صرفا جهت خنده

صرفا جهت خنده
صرفا جهت شادی
صرفا جهت شوخی
صرفا جهت مزاح
صرفا جهت شادی و نشاط بر و بچ اورداپ
صرفا جهت اورداپ

فقط کامنت    

چت کردن با sattar
sattar از فارس ٢٨ ارديبهشت ٩٧
.................یاسر............................

یگانه جادوگر وادی اورداپ ببودی و در خدمت حجت خدایگان...
نقل است افریننده وادی بودستی و جمله یمین و یسار اورداپ تحت سیطره اش...
گویند که قدرتی بداشتی بس عظیم که توانستی در وادی طی الارض بکردی و در هر سوراخ سمبه ای از اورداپ سرک بکشیدی و بر جملگی قدیسان تشرف بداشتی...و گر اراده بکردی جمله اهل اورداپ را به لحظه ای خاکستر بفرمودی و اه از نهاد خلق بالا بیاوردی و خدایش..........کناد...
لیک جزو نیکان اورداپ قلمداد. بگشتی...
نقل است که گر بخواستی کلهم وادی را کن فیکون بکردی و قدرت بداشتی که ذهن اهالی را بخواندی و الله اعلم...
روزی به وادی وارد بگشتی پس از مدتهای مدید...
دستی بر ریشش بکشیدی و تفکر بنومودی من باب تهیج در اورداپ...
پس دستی در توبره اسرارش بکردی و قسمتی بنیان بنهادی در پروفایل اهالی که هر کس بخواستی نوایی بگذاشتی و پخش بکردی من باب تفنن...و به گمانش بس کار خفنی بکردی...
لیک این فعل کمترین تهیج را بداشتی...ازیرا که در وادی کناری استماع نوای داوودی ساز و نی امری ببودی بس سهل و اسان..
لیک جای شکر بداشتی زین فعل وی ...
نقل است که شخصی ببودی بس متشخص و مبادی آداب...
که کتابی صحبت بکردی و خدایش توفیق دهد...
چونان که گفته شد همیشه توبره ای همراه بداشتی به رسم جادوگران که در ان توبره اسراری بداشتی و کل افسار وادی را در اختیار...
گویند گر بر دیباچه اورداپ چند خطی کد مرقوم بداشتی زلزله ای بس عظیم در وادی بیامدی و همه کس را هلاک بکردی...
چندین مرتبت جوانکان وادی بخواستندی که توبره را از وی بربایند...لیک هر مرتبه به حیلتی از دستان انها بگریختی و غیب بگشتی و الله اعلم.....

.................
نرگس23 ٢٩ ارديبهشت ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با آوااااای بهار
آوااااای بهار ٢٨ ارديبهشت ٩٧
ازآوای بهار به عمو سرجوخه؟..عمو کلاغادارن غارغارمیکنن...عقابارو بفرست..نقل و نبات کم داریم
sattar ٢٨ ارديبهشت ٩٧

عضو چت اورداپ
چت کردن با sattar
sattar از فارس ٢۶ ارديبهشت ٩٧
با پیشرفت در همه چیز و همه جا توقع دارید داستان قدیمی چوپان دروغگو به همان شکل سنتی باقی بماند؟!

یک
با شنیدن صدای گرگ آمد گرگ آمد، مردم بیل و چماق به دست به طرف محل صدا رفتند. وقتی به آنجا رسیدند دیدند چوپان دارد به آنها می خندد و فهمیدند گرگی در کار نبوده است...
شب شده بود. چوپان، کنار لاشه های گوسفندانش، هنوز داشت گریه می کرد!

دو
ده پر از ولوله شده بود. مردم و جلوتر از همه کدخدا بیل و چماق و داس به دست به طرف تپه ای که گوسفندان می چریدند می دویدند. چوپان با دیدن مردم به صدای بلند شروع به خندیدن کرد...
...دو روز بعد تا چوپان حواسش سر جا بیاید، نگهداری از گوسفندان با سر، یک دست و یک پای شکسته برایش کمی سخت شده بود.

سه
با شنیدن فریاد گرگ آمد گرگ آمد. مردم چماق هایشان را که برای روز مبادا پنهان کرده بودند برداشتند و به کمک چوپان رفتند. ولی دیدند از گرگ خبری نیست و چوپان دارد به آنها می خندد.
با شکایت اتحادیه چوپانان مقیم ده و جمعی از نیروهای مردمی، چوپان دروغگو به جرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به دو سال انفصال دائم(!) از هرگونه خدمات گوسفندی، محکوم شد.

چهار
چوپان دروغگو فریاد زد: گرگ آمد گرگ آمد. نیم ساعت طول کشید تا مردم با بیل و داس خود را به تپه ای که گوسفندان بودند برسانند.
و بعد از خوردن یک کباب حسابی، نشستند و با گرگ چپق هم کشیدند!

پنج
چوپان دروغگو فریاد زد: گرگ آمد گرگ آمد. ولی وسط گرگ آمد دوم صدایش قطع شد. مردم خیلی نگران شدند که نکند این بار واقعا گرگ آمده است و همه برای کمک رفتند.
در راه زن چوپان را دیدند که دارد برمی گردد و با خودش چیزهایی می گوید: مرتیکه فلان فلان شده! توی ده یک ذره آبرو برای ما باقی نگذاشته است.

شش
گرگ ها پنج روز بود که تا فاصله پنجاه و پنج متری گوسفندان می آمدند و تا چوپان فریاد می زد گرگ آمد گرگ آمد درمی رفتند. مردم فکر می کردند چوپان دروغ می گوید و نسبت به او بی اعتماد شدند.

روز ششم که گرگ ها با یک کامیون آمدند و گوسفندها را بردند، هم چوپان فریاد زد گرگ آمد گرگ آمد و هم مردم آمدند. اما دیر رسیده بودند.

فقط یک برگه چرکنویس از گرگ ها به جا مانده بود که متوسط زمان رسیدن مردم به محل چرا محاسبه شده بود.
نرگس23 ٢٧ ارديبهشت ٩٧

گرگم گرگای قدیم

عضو چت اورداپ
چت کردن با نرگس23
نرگس23 از البرز ٢۶ ارديبهشت ٩٧
داداش چرا پست نمیزنی صفحه دلم تنگ شده
نرگس23 ٢٧ ارديبهشت ٩٧

میدونم چی میگی ولی حیفه این صفحه

sattar ٢۶ ارديبهشت ٩٧

ای شاه مدیر خودت....

محمدرضاا ٢۶ ارديبهشت ٩٧

مدیرای سایت جواب جالبی بود

sattar ٢۶ ارديبهشت ٩٧

ابجی...وقتی صفحه دیگه بالا نمیاد خب چه کاریه؟؟مشکل از سایته؟؟مدیرای سایته؟؟؟خدا عالمه...حقیقتش دیگه دل و دماغش رو ندارم...

عضو چت اورداپ
چت کردن با محمدرضاا
محمدرضاا از یزد ٢۵ ارديبهشت ٩٧
sattar ٢۵ ارديبهشت ٩٧

محمدرضاا ٢۵ ارديبهشت ٩٧

عضو ارشد
ایجاد کننده
  • sattar
  • آقا متأهل فارس
  • مشغول به کار علوم ریاضی و فنی مکانیک

زبان ژاپنی دارای 1850 علامت و حرف الفباست.

ضرب المثل

حریف ، حریف را می شناسد ( هر فردی از میزان قدرت و ضعف رقیب خود بیشتر آگاهی دارد )

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 37792 تأیید کننده: مدیر1
شهر سقز درکدام استان است؟
(1) کرمانشاه
(2) همدان
(3) کردستان
(4) هیچکدام
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 37792:2
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا