ایل شاهسون بغدادی Shahsavane Baghdadi Eli-ساوه

چکيده شاهسون هاي بغدادي نقش مهمي در
تاريخ معاصر ايران از افشاريه تا پهلوي
داشته اند که اين مقاله اشاره اي گذرا به
يکي از سرکردگان اين ايل به نام علي اکبر
خان منصور نظام دارد و نقش نظامي او و
سوران شاهسون بغدادي در محافظت از امنيت
داخلي تهران توسط مجلس مشروطه را نشان
مي دهد؛ هم چنين اهميت اين سوران در
واقعة به توپ بستن مجلس را بيانگر است که
محمد علي شاه تصميم مي گيرد با پراکنده
کردن سواران شاهسون بغدادي و دور کردن
منصور نظام از تهران ، دخالت احتمالي
اين نيروي نظامي را به نفع مشروطه
خواهان از

1. در آمد
ايلات و عشاير و اقوام گوناگون ايراني در طي تاريخ طولاني اين فلات پرماجرا در گرد فرهنگ و تمدن خاصي، به يک اتحاد ملي دست يافته اند1که در حول سه محور طريقت، شريعت و سياست، « دولت» هاي مستحکمي را تشکيل داده اند.2
ايل شاهسون بغدادي که تا به اکنون مورد بي مهري پژوهشگران قرار گرفته 3نقش مهمي در طول تاريخ داشته است که در دو بخش عمده قابل بررسي و بحث است. يک، پيش از رواج نام «شاهسون» که شاخه هاي ايلي اين قوم بخصوص آق قوينلو ها و قره قوينلوها در طول تاريخ حايز اهميت بوده اند و پشينة آنها تا به اقوام ترکمن اوغوز مي رسد که حديث طولاني دارد4 ؛و ديگر بعد از پيدايش اين نام در متون تاريخي که کنفدراسيوني از ايلات تشکيل شد و در دولت صفوي جهت بالانس قدرت سياسي و نظامي رول مهمي را به عهده گرفت5؛ اما پيشينية تاريخي شاخة بغدادي اين ايل به دورة نادري باز مي گردد و اسناد تاريخي منتشر نشده 6و برخي از متون و مآخذ تاريخي اشارات جسته و گريخته اي به سرداران و سرگردگان و خوانين اين طايفه دارند که توسط نادر از بغداد به ايران کوچانده مي شوند. ايل شاهسون بغدادي در قشون دورة زنديه و قاجاريه حضور فعالي داشته اند.7 بخصوص در منطقة شيراز و کرمان تا قزوين و همدان و ساوه از بازوان قدرت نظامي حکومت مرکزي به شمار مي رفته اند. در اين باره، در پژوهش ها و خاطرات و اسناد منتشر نشده يا در دست انتشار اطلاعات کافي بدست مي آيد ولي بخشي از اين منابع و مدارک و شواهد قابل توجه است چرا که آن بخشي از تاريخ مردم ايران را روشن مي سازد که در سير تکاملي روند آزادي و دموکراسي اين ملت روشنايي هاي بي بديل مي افکند . روحية آزادي خواهي ايلات ايراني از قشقايي، لر و کرد، و ترکمن ... در طول تاريخ معاصر بر هيچ کس پوشيده نيست و همين روحيه و انديشه نيز برداشت خاصي از مفهوم «آزادي» و «قانون» را به همراه داشت که به قول استاد ماشاء الله آجوداني از مفهوم غربي آن متفاوت بود.8
به تحريک همين انديشة آزادي خواهانة ايلي، شاهسون هاي بغدادي در نهضت مشروطه و بخصوص در جريان به توپ بستن مجلس از پشتيبانان مشروطه شدند و ، از قواي نظامي حامي مجلس بودند که با حذف آنها جرأت و جسارت حمله به مجلس توسط مُستبدان پيدا شد؛ هم اين حمايت از آزادي و آزادي خواهي و حس وطن دوستي اين ايل بعدها از دوران جنگ هاي جهاني و اشغال ايران و حتي قضية ملي شدن 9 صنعت نفت نيز ديده مي شود که همين فضايل و ويژگي ها نيز بعدها موجب مخالفت دولت پهلوي با شاهسون هاي بغدادي مي گردد.
2. علي اکبر خان منصور نظام
در نهضت مردمي مشروطه، سواران شاهسون تحت فرماندهي علي اکبر خان منصور نظام بزرگ در تهران حضور فعال داشتند؛ اين علي اکبر خان منصورنظام در هيجده سالگي به طور رسمي سرکردگي ايل شاهسون بغدادي را به عهده گرفته بود اما به طور غير رسمي[به علت خردسالي و سپس بزرگ شدنش] در سال 1299 هجري قمري سرکردة ايل بوده است؛ يعني از حدود سال هاي 1306 الي 1307 ه.ق به طور رسمي به اين سمت برگزيده ميشود؛10 وي در دورة مظفر الدين شاه سوران ايل شاهسون را با فرمان شاه به خدمت قزاقي در مي آورد و با فرمان شاهي به درجة ميرپنجي(سرلشکري) انتخاب مي گردد. اين فرمان در ييلاق خان نشين ايل واقع در روستاي آب باريک همدان از توابع شهرستان رزن به ايشان ابلاغ مي گردد. منصور نظام از همان روستا، مشغول سربازگيري مي شود و با سيصد سوار شاهسون بغدادي به قزاق خانه مي آيد؛ در تهران، غوغاي مشروطه بالا گرفته بود؛ 11 برخي از سواران شاهسون بغدادي نيز با سرپرستي جعفر قلي وکيل باشي منصور نظام در شاه عبدالعظيم به بست نشسته بودند که با آمدن منصور نظام از مأموريت اصفهان از بست خارج مي شوند؛ در اين زمان سواران ايل شاهسون بغدادي حاضر نبودند که در خدمت قزاق خانه باشند لذا دوبارة اسدخان نصيرنظام که دايي منصور نظام بود و ايل بگي بخش لک ايل را به عهده داشت با حمايت برخي از ريش سفيدان ايل، بار ديگر در شاه عبدالعظيم به بست مي نشينند و در وقتي مقتضي بست را به مجلس مي کشانند و خواستار خروج از قزاق خانه مي شوند؛ اين بلوا و بست نشيني موفق مي شود و سرانجام سواران ايل از قزاق خانه خارج مي شوند ،و به يورت هاي خويش بازگشتند و با حمايت نکردن از مستبدان، از مشروطه دفاع نمودند و به خدمت دولت استبدادي در نيامدند؛ در اين حين منصور نظام به زيارت کربلا رهسپار مي شود و پس از زيارت به همدان و روستاي آب باريک باز مي گردد.
در اين زمان محمد علي شاه قدرت را به دست مي گيرد و تهران، طي حکمي منصور نظام را به پايتخت فرا مي خواند. مشروطه چي ها ، منصور نظام را به مجلس احضار مي کنند و در آنجا او را به قران سوگند مي دهند که در حمايت از مشروطه کوشش نمايد و به آن خيانت نکند. وي نيز قسم ياد مي کند و تا آخرين روز شهادت خويش پاي بند قسم خود باقي مي ماند. منصور نظام در مجلس با صوراسرافيل و ملک المتکلين دوستي بسيار نزديکي پيدا مي کند که از متن سند ذيل کاملاً هويداست. 12
3. منصور نظام و ياد کردن قسم در مجلس و حفظ امنيت تهران
علي اکبر خان فتح السلطان که خود در وقايع مشروطة تهران حضور داشته است و از سواران ايل شاهسون بغدادي بوده ، مي گويد:«..... به علت مخالفت محمد علي شاه با مجلس به وسيلة شترخانه و قاطرخانه دستور داده مي شود13 که شهر را شلوغ و ايجاد ترس و وحشت نمايند. از طريق مجلس امنيت شهر تهران را به منصور نظام واگذار مي نمايند تا شبانه روز مواظب امنيت باشد،14 و اراذل و اوباش را دستگير نمايند.15
منصور نظام به نمايندگان شهرباني تهران به [ناخوانا] 16 بين سي تا پنجاه سوار مي دهد17 که شبانه شهر را حفاظت نمايند، حتي منصور نظام به عرض مجلس مي رساند که سواران با تفنگ نمي توانند مردم را بزنند، از مجلس دستور مي دهند که با چوب دستي امنيت را برقرار کنند و منصور نظام، سواران شاهسون را به چوب دستي که [در کار بردآن]18 تخصصي بالاتر از تفنگ نزد انان براي جنگ و دعوا داشته است 1، مجهز 20مي سازد؛ و شبانه [هر شب] بين ده تا بيست نفر از اراذل و اوباش را دستگير و تحويل مجلس [محبوس = مجلس] مي دادند.21
از جمله دو نفر بسيار قدرتمند و با نفوذ شهر تهران و طرفدار محمد علي شاه [يعني] سني حضرت 22 و مختار السلطنه [که] از قدرتمندان آن روز بودند و به دستور مجلس [توسط] منصور نظام، شبانه هر دو دستگير و به دوشان تپه اعزام مي دارند، و سپس از دوشان تپه به دستور مجلس پنجاه سوار شاهسون، آنها را به کلات نادري برده و تحويل مي دهند. 23
[اين] جريانات به شاه گزارش مي گشته و محمد علي شاه از در مخالفت باطني با منصور نظام در مي آيد؛
از طرفي [ديگر] مشاوران به عرض مي رسانند، چنانچه بخواهيد به مجلس توپ ببنديد، منصور نظام در مجلس قسم ياد کرده که طرف آنان را گرفته و نگذارد و تا زماني که منصور نظام در تهران است، بخصوص سوارانش نيز همراهش هستند، خطر جدي براي دولت است.
4. پراکندن سواران شاهسون بغدادي به وسيلة مستبدان
پس از انديشه، محمد علي شاه تصميم مي گيرد که سواران منصور نظام را پراکنده ساخته و قدرتش را بکاهد، از طرفي چون منصور نظام وابسته به دولت بوده 24 و در اختيار دولت، [پس] بلافاصله چندين فرمان صادر مي گردد، جهت پراکنده کردن قواي منصور نظام؛ [فرمان ها] به ترتيب زير:
1. يکصد و پنجاه سوار به فرماندهي حسن خان سرهنگ؛25 سواران شاهسون بغدادي را روانة کرمان مي نمايند. (که [من] علي اکبر خان فتح السلطان در هفده سالگي ام همراه اين سواران به کرمان رفتم. اولين مأموريت خودم)26
2. پنجاه سوار به فرماندهي جوادخان سلطان به خلخال روانه مي گردند.
3. يکصد سوار الباقي را به خرم آباد گسيل مي دارد.
اکنون سواران منصور نظام را پراکنده ساخته ولي خودش در تهران است.
باز مي انديشند که خطرناک است و به شاه مي گويند؛ قربان، ايل شاهسون فقط اين عده که شما پراکنده ساختيد نيستند، چنان چه منصور نظام اراده کند در عرض 48 ساعت از ايل خود تا ده هزار الي بيست هزار سوار پياده را مي تواند به تهران احضار [کند] و کنترل تهران را در اختيار بگيرد!
اکنون در تهران فقط منصور نظام مانده [است] ؛ [با] ميرزا عبدالله خان سردسته سواران و عزت الله خان ضرغام نظام .
5 منزل منصور نظام و پناهگاه مشروطه خواهان
براي دور کردن منصور نظام از تهران، شاه به دستور و امضاء خودش فرماني به مضمون زير به منصور نظام مي دهد: علي اکبر خان منصور نظام به محض وصول اين حکم حرکت کرده و به سنندج (کردستان) [برويد] و خود را به حکومت کردستان معرفي کنيد.27
منصور نظام اين حکم را صبح وصول مي کند و آماده جهت حرکت مي گردد که روز بعد روانه شود، غروب ان روز صوراسرافيل و ملک المتکلمين شبانه به منزلش مي آيند و از منصور نظام درخواست پناهندگي مي کنند 28 که منصورنظام، شاه دستور داده ما را دستگير 29 نمايند؛ ما را مخفي کن.
منصور نظام آنان را به اندرون منزل خود برده و خودش هم مي رود و نزد آنان در اندرون مي نشيند و مي گويد: بگويد که منصور نظام رفته به کردستان .
منزل آن روز منصور نظام در خيابان سپه فعلي نرسيده به ميدان حسن آباد، درست جنب بيمارستان [ناخوانا] 30فعلي بوده است که عبارت از سه حياط بزرگ (بيروني ـ اندروني ـ طويله) بود. 31
روز بعد، ميرزا عبدالله خان [که] هر روز به قزاق خانه مي رفته و با اکثر صاحب منصبان و سران قزاق خانه دوست بوده است، يکي از دوستان متنفذ ميرزا عبدالله خان [بطور] خصوصي به ميرزا مي گويند، که ميرزا عبدالله خان به شاه گفته اند که منصور نظام به کردستان نرفته و در منزلش مي باشد؛ بنابراين دستور است که براي تفتيش ، فردا صبح به منزلش بيايند.
ميرزا عبدالله، جريان را به منصور نظام گزارش مي دهد. منصور نظام چاره مي انديشد که من مهمان دارم اينها که از من فراري تر32 هستند، اينجا را چه کنم؛ چاره مي انديشد، به ميرزا عبدالله خان مي گويد که من مي روم پيش آنها [يعني صوراسرافيل و ملک المتکلمين] و تو بيا و نزد آنها جريان را گزارش کن.
ميرزا عبدالله خان به جمع دوستان مي پيوندد و جريان را براي بار دوم به عرض منصور نظام مي رساند که بله فردا مي آيند به تفتيش منزل شما. صوراسرافيل و ملک المتکلمين متوجة جريان شده و از منصور نظام مي خواهند آنها را از اينجا به جاي امني روانه سازد. منصور نظام ، شبانه با درشکه، صوراسرافيل و ملک المتکلمين را به شميران، باغ يکي از دوستان خودشان روانه مي نمايد.
سپيده دم صبح نزده، تاريک هنگام، منصورنظام و طاووس خانم با درشکه به شاه عبدالعظيم رهسپار مي گردند و ميرزا عبدالله خان و ضرغام نظام مي مانند تا منزل را بکوچانند.
ميرزا عبدالله خان و ضرغام منزل منصور نظام را بر چهل شتر که از ايل به تهران گندم آورده بوده است، بار مي نمايند و ضمن اين که ميرزا عبدالله خان در خيابان سپه مشغول خريداري طناب بوده است، قواي دولتي از باغ شاه به طرف مجلس حرکت مي نمايند؛ و در آن وقت محمد قلي خان ميرپنج رئيس توپخانة قزاق که پيش آ پيش قوا بوده است، به ميرزا عبدالله خان در خيابان سپه مي گويد:
مي روم سراغ برادر هايت.
۶. قهوه قجري شربت شهادت
مجلس به توپ بسته مي شود و منزل منصور نظام به شاه عبدالعظيم مي رسد و به اتفاق منصور نظام از آنجا به طرف قم حرکت مي نمايند. در قلعة محمد علي خان دو روز، در منزل ظفرنظام مي مانند و سپس از آنجا به طرف آب باريک همدان حرکت مي نمايند؛ و منصور نظام به کردستان نمي رود، چند روزي که در آب باريک مي ماند از تهران تلگراف مي رسد که منصور نظام از رفتن به کردستان خود داري کرده و به تهران باز گرديد.
منصورنظام خود از اين تلگراف مي فهمد که کارش تمام است و آخر عمرش فرار رسيده [است]. اين را به اطرافين نيز باز مي گويد؛ 33 ولي با اين حال پس از چند روز به طرف تهران حرکت مي کند؛ 34اکنون فصل تابستان و سال 1326 قمري است . منصور نظام به تهران وارد شده و خود را به وزارت جنگ به امير بهادر که وزير جنگ مي باشد، معرفي مي نمايد.
امير بهادر با روي خوش به وي مي گويد که خسته هستيد، برويد، و فردا صبح تشريف بياوريد، منصور نظام مي رود و فردا صبح به حضور امير بهادر شرف ياب مي گردد. امير بهادر از وي استقبال نموده و وي را دعوت به نشستن مي نمايد؛ . پس تعارف بجاي مي آورد و سپس دستور قهوه مي دهد، 35 منصور نظام پس از صرف قهوه به دستور امير بهادر که شما خسته هستيد و بفرمايد منزل تا حکم و دستور برايتان بگيرم.
منصور نظام به همراه ميرزا عبدالله خان و صمصام نظام به تهران رفته بود. 36
بنا به گفتة ميرزا عبدالله خان وصمصام نظام، منصور نظام که به منزل رسيد، وي را حالت استفراق و سرگيجه گرفت؛37 و تا دکتر برسانند، جان به جان آفرين تسليم مي نمايد.
وي در زير[با] سرپوشي [و] به وسيله اي حکومت ـ که يکي از مشروطه خواهان بود ـ 38 سر به نيست مي شود؛ بدون آن که نامي از وي باشد و يا آبي از آب تکان بخورد.
منصور نظام مردي متوسط لقامه، چهارشانه و تا حدودي چاق و زمخت قيافه بود 39 و حالتي مردانه داشت. 40
وي در حدود سال 1288 قمري به دنيا آمده و در تابستان سال 1326 قمري با خوردن سم و زهر مسموم مي گردد. به علت جواني و به دست گرفتن امورات ايل و خانواده اش در جواني و ثروت بي کران پدرش ـ فتحعلي خان سرتيپ ـ را با بخشش هاي بي جاو پيش کش هاي زورکي از طرف شاهزادگان قاجار اعمال مي گرديده است، تقريباً به پايان رسانده و تا حدودي از ثروت خود را به علت مخالفت با دايي خود اسدخان مصرف و در راههاي پوچ مبارزه با اسدخان نصيرنظام که ايل بگي نيز بوده به مصرف مي رساند...»41
7. نتيجه گيري
اين بخش از خاطرات و نوشته ها و بازگفته ها و اسناد مرحوم علي اکبر خان قرابگلو معروف و ملقب به فتح السلطان روشنايي قابل توجهي در تاريخ مشروطة ايراني مي اندازد که در فرصتي مناسب با هم کاري آقاي هرمز محيط منتشر خواهد شد.
در هر صورت اين مقاله کوشيد تا يکي از شهيدان جوان مشروطة ايراني را به اختصار بشناساند و يکي از بازوهاي نظامي انقلاب را معرفي کند. علي اکبر خان منصور نظام داراي شخصيتي قابل توجه است . وي در سنين جواني مديريت يک ايل را به عهده مي گيرد . وارد درگيري هاي خانوادگي خوانين ايل مي گردد اما اين نزاع هاي کوچک او را از مسايل مهم مملکتي دور نمي سازد؛ توجة اين جوان شجاع به نهضت بزرگي که در کشورش پيدا شده بود و همراه شدن با اين نهضت قابل تقدير است. از همه مهمتر اين نکته است که وي با شجاعت تمام، دوستان انقلابي خود را در خانة خويش پناه مي دهد و از فرمان محمد علي شاه سر مي پيچد و به کردستان نمي رود و با سياست، دوستانش را به جاي امني مي برد و سياست محتاطانه اي را اختيار مي نمايد و از سوي ديگر شجاعانه به استقبال مرگ مي رود و شربت شهادت قجري را مي نوشد.
با اين که منصور نظام متعلق به طبقة فئودال است اما از جمله رجال عصر قاجار مي باشد که از منافع و مزاياي طبقاتي خود چشم پوشيده و غرق در ثروت خانوادگي نمي گردد و گام در راه آزادي مي نهد و همراه و هم سو با مردم ستم کشيدة ايران مي شود. او چون نمونة بارزي از رهبران و سرداران آزادي خواه هرگز پاي بر روي قسم خود که در راه حفظ مشروطه ياد کرده است، نمي گذارد و تا آخرين روزهاي حيات، منزلش پناهگاه آزادي خواهان است.
هر چند که جبر تاريخ به وسيلة قهوة قجري کوشيد تا نامش را به فراموش خانه سياست ببرد اما عقل تاريخ بر آن شد تا روح آزادي، نام آزادي خواهان را در روند تکاملي خويش و تا رسيدن به حکومت خرد پاس دارد و پنهان کاري قهوة قجري شربت شهادت در راه آزادي رقم بخورد. اين آزادي از نوع ايراني آن با انديشة ليبرالي غربي کاملاً متفاوت است و همين روحيه ايراني - ايلي توانايي پرداختن به نوع سياست ماکياولي را نيز ندارد 42 که خاستگاه مدني و شهرنشيني دارد و در حالي که ساخت دولت و حکومت در ايران ساختي ايلي و روستايي و روستاهاي باد کرده (= شهر) مي باشد 43 لذا تفکر علمي و انديشة سياسي نوع خاص ايراني خود 44 را شکل مي دهد که با وجود آگاهي از خطر مرگ، به استقبال آن مي روند؛ يکي از اين نمونه هاي تاريخي منصور نظام بود. نامش و يادش جاويد باد.
يادداشت ها و منابع
1. کياوند، عزير؛ «حکومت، سياست و عشاير»ص 37 به بعد [از قاجاريه به بعد](واحد تحقيقات و مطالعات شوراي عالي عشاير 1368)
لمتون، آن. کي. اس: «نظريه دولت در ايران» فصل اول ترجمه و اضافات چنگيز پهلوان(نشرگيو1379)
مينورسکي، ا.م: «سازمان اداري حکومت صفوي تحقيقات تذکره الملوک»ص 236 به بعد ايرانيان و ترکان مقيم ايران ترجمة مسعود رجب نيا (اميرکبير 1368)
2. شعباني، رضا: مباني تاريخ اجتماعي ايران، فصل سوم ص 72ـ92 (قومس 1282)
3. در اين بين بايد از همت والاي دکتر عطا الله حسني شکرگذار بود که به طور بسيار دقيق و علمي در چندين مجلد پژوهش گسترده ، سال ها در اين باره تحقيق نموده اند که انشاء الله در فرصت مناسبي اين پژوهش هاي ذي قيمت را به زيور طبع بيآرايند.
ـ حسني ، عطاالله: « ايل شاهسون بغدادي گزارشي از نيمه راه » شمارة اول مجلة دانشکدة ادبيات دانشگاه تهران نشريه گروه تاريخ، سال يکم ، شمارة اول، بهار 1379.
ـ حسني، عطاالله: «تاريخ فرهنگي ايل شاهسون بغدادي» ( انتشارات ايل شاهسون بغدادي،1381)
4. سومر، فاروق: «قراقوينلوها» ترجمه دکتر وهاب ولي( مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي 1369)حسن زاده، اسماعيل: «حکومت ترکمانان قراقوينلو و آق قوينلو» (سمت1379)
گوندوز، طوفان؛ «ريشه هاي ترکمنان آق قوينلو» ترجمة اسرالشوفي و بلال خاکي ، ويراستة و مقدمة فرهنگ جهانبخش(انتشارات گواه، زيرچاپ)
5. سومر، فاروق؛ «اوغوزها(ترکمن ها) ترجمة آنادردي عنصري ( انتشارات حاج طلايي، گنبد قابوس 1380) ترجمه اي ديگري از اين کتاب توسط دکتر وهاب ولي به انجام رسيده که هنوز چاپ نشده است.
هئيت، جواد:«تورکلرين تاريخ و فرهنگينه بيرباخيش» ص 44 (انتشارات مجلة وارليق 1377) مينورسکي دربارة شاهسون ها گذشته از منبع فوق که ياد شد، در دايره المعارف اسلام مقالة دقيقي دارد. از کهن ترين منابع که هم پاية اثر معروف کاشغري، ديوان لغات ترک( چاپ دبير سياقي، پژوهشگاه علوم انساني 1375/ و چاپ دکتر حسين محمد زاده صديق، نشر اختر 1384 ) مي باشد کتاب ابولغازي بهادرخان؛«شجرتراکمه» ترجمة آنادردي عنصري(گنبد قابوس1383) است که اطلاعات زيادي از ترکان ارغوز به ما مي دهد. از قبيل ترک بايندر ص 27-31-36 / خلج ص 20/ دوکر ص 27-29-31-34-56 / قرا ابولي 27-28،31/
5. سومر، فاروق؛ «نقش ترکان آناطولي در تشکيل و توسعه دولت صفوي» ص 152-154-164 ، شاهسون ها پيش از شاه عباس در زمان شاه اسماعيل نيز تقريباً در موازنة قدرت نقش داشتند و محتملاً در اين تاريخ از لغت «شاهسون» استفاده شده است. ص 119ـ120 به گفتة اسکندر بيک ترکمان و به نقل از سومر، همان ، ص 138 ؛ نظرات دکتر حسني در اين باره قابل توجه است که در رسالة دکتراي خويش آورده اند و نگارنده شفاهاً از آن سود جسته است. [منبع فوق ترجمة دکتر محمد تقي امامي نشر گستره1371] از ديگر پژوهش هاي محققان ترکيه که جديد دوستم دکتر ياشار خلافت انجام داده اند، قابل توجه است.
Yasar kalafat :Iran turklugu s.95 Sahseven/karakyoyunlu turkeris.111(yeditepp yayinevi-subat2005)
6. نگاه کنيد به رسالة دکتراي ، دکتر عطاء الله حسني دانشگاه آزادتهران؛ و محيط، هرمز؛«نقش ايل شاهسون بغدادي در تاريخ ايران به روايت علي اکبر خان قرابگلو (فتح السلطان) بر اساس اسناد تاريخي» (زير چاپ انتشارات گواه ـ فرهنگ )
7. از جمله در احمد علي خان وزيري؛ «تاريخ کرمان» ج2، ص 689 علي خان شاهيسون و نقش او در به قدرت رسيدن کريم خان زند را نقل کرده است که با روايت هاي شفاهي علي اکبرخان قرابگلو هماهنگي دارد. [ منبع فوق به تصحيح دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي، انتشارات علمي 1364]
جان .ر. پري: «کريم خان زند» ص 100،102،121،129 ترجمة علي محمد ساکي (فراز 1365) به نقش شاهسون ها اشاره دارد اما به بغدادي بودن آنها اشاره نکرده است؛ هم چنين بنگريد به نوايي،عبدالحسين؛«کريم خان زند» ص 108 (کتابهاي جيبي 2536)
8. آجوداني، ماشاالله: «مشروطة ايراني» ص 11 (اختران 1383)
9. محيط، هرمز؛ همان کتاب، سند امضاي خوانين و سردان شاهسون در قيام بر عليه خارجيان جنگ جهاني در پشتيباني از عشاير و مردمان فارس و آذربايجان .
جوادي، غلامرضا؛ «اسناد ساوه» ، ص 261 به بعد تلگراف هاي محمد صمصامي شاهسون به دکتر محمد مصدق (جهاد دانشگاهي1380)
10. محيط ، هرمز: همان ، ص 38-7
11. تفضيل جريانات تهران و مأموريت هاي منصور نظام و ساير سواران شاهسون بغدادي بنگريد


چت اورداپ

فقط کامنت    

ایجاد کننده

بدن انسان به قدری روغن دارد که با آن می توان 7 قطعه صابون ساخت.

ضرب المثل

آب زیره کاه (دورو،صحنه ساز ،تودار)

مسابقه
برای شرکت در مسابقه، شماره شما باید در سیستم ثبت شود

سوال شماره 5895 تأیید کننده: مهشید جون
شاه عباس صفوی چگونه به سلطنت رسید؟
(1) ولیعهد بود
(2) به وسیله خون ریزی وقدرت
(3) پدرش را برکنار کرد وبر تخت نشست
(4) هیچ کدام
پاسخ صحیح را به صورت
شماره سوال:پاسخ صحیح
به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید.
مثال: از چپ به راست بخوانید 5895:2
هر روز یک نفر از کسانی که پاسخ صحیح داده باشند به قید قرعه، عضو ویژه اورداپ خواهند شد.
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.

صفحات ایجاد شده توسط اعضا