
از حــــــریرِ نرمِ زیرِ روسری ، کاش می شد ،دل برید

زلزله انداخـــــــتی در دل ، که ویــــــــــــــــــرانم کنی
از تو ای بم ، سرزمین مادری ، کاش می شد، دل برید

دل بریـــــــــــــــدن از تو کار حضرت فیل است و بس
ازتو که یک سر،زحوران سرتری، کاش می شد، دل برید

کور گردم من به چشم بد ، تماشـــــــــــــــــــایت کنم
از تو ای دلبر، به چشمِ خواهری، کاش می شد دل برید

پیش لب هایت ، انار ســــــــــــــــاوه لَنگ انداخته است
از تو با یک دل و صدها مشتری،کاش می شد دل برید

تو اولوالعزمی و دین مستقل ، در چشـــــــــم توست
از تو که تنها زن و پیغمبری ، کاش می شد دل برید

روز عقد عشقمان ، عاقد غـــــــــــــــزل آورده بود
ازچنین پیوند عشقی محضری، کاش می شد دل برید

شیردل را کرده ای معتاد خویش و رفــــــــــــته ای
از تو و ناز و ادای بندری ، کاش می شد ، دل بـرید
پینار ٢٠ مهر ٩٧

استعاره های زیبایی بکار برده

admin ٣٠ شهريور ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با Reza Rezaei
Reza Rezaei از کردستان ١٩ مهر ٩٧
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم کرده ام
درکنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاکیان
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم کرده ام
آهـــــم چو برافلاک شد اشکــــم روان بر خاک شد
آخـــــر از اینجا نیستم ، کاشـــــانه را گم کرده ام
درقالب این خاکیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم کرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغکی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم کرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم کرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم کرده ام
پینار ٢٠ مهر ٩٧

عضو چت اورداپ
ایجاد کننده

پرجمعیت ترین شهر جهان مکزیکوسیتی می باشد .

ضرب المثل

جان مفت به در بردن ( از خطر و مهلکه بزرگ نجات یافتن )

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 7503 تأیید کننده: شهیار
لئون تولستوی در چند سالگی چشم از جهان فروبست
(1) 82
(2) 70
(3) 72
(4) 81
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 7503:2
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا