اي‌ مترسک‌ به‌ احترام‌ بهار از سر خود کلاه‌ را بردار!

مثل‌ باران‌ و ابر و باد مده‌
اين‌ کلاغان‌ خسته‌ را آزار

يک‌ شب‌ اين‌ چهرة‌ مشوش‌ را
دست‌ سلطان‌ غصه‌ها بسپار!

آن‌ طرف‌ را ببين‌ که‌ نيلوفر
پل‌ زده‌ است‌ روي‌ آن‌ ديوار

اين‌ طرف‌ را که‌ لاله‌ و نسرين‌
گل‌ زده‌اند بر سر هر خار!

مهربان‌ باش‌ ، مثل‌ يک‌ گل‌ سرخ‌
دست‌ از اين‌ گونه‌ زيستن‌ بردار

سعیدی راد

فقط کامنت