بانوی دربار

خانه سوت و کور بود
پس از یک مشاجره نیم ساعته
پدر گوشه ای لم داده بود و در ظاهر تلویزیون نگاه میکرد
ولی در فکر...

مادر با چشمانی سرخ از گریه
از اشپزخانه وارد حال پذیرایی شد

اجیل و شربت را کنار پدر روی زمین گذاشت و ایستاد
پدر با پشیمانی بعد از بحث، ارام سرش را بلند کرد و مادر را نیم نگاهی انداخت
همیشه میگفت ممنون دستت درد نکنه

ولی این بار
گفت : ممنون عزیز دلم منو ببخش با صدای بلند حرف زدم
یکی هم برای خودت بیار با هم بخوریم
مادر همچنان اشکش بیصدا روی گونه هاش بود

گفت میل ندارم و به اتاق رفت

فقط کامنت    

ایجاد کننده

ماهی اصلاً پلک ندارد و نمی تواند مژه بزند یا هنگام خواب چشم هایش را ببندد.

ضرب المثل

باب دندان کسی بودن (موافق طبع یا مناسب مزاج کسی بودن)

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 29386 تأیید کننده: omid2000
100+100+1000
(1) 1200
(2) 120
(3) 12000
(4) 120000
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 29386:3
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا